 . شاهَتِ  الْوُجُـوهُ)‌.

چهره‌ها  زشت  و  پلشت  بادا!  چهره‌ها  زشت  و  پلشت بادا!.

سنگریزه‌ها  به  چشمان  مشرکانی  فرو  رفتند که  در  عـلم  خدا  مرگ  آنان  واجب  شده  بود.

و لیکن  معنی  آیه  فراخ‌تر  و  فراتر  از  این  مورد  است‌.  این  آیه  تدبیر  و  تقدیر  را  به  تصویر  می‌کشد که  چگـونه  در  فراسوی  جنبش  نمادی  و  حرکت  ظاهری  پیغمبر  صلّر الله عليه وآله وسلّم  ‌و  گروه  مسلمانانی ‌که  در  خدمت  او  بوده‌اند،  همۀ کارها  را  می‌چرخاند  و  به  انجام  می‌رساند.  ایـن  است  که  ایـن  فرمودۀ  خدای  بزرگوار  به  دنبال  آن  قرار گرفته  است‌: 

(وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَنًا). 

تا  بدین  وسیله  مؤمنان  را  خوب  بیازماید  (‌و  بـا  اعطای  خوبیها  آزمایششان  نماید)‌.

یعنی  خدا  از  سوی  خدا  چنین  توفیقی  عطاء  فرماید کـه  آنان  بتوانند  امتحان  خوبی  را  بدهند  کـه  در  برابر  آن  پاداش  دریافت ‌کنند،  گذشته  از  ایـن  کـه  بـه  سـبب  آن  پیروزی  را  برای  ایشان  واجب  می‌گرداند.  این  هم  فضل  و  مرحمت  دو  چندان  در  این  جهان  و  در  آن  جهان  است‌. 

(إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ).

بیگمان  خداوند  شنوای  (‌دعا  و  استغاثۀ  مؤمنان  بوده  و  از  صدق  و  اخلاص  ایشان‌)  آگاه  است‌.

کمک  خواستن  و  مدد  طلبیدن  شما  را  می‌شنود،  و  حال  و  احوال  شما  را  می‌داند،  و  شما  را  پرده‌ای  برای  نـمایش  قدرت  می‌سازد،  هر  وقت‌ که  از  شما  خلوص  و  پاکی  نیّت  را  ببیند،  و  به  شما  پیروزی  و  پاداش  عطاء  می‌فرماید...  همان‌گونه‌ که  هم  این  و  هم  آن  را  در  جنگ  بدر  به  شما  داد.

(ذَلِكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكَافِرِينَ) (١٨)

این  (‌پـیروزی  مـؤمنان  و  شکست  كافران‌،  حقّ  است  و  نمونۀ  آن  را  دیدید)  و  خداوند  (‌دام‌)  مکر  و  کید  کافران  را  سست  (‌و  بی  اثر)  می‏‎كند.

این  هم  فضل  و  مرحمت  دیگـری ‌کـه  پس  از  فـضل  و  مرحمت  نخستین  روی  نموده  است‌.  اراده  و  تدبیر  یزدان  در  اینجا  پایان  نمی‌گیرد که  با  دست  شما  دشمنان  شما  را  بکشد،  و  با  پرتاب  سنگریزه‌های  پیغمبرتان  ایشان  را  به  مصیبت ‌گرفتار گرداند،  و  آزمون  خوبی  از  شما  به  عمل  آورد  و  در  آن  توفیق  نیکتان  دهد،  تا  در  برابر  آن  پاداش  و  اجرتان  عطاء  فرماید...  بلکه  خدا  بدین  امـور،  سست  گرداندن  دام  مکر  و  نیرنگ  کـافران  را  مـی‌افـزاید،  و  ضعیف ‌گرداندن  سنجش  و  بینش  و  منش  و ‌کنش  آنان  را  اضافه  می‌نماید...  پس  در  این  صورت  هیچ  گونه  جـای  بیم  و  هـراسـی‌،  و  جـای  شکست  و گـریزی  نیست‌،  و  مؤمنان  حقّ  ندارند  هنگام  رویاروئی  بـا  کـافران  پشت  بکنند  و  بگریزند.

روند  قرآنی  در  اینجا  با  همۀ  شرائط  و  ظروف‌ کـارزار  تماس  پیدا  می‌کند...  بیان  مـی‌دارد  کـه  خـدا  است  کـه  مشرکان  را کشته  است‌.  او  است‌ کـه  بـه  سـوی  ایشـان  تیرانـدازی  کـرده  است‌.  و  او  است  کـه  مؤمنان  را  بـه  آزمون  خوبی  آزموده  است  و  ایشان  را  از  این  آزمـون  موفّق  بیرون  آورده  است‌.  و  او  است ‌که  دام  مکر  و کید  کــافران  را  سست  کرده  است‌.  پس  در  ایـن  صـورت  کشمکش  و  اختلاف  بر  سر  غنائم  چرا  باید  صورت ‌گیرد؟  در  حالی  که  سراسر کارزار  با  تقدیر  و  تدبیر  خـدا  بـه  گردش  و  چرخش  درآمده  است  و  اداره ‌گردیده  است‌،  و  مسلمانان  را  در  آن  دخالتی  نبوده  است‌،  جـز  ایـن ‌کـه  پرده‌ای  بوده‌اند  که  تقدیر  الهی  بر  روی  آن  به  نـمایش  درآمده  است  و  انجام‌ گرفته  است‌.

