ونه ‌که  بخاری  و  مسلم  در  صحیحین  خود  از ابوهریره  رضی الله عنهُ  روایت‌ کرده‌اند که  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  فرموده  است‌:
(اجتنبوا السبع الموبقات ).
از  هفت  گناه  که  انسان  را  بـه  هـلاکت  مـی‌رسانند  دوری  کنيد.
گفته  شد:  ای  پیغمبر  خدا  آنها کدامها  هستند؟

فرمود:
(الشرك بالله , والسحر , وقتل النفس التي حرم الله إلا بالحق , وأكل الربا , وأكل مال اليتيم , والتولي يوم الزحف , وقذف المحصنات الغافلات المؤمنات ).
برای  خدا  انباز  پیدا  کردن‌،  جادوگری  نـمودن‌،  کشـتن  انسان  که  خدا  آن  را  قدغن  فرموده  است  مگـر  از  روی  حقّ  (‌همچون  قصاص‌)‌،  خوردن  دارائـی  یـتیم‌،  پشت  کردن  و  گریختن در  زمان  لشکری‌کشی‌،  و  نسبت  زنـا  دادن  به  زنان  پاکدامن  و  بی‌خبر  (‌از  هر  چیز،  از  جمله  زنا)  و  مؤمن‌.
جصّاص  در کتاب  (‌احکام  القرآن‌)  شرح  و  بسطی  آورده  است که  اگر  بدان  پرداخته  شود  مانعی  در  میان  نباشد.  او  گفته  است‌:

خداوند  فرموده  است‌:
(ومن يولهم يومئذ دبره إلا متحرفاً لقتال أو متحيزاً إلى فئة).
 هر  کس  در  آن  هنگام  بدانان  پشت  کند  و  فرار  نـماید  -  مگر  برای  تاکتیک  جنگی  یا  پیوستن  به  دسته‌ای  -  .... 

 ابونضره  از  ابوسعید  روایت‌ کرده  است‌ که  چنین‌ کـاری  در  جنگ  بدر  روی  داده  است‌.  ابونضره‌ گفته  است  اگر  مسلمانان  به  سوی ‌گروهی  می‌گرائـیدند  و  می‌رفتند  میبایستی  به  سوی  مشرکان‌ گرایند  و  بروند.  چون  در  آن  روز  مسلمانانی  جز  خودشان  وجود  نداشتند...  این  چیزی  را که  ابونضره ‌گفته  است  صحیح  نیست‌.  چرا کـه  در  مدینه  مردمان  زیادی  از  انصار  بودند.  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  بدیشان  دستور  نفرموده  بود که  بیرون  بیایند.  آنان  هم  گمان  نمی‌بردند که  جنگی  در  میان  خواهد  بود.  خیال  می‌کردند که  تنها کاروان  است  و  بس.  پیغمبر  صلّر الله عليه وآله وسلّم  با  کسانی ‌که  چابک  و  سبک  بار  بودند  برون  آمد.  پس  سخن  ابونضره ‌که  می‌گو‌ید  مسلمانی  جز  خودشان  نبود  بدانان  بگرایند  و  به  سویشان  بروند،  و اگر  به  سوی  کسانی  می‌گرائیدند  و  می‌رفتند  میبایستی  به  سوی  مشرکان  بگرایند  و  بروند،  برابر  آنچه ‌گـفتیم  نـادرست  است‌...گفته  شده  است‌:  برای  مسلمانان  جائز  نبود که  در  آن  زمان  به  سوی‌ کسی  بگرایند  و  بروند،  زیرا  آنان  با  پـیغـمبر  خدا صلّی الله عليه وآله وسلّم بودند،  و  اگـر  به  سوی‌ کسی  می‌گرائیدند  و  می‌رفتند،  میبایستی  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  تنها گذارند  و  از  او  دور کردند.  خداوند  بزرگوار  فرموده  است‌:

(ما كان لأهل المدينة ومن حولهم من الأعراب أن يتخلفوا عن رسول الله ولا يرغبوا بأنفسهم عن نفسه).

درست  نیست  که  اهل  مدینه  و  بادیه  نشـینان  دور  و  بـر  آنان‌،  از  پیغمبر  خدا  جا  بمانند  (‌و  در  رکاب  او  بـه  جـهاد  نروند،  و  در  راه  همان  چیزی  جان  نبازند  که  او  در  راه  آن  جان  می‌بازد)  و  جان  خود  را  از  جان  پیغمبر  دوست‌تـر  داشته  یاشند.                                    (‌توبه  /  ١٢٠) 

 برا‌ی  مسلمانان  جائز  نبود  پـیغمبرشان  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  خوار  دارند  و  از  او  روی  برگردانند  و  او  را  تسلیم  دیگران  کنند،  هر  چند که  خدا  یاری  او  را  بر  عهده‌ گرفته  باشد  و  از  مردمان  محفو‌ظ  نموده  باشد،  همانگونه  که  فرموده  است‌:

(والله يعصمك من الناس).

