ارها  را  در  بـر  مـی‌گیرد؟  ابـن  سـعید  خدری  روایت  کرده  است  که  گریز  از  جنگ  ویـژۀ  روز  بدر  است‌.  دسته  و گروهی  نبود  که  مسلمانان  بدان  پناه  ببرند  جز  پیغمبر  خدا.  نافع‌،  حسن  بصری‌،  قتاده،  یـزید  پسر  حبیب‌،  و  ضحّاک  نیز  همین  نظریّه  را  دارند.

از  ابن  عبّاس  و  سائر  علماء  روایت  شده  است  که  حکم  این  آیه  تا  روز  قیامت  بر  دوام  است‌. کسی‌ که  حکم  آیه  را  ویژۀ  جنگ  بدر  دانسته  است  از  جماعت  مسـلمانان  بدور  افتاده  است‌،  آن  کسی  که  به  آیۀ‌:

(ومن يولهم يومئذ دبره...).

هر  کس  در  آن  هنگام  بدانان  پشت  کند  و  فرار  کند....  

تمسّک  می‌جوید  و گمان  می‌برد  اشاره  به  روز  بدر  دارد  ...  این  آیه  اختصاص  به  بدر  ندارد،  بلکه  اشاره  به  روز  جنگ  و  هنگامۀ  کارزار  دارد.  دلیل  این  سخن  این  است  که  چنین  آیه‌ای  پس  از  نبرد  و  پـایان‌ گـرفتن  جـنگ  و  گذشت  روز  بدر  و  وقـائع  آن  نــازل  گـردیده  است‌.  از  پیغمبر  صلّر الله عليه وآله وسلّم  حدیث  صحیح  روایت  شده  است  -  همان  گونه  که  قبلاً  بیان  داشتیم  که  فرموده‌اند:  گـناهان  کـبیره  فلان  چیز  و  فلان  چیز  است  ...  از  جملۀ  آنـها گـریز  در  روز  لشکرکشی  و  هنگامۀ  کـارزار  را  بـر  شـمرد.  ایـن  حدیث  نصّ  در  مسأله  و  زدایندۀ  کشمکش  و  روشـنگر  حکم  است‌.  ما  نکته‌ای  را  یادآور  شدیم  که  محل  اشکال  برای‌ کسانی  است‌ که  به  سبب  آن  حکم  مسأله  را  ویژۀ  بدر  دانسته‌اند)‌.

ما  نظریّه‌ای  را  می‌پذیریم‌ که  ابن  العربی  آن  را  از  دیدگاه  (‌ابن  عبّاس  و  سائر  علماء‌)  برگرفته  است‌...  چرا  که ‌گریز  در  روز  لشکرکشی  و  هنگامۀ ‌کارزار  بطور کلّی  است‌ که  به  سبب  تأثیرات  شگرف  و  سترگی‌ که  از  یک  در  حرکت  و  جنبش  اسلامی  دارد،  و  از  دیگر  سو  چون  بـا  اصـل  اعتقاد  پیوند  دارد،  سزاوار  این  همه  شدّت  و  حدّت  است  و  چنین  تهدیدهای  سختی  را  می‌طلبد.

دل  مؤمن  شایسته  است ‌که  بر  جا  و  استوار  بماند،  و  در  کرۀ  زمین  نیروئی  آن  را  به  تکان  و  لرزه  نیندازد،  و  با  نیروی  چیرۀ  یزدان  پیوند  داشته  باشد،  نیروئی‌ که  بر  هر  کاری  توانا  است  و  چیره  بر  بندگان  خود  است‌.  اگر  جائز  باشد که  این  چنین  دلی  به  تکان  و  لرزه  درآید  -  بدان  هنگام ‌که  با  خطر  روبرو  می‌گردد  -  ایـن  تکـان  و  لرزه  درست  نیست‌ که  بدان  حدّ  و  مرزی  رسد که  به  شکست  و گریز  بینجامد.  اجل  در  دست  خـدا  است‌،  پس  درست  نــیست  از  تـرس  از  دست  دادن  زندگی  پشت  کـند  و  بگریزد.  البتّه  این  تکلیفی  نیست  که  فراتر  از  توان  انسان  باشد.  چه  مؤمن  انسانی  است‌ که  با  دشمنش‌ که  او  هـم  انسانی  است  رویاروی  می‌گردد.  هر  دوی  ایشان  از  این  ناحیه  برابرند  و  بر  یک  زمین  قرار  دارند،  امّا گذشته  از  این‌،  امتیاز  انسان  مؤمن  در  این  است‌ که  او  بـا  نــیروی  بزرگی  پیوند  دارد که  هیچ‌ کسی  و  هیچ  چیزی  بر  او  چیره نمی‌گردد. گذشته  از  این  هم‌،  ا‌نسان  مؤمن  اگر  زنده  بماند  به  سوی  خدا  می‌رود،  و  اگر  هم  شهید  شـدن  برای  او  مقدّر  و  واجب  شده  باشد،  باز  هم  به  سوی  خدا  می‌رود.  انسان  مؤمن  در  هر  حالی  نـیرومندتر  از  دشـمن  خود  است‌،  دشمنی‌ که  با  او  رویاروی  می‌شود،  در  حالی  با  او  رویاروی  می‌گردد که  با  خدا  و  پیغمبرش  دشمنانگی  و  ستیز  می‌ورزد  ...  بدین  خاطر  این  حکم  قاطعانه  صادر  می‌گردد:

(وَمَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ) (١٦)

هر  کس  در  آن  هنگام  بدانان  پشت  کند  و  فرار  نماید  -  مگر  برای  تاکتیک  جنگی  یا  پیوستن  به  دسته‌ای  -  گرفتار  خشم  خدا  خواهد  شد  و  جایگاه  او  دوزخ  خواهد  بود،  و  دوزخ  بدترین  جایگاه  است‌.

