)‌.

يزدان  سبحان  از  آنچه  در  ميان  دلها  و  در  اندرون  سينه‌ها  است  باخبر  و  آگاه  بود،  لذا  در  حقّ ‌گروه  مسلمانان  لطف  و  مهربانی ‌كرد  و  چون  ضعف  آنان  را  در  اين  مـوقعيّت  می‌دانست  ايشان  را گرفتار  چنين  چـيزی  نكـرد.  بـدين  سبب  مشركان  را  در  خواب  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  اندك  نشـان  داد،  و  ايشان  را  زياد  نشان  نداد.

خوابی ‌كه  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ديده  بود  دارای  رهنمود  راستين  خود  بود.  پيغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  دشمنان  را  در  خواب  اندك  ديده  بود...  هر چند كه  تعدادشان  زياد  بود،  ولی  توان  و  ارزش  معنوی  ايشان  در  پيكار  كم  بود.  دلهايشان  خالی  از  درك  و  فهم  فراخ‌،  و  خالی  از  ايمان  محرّك‌،  و  زاد  و  توشۀ  سودمند  بود...  اين  حقيقت  واقعی  كه  در  فراسوی  ظاهر  فريبا  و گول  زننده  بود  همان  چيزی  است ‌كه  خدا  آن  را  بـه  پـيغمبر  خـود  نشـان  داد،  و  بـا  آن  آرامش  و  اطمينان  به  دلهای  گروه  مسلمانان  انداخت‌.  خدا  آگاه  از  رازها  و  نهانيهای  درون  مسلمانان  بود.  مـی‌دانست  كـه  آنان  تعدادشان  انـدك  است‌،  و  دارای  سـاز  و  بـرگ  و  توشۀ  ناچيز  هستند.  خدا  آگاه  بود كه  اگر  از  فـراوانـی  دشمنانشان  مطّلع  گـردند  در  درونشـان  چـه  ضـعف  و  هراسی  از  درگيری  به  غوغا  درمی‌آيد،  و  چـه  جـدال  و  كشمكشی  دربارۀ  جنگيدن  يا  نجنگيدن  به  راه  می‌افتد.  اين ‌كه  موقعيّت  چنين  به  نظـرشان  آيد  و  تعداد  دشمنان  را  اندك  ببينند،  تدبير  و  تقديری از  تدبيرها  و  تـقديرهای  خداوند  آگاه  از  رازها  و  نهانيهای  درونها  بود.

هنگامی  كه  دو گروه  روياروی  شدند،  خـواب  راسـتين  نبوی  به  شكل  عيان  از  دو  طرف  تكرار گـرديد.  يـعنی  مشركان  مؤمنان  را  كم  می‌ديدند،  و  مؤمنان  نيز  مشركان  را  اندك  می‌يافتند!  اين  هم  همان  تدبير  و  تقديری  است  كه  يزدان  مسلمانان  را  بدان  تذكّر  می‌دهد  و  به  خاطرشان  می آورد،  بدان  هنگام  كه  از  كارزار  و  رخدادهای  پيكار  و  نتائج  آن  سخن  می‌رود.         

(وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلا وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولا وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ) (٤٤)

در  آن  زمان  خداونـد  آنـان  را  در  نـظر  شـما  بـه  هنگام  روياروئی  كم  جلوه  داد،  و  شما  را  نيز  در  نظر  آنـان  كم  جلوه  داد،  تا  خداوند  موضوعی  را  كه  می‌بايست  تـحقّق  يابد  انجام  دهد.  (‌اين  ارادۀ  خدا  بود)  و  همۀ  كارها  و  همۀ  چـيزها  (‌در  ايـن  جـهان‌)  بـه  فرمان  و  خواست  يـزدان  برمی‏گردد  (‌و  آنچه  او  بخواهد  می‌شود  و  بس‌)‌.

در  اين  تدبير  و  تقدير  الهی  چيزی  نهفته  بود كـه  هر دو  گــروه  را  بــرای  شــروع  پـيكار  تـحريك  مـی‌كرد  و  برمی‌انگيخت‌...  مؤمنان  دشمنان  خود  را  اندك  می‌ديدند  -  چون  با  چشم  حقيقت  بدانان  می‌نگريستند  - ‌و  مشركان  مؤمنان  را  اندك  می‌ديدند  -‌ چون  بـا  چشـم  ظـاهر  بـه  مؤمنان  می‌نگريستند  -  و  از  فراسوي  هر دو  حقيقتي  كـه  هر گروهي  از  آن  دو گروه‌،  طرف  مقابل  خود  را  آن  چنان  مي‌ديد،  هدف  تدبير  و  تقدير  الهي  سر  برمي‌زد،  و كاري  به  وقوع  مي‌پيوست  كه  قضا  و  قدر  آفــريدگاري  بدان  تعلّق‌ گرفته  بود.

(وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ) (٤٤)

همۀ  چيزها  (‌در  اين  جهان‌)  به  فرمان  و  خواست  يـزدان  برمي‌گردد  (و  آنچه  او  بخواهد  مي‌شود  و  بس).

 اين ‌پيرو،  پيرو  مناسبي  براي  تحقّق  تدبير  و  تـقدير،  و  وقوع  قضا  و  قدر  است‌...  چه  اين‌ كار  يكي  از كـارهائي  است‌ كه  مرجع  آن  تنها  خداي  يگانه  است‌.  آن ‌گونه  كـه  خود  بخواهد  با  قدرت  خود  آن  را  مي‌گرداند،  و  با  ارادۀ  خويش  به  انجام  مي‌رساند،  و  چيزي  نمي‌تواند  سـر  از  خطّ  قدرت  و  فرمان  او  بكشد،  و  چيزي  در  جهان  سر  از  نقاب  برنمي‌آورد  و  روي  نمي‌دهد  مگر  آنچه  قضا  و  قدر  الهي  بر  آن  رفته  باشد  و  بر  آن  برود.
*وقتي  كه  كار  اين ‌چنين  است‌...  تدبير  و  تقدير،  تدبير  و  تقدير  يزدان  است‌.  مدد  و  ياري  از  سوي  خداي  سبحان  است‌.  فراواني  شماره  نـيست‌ كـه  پـيروزي  را  تـضمين  مي‌كند.  ساز  و  برگ  و  توشه  نيست‌ كه  سرنوشت ‌كارزار  را  رقم  مي‌زند  و  تعيين  مي‌كند.  پس  مسلمانان  بايد كـه  متوسّل  به  اسباب  و  عللي  بشوند كه  با  صاحب  تدبير  و  تقدير،  و  صاحب  مدد  و  ياري‌،  و  صاحب  قدرت  و  قوّت  و  سلطه‌،  پيوند  دارد،  و  بايد  از  اسباب  و  عللي  بپرهيزند  كه  باعث  شكست  خوردن ‌كافران  شد  هر چند كـه  داراي  تعداد  و  ساز  و  برگ  و  توشۀ  فراوان  بودند.  مسـلمانان  همچنين  بـايد  از  سـرمستي  و  غـرور  و  تكـبّر  و  خود  بزرگ‌بيني  و  باطل  و  بـاطلگرائـي  دوري ‌گـزينند،  و  از  مكر  و كيد  و گول  و  نيرنگ  اهريمن  خويشتن  را  برحذر  دارند،  اهريمني‌ كه  چنان  كافراني  را  به  مهـلكه  انداخت  و  به  نابودي  كشاند.  مسلمانان  بايد  كه  تنها  بر  خدا  توكّل  كنند  و  بس‌،  خدائي ‌كه  چيره  و كاربجا  است‌:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (٤٥)وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (٤٦)وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بَطَرًا وَرِئَاءَ النَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَاللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ (٤٧)وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لا غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَرَاءَتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرَى مَا لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ (٤٨)إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هَؤُلاءِ دِينُهُمْ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ) (٤٩)

اي  مؤمنان‌!  هنگامي  كه  با  گروهي  (‌از  دشمنان  در  ميدان  كارزار)  روبرو  شديد  پايداري  نمائيد  (‌و  فرار  نكنيد)  و  بسيار  خدا  را  ياد  كنيد  (‌و  قدرت  و  عظمت  و  وفاي  به  عهد  او  را  پيش  چشم  داريد  و  به  تضرّع  و  زاريش  بخـوانيد)  تا  (‌در  اينجا)  پيروز  و  (‌در  آخرت‌)  رستگار  شويد.  و  از  خدا  و  پيغمبرش  اطاعت  نمائيد  و  (‌در  ميان  خود  اختلاف  و)  كشمكش  مكـنيد،  كـه  (‌اگر  كشـمكش  كـنيد)  درمـانده  و  ناتوان  مي‌شويد  و  شكوه  و  هيبت  شما  از  ميان  مـي‌رود  (‌و  ترس  و  هراسي  از  شما  نمي‌شود)‌.  شكيبائي  كنيد  كـه  خدا  با  شكيبايان  است‌.  و  مـانند  كسـاني  (‌از  قريشيان‌)  نباشيد  كه  بسيار  مـغرو