ری  و  فرمانروائی  در  امور  جزئی  و كلّی  و کوچک  و  بزرگ  و  با ارزش  و  بی‌ارزش  زندگی  این  جهانی  است‌،  همانگو‌نه  که  قبلاً  گفتیم  ...
هم  اینک  می‌خواهیم  پیش  از  پرداختن  به  شرح  و  بسط  روند  سوره‌،  شناخت‌ کوتاهی  از  سوره  و  ویژگیها  و  نمادها  و  سیماهای  سوره  را  چکیده‌وار  بیان  داریم‌،  بدان  گونه‌ که  در  این  فی‌ ظلال  القرآن  شیوۀ  ما  است‌:
*
در  روایتهائی  از  ابن  عبّاس‌،  اسماء  دختر  یـزید،  جابر،  انس  پسر  مالک‌،  و  عبدالله  پسـر  مسود  -  رضی  الله  عنهم  جمیعاً  -  آمده  است ‌که  این  سوره  مکّی  است‌،  و  همۀ  آیه‌های  آن  یکجا  نازل‌ گشته  است‌.
در  این  روایتها  چیزی  وجود  ندارد که  تاریخ  نزول  سوره  را  معیّن  سازد.  در  موضوعهای  روایتها  نیز  چـیزی  به  چشم  نمی‌خورد که  مشخّص  سازد  در  دوران  مکّی  چه  زمانی  نـازل ‌گشته  است  ...  بر  حسب  تـرتیب  راجح  سوره‌های  قرآن‌،  بعد  از  سورۀ  حجر  قرار  می‌گیرد،  و  سورۀ  پنجاه  و  پنجم  خواهد  بود.  امّا  ما  -  همان‌ گونه ‌که  در  آشنائی  با  سورۀ  بقره  بیان  داشتیم  -  با  این  معلو‌ماتی  که  در  دسترس  داریم‌،  نمی‌توانیم  قاطعانه  چیزی  دربارۀ  تاریخ  معیّن  نزول  سوره  بگو‌ئیم‌.  مستند  آنان  اغلب  در  ترتیب  سوره‌ها  بدین  نحو،  تاریخ  نزول  اوائل  سوره‌ها  است‌،  نه  سراسر  سوره‌ها.  چه  بسا  بـخشهائی  از  سورۀ  پیشین‌،  پس  از  بخشهائی  از  سورۀ  پسـین  خود  نـازل  گردیده  است‌،  چه  در  ترتیب  سوره‌ها  تکیه  بر  اوائل  سوره  بوده  است‌.  اما  در  سورۀ  انعام‌،  همۀ  سوره  یکباره  نازل  شده  است‌.  ما  هر  چند که  نمی‌توانیم  تاریخ  نزول  آن  را  مشخّص  سازیم‌،  امّا  ما  ترجیح  می‌دهیـم‌ که  ایـن  سوره  پس  از  سالهای  نخستین  رسـالت  اسـلام‌،  نـازل  گردیده  است‌.  چه  بسا  در  سال  پنجم  یا  ششم  نازل گشته  باشد.  در  این  ترجیح  هم  تکیۀ  ما  بر  وسعت  موضوعهائی  است ‌که  سوره  در  بر  دارد،  و  نیز  تکيۀ  ما  بر  شیوۀ  عرضۀ  سوره  بدین  نحوۀ‌ گسترده‌ای  است‌ که  دالّ  بر  این  است  که  دعوت  اسلامی  با  مشرکان  روبرو  است  و  جدال  با  مشرکان  است‌.  رویگردانی  فراوان  مشرکان  و  تکذ‌یب  پیغمبر  خدا کردن  ایشان  است ‌که  باعث  توسعۀ  در  عرضۀ  مسائل  عقیدتی  بدین  شكل  شده  است‌،  و  موجب  دلداری  دادن  پیغمبر  خـدا صلیّ الله عليه وآله وسّلم  ‌در  برابر  جلوگیری  و  رویگردانی  و  تکذیب  حقائق  توسّط  مشرکان است‌.
در  روایتی  از  ابن  عبّاس  و  قتاده  نقل  شده  است ‌که  :  این  سوره  همۀ  آن  مکّی  است‌،  مگر  دو  آیۀ  آن‌ که  در  مدینه  نازل  شده‌اند.  یکی  این  فرمودۀ  خداوند  متعال  است‌:  
(وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاءَ بِهِ مُوسَى نُورًا وَهُدًى لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا وَعُلِّمْتُمْ مَا لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَلا آبَاؤُكُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ) (٩١).
