ن  شـده  است‌.  برخی  از  آنها  احکام  نهائی  هسـتند  و  بعضیها  احکامی  هستند که  بعدها  در  سورۀ  توبه  تکمیل  شده‌اند.  تا  ایـنجا  نـزدیک  است  نقش  دوم  سوره‌ -  از  لحـاظ  سرشت  موضوعات  و  از  لحاظ  ترتیب  قرار گرفتن  آنها  در  روند  سخن  -  مطابق  با  چیزی  شود که  در  نقش  اول  سوره  آمده  است‌.  تنها  در  احکام  معاملات  اردوگاه  اسلامی  با  اردوگاه‌های  دیگر  تا  اندازه‌ای  مفصّل  صحبت  شده  است‌.

سپس  در  پایان  سوره  موضوعات  و  احکام  دیگری  اضافه  می‌گردد که  با  احکام  پیشین  پیوند  دارند  و  مکمّل  آنها  هستند:

خداوند  سبحان  پیغمبر  خود  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌را  و  مؤمنانی  را که  در  خدمت  او هستند  متوجّه  فضل  و  لطفی  می‌فرماید که  بدیشان  روا  دیده  است  بدان‌ گاه ‌که  دلهایشان  را  به  یکدیگر  انس  و  الفت  بخشیده  است‌،  دلهائی ‌که  اگر  اراده  و  خواست  و  رحمت  و بزرگواری  خدا  در  حقّ  آنها  نبود  از  یکدیگر  رمان‌،  و  از  انس  و  الفت‌ گریزان  می‌گردیدند.  همچنین  یزدان  منّان  ایشان  را  مطمئنّ  می‌سازد که  تحت  حفاظت  و  حمایت  او  قرار  دارند...  بدین  خاطر  به  پیغمبر  خود  دستور  مـی‌فرماید کـه  مسـلمانان  را  به  جنگ  تشویق  و  ترغیب‌ کند،  و  بدیشان  بگوید که  در  پـرتو  ایمانشان  - ‌اگر  شکیبائی ‌کنند  -  حریف  ده  برابر  خود  از  کافران  بیشعور  می‌گردد،  چه ‌کافران  ایمان  ندارنـد،  و  مسلمانان  در  ضعیف‌ترین  حالات  خود  حریف  چندین  برابر  خویش  از کافران  می‌گردند،  اگر  شکیبائی  ورزند.  زیرا  خدا  با  شکیبایان  است‌.

آن‌ گاه  یزدان  مسلمانان  را  بر  اثر  قبول  فـدیه  از  اسیران  سرزنش  می‌کند،  چرا که  آنان  هنوز  در  زمین‌ کاملاً  بر  دشمن  پیروز  نگردیده‌اند  و  ایشان  را  درهم  نکوبیده‌اند  و  بر  منطقه  سیطره  و  قدرت  نـیافته‌انـد  و  دولت  ایشان  استوار  نگردیده  است  و  تحکیم  پیدا  نکرده  است‌.  بدین  وسیله  برنامۀ  حرکت  و جنبش  اسلامی  را  در  مـراحل  مختلف  و  در  احوال  متعدّد  خود  مقرّر  و  معیّن  می‌دارد.  

این  امر  بیانگر  نرمش  و  سازش  این  برنامه  و  واقعیّت  آن  در  رویاروئی  با  جهان  واقعی  در  مـراحـل‌ گـوناگون  است‌...  هـمچنین  یـزدان  سبحان  برای  ایشـان  بیان  می‌فرماید که  چگونه  باید  با  اسیران  خود  رفتار کنند،  و  چگونه  ایشان  را  مشتاق  ایمان  سازند،  و  ایمان  را  چگونه  در  دلهایشان  زینت  بخشند.  سپس  یزدان  سبحان  ایـن  اسیران  را  کم‌تر  و  ناچیزتر  از  آن  می‌شمارد  که  چـه‌بسا  بخواهند  دوباره  خیانت‌ کنند.  و  ایشـان  را  متوجّه  می‌سازد  که  خيانت  آنـان  فـائده‌ای  نخواهـد  داشت  و  نتیجه‌بخش  نخواهد  بود.  زیرا  خداونـد  بزرگواری  کـه  آنان  را  دچار  شکست  و  اسارت ‌کرده  است  بدان  هنگام  که  نخستین  بار  با  کفر  ورزیدن  به  خدا  خیانت‌ کرده‌اند،  دیگـر  باره  نـیز  ایشـان  را  دچار  شکست  و  اسـارت  می‌فرماید  اگر  به  پیغمبرش  صلّی الله عليه وآله وسلّم  خیانت‌ کنند.

در  پایان‌،  احکامی  ذکر  می‌گردد  که  روابط  گروه  مسلمانان  را  در  میان  خود  سر  و  سـامان  می‏بخشد،  و  ارتباط  و  پـیوند  با  مجموعه‌هائی  را  نـظم  و  ترتیب  می‌دهد که  اسلام  را  می‌پذیرند  و لیکن  به ‌کشور  اسلامی  نمی‌آیند  و  بدان  دسـترسی  پـیدا  نـمی‌کنند.  پس  از  آن  نحوۀ  ارتباط  و  پیوند  با کافران  را  در  حالات  مـعیّنی‌،  و  نیز  از  لحاظ  قاعدۀ  عام  و  قانون  همگانی‌،  بیان  می‌دارد.  به‌گونه‌ای ‌که  سرشت  همایش  اسلامی‌،  و  سرشت  برنامۀ  اسلامی  بطور کلّی،  در  این  احکام  جلوه‌گر  و  روشـن  می‌شود.  از  دیگر  سو  آشکارا  پیدا  و  هویدا  می‌گردد که  (‌همایش  جنبشی‌)  و گردهمآئی  برای  حـرکت‌،  اساس  وجود  اسلامی  است‌،  اسلامی‌ که  احکام  معاملات  داخلی  و  خارجی  مسلمانان  چنین  همایشی  از  آن  سرچشـمه  می‌گیرد.  همچنین  آشکار  و  روشن  می‌شود که  جدائـی  عقیده  و  شریعت  در  این  آئین  از  حرکت  و  وجود  عملی  جامعۀ  مسلمان  ممکن  نیست‌.

در  این  دیباچۀ کوتاه  این  اندازه  سخن  ما  را  بس.  بگذار  از  این  به  بعد  با  آیات  قرآنـی  بطور  مشـروح  روبرو  گردیم‌:<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:203.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:204.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:205.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:206.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:207.txt">قسمت پنجم</a><a class="text" href="w:text:208.txt">قسمت ششم</a></body></html>سوره‌ي انفال آيه‌ي 54-41

(وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (٤١)إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدْتُمْ لاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولا لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَا مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ (٤٢)إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلا وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الأمْرِ وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (٤٣)وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلا وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولا وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ (٤٤)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (٤٥)وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (٤٦)وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بَطَرًا وَرِئَاءَ النَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَاللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ (٤٧)وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لا غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَرَاءَتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرَى مَا لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ (٤٨)إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هَؤُلاءِ دِينُهُمْ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (٤٩)وَلَوْ تَرَى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