خداونـد  تـو  را  از  (‌خطرات  احتمالی  کافران  و  اذیّت  و  آزار)  مردمان  محفوظ  میدارد. (مائده/  67‌)  

این  کار  بر  مسلمانان  واجب  بوده  است‌،  تعدادشان ‌کم  یا  زیاد  بوده  است‌.  همچنین  پـیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  در  آن  هنگام  دسته  و گروه  مسلمانان  بشمار  آمده  است‌،  و کسی ‌که  از  جنگ‌ کناره‌گیری  می‌کرد  برای  او  درست  بود  به  شرط  این ‌که‌ کناره‌گیری  او  مـنتهی  به ‌گرایش  به  دسـته  و   گروهی‌ گردد،  و  پـیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  در  آن  هـنگام  دسـته  و  گروه  مسلمانان  بشمار  آمده  است‌،  و  دسته  و گروهی  جز  او  در  میان  نبوده  است‌.  ابن  عمر گفته  است‌:  من  در  میان  لشکری  بودم‌.  مردمان  یک  باره‌ کناره‌گیری  کردند  و  به  مــدینه  بـرگشتیم‌.  بـه  خـود گـفتیم‌:  مـا گـریزندگانیم‌.  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  فرمود:

(أنا فئتكم ).

من  دسته  و  گروه  شما  هستم‌.پس  کسانی‌ که  از  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  دور  بوده‌اند  وقتی ‌که  از  کافران  کناره‌گیری  کرده‌اند  برای  ایشان  جائز  بوده  است  به  سوی  دسته  و گروهی‌ که  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  است  بگرایند  و  بروند،  و  زمانی‌ که  در  خدمت  او  به  جـنگ  مشـغول  بوده‌اند  دسته  و گروهی  جز  او  وجود  نداشته  است  تا  به  سوی  آنان  بگرایـند  و  بروند،  لذا  بـرای  ایشـان‌ گـریز  درست  نبوده  است‌.  حسن  بـصری‌ گـفته  است‌:  در  ایـن  فرمودۀ  یزدان‌:

(ومن يولهم يومئذ دبره).

هر  کس  در  آن  هنگام  بدانان  پشت  کند  و  فرار  نماید  ....  بر  اهل  بدر  سختگیری  شـده  است‌.  خداونـد  بزرگوار  فرموده  است‌:

(إن الذين تولوا منكم يوم التقى الجمعان إنما استزلهم الشيطان ببعض ما كسبوا).

آنــان  کـه  در  روز  رویاروئی  دو  گروه  (‌مسـلمانان  و  کافران  در  جنگ  اُحد)  فرار  کردند،  بیگمان  اهـریمن  بـه  سـبب  پــاره‌ای  از  آنچه  کرده  بـودند  (‌که  سـرکشی  از  فرمان  خدا  بود)  آنان  را  به  لغزش  انداخت‌.  (‌آل  عمر‌ان  /  ١55) 

 این  بدان  خاطر  است  کد  آنـان  از  پـیش  پـیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  گریختند.  همچنین  در  جنگ  حنین  از  نزد  پیغمبر  صلّر الله عليه وآله وسلّم  فرار  نمودند،  و  خدای  بزرگوار  در  برابر  این  کار  ایشان  را  در  این  فرموده  توبیخ ‌کرد:

(ويوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم . فلم تغن عنكم شيئاً , وضاقت عليكم الأرض بما رحبت , ثم وليتم مدبرين). 

در  جنگ  حنین  (‌که  در  روز  شنبه‌،  شانزدهم  شوال  سال  هشتم  هجری‌،  میان  شما  که  ١٢٠٠٠  نفر  بودید،  و  مـیان  قبائل  ثقیف  و  هوازن  مشرک  کـه  4٠٠٠  نـفر  بـودند،  در  گرفت،  و  شما  به  كثرت  خـود  و  قـلّت  دشـمنان  مـغرور  شدید  و  خداوند  شما  را  در  اوائل  امر  به  خود  رها  کرد  و  دشمنان  بـر  شـما  چیره  شـدند)  بـدان  گـاه  که  فزونی  خودتان  شما  را  به  اعجاب  انداخت  (‌و  فریفته  و  مـغرور  انبوه  لشکر  شدید)  ولی  آن  لشکریان  فراوان  اصلاً  بکار  شما  نیامدند  (‌و  گره  از  کارتان  نگشادند)  و  زمین  با  همۀ  وسعت  و  فراخی  خود  بر  شما  تنگ  شـد،  و  از  آن  پس  پشت  کردید  و  پای  به  فرار  نهادید.(‌توبه  /  ٢5) 

 این  حکم  خدا  دربارۀ  ایشان  است  وقتی‌ که  در  خـدمت  پیغمبر  صلّر الله عليه وآله وسلّم  باشند،  دشمن  چه ‌کم  و  چـه  زیـاد  بـاشد،  زمانی‌ که  خداوند  در  آنان  توان  و  چاره‌ای  سراغ  نداشته  باشد...  خدای  بزرگوار  در  آیۀ  دیگری  فرموده  است‌: 

(يَا أَيُّهَا ال