ت بدیشان  دادیم‌،  قدرت  و  نعمتی  که  آن  را  به  شما  نداده‌ایم‌،  و  بارانهای  پیاپی  برای  آنان  باراندیم  و رودبارها  در  زیر  (‌منازل  و  کاخهای‌)  ایشان  روان  کردیم‌.  امّا  (‌هنگامی  که  سـرکشی  و  نافرمانی  کردند  و  شکـر  نـعمت  بـجای  نیاوردند،  به  پاس  گناهانشان‌)  آنان  را  نابود  سـاختیم  و  اقوام  و  ملّتهای  دیگری  را  پس  از  ایشان  پدیدار  کردیم  (‌و  زمام  امور را  به  دستشان  سپردیم‌.  پس  از  گذشتگان  پند  گیرید  و  از  خواب  غفلت  بیدار  شوید)‌.

در کنار  ایـن  نگرشها،  نگرشهای  هـمسان  و  همگو‌ن  دیگری  در  ایـن  سوره  و  در سـراسر  قـرآن  است  و  گوشه‌ای  از  برنامۀ  جدید  و  جدّی  و کاملی  برای  اندیشۀ  بشری  به  تصویر کشیده  می‌شود،  برنامه‌ای ‌که  جاودانه  و  منحصر  به  فرد  است‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ‌مراجعه  شود  به‌ کتاب‌:  (‌الاسلام  و  مشکلات  الحضاره‌)  فصل  (‌تخبط  و  اضطراب‌) ‌و کتاب  (‌‌التطور  و  الثبات  فی  حیاه  البشریه‌)  فصلهای‌:  (‌شهاده  التاریخ‌)  و  (‌شهاده  القرن  العشرین‌) 
[2] ‌برای  اطّلاع  بیشتر مراجعه  شود  به‌ کتاب  (‌خصائص  التصور  الاسـلامی  و  مقوماته‌)
[3] مــراجـعه  شـود  بـه‌ کـتاب‌:  (‌التـصویر  الفـنی  فـی  الفـرآن‌)  فـصلهای‌:  (‌التصویرالفنی‌)  و  (‌طریقه  القرآن‌)  و  (نماذج  بشریة)‌. 
[4] مراجعه  شود  به‌ :‌ کتاب  (‌خصائص  التصور  الاسلامی  و  مقوماته‌)  جلد  دوم‌،  فصل  (‌التفسیر  الاسلامی  للتاریخ‌)‌.یزدان  سبحان ‌کافرانی  را  بیم  می‌دهد  و  تهدید  می‌کند که  اموال  خود  را  خرج  جلوگیری  از  راه  خدا  و  بازداشتن  دیگران  از  آن  می‌کنند.  آنان  را  بیم  مـی‌دهد  و  تـهدید  می‌کند  به  ایـن ‌که ‌کارشان  مـایۀ  حسـرت  و  ندامت  خودشان  می‌گردد.  آنان  دارائی  و  اموال  خود  را  خرج  می‌کنند  تا  در  پایان  هدر  رود  و  ضائع  شود،  و  در  این  دنیا  آنان  شکست  بخورند  و  حقّ  پیروز  بشود.  در  آخرت  هم  در  دوزخ‌ گردآورده  خواهند  شد،  و  حسـرت  و  نـدامت  بزرگ  روی  می‌دهد...  بلی  این  چنین  و  آن  چنان‌ که  خواهد  شد...

(لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَى بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ) (٣٧)

 (‌این  شکست  در  دنیا  و  عذاب  در  آخرت  همه  به  خاطر  آن  است  که‌)  تا  خداوند  ناپاک  را  از  پاک  جدا  سازد  و  برخی  از  ناپاکان  را  بر  برخی  دیگر  بیفزاید  و  جملگی  ایشـان  را  روی  هم  انباشته  کند  و  آنگاه  بـه  دوزخشـان  بـیندازد.  آنان  (‌در  دنیا  و  آخرت‌)  زیانکارند.

آخر  چگونه‌؟

این  اموالی  که  خرج  می‌شود  باطل  را  برمی‌انگیزد،  و  بدان  مهلت  تعدّی  و  تجاوز  می‌دهد.  حقّ  نیز  با  مبارزه  و  جهاد  به  مقابلۀ  آن  می‌رود،  و  با  حرکت  و  جنبش  برای  نابودی  قدرت  باطل  دست  به‌ کار  می‌شود،  و  آن  را  از  حرکت  و  جنبش  می‌انـدازد...  در  ایـن  بـرخـورد  تـلخ‌،  سرشتها  پیدا  و  هویدا  می‌گردند،  و  حقّ  از  باطل  جدا  می‌شود.  همچنین  پیروان  حقّ  نیز  از  پیروان  باطل  جدا  می‌گردند  -  حتّی  در  صفهائی‌ که  پیش  از  به  میان  آمدن  امتحان  و  آزمون‌،  زیـر  پـرچـم  حقّ  می‌آرمیدند  -‌ و  پایداران  شکیبای  همیشه  ماندگار،  آن  کسانی‌ که  سزاوار  پیروزی  و  یاری  خدا  هستند  پیدا  می‌گردند،  چرا که  آنان  شایستۀ  حمل  امانتهای  خدا،  و  نگاهداری  آنها  هستند،  و  تحت  فشار  آزمایش  و  آزمون  و  بلا  و  محنت  در  حفظ  و  مراقبت  امانتها  کوتاهی  نمی‌کنند...  بدین  هنگام  است‌ که  خدا  ناپاک  را  روی  ناپاک  انباشته  و  اندوده  می‌کند،  و  آن وقت  آن  را  به  دوزخ  می‌افکند.  این  هم  نهایت  زیـان  و  ضرر  است‌.

