 قرار  دارید  و)  خداوند  سـرپرست  شـما  است  و  او  بـهترین  سـرپرست  و  بهترین  یـاور  و  مددکار  است‌.

بگو  به‌ کافران  در  پرتو  آنچه  آفریدگار  تـوانـا  فرموده  است  دربارۀ  شکست  جمعیّت  ایشان‌،  و  راجع  به  حسرت  و  ندامت  آنان  بر  اموالی‌ که  خرج‌ کرده‌اند،  و  فرجامی‌ که  ایشان  پس  از  این  خواری  و  پشیمانی  دنیوی  دارند  و  در  آخرت  خداوند  سبحان  نـاپاکانشان  را  روی  یکدیگر  می‌اندازد  و  انباشته  می‌کند  و  آن‌ گاه  یکسره  همۀ  ناپاکان  را  به  دوزخ  می‌افکند:

(قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ مَا قَدْ سَلَفَ وَإِنْ يَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّةُ الأوَّلِينَ) (٣٨)

 (‌ای  پیغمبر!)  به  کافران  بگو:  (‌درگاه  توبه  همیشه  بـاز  است  و)  اگر  (‌از  کفر  و  عناد)  دست  بـردارنـد،  گذشتۀ  اعمالشان  بخشوده  می‌شود،  و  اگر  هم  (‌به  کفر  و  ضلال  خود)  برگردند  (‌و  به  جنگ  و  ستیزتان  برخیزند)  قـانون  خدا  دربارۀ  پیشینیان  از  مدّ  نظر  گذشته  است  (‌و  هـمان  قانون  هم  دربـارۀ  آنـان  اجراء  می‏‎گردد.  یـعنی  سـزای  مشرکان  و  معاندان  و  مکذّبان  نابودی  است  و  ایشان  هم  نابود  می‌شوند)‌.

فرصت  جلو  ا‌یشان  آماده  است  و  بدیشان  بخشیده  شده  است‌،  تا  از کفری ‌که  در  آن  هستند  دست  بردارند،  و  از  همایش  برای  جنگ  با  اسلام  و  مسلمانان  دوری‌ کنند،  و  برای  جلوگیری  از  راه  خدا  اموال  خود  را  خرج  نکنند...  راه‌،  پیش  پای  ایشان  باز  است  تا  از  همۀ  این‌ کارها  توبه  کنند  و  به  سوی  خدا  برگردند.  وقتی‌ که  چنین‌ کنند،  خدا  بزهکاریها  و  زشتیهای  پیشین  ایشان  را  می‌بخشاید.  چه  اسلام  امور  پـیش  از  خود  را  قطع  مـی‌کند  و  زدوده  می‌نماید،  و  انسان  پاکیزه  از  همۀ  چیزهای  پیش  از  آن  به  دائـرۀ  اسلام  وارد  می‏‎گردد،  و بـیگناه  هـمچون  روز  تولّدش  از  مادر  می‌شود...  اگر کافران  -  پس  از  این‌ گفتار  و  بيان  -‌ باز  هم  ديگر  باره  به  تعدّی  و کفری  برگردند که  در  آن  غوطه‌ور  بودند،  سنّت  خدا  د‌ربارۀ  پیشینیان  هر  چه  بوده  است  در  اینجا  هم  تغییر  نمی‌کند  و  دگرگون  نمی‌شود...  سنّت  خدا  بر  اين  رفته  است  و  بوده  است ‌که  تکذیب‌کنندگان  را  پس  از  تبلیغ  و  تبیین  عذاب  دهد،  و  پیروزی  و بهروزی  و  عزّت‌ و  قدرت  به ‌دوستان  خود  عطاء  فرماید...  این  سنّت  و  قانون  تخلّف  ناپذیری  است‌.  پیوسته  چنین  بوده  است  و  چنین‌ گذشته  است‌...کـافران  که  هم  اینک  بر  دو  راهۀ  حقّ  و  باطل  قـرار  دارند،  هر  راهی  راکه  می‌خواهند  می‌توانند  در  پیش‌ گیرند  و  هر  کاری‌ که  می‌پسندند  بدان  دست  بیازند!

با  ذکر  این  مطالب‌،  سخن  از کافران  به  پایان  می‌آید،  و  روند  قرآن  به  مؤمنان  رو می‌کند  و  بدیشان  می‌فرماید: 

(وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (٣٩)وَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ) (٤٠)

و  با  آنان  پیکار  کنید  تـا  فتنه‌ای  بـاقی  نماند  (‌و  نـیروئی  نـداشـته  بـاشند  که  بـا  آن  بتوانـند  شـما  را  از  دیـنتان  برگردانند)  و  دین  خالصانه  از  آن  خدا  گردد  (‌و  مؤمنان  جز  از  خدا  نترسند  و آزادانه  به  دسـتور آئین  خویش  زیست  کنند)‌.  پس  اگر  (‌از  روش  نـادرست  خود)  دست  برداشتند  (‌و  اسلام  را  پذیرفتند،  دست  از  آنان  بـداریـد،  چـرا  کــه‌)  خـدا  مـی‌بیند  چیزهائی  را  کـه  مـی‌کنند  (‌و  کیفرشان  می‌دهد)‌.

