  و  آن  را  ناخوش  بدارید...  باز  هم  بنگرید  چگونه  پس  از  فراخوانی  حیاتبخش  و  زندگی‌ساز  به  چه  شکلی  درآمده‌اید  و  در پرتو  آن  قدرتمند  و پیروز  و  دارا  شده‌اید که  هیچ‌،  بلکه  اجر  و  ثواب  هم  برده‌اید.  خدا  از  چیزهای  پاکیزه  به  شما  رزق  و  روزی  می‌رساند  تـا  شما  را  آمادۀ  سپاسگزاری  از  خود  سازد  و  در  برابر  سپاسگزاریتان  از  فضل  و کرم  او  اجر  و  پـاداش  هم  بگیرید  و  ببرید!

این  تعبیر  قرآنی  صحنۀ  زنده‌ای  از کمی  نفرات  و  ضعف  و  ناتوانی  و  هراس  و  پریشانی  را  ترسیم  می‌کند:  

(تَخَافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ ).

می‌ترسیدید  که  مردمان  شما  را  بربایند.

این  صحنه‌،  صحنۀ  در  انتظار  ماندن  مضطربانه  و  پائیدن  بیمناکانه‌ای  است‌.  صحنه  تا  آنجا  پریشانی  و  هراسانی  را  به  تـصویر  می‌زند،  نـزدیک  است  انسـان  نشـانه‌ها  و  سیماهای  بیمناکانه‌،  و  حرکات  پریشانگرانه‌،  و  چشمهای  ترسیدۀ  زل  زده  را  ببيند...  همچنین  دستهائی  را  بنگرد که  دراز  می‌شوند  تا  بربایند،  در  حالی  که ‌گروه  انـدک  مسلمانان  در  انتظار  ربودن  خود  از  سوی  ایـن  دسـتها  هستند  و  بر  خود  می‌لرزند  و  می‌ترسند.

این  صحنۀ  هراس‌انگیز،  ناگهان  در  سایۀ  الطاف  خدائـی  که  مسلمانان  را  در  پناه  خود گرفت‌،  به  صحنۀ  امـن  و  امان  و  نیرو  و  پیروزی  و  روزی  پاک  و کالای ‌گرانـبها  تبدیل  می‌شود:

(فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ ).

ولی  خدا  شما  را  (‌در  سرزمین  مدینه‌)  پناه  و  مأوی  داد  و  با  معونت  و  یاری  خـود  شـما  را  (‌در  جنگ  بـدر  پـیروز  گرداند  و)  نیرو  بخشید  و  غنائم  پاکیزه‌ای  بهرۀ  شما  کرد.  

(لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ) (٢٦)

تا  این  که  سپاسگزاری  بکنید  (‌و  در  راه  جهاد،  با  جـان  و  دل  بکوشید)‌.

چه  کسی  است ‌که  دربارۀ  این  کوچ  بالا  بیندیشد  و  این  انتقال  والا  را  پیش  چشم  بدارد،  آن‌ گاه  به  ایـن  صـدای  زندگی  لبریز  از  امن  و  امان  و  قدرت  و  ثـروت  پـاسخ  مـثبت  نـدهد؟  صدای  پـیغمبر  امـین  بـزرگوار  صلّر الله عليه وآله وسلّم  همچنین  چه کسی  است‌ که  در  برابر  پناه  دادن  و  منزل  و  مأوی  بخشیدن  و  مدد  و  یاری ‌کردن  و  نعمتهای  فراوان  عطاء  نمودن  یزدان  جهان  از  خداوند  منّان  سپاسگزاری  نکند،  آن  هم  بدان  هنگام ‌که  این  صحنه  و  آن  صحنه  هر  دو  بدو  نموده  شود،  دو  صحنه‌ای ‌که  هر  یک  آهـنگ  و  نوا  و  الهام  و  پیام  خود  را  دارد؟

گذشته  از  این  و  افـزون  بـر  ایـن‌،  مسـلمانان  نـخستین  مخاطبان  این  قرآن‌،  خودشان  در  هر  دوی  این  صحنه  و  آن  صحنه  می‌زیستند...  به  یاد  احوالی‌ که  در گـذشته  و  حال  داشتند  می‌افتادند  و  می‌دانستند  خودشان  چه  بودند  و  چه  هستند  ...  به  همین  خـاطر  ایـن  قـرآن  در  حسّ  و  شعورشان  آن  مزه‌ای  داشت  که  داشت‌!

گروه  مسلمانانی‌ که  امروزه  برای  برگشت  دادن  این  آئین  به  دنیای  واقعی  موجود  در  زمین  و  به  زنـدگی  عـملی  مردمان‌،  جهاد  و  تلاش  می‌کنند،  چه  بسا  این  دو  مرحله  را  نپیموده  باشند،  و  طعم  هر  دو  مزه  را  نچشیده  باشند...  امّا  این  قرآن  آنان  را  هم  با  صدای  ایـن  حـقیقت  فـریاد  می‌دارد.  اگر  ایشان  امـروزه  در  ژرفـای  ایـن  فـرمودۀ  خداوند  بزرگوار  می‌زیند:

(إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الأرْضِ تَخَافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ  ).

