ز  مکّی   است .
قرائت  دیگری  هم  ذکر  شده  است‌:
(قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاءَ بِهِ مُوسَى نُورًا وَهُدًى لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا ).
بگو:  چه  کسی  کتابی  را  نازل  کرده  است  که  موسی  آن  را  بـرای  مردم  آورده  است  و  نـوری  (‌رخشـا)  و  هـدایتی  (‌راهــنما)  بـوده  است‌؟  (‌بـرخی  از  یـهودیان‌)  آن  را  در  کاغذهای  (‌پراکنده  و  صفحات  جداگانه‌)  می‌نویسند  و  آن  قسـمت  را  (‌کـه  به  مـصلحت  خـودشان  است  و  بـا  آرزوهایشان  می‌خواند)  نشان  مـی‌دهند،  و  بسیاری  از  آن  را  (‌که  ایشان  را  وادار  به  تصدیق  قرآن  و  ایمان  بـه  نبوّت  محمّد  می‌دارد)  پنهان  می‌کنند.
این  آیه  با  این  قرائت‌،  خبر  از  یهودیان  می‌دهد،  ولی  آنان  را  مخاطب  قرار  نمی‌دهد.  روند  آیـه  هـم  جملگی  از  مشرکان  سخن  می‌گوید...  ابن  جریر  ایـن  روایت  را  ترجیح  می‌دهد  و  چنین  قرائتی  را  می‌پسندد...  با  ایـن  توضیح  آیه  مکّی  می‌گردد.
امّا  آیۀ  دوم‌،  روند  سوره  برداشت  این  را  ندارد که  مدنی  گردد.  زیرا  روند  سوره  بدون  این  آیه‌،  ما  قبل  این  آیه  از  ما  بعد  ا‌ین  آیه  از  لحاظ  معنی  و عبارت  می‌گسلد.  سخن  پیوسته  به  هم  است  و  دربارۀ  این  است ‌که  خدا  باغهائی  را  آفریده  است‌ که  دارای  درختان  بالارونده  از  داربستها  و  پایه‌ها  و  بر  اشیاء  اطراف  خود  پیچیده‌انـد.  و  در  آیـۀ  بعدی  سخن  از  چهارپایانی  است‌ که  بزرگ  و  باربرند،  و  با  چهارپایانی  هستند که ‌کوچک  بوده  و  از  پشم  و  موی  ایشان ‌گستردنی  تهیّه  می‌گردد:
(وَمِنَ الأنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشًا كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ وَلا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ). (  ١4٢)  
(‌این  خدا  است  که  برای  شما)  از  چهارپایان  (‌یعنی‌:  شتر  و  گاو  و  بز  و  گوسفند)  حیوانـاتی  (‌را  آفریده  است  کـه  بزرگ  و)  بـاربرند،  و  حیواناتی  (‌را  آفریده  است‌)  کـه  کوچکند  (‌و  از  پشم  و  موی  آنــها  فرشها  و  گستردنی‏ها  تهیّه  می‌کنید.  اینها  روزی  خدا  برای  شمایند  و)  از  آنچه  خدا  نصیب  شما  کرده  است  (‌و  برای  شما  حـلال  نموده  است‌)  بخورید  و  از  گامهای  اهریمن  پیروی  مکنید  (‌و  بـا  افتراء  تحلیل  و  تحریم‌،  در  راه  او  گام  برندارید)  بی‏گمان  اهریمن  دشمن  آشکار  شمـا  است  (‌و  هرگز  خیر  و  خوبی  شما  را  نمی‌خواهد)‌.
سپس  روند  سوره  برای  تکمیل  سخن  از  چهارپایان  به  پیش  می‌رود،  سخنی‌ که  پیش  از  آیه‌ای  آغاز  شده  بود  که  از  محصولات  و  میوه‌جات  صحبت  می‌کند...  موضوع  یگانه‌ای  همۀ  اینها  را گرد  می‌آورد،  موضوع  یگانه‌ای ‌که  در  بخش  پیشین  از  آن  سخن ‌گفتیم  و اختصاص  به  مسألۀ  تحریم  و  تحلیل  و  نذر  و  نذور  داشت‌.
تنها  چیزی ‌که  بـعضیها  را  بر  آن  داشته  است ‌که  این  آیه  را  مدنی  بدانند،  این  فرمودۀ  خداوند  بزرگوار  است  که  در  آن  آمده  است‌:
(كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ).
  هنگامی  که  به  بار  آمدند  از  میوۀ  آنها  بخورید  و  به  هنگام  رسیدن  و  چیدن  و  درو  کردنشان  از  آنها  (‌بـه  فـقراء  و  مساکین‌)  ببخشید  و  زكات  لازم  آنها  را  بدهید.
