 باشها،  به  چنین  گروه  مسلمانان  مجاهد  پویا  و  تلاشگر تذکّر  داده  می‌شود که  اجر و  پاداش  بزرگی‌ که  آنان  در  پیشگاه  خدا  دارند  بسی  والاتر  و  برتر  از  اموال  و  اولادی  است‌ که  چه  بسا  انسانها  را  از  فداکاری  و  جان  نـثاری  و  جهاد  و  پـویائی  به  دور  می‌دارند:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (٢٧)وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ) (٢٨)

ای  مؤمنان‌!  به  خدا  و  پیغمبر  (‌با  دوست  داشت  دشمنان  حق‌ّ،  پخش  اسرار  جنگی،  پشت  سر  افکندن  بـرنامه‌های  الهـی‌،  و  غیره‌)  خیانت  مکـنید،  و  در  امـانات  خود  نـیز  آگاهانه  خیانت  روا  مدارید.  و  بدانـید  کـه  امـوال  و  اولاد  شما  وسیلۀ  آزمایش  هستند  (‌و  ترجیح  محبّت  دارائـی  و  فرزندان  بر  محبّت  یزدان  سبحان‌،  مایۀ  بلا  و  هلاک  شما  است‌)  و  بدانید  که  پاداش  بزرگ  (‌مؤمنانی  که  از  عـهدۀ  امتحان  برمی‌آیند  و  رضایت  خدا  را  بالاتر  از  مال  و  منال  دنیا  می‌دانند)  در  پیشگاه  خدا  (‌مهيّا  و  مصون‌)  است‌.  شانه  خالی‌ کردن  از  بار  مسؤولیّتها  و  مشکلات  مـلّت  مسلمان‌،  و  رها کردن  تکالیف  و  وظائف  ایشان  در  زمین‌،  در  این  دین  مسأله‌ای  است ‌که  مقدّم  بر  همۀ  مسائل  دیگر  است‌،  و  آن  مسأله  عبارت  است  از:

(لا إله إلا الله , محمد رسول الله" . ).

جز  خدا  خدائی  نیست‌،  و  محمّد  پیغمبر  خدا  است‌.

مسألۀ  مقدّم  بر  همۀ  مسائل‌،  الوهیّت  را  تـنها  به  خدا  اختصاص  دادن‌،  و  در این  باره  فقط  از  چیزی  بهره‌مند  شدن  و  رهنمود گرفتن ‌که  محمّد  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌آن  را  تبلیغ‌ کرده  است  و  به  مردمان  رسانیده  است  ...  انسانها  در  سراسر  تاریخ  دور  و  دراز  خود  اصلاً  خدا  را  انکار  نکرده‌انـد؛  بلکه  تنها  خداگونه‌ها  و  معبودهای  دروغینی  را  شریک  و  انباز  خدا  کرده‌اند.  مدّتهای  اندکی  در  اعتقاد  و  عبادت  به  شریک  و  انباز  معتقد  بوده‌اند،  و  مـدّتهای  زیـادی  در  حاکمیّت  و  فرمانروائی  و  سلطه  و  قدرت‌،  انباز  برای  خدای  بی‏نیاز  تراشیده‌اند  -  شکل  اخیر  شرک  اغـلب  رواج  داشـته  است  -  لذا  نـخستین  مسألۀ  ایـن  آئـین  کشاندن  مردمان  به  سوی  اعتقاد  به  الوهیّت  یزدان  نبوده  است‌.  بلکه  کشاندن  انسانها  به  سوی  انحصار  الوهیّت  خداوند  سبحان،  و  اعتراف  به  لااله‌الّاالله‌ء‌،  یـعنی  تـنها  خدا  را  در  زندگی  زمینی  خود  حاکمیّت  دادن  و  فرمانروا  دانستن  بوده  است‌،  همان‌گو‌نه ‌که  پـیوسته  تـنها  به  حاکمیّت  و  فرمانروائـی  او  در  نـظام  هستی  اعتراف  داشته‌اند  و  اقرار  نموده‌اند،  تا  فرمودۀ  خداونـد  بزرگ  بجای  آید که  می‌فرماید:

(وهو الذي في السماء إله وفي الأرض إله). 

 خدا  آن  کسی  است  که  در  آسمان  معبود  است  و  در  زمین  معبود  است‌. (‌زخرف/84) 

 همچنین  نخستین  مسأله‌ کشاندن  مردمان  بدین  امر  است  که  فقط  و  فقط  پیغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم  رسانندۀ  احکام  و  قوانین از  سوی  خدا  است‌.  لذا  بر  مردمان  واجب  است ‌که  پذیرای  همۀ  چیزهائی  باشند که  آنها  را  بدیشان  ابلاغ  می‌فرماید.