تعبیر  قرآنی  ناپاک  را  گنده  نشان  می‌دهد،  تا  آنـجا که  انگار  ماده  و  جرمی  است  با  حجم  درشت  و  بزرگ.  انگار  توده‌ای  از  چیزهای ‌کثیفی  است  و  بدون‌ کم‌ترین  توجّه  و  اهمّیّتی  و  ارج  و  ارزشی  به  آتش  افکنده  می‌شود!

(فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ ).

و  برخی  از  ناپاکان  را  بر  برخی  دیگر  بیفزایـد  و  جملگی  ایشان  را  روی  هم  انباشته  کند  و  آنگاه  بـه  دوزخشـان  بیندازد.

معنی  را  در  قالب  ماده‌،  و  غیر  محسوس  را  به  شکل  مـحسوس  نشـان  دادن‌،  به  مدلول  و  مفهوم  تأثـیر  ژرف‌تری  در  عقل  و  شعو‌ر  می‌بخشد...  این  هم  شـیوۀ  قرآن  مجید  در کار  تعبیر  و  تأثیر  است‌.

*
هنگامی ‌که  روند  قرآنی  به  بیان  قاطعانه  می‌رسد  راجع  به  سرانجام  کفری‌ که  پشتیبانی  می‌گردد،  و  پایان  ناپاکی  انباشته‌ای‌ که  پشته‌ پشته  اندوه  و  انبوه  می‌شود،  روی  به  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  می‌کند  و  بدو  می‌گوید:  واپسـین  اخطار  را  به ‌کافران  بکند  و  ایشان  را  بیم  بدهد،  و  روی  به  جبهۀ  مسلمانان  می‌فرماید  و  بدیشان  دستور  جنگ  می‌دهد  تا  از  دین  برگرداننده‌ای  در  زمین  نماند،  و  آئین  خالصانه  از  آن  خداگردد،  و  دسـتۀ  مسـلمانان  جهادگر  مطمئنّ  شوند که  خدا  سرور  و  یاورشان  است‌،  پس‌ کسی  از  مردمان  نه  با  جنگ  و  نه  با  نیرنگ  بر  ایشان  چیره  و  پیروز  نمی‌گردد،  و  یقین  حاصل‌ کنند که  یزدان  سرپرست  مددکار  و  پشتیبان  ایشان  است‌:

(قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ مَا قَدْ سَلَفَ وَإِنْ يَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّةُ الأوَّلِينَ (٣٨)وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (٣٩)وَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ) (٤٠)

 (‌ای  پیغمبر!)  به  کافران  بگو:  (‌درگاه  تـوبه  هـمیشه  بـاز  است  و)  اگر  (‌از  کفر  و  عناد)  دست  بـردارنـد،  گذشتۀ  اعمالشان  بخشوده  می‌شود،  و  اگر  هم  (‌به  کفر  و  ضلال  خود)  برگردند  (‌و  به  جنگ  و  ستیزتان  برخیزند)  قـانون  خدا  دربارۀ  پیشینیان  از  مدّ  نظر  گذشته  است  (‌و  هـمان  قانون  هم  دربـارۀ  آنان  اجراء  می‏‎گردد.  یـعنی  سـزای  مشرکان  و  معاندان  و  مکذّبان  نابودی  است  و  ایشان  هم  نابود  مـی‌شوند)‌.  و  با  آنان  پیکار  کـنید  تا  فتنه‌ای  بـاقی  نماند  (‌و  نیروئی  نداشته  باشند  که  با  آن  بتوانند  شـما  را  از  دینتان  برگردانند)  و  دین  خالصانه  از  آن  خدا  گردد  (‌و  مؤمنان  جز  از  خدا  نترسند  و  آزادانـه  بـه  دسـتور  آئین  خویش  زیست  کنند)‌.  پس  اگر  (‌از  روش  نادرست  خود)  دست  برداشـتند  (‌و  اسـلام  را  پـذیرفتند،  دست  از  آنـان  بدارید،  چرا  که‌)  خدا  می‌بیند  چیزهائی  را  که  مـی‌کنند  (‌و  کیفرشان  می‌دهد)‌.  و  اگر  پشت  کردند  (‌و  به  روی‌گردانی  خود  از  حقّ  و  آزار  مؤمنان  ادامه  دادند)  بدانید  که  (‌شما  تحت  سرپرستی  خدا 