این‌ کار  را  هم  حمل  بر  زکات  کرده‌اند‌.  زکات  نـیز  با  نصابهای  مشخّصی  که  در کاشته‌ها  و  محصولات  دارد  جز  در  مدینه  تعیین  و  تبیین  نشده  است  ...  امّا  معنی  این  آیه  تنها  این  نیست‌.  بلکه  اقوال  دیگری  نیز  در  تفسیرها  آمده  است‌.  از  جمله‌،  گفته‌اند:  مراد  آیه  صدقات  است‌.  بعضی  هم‌ گفته‌اند:  مقصود  آیه  این  است‌ که  به  هـنگام  برداشت  محصـول  یا  چیدن  میوه‌ها،  چیزی  از  آنـها  به  کسانی  داده  شود که  از کنارشان  می‌گذرند،  و  یا  به  اقوام  و  خویشاوندان  صاحبان  محصولات‌،  به  خاطر  قرابت  و  خویشی‌،  چیزی  عطاء ‌گردد...  ولی  بعدها  ده  یک  (=1/10)  و  بیست  یک (=1/20)  تعیین‌گردید  ...  بنابراین  آیۀ  مورد  نظر مکّی ‌است‌.  
ثعلبی‌ گفته  است‌:  سورۀ  انعام  مکّی  است‌،  مگر  شش  آیه  که  در  مدینه  نازل  شده‌اند:
(وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ)...  تا  آخر  سه  آیه  ... 
 همچنین‌:
(قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ ...)...  تا آخر  سه  آیه  ...
روشن‌ کردیم ‌که  آیه‌های  پیشین  مکّی  هستند.  چرا که  آنچه  بر  آیۀ  نخستین  این  مجموعه  منطبق  است‌،  بر  آیۀ  دوم  و  سوم  این  دسته  از  آیات  نـیز  منطبق  است‌.  امّا  مجموعۀ  دوم  -  تا  آنجا که  اطّلاع  دارم  و  دانش  من  قد  می‌کشد  -  یک  روایت  از  یكی  از  اصحاب  و  یا  از  یکی  از  تابعان  نقل  نشده  است‌ که  دالّ  بر  این  باشد  که  ایـن  آیه‌ها  مدنی  هستند.  در  موضوع  آنها  نیز  چیزی  نـیست  که  آیه‌ها  را  مدنی  بشمار  آورد...  این  دسته  از  آیات‌،  از  اندیشه‌ها  و  جهان‌بینیهای  جاهلیّت  صحبت  می‌کنند  که  با  موضوع  تحریم  و  تحلیل  ذبیحه‌ها  و  نذر  و  نذورها  کاملاً  پیوند  دارند  و  پیشتر  از  آن  سخن  رفت  ...  بدین  خاطر  از  مكّی  بودن  آنـها  جانبداری  می‌کنم  و  بدین  دیـدگاه  می‌گرایم‌.
در  قرآن  امير‌ی‌،  آيه‌های‌:  (  ٢٠،  ٢٣،  ٩١،  ٩٢،  114،  ١٤١،  ١٥١،  ١٥٢،  ١٥٣)  مدنی  هستند.  از  آیات‌:  (91،  ٩٢)  و    (141)  و  (  ١٥١-‌١٥٣)  سخن‌ گفتيم‌.  در  آیه‌های  (‌٢٠،  ٢٣،  114)  چیزی  نیست‌ که  ما  را  به ‌گمان  مـدنی  بودن  اندازد،  مگر  ذکر  اهل‌ کتاب  در  آنها.  این  هم  دلیل  نمی‌گردد،  زیرا  در  آیه‌های  مکّی  همسان  ایـن  چـیزها  وجود  دا‌رد.
به  خاطر  همۀ  اینها،  ما  نظریّۀ  کسانی  را  می‌پسندیم ‌که  این  روایتها  را  مطلق  دانسته‌اند  و  از  موارد  ویژه  آزاد  و  رها  شمرده‌اند.  روایتهائی‌ که  بیانگر  این  هستند که  سوره  در  یک  شب  و  در  مکّه  نازل‌ گردیده  است‌.  از  ابن  عبّاس  و  همچنین  از  أسماء  دختر  یزید،  این  امـر  روایت  شـده  است‌.  و  اسماء  روایت  را  به  شکل  زیر  نقل‌ کرده  است‌:  
(‌سفیان  ثوری  از  لیث‌،  او  نیز  از  شهر  پسر  حوشب‌،  و  او  از  اسماء  دختر  یزید  روایت  می‌کند که  اسماء ‌گفته  است‌:  سورۀ  انعام  بر  پیغمبر صلیّ الله عليه وآله وسّلم   همه  یکباره  نازل  شد‌،  در  حالی‌ که  من  افسار  شتر  پیغمبر صلیّ الله عليه وآله وسّلم   را گرفته  بودم،  و  از  سنگینی  سوره‌ کمی  مانده  بود  استخوانهای  شـتر  بشکنند)‌.
روایتی  هم ‌که  از  ابن  عبّاس  نقل  شده  است  و  طبرانی  روایت  نموده  است‌،  چنین  است‌:
(‌علی  پسر  عبدالعزیز،  و  حجّاج  پسر  منهال‌،  و  حمّاد  پسر  سلمه‌،  برای  ما  از  علی  پسر  زید،  و  يوسف  پسر  مهران‌،  و  او  از  ابن  عبّاس  روایت  کرده‌اند که‌ گفته  است‌:  سورۀ  انعام  در  شبی  در  مكّه‌،  نازل‌ گردید،  پیرامون  سوره  هفتاد  هزار  فرشته  بودند  و  به  تسبیح  و  تقدیس  صدا  سر  داده  بودند).
این  دو  روایت  از  سخنانی  مطمئن‌ّتر  و  م