*چون  روند  قرآنی  می‌رسد  به  بیان  این‌ که  خدا  است‌ که  دام  نیرنگ‌ کافران  را  سست  می‌گرداند،  کافران  را  خطاب  قرار  می‌دهد،  کافرانی  که  اندکی  پیش  از  کارزار  از  خدا  خواستار  پیروزی  شده  بودند  و  دعا کرده  بودند که  یزدان  شکست  و  خـواری  را  بـهرۀ گـمراه‌تـرین  دو گـروه‌،  و  همچنین  بهرۀ ‌گروهی  کند که  چیز  ناشناخته‌ای  را  با  خود  می‌آورند  و  ارائه  می‌دهند،  و  بهرۀ  دسته‌ای  گرداند  کـه  بیشتر  پیوند  خویشاوندی  را  مـی‌برد.  هـمان  گـونه  کـه  ابوجهل  در  دعای  خود  چنین  مـی‌خواست  و  از  خـدای  خود  طلب  فتح  و  پیروزی  و  جداسـازی  حـقّ  از  بــاطل  می‌کرد.  چرخـۀ  کارزار  بر  ضدّ  مشرکان  بگردید  و  شكست  بهرۀ  ايشان  شد...  روند  قرآنی  روی  سخن  به  مشرکان  می‌کند،  و طلب  فتح  و  ظفر  و  جدائی  حقّ  از  باطل  ایشان  را  به  تمسخر  می‌گیرد،  و  سخت  تأکید  می‌کند  بر  این‌ که  آنچه  در  جنگ  بدر  روی  داده  است  نمونه‌ای  ا‌ز  قاعده  و  قانون  جاری  در  پیکرۀ  هستی  است  و  رخدادی  ناگـهانی  و  بی‏حساب،  و  جهشی  آنی  و  بی‌کتاب  نیست‌.  و  دسته‌های  ایشان  و کثرت  و  فراوانی  آنان‌،‌ کم‌ترین  تأثیری  در  ایـن  باره  نـدارد  و کارگشا  نیست‌،  چرا  قاعده  و  قانون  جاری  و  سـاری  ایـن  است‌:  یزدان  با  مؤمنین  است‌:

(إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جَاءَكُمُ الْفَتْحُ وَإِنْ تَنْتَهُوا فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَإِنْ تَعُودُوا نَعُدْ وَلَنْ تُغْنِيَ عَنْكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئًا وَلَوْ كَثُرَتْ وَأَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ) (١٩)

 (‌ای  مشـرکان  قـریش‌!)  شـما  کـه  از  خدا  درخواست  پــیروزی  (‌گـروه  بـر  حــقّ  را)  داشـتید،  و  پـیروزی  (‌مسلمانان  آشکارا)  به  نزدتان  آمده  است‌.  اگر  (‌از  کفر  و  دشمنانگی  با  پیغمبر  و  مسلمانان‌)  دست  بردارید  بـرای  شــما  بــهتر  است‌،  و  اگر  (‌بـه  کفر  و  جنگ  بـا  ایشـان‌)  برگردید،  ما  هم  (‌به  پیروز  گرداندن  آنان  و  شکست  دادن  شما)  برمی‌گردیم‌،  و  جمعیّت  شما  هر  چند  هم  زیاد  باشد  (‌بدون  یاری  خدا)  کاری  از  پيش  نخواهد  بـرد.  بیگمان  خدا  با  مؤمنان  است  (‌و  یاری  و  پشتیبانی  او  شامل  آنان  است‌)‌.[13]

اگر  خواهان  فتح  و  پیروزی‌،  و  جویای  داوری  میان  حقّ  و  باطل  بوده‌اید،  و  از  خدا  خواسته‌اید که  میان  شما  و  میان  مسلمانان  داوری  کـند،  و گـمراه‌تر‌ین  دو  دسته  و  گسلاننده‌ترین  رشتۀ  خویشاوندی  دو گروه  را  هلاک  و  نابود  گرداند...  یزدان  نیز  درخواست  و  دعای  شـما  را  پذیرفت  و  برآورده‌ کرد،  و  بلا  را  بر  شما گماشت  و  ارّابۀ  جنگ  را  به  زیان  شما  چرخاند،  تا  طلب  فتح  و  پیروزی  و  درخوا‌ست  داوری  و  جداسازی  شما  در  جهان  واقعیّت  راست  و  درست  درآید.  هم  اینک  ارّابۀ  جنگ  بر  ضدّ  گمراه‌تـرین  دو  دستـه  و  گسلاننده‌ترین  رشـتۀ  پـیوند  خویشاوندی  دو گروه  چرخیده  است  و  بلا  آن  را  در  بر  گرفته  است.  ديگر  دانسته‌ايد  -  اگر  می خواهيد  كه  بدانيد  -  چه  کسانی ‌گمراه‌ترین  دو  دسته  و گسلاننده‌ترین  رشتۀ  پیوند  خویشاوندی  دو گروه  هستند!

خدا  در  پرتو  این  حقیقت‌،  و  د‌ر  سایۀ  این  ا‌لهام‌،  ایشان  را  ترغیب  و  تشويق  می‌فرماید  به  این ‌که  از  شرک  و کفر  و  جنگ  با  مسلمانان  و  دشمنانگی  و  ستیزه‌گری  با  یزدان  و  پیغمبرش  دست  بردار