هنگامی  که  شـما  گروه  انـدک  و  ضـعیفی  در  سـرزمین  (‌مکّه‌)  بودید  و  می‌ترسیدید  که  مردمان  شما  را  بربایند. 

 سزاوار  ایشان  است ‌که  دعوت  به  زنـدگی  و  حیاتی  را  بپذیرند که  پیغمبر  خدا  صلّر الله عليه وآله وسلّم  آنان  را  به  سوی  آن  فـرا  می‌خواند،  و  با  اطمینان  و  اعـتماد کـامل  چشـم  بـه  راه  وعده‌ای  باشند  که  یزدان  به  گروه  مسلمانان  داده  است‌،  همان  وعده‌ای  که  بدان  وفا  کرد  و  برای  نخستین  گـروه  مسلمانان  آن  را  تحقّق  بخشید،  و  وعده  هم  داده  است‌ که  بدان  وفا  کند  و  آن  را  تحقّق  بخشد  برای  هر گروهی‌ که  بر  راستای  راه  او  درست  بایستد،  و  در  برابر  دشواریها  و  ســختیها  و  تکـالیف  و  وظـائفی  کـه  دارد  شکـیبائی  و  پایداری  کند...  در  این  صورت  چشم  به  راه  تحقّق  ایـن  فرمودۀ  خداوند  متعال  باشد:

(فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ) (٢٦)

پس  خدا  شما  را  پناه  و  مأوی  داد  و  بـا  مـعونت  و  یـاری  خود  شما  را  نیرو  بخشید  و  غنائم  پاکیزه‌ای  بـهرۀ  شـما  کرد  تا  این  که  سپاسگزاری  بکنید.

گروه  مسلمانان  باید  وعدۀ  راستین  یزدان  را  بپایند  و  در  راه  پیاده  شدن  آن  کوشش  و  تلاش  لازم  را  بـنمایند،  و  فريب  نماد  بیرونی  و  گـول  زنـندۀ  واقـعیّت  مـوجود  را  نخورند  و  فراسوی  امور  ظاهری  را  بنگرند.  وعده‌ای ‌که  خدا  به  گروه  مسـلمانان  داده  است  تـحقّق  مـی‌پذیرد  و  زندگی  حاصل  از  این  وعده  بر  هـمۀ  زنـدگیها  بـرتری  خواهد  داشت‌.

*سپس  بار  دیگر  مؤمنان  فریاد  زده  می‌شوند  و  بـدیشان  گفته  می‌شود:  امـوال  و  اولاد  چـه  بسـا  مـردمان  را  از  پذیرش  فرمان  یزدان  و  قبول  دستور  پیغمبر  صلّی ا‌لله ‌علیه وآله وسلّم  بـاز  دارد،  و  حرص  و  طمع  بر گردآوری  و  نگاهداری  دارائی‌،  و  محافظت  و  مراقبت  از  فرزندان‌،  و  یا  هراس  و  ترس  بر  از  دست  دادن  اموال  و  اولاد،  انسانها  را  از  پذیره  شدن  دعوت  خدا  و  پیغمبرش  باز  دارد.

زندگی  و  حیاتی‌ که  پیغمبر  خـدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  همگان  را  بـه سـوی  آن  فـرا  می‌خوانـد،  زند‌گی  بزرگوارانه  و  ارزشمندی  است ‌که  باید  برای  به  دست  آمدن  و  نگاهداری  آن  سختیها  و  دشواریها  و  تکالیف  و  وظائفی  به  جان  پذیرفت  و  فداکاریها کرد  و  از  چیزهای  فراوانی  گذشت‌...  بدین  خاطر  است که  قرآن  این  همه  آزمندانه  امتحان  وجود  اموال  و  اولاد  را  تذکّر  می‌دهد،  و  فریاد  می‌دارد که  بپائید  این  آزمون  را  فراموش  ننمائید!  اموال  و  اولاد  وسیلۀ  آزمایش  هستند.  مواظب  باشید  در  ایـن  امتحان  ضعف  نشان  نـدهید.  باید که  ایـن  آزمون  را  سرافرازنه  پشت  سرگذاشت‌،  و  از  دعوت  جهاد  تخلّف  نورزید  و  نافرمانی  نکرد،  و  از  دشواریها  و  سختیها  و  تکالیف  و  وظائفی ‌که  این  امانت  و  عهد  و  بیعت  دارد  سر  باز  نزد.  تخلّف  و  نافرمانی  از  این  امانت  و  عهد  و  بیعت،  خیانت  به  خدا  و  پیغمبر  است‌. گذشته  از  این‌،  خیانت  به  امانتهائی  است‌ که  ملّت  مسلمان  در کرۀ  زمین  عهده‌دار  آنها  است‌.  این  امانتها  عبارتند  از  بالا  بردن  فرمان  یزدان‌،  و  بیان  و  استقرار  الوهیّت  ایزد  یگانۀ  جهان  در  میان  همۀ  بندگان،  و  سرپرستی  انسانها  با  حقّ  و  عدل‌،  و  سفارش  مردمان  به  حقّ  و  حقیقت  و  عدل  و  داد...  در کنار  ایـن  برحذر  داشتها  و  بیدار 