).

بــلکه  منزلگاهی  است  کـه  بـرای  جنگ  و  چـاره‌جوئی  (‌نیرنگ  دشمنان‌)  در  آن  فرود  آمده‌ام‌.

عرض ‌کرد:  ای  پیغمبر  خدا  اینجا  جایگاه  مناسبی  نیست‌.  دستور  بفرما  از  اینجا  حرکت‌ کنیم  و  به‌ کنار  نزدیک‌ترین  چاه  به  قوم  قریش  برویم  و  چاه‌های  دیگر  را  پر کنیم  و  آبگیرها  را  پر  آب  و  از  آنـها  اسـتفاده  نـمائیم‌.  در  ایـن  صورت  ما  آب  خواهـیم  داشت  و  آنـان  آب  نـخواهـند  داشت‌.  پیغمبر  خدا  صلّر الله عليه واله وسلّم  حرکت  فرمود  و  پیشنهاد  او  را  انجام  داد.[12]

در  این  شب  -  پیش  از  اجراء  رأی  حباب  پسر  مـنذر  -  ایــن  چـنین  حـالتی  روی  مـی‌دهد کـه  یـزدان‌ گـروه  مسلمانانی  را  بدان  اندرز  می‌دهد  کـه  در  بـدر  شـرکت  داشتند...  یاری  و  کمکی  بدین  شـیوه  و  بـر  ایـن  روال  یاری  و کمکی  دو  سویۀ  مادی  و  روحی  است‌.  چه  آب  در  بیابان  مایۀ  زندگی  است  تا  چه  رسد  به  آن‌ که  مـایۀ  پیروزی  نیز  باشد.  لشکری  که  در  بیابان‌،  بی آب  بماند،  پیش  از  آن  که  با  کارزار  رویاروی  گردد،  اعصاب  خود  را  از  دست  می‌دهد.  و  نیز  باید  به  خاطر  داشت‌ که  در  آن  هنگام  هنوز  اجازۀ  تیمّم  به  مسلمانان  داده  نشده  بود.  چه  تیمّم  بعدها  پس  از  جنگ  بدر،  در  سال  پنجـم  هجری  در  جنگ  بنی  مصطلق‌،  اجازه  داده  شد.  پیدا  است‌ کـه  ایـن  حالت  روانـی ‌کـه  در  ایـن  مـوقعیّت  پـیش  مـی‌آید،  و  وسوسه‌های  اهریمنی  آن  را  بیشتر  شدّت  می‌بخشد،  نماز  گزاردن  بی  آن‌ که  خود  را  با  آب  بشویند  و  پاک‌ کـنند،  چون  آبی  نداشتند،  چه  اندازه  باید  برای  آنان  سخت  بوده  و  دلتنگی  آورده  باشد؟‌!  در  این  قبیل  مـوارد  است  کـه  دلهره‌ها  و  وسوسه‌ها  به  موج  درمی‌آیند،  و  طـوفانهای  سیلاب  خیالات  بیهوده‌،  به  راه  می‌افتند،  و  اهریمن  از  در  ایمان  داخل  می‌شود  تا  تـنگی  دلهـا  و  تـرس  جـانها  را  افزایش  دهد.  پیدا  است  کسانی ‌که  بـا  ایـن  دلتـنگیها  و  پریشان  حالیها  وارد  پهنۀ  کارزار  می‌گردند  خودشان  از  داخل  شکست  خورده  و  از  هم  پاشیده  هستند...  شگـفتا  می‌بینیم  در  این  اوضاع  و  احوال  مدد  و  یاری  الهی  در  می‌رسد!(وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الأقْدَامَ) (١١)

و  از  آسمان  آب  بر  شما  باراند  تا  بدان  شما  را  (‌از  پـلیدی  جسمانی‌)  پاکیزه  دارد  و  کثافت  (‌وسوسه‌های‌)  شیطانی  را  از  شما  بدور  سازد،  و  (‌با  این  نعمت‌)  دلهایتان  را  ثابت  (‌و  به  یاری  خدا  واثق‌)  نماید،  و  گامها  را  (‌در  شنزارهـای  بدر)  استوار  دارد  (‌و  روحیّۀ  شما  را  تقویت  و  بر  مـیزان  استقامت  شما  بیفزاید)‌.  

بدین  ترتیب  مدد  و  یاری  روحی  با  مدد  و  یاری  مادی  تکمیل  می‌گردد،  و  دلها  با  وجود  آب  تسکین  پیدا  می‌کند  و  آرام  می‏‎گیرد،  و  روحها  با  پاکیزه  شدن  آرامش  حاصل  می‌نماید  و  اطمینان  می‏‎یابد،  و گامها  با  سفت  و  سخت  شدن  زمین  و  به  هم  چسبیدن  شـنها  محکم  و اسـتوار  می‌گردد.

