  به  سزای  حقیقی  خود  رسیده‌اند،  و کیفر  عذاب  و  عقاب  چیزی ‌که  آن  را  دروغ  نامیده‌اند  دامنگیر  ایشان  شـده  است‌،  و  سرانجام  حقّ  بر  باطل  پیروز  آمده  است‌.

دوّم‌:  آشنا  کردن  دلهای  تکذیب‌ کنندگان  و  مسـخره  کنندگان  عرب  است  با  موارد  هلاک  پدران  و  نیاکانشان‌.  پد‌ران  و  نیاکانی‌ که  کارشان  تکذیب  و  تـمسخر  بوده  است‌.  همچنین‌ گوشزد کردن  عربها  است  به  چنین  هلاک  و  نابودی  اگر  در کار  مسخره ‌کردن  و  تکذیب  نـمودن  پافشاری ‌کنند.  خداوند  پیش  از  آنان  ملّتها  و  نژادهائی  را  کیفر  دا‌ده  است‌ که  از  ایشان  بسی  نیرومندتر  و  در  زمین  مقتدرتر  و  از امکانات  بیشتر  برخوردار  بوده‌اند،  و  دارائی  و  رفاه  زیادتری  نیز  داشته‌اند،  همانگونه  کـه  خداوند  در  سرآغاز  این  مـوج  بدیشان  فرموده  است‌،  موجی‌ که  با  چنین  نگرشهای  واقعی  رعب ‌انگیز،  دلها  را  سخت  به  تکان  می‌اندازد.

از  جملۀ  چیزهائی‌ کـه  انسـانها  را  بیدار  و  هوشیار  می‌سازد،  این  رهنمود  قرآنی  است‌:

(قُلْ سِيرُوا فِي الأرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ).

 بگو:  در  زمین  بگردید  و  سپس  بنگرید  و  دقّت  کـنید  که  سرانجام  آنان  که  (‌پيغمبران  خود  را)  تکذیب  می‌کرده‌اند  چه  شده  است‌؟‌!.

گشت‌ و گذار  در  زمین‌،  برای‌ کسب  اطّلاع  و  اندیشیدن  و  عبرت  گرفتن‌،  و  برای شناختن  و  آگاهی  پيد‌ا کـردن  از  قوانین  یزدان‌ که  در  حوادث  و  وقائع  زمان  به  تـصویر  کشیده  است‌،  و  برجسته  در  آثار  برجای  ماندۀ  پیشینیان  نگاشته  آمده  است‌،  و  در تاریخ  و  روایت  مربوط  به  این  آثار  ثبت  و  ضبط  شده  است‌،  و  بر پـهنه‌های  سرزمین  چنین  مردمانی  منقو‌ش‌،  و  در  سینه‌های  بازماندگان  همچون  کسانی  محفوظ  مانده  است‌.  گشت ‌و گذار  بدین  شیوه  و  برای  همچون  هدفی  و  با  این  آگاهی،  همۀ  اینها  کارهائی  است‌ که  عربها  با  آنها  آشنا  نبودند.  دقّت ‌کن ‌که  برنامۀ  اسلامی  رّبانی  عربها  را  به  چه  پـایه  و  مـایه‌ای  رسانده  است‌،  و  چگونه  ایشان  را  از  جاهلیّتی ‌که  در  آن  می لولیده‌اند  به  چنین  سطحی  از آگاهی  و  اندیشه  و  نگاه  و  شناخت  علمی  انتقال  داده  است  و  بسی  ایشان  را  به  جلو  انداخته  است  و  به  سوی  ترقّی‌ کوچانده  است‌.

عربها  در  زمین  به ‌گشت ‌و گذ‌ار  و  سیر و سفر  می‏‎پرداختند،  ولی ‌کوچ  ایشان  از  این  ناحیه  به آن  نـاحیه‌،  تـنها  برای  بازرگانی  و  بسر  بردن  زندگی  بود  و  بس.  برای  تجارت  مسافرت  می‌کردند،  و  برای  شکار  و  دامداری  از  اینجا  بدانجا  می‌رفتند  و  در  پی  تهیّۀ  وسائل  زندگی  بار  سـفر  برمی بستند.  امّا  برابر  برنامۀ  علمی  و  تربیتی  سیر و  سفر  کنند،  برای  ایشان  تازگی  داشت‌.  ولی  این  برنامۀ  یزدانی  نوین‌،  ایشان  را  به  اقدام  چنین  افق‌ کاری  برانگیخت،  و  دستهایشان  را گرفت  و  از  درّۀ  جاهلیّت  بالا کشاند،  و  در  بلندای  راه  ایشان  را  به  سوی  قـلّۀ کوه  آهسـته  و  آرام  حرکت  داد،  و  در  پایان  به  اوج  قلّۀ  بلندی ‌که  می بایست  برسند  رساند.

