  می‌گسترد،  و  دیدن  را  پنهان  می‌سازد،  و  مسیرها  را کور  می‌کند،  و  راه‌ها  را  پنهان  می‌دارد...  هوا  و  هوس  است‌ که  دلیـل  و  برهان  از  پس  آن  برنمی‏آید،  بلکه  تقوا  و  پرهیزگاری  است‌ که  آن  را  می‌راند  و از سر راه  به  دور  می‌گرداند.  ترس  از  خدا،  و  پیش  چشم  داشتن  خدا  در  پنهان  و  آشکار  است ‌که  هوا  و  هو‌س  را  می‌راند...  بینش  و  نیروی  تشخیصی‌ که  درون  را  روشـن  مـی‌سازد،  و  اشتباه  را  برطرف  می‌گرداند،  و  راه  را  روشن  می‌نماید،  از  اینجا  سرچشمه  می‌گیرد.
این  هم ‌کاری  است‌ که  ارزش  آن  با  پـول  سنجیده  نمی‌شود...  لیکن  خداوند  بزرگ  با  فضل  و  لطف  خود  زدودن  اشتباهات  و  بخشش ‌گناهان  را  بر  آن  می‌افزاید.  سپس  بدانها  (‌فضل  سترگ)  را  اضافه  می‌فرماید.
هان‌!  این  بذل  و  بخشش  و  عطاء  و کرم  همگانی  و  همه  جانبه‌ای  است ‌که  آن  را  عطاء  نمی‌کند  جز  پروردگار  (‌بزرگوار  و  بخشایشگر)  صاحب  فضل  عظیم  و  لطف  عمیم.  
--------------------------------------------------------------------------------
[1] معنی فوق با توجّه به برداشت استاد سیّد قطب است‌. معنی دیگر آیه چنین است‌:(‌ای  مؤمنان‌!) شما (‌که از پروردگار خود) درخواست پیروزی (‌در جنگ بدر) را می کردید و پیروز هم  شدید... .
[2] دیلمی در مسند الفردوس آن را از انس روایت ‌کرده  است‌.  (‌مؤلّف‌) 
[3] ‌تنها ... فقط ...
[4] واقعاً. حقیقتاً بطور قطع ‌و یقین‌. به راستی  ... 
[5]  در ایـنجا مسأله‌ای مـطرح مـی‌گردد: (‌ایـمان افـزایش و کــاهش می‌پذیرد)‌. این مسأله یکی  از مسائل علم‌ کـلام در دورۀ خـوشگذرانی و پوچگرائی و نپرداختن به کارهای عملی مهمّ ‌و  جدّی زندگی است ... لذا هم اینک ما بدان نمـی‌پردازیـم‌. (‌مؤلف‌)
[6] در تفسیر فی ظلال القرآن این آیه به شکـل :(‌انّ فی ذلک لآیاتٍ للْمُؤمنينَ )‌ذکر شده است‌!                    
 [7] برای اطّلاع بیشتر مراجعه شود به تفسیر فرمودۀ خداوند بـزرگوار: (‌وَ عنْدَهُ ‌مفاتح ‌الْغيْب لا  یَعْلَمُها الّا هُوَ ) در جلد چهارم جزء هفتم فی ظلال القرآن سورۀ انعام‌، صفحۀ  489-‌509.
 [8] برای اطّلاع بیشتر مراجعه شود به کتاب : (‌‌خصائص التصور الاسلامی و مقوماته‌)‌.
 [9] ‌مراجعه شود به رهنمودهای همین سوره در همین جزء‌.  
 [10] مسلم‌ و بخاری آن را روایت‌ کرده‌اند(‌مؤلف‌)  
 [11] خداوند در آیات ١٢4 و  ١٢5 سورۀ آل عمران از  3000 و  از  5000 فرشته نام برده است‌.  (‌مترجم‌)
 [12] به نقل از ابن‌کثیر در تفسیر.
 [13] ترجمۀ آیه با توجّه به برداشت سیّد قطب در فی ظلال القرآن و برخی دیگر از مفسران است‌.  مخاطب‌ آیه می‌تواند مؤمنان‌ هم باشد. در ایـن صورت معنی آیه چنین خواهد بود:(‌ای مؤمنان‌!) شما (‌که از پروردگار خود) درخواست پیروزی (‌در جنگ بدر) را می‌کردید و پیروز  هم  شدید. (‌حال‌ که مشغول تقسیم غنائم هستید، از روش اعتراض آمیز و مخالفت با نحوۀ  تقسیم غنائم‌) اگر دست بردارید، برای شما بهتر خواهد بود. اگر هم (‌به مجادله و  پرخاشگری خود) برگردید، ما هم (‌به تقبیح‌ کـارتان و تحریک دشمنانتان‌) برمی‌گردیم (‌و شما  را در چنگال دشمن تنها رها می‌سازیم‌) و جمعیّت شما هر چند هم زیاد باشد (‌بدون یاری  خدا)‌ کاری از پیش نخواهد برد. بیگمان خدا با مؤمنان است (‌و یاری و پشتیبانی او شا‌مل  آنان است‌)‌. 
[14] دوابّ جمع دابّة، به مـعنی جنبندگان (‌نگا: نـور / 45)‌. در ایـنجا مـراد انسانها است‌. (‌مترجم‌)  <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:198.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:199.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:200.txt">قسمت سوم</a></body></html>سوره‌ي انفال آيه‌ي 40-30

(وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ (٣٠)وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا قَالُوا قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاءُ لَقُلْنَا مِثْلَ هَذَا إِنْ هَذَا إِلا أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ (٣١)وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (٣٢)وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ (٣٣)وَمَا لَهُمْ أَلا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا كَانُوا أَوْلِيَاءَهُ إِنْ أَوْلِيَاؤُهُ إِلا الْمُتَّقُونَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ (٣٤)وَمَا كَانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ (٣٥)إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ (٣٦)لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَى بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (٣٧)قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ مَا قَدْ سَلَفَ وَإِنْ يَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّةُ الأوَّلِينَ (٣٨)وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (٣٩)وَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ) (٤٠)

روند  قرآنی  در  سوره  به  پیش  می‌رود. گذشته  را  برای  رویـاروئی  با  حـال  عرضه  می‌دارد،  و  برای‌ گروه  مسلمانانی  که  به ‌کارزار  فرو  رفته‌انـد  و  پـیروزمندی  مقتدرانه  و  فراگیری  را  به  دست  آورده‌اند،  فاصلۀ  دور  و  درازی  را  به  تصویر  می‌زند کـه  میان ‌گذشته  و  حال  ایشان  است‌،  و  بدیشان  فضل  و  لطفی  را  نشان  مـی‌دهد  که  تدبیر  و  تقدیر  یزدان  بدان  تعلّق ‌گرفته  است  و  ایشان  را  مشمول  عنایت  خود  کرده  است‌...  کاری‌ که  در  برابر  آن  غنائم  بی‌ارزش  و  ناچیز  است‌،  و  تحمّل  فداکاریها  و  جان  نثاریها  و  سختیها  و  دشواریها  هم  در  قیاس  با  آن  بی‌ارج  و کم  بها  است‌.

در  درس ‌گذشته  تصویری  از  موقعیّت  مسلمانان  در  مکّه  -‌ پيش  از  این  جنگ  - گذشت  و  بیان‌ گردید که  مسلمانان  چه  اند‌ازه  ضـعیف  و  بـی‌دفاع  بودند.  تـا  آنـجا که  می‌ترسیدند  مردمان  ایشان  را  بربایند.  تصویری  هم  از  پناه  دادن  و  عزّت  و  نـعمت  بخشیدن  یـزدان  بدیشان  جلوه‌گر  آمد،  و گفته  شد که  چگو‌نه  در  سـایۀ  تعبیر  و  تقدیر  آفریدگار  مورد  عنایت  و  رعایت  و  فضل  و کرم  پروردگار  قرار گرفتند.

روند  قرآنی  در  اینجا  تصویر  موقعیّت  مشرکان  را  دنبال  می‌کند، 