  است‌ که  غنائم  را  بهرۀ  مسلمانان ‌کرد  و  از  روی  مراحم  و  الطاف  خویش  بدیشان  روزی  رساند  پس  از  آن ‌که  بدون  اموال  و  دارائی  و  بدون  مرکبهائی  و  سـاز  و  برگهائی  بیرون  آمده  بودند...

بلی  هم  اینک‌ که  روند  قرآنی  همۀ  اینها  را  پیش  چشـم  داشته  است  و  به  نمایش ‌گذاشته  است‌،  و  آنها  را  بر  پردۀ  دلهایشان  حاضر  آورده  است‌،  و  برجسته  و  آشکار  به  دیدگانشان  نموده  است‌،  و  شکلی  از  پیروزی  قاطعانه‌ای  را  برایشان  تضمین  می‌فرماید،  پیروزی  قاطعانه‌ای ‌که  بر  تدبیر  و  رایزنی‌ کسی  از  انسانها  تکیه  ندارد،  و  به  نیروی  تعداد  نفرات  و  به  نیروی  ساز  و  برگ  و  توشه  و  ابزار  و  ادواتی  نسبت  داده  نمی‌شود،  بلکه  تنها  و  تنها  به  اراده  و  اداره  و  قضا  و  قدر  وکمک  و  یاری  خدا  نسبت  داده  می‌شود،  همان‌گونه‌که  به  توکّل  و  تکیه  بر  یزدان  یگانه‌،  و  پناه  بردن  بدو،  و  به  فریاد  خواستن  او  و  مدد  طلبیدن  از  او،  و  حرکت  در  پرتو  تدبیر  و  تـقدیر  او،  نسـبت  داده  می‌شود.

بلی  هم  اینک‌ که  این  صحنه  در  دلها  آشکارا  حاضر  است  و  پیش  چشـمها  برجسته  پـیدا  است‌،  هـم  ایـنک ‌که  مناسب‌ترین  لحظات  است‌ که  دلها  رهنمود  را  پـذیرا  گردند،  بلی  هم  اینک  به  مؤمنان  فرمان  داده  می‌شود  -  آن  هم  با  همین  صفت  ایمان  -  وقتی‌ که  با کافران  روبرو  شدند  ثابت  قدم  و  استوار  بمانند،  و  بدیشان  پشت  نکنند  و  نگریزند،  مادام‌ که  می‌دانند  پـیروزی  و  شکست  به  اراده  و  خواستی  واگذار  است  که  بالاتر  از  اراده  و  خواست  مردمان  است‌،  و  موکول  به  اسباب  و  عللی  است  که  جدای  از  اسباب  و  علل  ظاهری  است‌،  اسباب  و  عللی  که  مردمان  آنها  را  می‏بینند  و  می‌دانـند...  و  مادام  که  می‌دانند  خدا  است  که  کار  و  بار کارزار  را  اداره  می‌کند  و  امور  آن  را  می‌گرداند  -  همان‌گونه ‌که  همۀ کارها  و  امور  را  داره  می‌کند  و  می‌گرداند  -  و  او  است‌ که‌ کافران  

را  با  دست  مؤمنان  می‌کشد،  و  او  است‌ کـه  تـیر  را  به  هدف  می‌رساند  و  مؤثّر  واقـع  مـی‌گردانـد  وقـتی  کـه  انداخته  می‌شود  و  پرتاب  می‌گردد.  چرا  که  مؤمنان  تنها  پردۀ  نمایش  هستند،  پرده‌ای‌ که  قدرت  خدا  بر  آن  پدیدار  و  نمایان  می‌گردد،  و  خدا  می‌خواهد  که  در  ایـن  کار  مسلمانان  به  پاداش  جهاد  و  امتحان  خود  برسند،  و  خدا  است  که  به  دلهای  کافران  ترس  و  هراس  مـی‌انـدازد،  و  تدبیر  و  اندیشۀ  ایشان  را  سست  می‌گرداند،  و  در  دنیا  و  آخرت  عذاب  را  بدیشان  می‌چشاند،  چون  آنان  با  خدا  و  پیغمبرش  دشمنانگی  و  ستیز  کرده‌اند:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفًا فَلا تُوَلُّوهُمُ الأدْبَارَ (١٥)وَمَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ (١٦)فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (١٧)ذَلِكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكَافِرِينَ) (١٨)