تفسیر  تاریخ  بشری  از  روی  قواعـد  و  دستور  برنامۀ  کلاسیک‌،  همچون  این  چیزی‌ که  قرآن  عـربها  را  بدان  رهنمود  می‌کرده  است‌،  و  برابر  قوانین‌ کلّی  مستمرّی‌ که  هر  زمان  اسباب  و  علل  آن  فراهم  آید،  آثار  آن  -‌ اگر  خدا  بخواهد  -  پدیدار  می گردد،  و  مردمان  می‌توانـند  آن  را  ببينند،  و  بنای  اندیشه‌ هایشان  را  دربارۀ  مقدّمات  و  نتائج  بر  آن  قواعد  و  قوانین  استوار  دارند،  و  با  مراحل  و اوضاع  رخدادها  آشنائی  پیدا کنند.  این  چنین  برنامۀ  کلاسیکی  در  تفسیر تـاریخ‌،  در  آن  زمـان  برای  عقل  بشری  بطور کلّی  چیز  تازه‌ای  بود.  زیرا  تنها  چیزی‌ که  از  تاریخ  روایت  می‌گردید  و  از  اخبار  نگارش  می‌یافت‌،  مشاهدات  یا  روایاتی  از  حوادث  و  عادات  و  مردمان  بود  و  بس.  بدون  اینکه  یک  برنامۀ  تـحلیلی  یـا  تکوینی‌،  حوادث  را  با  یگدگر  مرتبط  سازد،  و  مقدّمات  و  نتائج  را  به  هم  پیوند  دهد،  و  مراحل  و  اوضاع  را  همخوان  و  همسو گرداند.  برنامۀ  قرآنی  بیامد  و  مردمان  را بدین  افق  رسانید،  و  برای  آنان  برنامۀ  نگاه  به  حوادث  تاریخ  بشری  را  آغازید و  این  برنامۀ  آسمانی  مرحله‌ای  از  مراحل‌،  و  منزلی  از  منازل  کاروان  انـدیشه  و  آگـاهی  نیست‌.  بلکه  تنها  و  تنها  (‌برنامه)  است  و  بس  ...  تـنها  این  برنامه  است‌ که  می‌تواند  تفسیر  صحیح  و  درسـتی  دربارۀ  تاریخ  بشری  داشته  باشد  و  بس.[4]‌

کسانی‌ که  دچار  شگفتی  می‌شوند و  تعجّب  می کنند  از  ترقّی  عجيبی‌ که  عربها  در  خلال  یک  ربع  قرن  از  زمان  در  عهد  رسالت  محمّدی  پیدا کردند  و  راه  درازی  را  در  مدّت  کمی  پیمودند،  مدتی که  بهيچو‌جه  برای  پـیدایش  تحوّل  ناگهانی  در  اوضـاع  اقتصادی  کـافی  و  بسنده  نیست‌،  شگفتی  و  تعجّب  چنین‌ کسانی  از  میان  برمی‏خیزد  اگر  اندیشۀ  خود  را  از  بررسی  عوامل  اقتصادی  منصرف  سازند،  و  به  پژوهش  راز  نهفته  در  ایـن  برنامۀ  نوین  یزدانی  بپردازند،  برنامه‌ای ‌که  محمّد صلیّ الله عليه وآله وسّلم   آن  را  با  خود  از  سوی  خداوند  دانا  و  آگاه  آورده  است  ...  چه  در  این  برنامه،  معجزه  نهفته  است‌،  و  در  این  برنامه  رازی  است‌ که  آنان  مدّتهای  مد‌یدی  است  آن  را  در  پـیش  خدای  نادرستی  می جویند که  مـا دیگری  در  روزگار  کنونی  آن  را  آراسته  و  پیراسته‌ کرده  است  و  پا بر جا  داشته  است!  خدائی‌ که  اقتصاد  نام ‌گرفته  است‌!

اگـر  چـنین  نـیست‌،  تـحوّل  نـاگـهانی  اقتصادی  در  جزیرة‌العرب  از  چه  و  از کجا  پدید  آمـد؟!  تحوّلی ‌که  جهان‌بینیهای  اقتصادی‌،  سیستم  حکـومتی‌،  برنامه‌های  فکری‌،  ارزشهای  اخلاقی‌،  دانش  و  آگـاهی  فراوان‌،  و  اوضاع  جامعه  را  پدیدار  می‌گرداند .همۀ  اینها  هم  در  یک  ربع  قرن  از  زمان‌!

قطعاً  نگرشی  این  چنین‌:

(قُلْ سِيرُوا فِي الأرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ). 

بگو: در  زمین  بگردید  و  سپس  بنگرید  و  دقّت  کـنید  که  سرانجام  آنان  که  (‌پیغمبران  خود  را)  تكذیب  می‌کرده‌اند  چه  شده  است‌؟‌!.

همراه  با  نگرش  دیگری ‌که  در  سر آغاز  این  موج  ذکر  گردید که  می فرماید:

(أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَكَّنَّاهُمْ فِي الأرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاءَ عَلَيْهِمْ مِدْرَارًا وَجَعَلْنَا الأنْهَارَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ).

 آیا  ندیده‌اند  (‌و  آگاهی  پیدا  نکرده‌اند)  که  پیش  از  ایشـان  چــقدر  از  اقـوام  و  ملّتها  را  هـلاک  کرده‌ایـم‌؟  اقوام  و  ملّتهائی  که  در  زمین  (‌اسباب  و  ابزار)  قدرت  و  نـعم