  نمي‌توان  از  آنها  پيروي ‌كرد  و  ملزم  بدانها  شد.  ولي  در  عين  حال  راه  انكار  در  پيش  نمي‌گيريم  و  آنها  را  مردود  نمي‌شما‌ريم‌.

در  اين  رخداد،  نصّ  قرآني  در  دسترس  است‌،  نصّي  كـه  ثابت  مي‌كند  ابليس  اعمال  مشـركان  را  بـراي  مشـركان  آراسته  و  پيراسته  است‌،  و  ايشان  را  براي  بيرون  آمـدن  دل  و  جرأت  بخشيده  است  با  اعلان  پناه  داد‌ن  بديشان  و  ياري  رساندن  بدانان‌.  گذشته  از  اين‌،  وقتي  كه  دو  گروه  همديگر  را  ديده‌اند  و  به  يكديگر  نگريسته‌اند:

(نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرَى مَا لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ )(٤٨)

 بر  پاشنه‌هاي  خود  چرخيد  (‌و  از  عـهد  و  پيمان  خود  دست  كشيد)  و  گفت‌:  من  از  شما  بـيزار  و  گريزانم.  مـن  چيزي  را  مي‌بينم  كه  شما  نمي‌بينيد.  من  از  خدا  مي‌ترسم‌.  چرا كه  خدا  سخت  كيفر  دهنده  و  مجازات  كننده  است‌.  ابليس  ايشان  را  خوار  داشت  و به  ترك  آنان ‌گفت  تا  تنها  خودشان  به  سرنوشت  شوم  خود گرفتار  آيند،  و  به  وعده  و  پيمانش  با  ايشان  وفاء  نكرد.

ولي  ما  چگونگي  و كيفيّتي  را  نمي‌دانيم‌ كه  ابليس  بدان  اعمال  مشركان  را  براي  مشـركان  آراسـته  و  پـيراسـته  است‌،  و  چگونه  بـديشان  گـفته ‌است‌:  امـروز  كسـي  از  مردمان  بر  شما  پيروز  نمي‌شوند  و  من  ياور  و  همپيمان  شمايم‌.  و  چگونه  بر  پاشنه‌هاي  خود  بـرگشته ‌است  و  عهدشكني‌ كرده  است‌،  و  پس  از  آن  هر چه  خواسته  است  گفته ‌است‌.  

ما  فقط  قاطعانه  نمي‌توانيم  از كيفيّت  و  چگونگي  سخن  گوئيم‌.  چرا كه‌ كارهاي  اهريمن  همه  غيب  است‌،  و  ما  را  نسزد كه  قاطعانه  چيزي  را  دربارۀ  كارهايشان  بيان  داريم  مگر  در  حدود  نصّ  مسلم  و  قطعي‌.  نصّ  هـم  در  اينجا  كيفيّت  كار  را  بيان  نمي‌دارد.  بلكه  تنها  رخ‌ دادن  واقعه  را  ثابت  مي‌كند.

تلاش  و  اظهار  نظر  ما  در  اينجا  به  پايان  مي‌آيد.  و  بـه  شيوه  و  روالي  هم  نمي‌گرائيم‌ كه  شيخ  مـحمّد  عـبده  در  تفسير  خود  در  پيش ‌گرفته  است  و  تلاش  مي‌كند  هر كار  غيبي  از  اين  قبيل  را  توجيه  و  تأويل ‌كند،  توجيه  و  تأويل  معيّن  و  مشخّصي‌ كه  حركت  حسّي  را  از  اين‌ گونه  جهانها  و  از  اين  دست  پـديده‌ها  بـازمي‌گيرد  و  نـفي  مـي‌كند.  همچو‌ن  سخن  شيخ  محمدرشيد  رضـا  در  تـفسير  خـود  همين  آيه‌:

(وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لا غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَكُمْ). 

(‌به  ياد  آور)  زماني  را  كه  اهريمن  (‌با  وسوسه‌هاي  خود)  اعمالشان  را  در  جلو  ديدگانشان  مي‌آراست  و  مـي‌گفت‌:  امروز  هيچكس  نمي‌تواند  بر  شـما  پـيروز  شـود،  و  مـن  همپيمان  و  ياور  شما  هستم‌.

يعني  اي ‌پيغمبر!  براي  مؤمنان  بيان  كن  آن  زماني  را كه  اهريمن  براي  مشركان  اعـمالشان  را  بـا  وسـوسۀ  خـود  آراست‌،  و  بديشان  با  خطره ها  و  به  دل  افكندنها  گفت‌:  امروز كسي  از  مردمان  بر  شما  غالب  نمي‌آيد  و  چيره  نمي‌گردد،  نه  پيروان  ضعيف  محمّد  و  نه  جــز  ايشـان  از  قبائل  عرب  ديگر.  شما  از  لحـاظ  نـفرات  نـيرومندتر  و  قوی‌تر  و  از  لحـاظ  تعداد  افـراد  بـيشتر،  و  از  دليـري  زيادتري  برخورداريد.  من  هم‌ گذشته  از  ايـنها  -  يـا  در  حالي‌ كه  -‌ ياور  و  هـمپيمان  شـما  هسـتم‌.  بيضاوي  در  تفسير  خود گفته  است‌:  اهريمن  به  دل  آنان  انداخت  كـه  پيروي  ايشان  از  او  در كارهائي ‌كه  موجب  نزديكي  بـه  خدا  گمان  مي‏‎برند،  ايشـان  را  پـناه  مي‌دهد  و  نـجات  مي‏بخشد.  تا  آنجا  كه  گفته‌اند:  خداوندا!  راه‌يافته‌ترين  دو  گروه‌،  و  برترين  دو  آئين  را  ياري  فرما  و  مدد  رسان‌.  