ای  مؤمنان‌!  هنگامی  که  با  انبوه  کافران  (‌در  میدان  نبرد)  روبرو  شدید،  بدانان  پشت  نکنید  (‌و  فرار  ننمائید)‌.  هـر  کس  در  آن  هنگام  بدانان  پشت  کند  و  فرار  نـماید  -‌ مگـر  برای  تاکتیک  جنگی  یا  پـیوستن  بـه  دسـته‌ای  -  گرفتار  خشم  خدا  خواهد  شد  و  جایگاه  او  دوزخ  خواهد  بود،  و  دوزخ  بدترین  جایگاه  است‌.  (‌ای  مؤمنان‌!)  شـما  کافران  را  (‌با  قوّت  و  قدرت  خود  در  نبرد  بدر)  نكشتید،  بلکه  خدا  (‌بــا  پـیروز  نـمودنتان  بـر  آنـان  و  افگندن  هـراس  بـه  دلهایشان‌)  ایشان  را  کشت‌.  و  (‌ای  پیغمبر!  بدان  گاه  کـه  مشتی  خاک  به  طرف  آنان  پرتاب  کردی  و  خاک  به  چشم  ایشان  فرو  رفت‌،  در  اصل‌)  این  تو  نبودی  که  (‌خاک  را  به  سوی  آنان‌)  پرتاب  کردی  (‌چرا  که  مشتی  خاک  از  حیث  کمیّت  و  کیفیّت  آن  توانائی  را  ندارد)  بـلکه  خداونـد  (‌آن  خاک  را  تکـثیر  و  بـه  سـوی  ایشـان‌)  پـرتاب  کرد  (‌و  بـه  چشمان  آنان  رساند)  تا  بدین  وسیله  مـؤمنان  را  خوب  بیازماید  (‌و  با  اعطاء  خوبیها  آزمایششان  نماید)‌.  بیگمان  خداوند  شنوای  (‌دعا  و  استغاثۀ  مؤمنان  بوده  و  از  صدق  و  اخلاص  ایشان‌)  آگاه  است‌.  ایـن  (‌پـیروزی  مـؤمنان  و  شکست  کــافران‌،  حـقّ  است  و  نـمونۀ  آن  را  دیـدید)  و  خداوند  (‌دام‌)  مکـر  و  کـید  کـافران  را  سست  (‌و  بـی  اثـر)  می‌کند.

در  تعبیر  قرآنی‌،  شدّت  و  حدّت  برحذر  داشتن‌،  و  سختی  و  غلظت  عذاب  دادن‌،  و  تهدید  با  خشـم  و  غضب  یزدان‌،  و  بیم  دادن  از  منزل  و  مأوای  دوزخ‌،  پیدا  و  هویدا  است‌:  

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفًا فَلا تُوَلُّوهُمُ الأدْبَارَ (١٥)وَمَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ) (١٦)

ای  مؤمنان‌!  هنگامی  که  با  انبوه  کافران  (‌در  میدان  نبرد)  روبرو  شدید،  بدانان  پشت  نکنید  (‌و  فرار  نـنمائید)‌.  هـر  کس  در  آن  هنگام  بدانان  پشت  کند  و  فرار  نـماید  -  مگـر  برای  تاکتیک  جنگی  یا  پـیوستن  بـه  دسـته‌ای  -  گرفتار  خشم  خدا  خواهد  شد  و  جایگاه  او  دوزخ  خواهد  بود،  و  دوزخ  بدترین  جایگاه  است‌.

معنی  آن  چنین  است‌:  ای  مؤمنان  هنگامی‌ که  با  کـافران  رویاروی  شدید،  بدان  گاه  که  (‌لشکر  کشیده‌اند)‌،  یعنی  نزدیک  شده‌اند  و  پیش  آمده‌اند  و  روبرو  ایستاده‌اند،  از  ایشان  نگریزید،  مگر  برای  تاکتیک  و  نـیرنگ  جـنگ‌،  وقتی‌ که  چه  بسا  جایگاه  بهتری  را  برگزینید،  یـا  نـقشۀ  استوارتری  را  بیندیشید،  یا  به  خاطر  پیوستن  بـه  دسـتۀ  دیگــری  از  مسـلمانان‌،  یـا  رسـیدن  بـه  اردوگـاه‌ها  و  سنگرهای  ایشان  باشد،  و  بخواهـید  دوبـاره  به  جـنگ  برگردید...  کسی  که  به  دشـمن  پشت  کـند  و  از  ایشـان  بگریزد  در  وقت  تاخت  بردن  و  حـمله‌ کـردن‌،  سـزاوار  چنین  عذابی  است‌:  خشم  خدا  و  منزل  و  مأوی‌ گزیدن  در  دوزخ‌!

برخی  از  اقوال  بیانگر  این  است ‌که  چنین  حکمی  ویـژۀ  شرکت ‌کنندگان  در  جنگ  بدر  است‌،  و  یـا  مربوط  بـه  پیکار  و کارزاری  است‌ که  پـیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم‌ در  آن  شرکت  و  حضور  داشته  باشد.  ولی  جمهور  بر  این  هستند  که  چنین  پیکار  و  حکمی  همگانی  است‌،  و گریز  در  روز لشکرکشی  و  رویاروئی‌ گناه  بزرگی  از  هفت ‌گناهی  است‌ که  انسان  را  به  هلاک  می‌رسانند.  همان‌