لازم  است  در  ا‌ینجا  بایستیم  در  برابر  خود  ا‌ین  تعبیر،  و  اشاره‌های  شگفتی ‌که  در  آن  است‌:

(فلا تولوهم الأدبار) .

بدانان  پشت  نکنید  (‌و  فرار  ننمائید)‌.

(ومن يولهم يومئذ دبره).

هر  کس  در  آن  هنگام  بدانان  پشت  کند  و  فرار  نماید.  

این  تعبیر  محسوسی  از  شکست  و گریز  است‌.  همراه  است  با  زشت  شمردن  و  پلشت  داشتن،  و گوشه  زدن  به  پشت  به  دشمنان ‌کردن  ...گذشته  از  این‌:

(فقد باء بغضب من الله).

 با  خشم  خدا  برگشته  است‌.

شکست  خورده  پشت  می‌کند  در  حالی‌ که  (خشم  خدا)  همراه  ا‌و  است  و آن  را  با  خود  به  جایگاه  خود  می‌برد‌: 

(ومأواه جهنم وبئس المصير).

 و  جایگاه  او  دوزخ  است  و  بدترین  جایگاه  است‌.  

بدین  منوال  سایه‌های  تعبیر  با  تصویر  فضای  همگانی  شرکت  می‌ورزد،  و  در  اندرون  وجدان  احسـاس  زشت  شمردن  و  پلشت  دانستن  پشت ‌کردن  و گریختن  در  روز  جنگ  و  پیکار  را  برمی‌ا‌نگیزد.

آن‌گاه  روند  قرآنی  پس  از  برحذر  داشتن  از  پشت‌ کردن  و گریختن  در روز جنگ  و پیکار،  به  پیش  می‌رود  تـا  پرده‌برداری ‌کند  از  دست  یـزدان  در  آن  حال‌ که  دارد  کارزار  را  در  فراسوی  ایشان  می‌گردانـد،  و  برایشان  دشمنانشان  را  می‌کشد،  و  برایشان  تیراندازی  می‌کند  و  به  هدف  می‌زند...  حال  آن‌ که  آنان  پـاداش  رنـج  و  گرفتاری  و  آزمون  خود  را  دریافت  می‌دارند،  چرا که  خدا  می‌خواهد  در  برابر رنج  و زحمت  خوب  و  آزمون  نیکی‌ که  برده‌اند  و  داده‌اند  بر  آنان  منّت  نهد  و  بدیشان  بز‌رگواری‌ کند،  و  از  روی  فضل  و  مرحمت  خود  بدانان  پاداش  چیزی  را  بدهد که  خودش  آن  را  بهرۀ  ایشـان  فرموده  است‌:

(فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) (١٧) 

(‌ای  مؤمنان‌!)  شما  کافران  را  (‌با  قوّت  و  قدرت  خود  در  نبرد  بدر)  نگشتید،  بلکه  خدا  (‌با  پیروز  نمودنتان  بر  آنان  و  افکندن  هراس  بـه  دلهـایشان‌)  ایشان  را  کشت‌.  و  (‌ای  پیغمبر!  بدان  گاه  که  مشتی  خاک  به  طرف  آنـان  پـرتاب  کردی  و  خاک  به  چشم  ایشان  فرو  رفت‌،  در  اصل‌)  ایـن  تو  نبودی  که  (‌خاک  را  به  سوی  آنان‌)  پرتاب  کردی  (‌چرا  که  مشتی  خاک  از  حیث  کمیّت  و  کـیفیّت  آن  تـوانـائی  را  نـدارد)  بـلکه  خداوند  (‌آن  خـاک  را  تکـثیر  و  بـه  سـوی  ایشان‌)  پرتاب  کرد  (‌و  به  چشمان  آنان  رساند)  تا  بدین  وسـله  مؤمنان  را  خوب  بیازماید  (‌و  با  اعطای  خوبیها  آزمایششان  نماید)‌.  بیگمان  خداونـد  شـنوای  (‌دعـا  و  استغاثۀ  مؤمنان  بوده  و  از  صدق  و  اخلاص  ایشان‌)  آگاه است‌.  

روایـتهای  منقول‌،  رمی  را  در  ایـنجا  به  انداختن  سـنگریزه‌هانی  معنی  و  تـفسیر  می‌کنند کـه  پیغمبر  خدا  صلّر الله عليه وآله وسلّم ‌آنها  را  در  مشت گرفت  و  به  سوی  دشمنان  پرت‌ کرد  و  فرمود:

(‌شاهَتِ  الْوُجُوهُ