(فَلَمَّا تَرَاءَتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ ).

امّا  هنگامي  كه  دو  گروه  (‌مؤمنان  و  كـافران‌)  همديگر  را  ديدند  (‌و  روياروي  شدند)  بر  پاشنه‌هاي  خود  چرخيد  (‌و  از  عهد  و  پيمان  خود  دست  كشيد)‌.

يعني  وقتي‌ كه  هر يك  از  دو گروه  متقابل  يكـديگر  به  همديگر  نزديك  شدند،  و  به‌ گونه‌اي  نزديك  گرديدند  كه  همديگر  را  مي‌ديدند  و  وضع  يكديگر  را  مـي‌دانسـتند،  پيش  از  اين  كه  در كارزار  همديگر  را  مـلاقات ‌كـنند  و  آتش  جنگ  با  همديگر  را  برافروزند،  عقبگرد  مي‌كردند  و  بر  پاشنه‌هاي  پاهاي  خود  مي‌چرخيدند.  كساني‌ كـه  از  مفـسّران  گفته‌اند:  مـراد  از  ديد‌ن‌،  برخـورد كردن  است‌،  اشتباه  كرده‌اند.  مراد  اين  است  كه‌:  اهريمن  از  آراستن  و  پيراستن  پيكار،  و  تحريك  و  تشويق  ايشان  به‌ كـارزار  دست  كشــيده  است‌.  لذا  سـخن  جنبۀ  تـمثيل  را  دارد.  وسوسه‌ كردن  اهريمن  تشبيه  شده ‌است  به  حال  و  وضع  كسي ‌كه  به كاري  رومـي‌كند.  و  تــرك‌ كـردن  اهريمن  تشبيه  شده ‌است  به  حال  و  وضع  كسي‌ كه  از  انـجام  آن  كار  برمي‏گردد  و  بدان  پشت  مي‌كند.  سپس  بر  اين  امر  چيزي  را  مي‌افزايد كه  دالّ  بر  بيزاري  و گريز  اهريمن  از  ايشان  باشد  و  برساند كه  او  به  ترك  ايشان‌ گفته ‌است  و  آنان  را  به  حال  خود  رها كرده  است‌،  و  آن  اين  است‌:  

(وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرَى مَا لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ ).

و  گفت‌:  من  از  شما  بيزار  و  گريزانم.  من  چيزي  را  مي‌بينم  كه  شما  نمي‌بينيد.  من  از  خدا  مي‌ترسم‌.

يعني  اهريمن  از  ايشان  بيزاري  نشان  داد  و گريخت‌،  و  بر  ايشان  ترسيد،  و  از  حالشان  نااميد  گرديد،  وقتي  كه  ديد  يزدان  مسلمانان  را  با  فرشتگان  ياري  و  مدد  مي‌رساند.  

(وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ) (٤٨)

خدا  سخت  كيفردهنده  و  مجازات  كننده  است‌.

درست  است  اين  سخن  از گفته‌هاي  اهريمن  باشد،  و  يا  جملۀ  مستأنفه  و  مستقلّي  باشد.

مي‌گويم‌:  معني  اين  خواهد  بـود كـه  سپاهيان  اهـريمن  ناپاك  در  ميان  مشركان  پخش  و  پراكنده  بوده‌اند  و  بـا  تماس  با  ارواح  ناپاكشان  ايشان  را  وسوسه  كرده‌انـد  و  برانگـيخته‌انـد  و گول  زده‌انـد  و  سـرمست  از  غرور  نموده‌اند.  همان‌گونه‌ كه  فرشتگان  در  ميان  مؤمنان  پخش  و  پراكنده  بوده‌اند  و  با  تماس  با  ارواح  پاكشان  چيزي  را  بديشان  پيام  داده‌اند  و  الهام  كرده‌انـد  كـه  در  پـرتو  آن  دلهايشان  را  برجاي  داشته‌اند  و  بر  اعتماد  و  اطمينانشان  به  وعدۀ  پيروزي  خدا  و  ياري  و  مدد  او  افزوده‌اند...)‌.  اين‌ گرايش  ظاهري  به  تفسير  اعمال  فرشتگان  به  اين ‌كه  كارهايشان  تنها  تماس  با  ارواح  مؤمنان  بوده  است‌،  و  در  جاي  ديگري  قاطعانه  گفته ‌است  كه  فرشتگان  در  جـنگ  بدر  نجنگيده‌اند،  هر  چند  كه  فرمودۀ  يزدان  بزرگوار  اين‌ چنين  است‌:

(فَاضْرِبُوا فَوْقَ الأعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ) (١٢)

سرهاي  آنان  را  بزنيد  (‌و  از  هم