این  مسألۀ  این  آئین  است‌،  چه  به  عنوان  استقرار  آن  در  درون‌،  و  چه  به  عـنوان  حرکت  برای  استقرار  آن  در  زندگی‌.  بدین  خاطر  است‌ که  شانه  خالی ‌کردن  از  زیر  بار  این  مسؤولیّت‌،  خیانت  به  خدا  و  پیغمبر  بشمار  می‌آمده  است‌،  و  خدا گروه  مسلمانانی  را  از  آن  برحذر  می‌دارد  که  بدین  آئین  ایمان  آورده‌اند  و  این  ایـمان  را  اعـلان  داشته‌اند،  و  بدین  سبب  بر  آنان  واجب  آمده  است  تا  برای  پیاده‌ کردن  مدلول  واقعی  و  مفهوم  حقیقی  آن  جهاد  کنند،  و  تکالیف  و  وظائف  و  دشواریها  و  سختیهای  جهاد  را  با  جان  و  مال  و  فرزند  بپذیرند  و  بدان  خیزند.

همچنین  یزدان‌ گروه  مسلمانان  را  از  خیانت  در  امـانتی  برحذر  می‌دارد که  آن  را  پذیرفته‌اند  و  اسلام  را گردن  نهاده‌اند  در  آن  روزی ‌که  با  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  بیعت  کرده‌اند.  چه  اسلام  تنها  واژه‌ای  نیست‌ که  با  زبان‌ گفته  می‌شود.  و  تنها  عبارتها  و  دعاهائی  هم  نیست‌ که  بیان  می‌شود.  بلکه  اسلام  برنامۀ  زندگی ‌کامل  و  شاملی  است  که ‌گردنه‌ها  و  دشواریها  بر  سر  راه  آن  قـرار  می‏‎گیرد.  اسلام  برنامه‌ای  است  برای  ساختن  یک  واقعیّت  زندگی  ،  بر  پایۀ  لا الله الّا الله.  آن  هم  با  برگردانـدن  مردمان  به  بندگی  و  پرستش  پروردگار  راستین  خودشان‌،  برگرداندن  جامعه  به  حاکمیّت  و  شریعت  خدا،  برگرداندن  طاغیانی  که  بر  الوهيّت  و  قدرت  خدا  شوریده‌اند  و  بدانها  تعدّی  کرده‌اند،  از  طغیان  و  تعدّی‌،  تأمین  حقّ  و  عـدل  برای  جملگی  مردمان‌،  پابرجا  داشتن  عدالت  و  دادگری  در  میان  مردمان  با  میزان  و  معیار  راست  و  درست‌،  و  آباد  کردن  زمین  و  انجام  تکالیف  و  وظائفی‌ که  خـلافت  در  زمین  از  سوی  یزدان  می‏طلبد  و  چنین  خلافتی  هم  باید  برابر  برنامۀ  خدای  سبحان  صورت  پذیرد.

همۀ  اینها  امانت  است  و  هر کس  آنها  را  انـجام  ندهد  بدانها  خیانت  می‌کند،  و  خلاف  وعده‌ای ‌کرده  است ‌که  برابر آن  با  خدا  پیمان  بسته  است‌،  و  عـهد و بـیعتی  را  نقض کرده  است  و  شکسته  است‌ که  با  پیغمبر  خود  انجام  داده  است‌.  

همۀ  اینها  نیازمند  فداکاری  و  جان  نثاری  و شکيبائی  و  بردباری  است‌.  همۀ  اینها  نیازمند  چیره  شدن  بر  امتحان  اموال  و  اولاد،  و  چشم  دوختن  به  اجر  و  پاداش  بزرگ  است‌ که  در  پیشگاه  یزدان  برای  بندگانی ‌که  امین  در  امانتهای  خدا،  و  شکیبا  و  فداکار  و  جان  نثار  هستند: 

(وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ) (٢٨) 

(‌ای  مؤمنان  راسـتین‌!)  بـدانـید  کـه  اموال  و  اولاد  شما  وسـیلۀ  آزمـایش  هستند  (‌و  تـرجیج  محبّت  دارائی  و  فرزندان  بر  محبّت  یزدان  سبحان‌،  مایۀ  بلا  و  هلاک  شما  است‌)  و  بدانید  که  پاداش  بزرگ  (‌مؤمنانی  کـه  از  عـهدۀ  امتحان  برمی‌آیند  و  رضایت  خدا  را  بالاتر  از  مال  و  منال  دنیا  می‌دانند)  در  پیشگاه  خدا  (‌مهیّا  و  مصون‌)  است‌.  این  قرآن  هستی  انسانها  را  مخاطب  قرار  می‌دهد،  به  گونه‌ای  و  از  راهی ‌که  آفریدگارشان  در  سـاختارشان  سراغ  دارد،  و  با  چیزهائی ‌که  از  ظاهر  و  باطن  ایشان  می‌داند،  و  از  پیچ  و  خمها  و  راه‌ها  و  مسیرهای  تـرکیب  بند  وجودشان  می‌شناسد!

یزدان‌ سبحان  موارد و مواضع  ضعف ‌و ناتوانی  موجود  در  این  پدیده  را  می‌داند.  و  آگاه  از  این  است‌ که  حرص  و  آز  بر  اموال  و  محبّت  و  علاقۀ  به  اولاد،  از ژرف‌ترین  موارد  و  مواضع  ضعف  و  ناتوان