کـافران‌،  خدا  (‌و  رحمت  و  حکمت  او)  را  چـنانکه  بـاید  نشناختـه‌اند،  وقتی  که  می‌گویند:  خداوند  هیچ  چیزی  بـر  هیچ  کسی  فرو  نفرستاده  است  (‌و  انسانی  را  به  پپغمبری  برنگزیده  است‌!  ای  پیغمبر!  به  مشرکان  و  یهودیانی  که  با  آنان  هـمرأی  و  هـمصدا  مـی‌گردند،‌)  بگو:  چه  کسـی  کتابی  را  نازل  کرده  است  كه  مـوسی  آن  را  برای  مـردم  آورده  است  و  نوری  (‌رخشا)  و  هدایـتی  (‌راهنما)  بـوده  است‌؟  (‌شما  ای  یهودیان‌)  آن  را  در  كاغذهای  (‌پراکنده  و  صفحات  جداگانه‌)  مـی‌نويسيد  و آن  قسـمت  را  (‌كه  بـه  مصلحت  شما  است  و  با  آرزوهایتان  می‌خوانـد)  نشان  مـی‌دهید،  و  بسـیاری  از  آن  را  (‌کـه  شما  را  وادار  بـه  تصدیق  قرآن  و  ایمان  به  نبوّت  محمّد  مـی‌دارد)  پـنهان  می‌کنید.  و  به  شما  (‌ای  یـهودیان‌!  تـوسّط  ایـن  قـرآن‌،  از  آئین  یزدان  و  هدایت  خدای  مـنّان‌)  چیزهائی  آمـوختـه  شده  است  که  شما  و  پدران  شما  از  آن  باخبر  نبوده‌اید.  (‌در  پاسخ  پیشین  ایشان‌)  بگو:  خدا  (‌این  قرآن  را  نازل  کرده  است‌)  و  بگذار  در  باطل  (‌و  یاوه‌سرائی‌)  خود  (‌فرو  روند  و)  به  بازیچه  پردازند.
این  آیه  در  باره  مالک  پسر  صیف‌،  و کعب  پسر  اشرف‌،  نازل  شده  است  که  دو  نفر  یهودیند...  آیـۀ  دیگر  این  فرموده  است‌:
(وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ )(١٤١)
 خدا  است  که  آفریده  است  باغهائی  را  که  بر  پایه  استوار  می‌کردند  (‌و  درختانش  با  قلاّبهای  ویژه  به  اشیاء  اطراف  می‌چسبند  و  کمر  راست  می‌کنند  و  روی  داربستها  قرار  می‌گیرند)  و  باغهائی  را  که  چنین  نیستند  و  (‌نیازی  بــه  پایه  و  داربست  و  پیچیدن  به  اطراف  ندارند  و  بر  سر  پای  خود  می‌ایستند  و  گردن  می‌افرازند.  بلی  این  خدا  است  که  انواع‌)  خرمابنها  و  کشتزارها  را  آفریده  است  كه  ثـمرۀ  آنها  (‌در  رنگ  و  طعم  و  بو  و  شکل  و  غیره‌)  گوناگون  است‌،  و  نیز  درختان  زیتون  و  انار  را  آفریده  است  که  (‌در  برخی  صفات‌)  همگونند  و  (‌در  برخی  صفات‌)  مـتفاوتند.  هنگامی  که  به  بار آمدند  از  میوۀ  آنها  بخورید  و  به  هنگام  رسیدن  و  چیدن  و  درو  کردنشان  از  آنـها  (‌بـه  فـقراء  و مساکین‌)  بـبخشید  و  زکـات  لازم  آنها  را  بـدهید،  و  (‌در  خوردن  و  یا  بخشیدن  از  آنها)  اسـراف  نکنید،  زیـرا  کـه  خداوند  اسراف  کنندگان  را  دوست  نمی‌دارد.
این  آیه  دربارۀ  ثابت  پسر  قیص  شماس  انصاری‌،  نـازل  شده  است  ...  ابن  جریح  و  ماوردی  گفته‌اند:  دربارۀ  معاذ  بسر  جبل،  نازل  گردیده  است  ...
روایت  نخستین‌،  احتمال  می‌رود.  به  علّت  این ‌که  در  آن  از کتابی  یاد  شده  است ‌که  موسی  آن  را  به  عنوان  نور  و  هدایت‌،  برای  مـردمان  آورده  است‌.  و  رویـاروئی  با  یهودیان  نیز  در  آن  ذکر  شده  است‌:
(تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا).
 (‌شـما  ای  یـهودیان‌)  آن  را  در  کـاغذهای  (‌پـراکـنده  و  صفحات  جداگانه‌)  مـی‌نویسید  و  آن  قسـمت  را  (‌که  بـه  مصلحت  شما  است  و  با  آرزوهایتان  می‌خوانـد)  نشـان  می‌دهید.
هر  چند که  روایتهای  دیگری  از  مجاهد،  و  از  ابن  عبّاس  نقل  شده  است  که  کسانی  که  گفته‌اند:
 (مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ).
 خداوند  هیچ  چیزی  بر  هیچ  کسی  فرو  نفرستاده  است  (‌و  انسانی  را  به  پیغمبری  برنگزیده  است‌)‌.
چنین ‌کسانی  مشرکان  مکّه  هستند  و  خود  آیه  نی