این  حدود  و  ثغور  جهاد  در  راه  خدا  در  هر  زمانی  است‌،  نه  فقط  در  آن  زمان‌...  هر  چند که  آیات  متعلّق  به  جهاد،  و  مربوط  به  قوانین  جنگ  و  صلح‌،  در  این  سوره‌،  آخرین  آیات  نیـستند،  چه  در  سورۀ  برائت‌ که  در  سال  نهم  هجری  نازل‌ گردیده  است‌،  آیاتی  در  این  زمینه  آمده  است‌،  و  هر  چند که  اسلام  -‌ همان‌گونه‌ که  در  دیباچۀ  سوره‌ گفتیم  -‌ حرکت  مثبتی  است‌ که  با  واقعيّت  زند‌گی  با  وسائل  همساز  و  همآهنگ  با  زمان  رویاروی  می‌شود،  و  هر  چند که  اسلام  حرکتی  است ‌که  دارای  مراحل  متعدّد  است  و  هر  مرحله‌ای  از  مراحل  آن  دارای  وسائل  سـازگار  با  روزگار،  و همآوا  با  شرائط  و نیازمندیهای  واقعی  محیط  است‌...  با  وجود  همۀ  اینها  فرمودۀ  خدا‌وند  بزرگوا‌ر: 

(وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ ).

و  با  آنان  بجنگید  تا  فتنه‌ای  باقی  نماند  (‌و  نیروئی  نداشته  باشند  که  با  آن  بتوانند  شما  را  از  دینتان  برگردانند)‌.  حکم  دائمی  حرکت  اسلامی  را  در  رویاروئی  با  واقعیّت  جاهلی  دائـمی  مـقرّر  مـی‌نماید. اسـلام  آمـده  است  -  همان‌گونه‌که  در  معرّفی  سوره ‌گذشت  - تا  اعلان  همگانی  آزادی  (‌انسان‌)  در  (‌زمین‌)  از  بندگی  بندگان،  و  نیز  از  بندگی  هوا  و  هو‌س  خودش  باشد که  آن  هـم  بندگی  بندگان  بشمار  است‌.  ایـن‌ کار  وقتی  صورت  می پذیرد که  الوهیّت  خداوند  یگانه‌،  و  ربوبیّت  او  بر  همۀ  جهانیان‌،  اعلان  گردد...  معنی  این  اعلان  هم  ایـن  است‌:  شورش  و  جنبش  همگانی  بر  ضدّ حاکمیّت  بشر  در  هر  شکلی  از  اشکال  و  در  همۀ  نظامها  و  سیستمها  و  در  همۀ  اوضاع  و  احوالی‌ که  هست‌،  و  نبرد  و  سرکشی‌ کامل  بر  هر  حال  و  وضعی‌ که  در  اقطار  و اکناف  زمین  است  و  فرمانروائی  در  آنجا  در  دست  انسان  به  هر  شکلی  از  اشکالی  که  هست‌...  الی  آخر...[2]

برای  پیاده‌ کردن  این  هدف  بزرگ  باید  دو کار  بنیادین  صورت  پذیرد:

1-دفـع  اذیّت  و  آزار  و  جلوگیری  از  برگرداندن مسلمانان  از  آئین  خود،  مسـلمانانی‌ که  ایـن  آئـین  را  می پذیرند،  و  آزادی  خود  را  از  حاکمیّت  انسانها  اعلان  می‌دارند،  و  تنها  به  بندگی  خداوند  یگانه  می پردازند،  و  از  بندگی  بندگان  به  هر  شکل  و صورتی ‌که  هست  دست  برمی‌دارند...  این ‌کار  هم  به  انجام  نمی‌رسد  و  حاصل  نمی‌گردد  مگر  با  بودن  دسته  و گروه  مؤمنی ‌که  دارای  همایش  جنبشی  تحت  رهبری  مؤمن  به  ایـن  اعـلان  همگانی  باشد،  و  این  اعلان  را  در  جهان  واقعیّت  اجراء  کند،  و  با  طاغوت  و  طاغوتیاتی  برزمد کـه  با  اذیّت  و  آزار  و  از  دین  برگرداندن  پیروان  این  آئین‌،  راه  تعدّی  و  تجاوز  درپیش  می‏‎گیرند،  و  با  قدرت  و  قوّت  و  با  وسائل  فشار  و  غلبه  و  با  دستگاه‌های  رسانه‌ها  و  تشکّلات  خبرگزاریهای  اطّلاع  رسانی‌،  از  کسانی  که  می‌خواهند  این  آئین  را  بپذیرند،  جلوگیری  می‌کنند.

2-درهم  شکسن  هر  نیروئی‌که  در  زمین  بر  اسـاس  بندگی  انسانها  برای  انسانها  استوار  و  پایدار  است‌،  به  هر  شکلی  از  اشکال  بندگی  مردمان  برای  بندگان  باشد.  این‌ کار  هم  برای  تضمین  هـدف  اول‌،  و  برای  اعلان  الوهیّت  خداوند  