گذشته  از  این‌،  خدا  به  فرشتگان  پیام  داد که  مؤمنان  را  بایدار  بدارند،  و  افزون  بر  این  خدا  وعده  داد که  به  دلهای  کافران  ترس  و  هراس  بیندازد،  و  علاوه  از  ایـنها  هم  به  فرشتگان  دستور  فرمود  عملاً  همراه  مؤمنان  در  پیکار  با  مشرکان  شرکت ‌کنند:

(إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الأعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ) (١٢)

 (‌ای  مؤمنان‌!  به  یاد  آورید)  زمانی  را  که  پرودگار  تو  به  فرشتگان  وحی  کرد  که  من  با  شمایم  (‌و  کمک  و  یاریتان  می‌نمایم‌.  شما  با  الهام  پیروزی  و  بـهروزی‌)  مـؤمنان  را  تقویت  و  ثابت  قدم  بدارید،  (‌و  من  هم‌)  به  دلهای  کـافران  خوف  و  هراس  خواهم  انداخت‌.  (‌به  مؤمنان  الهام  کنید:‌)  سرهای  آنان  را  بزنید  (‌و  از  هم  بشکافید  که  بر  گردنهای  ناپاکشان  سنگینی  می‌کند)  و  دستهای  ایشان  را  ببرید  (‌و  پنجه‌هایشان  را  پی کنید)‌.

کاری  بس  شـت  و  شگرف  است  ...  همراهی  یـزدان  سبحان  با  فرشتگان  برای  شـرکت  در کارزار!  شرکت  فرشتگان  با  گروه  مؤمنان  در  پیکار  با  مشـرکان‌!  ایـن  کاری  است‌ که  هیچ  چیزی  نباید  ما  را  از  آن  غافل‌ کند  و  بدور  دارد،  نه  پژوهش  دربارۀ  این که  فرشتگان  چگونه  شرکت  ورزیده‌اند؟  و  نه  این‌ که  چند  نفر  را کشته‌اند؟  و  نه  این که  چگونه ‌کشته  شده‌اند؟‌...  حقیقت  مهمّی‌ که  در  این  موقعیّت  جلوه‌گر  است  این  است ‌که  حرکت ‌گروه  مسلمانان  در  زمین  در  پرتو  این  آئین‌،  کاری  بزرگ  و  سترگ  است‌. کاری  است ‌که  سـزاوار  شرکت  خـدا  با  فرشتگان  در کارزار،  و  شایان  شرکت  فرشتگان  با  گروه  مسلمانان  در  پهنۀ  پیکار  است‌!  ما  به  بودن  مخلوقی  از  مخلوقات  خدا  به  نام  فرشتگان  ایمان  داریم‌،  ولی  ما  از  سـرشت  ایشـان  جـز  آن  مـقدار  را  نـمی‌دانـیم‌ که  آفریدگارشان  دربارۀ  ایشان  به  ما  اطّلاع  داده  است‌.  ما  از کیفیّت  شرکت  فرشتگان  در  مـدد  و  یاری ‌کـردن  و  پیروز گرداندن  مسلمانان  در  جنگ  بدر  جز  مقداری  را  نمی‌دانیم‌ که  نصّ  قرآنی  بیان  می‌دارد...  خداوندگارشان  به  فرشتگان  پیام  داد:  قطعاً  ما  با  شما  هستیم‌.  بدیشان  هم  دستور  فرمود که  مؤمنان  را  ثابت  قدم  و  پایدار  بدارند.  فرشتگان  هم  چنین‌ کردند  -  چرا که  هر  آنـچه  بدیشان  دستور  داده  شود  انجام  می‌دهند  -  ولی  مـا  نـمی‌دانـیم  چگونه  چنین‌ کرده‌اند.  همچنین  خدا  بد‌یشان  دسـتور  فرمود که  سرها  و گردنهای  مشرکان  را  بزنند  و  ببرند،  و  دستها  و  پاهای  ایشان  را  بزنند  و  قطع‌ کنند.  فرشتگان  هم  این ‌کارها  را کردند،  ولی  چگونگی  انجام  این  امور  را  نمی‌دانیم‌.  تازه  انجام  این‌ کارهای  فرشتگان  فرع  سرشت  ایشان  است‌.  از  سرشت  فرشتگان  چیزی  نمی‌دانیم  مگر  آنچه  را که  خدا  دربارۀ  آنان  به  ما  آموخته  است  و  ما  را  از  آن  مطّلع  ساخته  است‌.  یزدان  سبحان  وعده  داد که  هراس  به  دلهای ‌کافران  بیندازد.  چنین  هم  شد  و  وعدۀ  خدا  حقّ  است‌.  ولی  ما  چگونگی  انجام  آن  را  نمی‌دانیم‌.  خدا  است ‌که  همه  چیز  را  آفریده  است  و  خود  بهتر  از  هر  کسی  احوال  آفریده‌هایش  را  می‌داند.  خدا  است‌ که  میان  انسان  و  دل  او  حائل  می‏‎گردد  و  فاصله  می‌اندازد،  و  او  است ‌که  از  رگ ‌گردن  به  انسان  نزدیک‌تر  است‌.

پژوهش‌ گسترده  دربارۀ  چگونگیهای  همۀ  این  کارها  از  زمرۀ  جدّی  بودنی  نیست ‌که  قالب  این  عقیده‌،  و  قالب  واقعیّت  حرکت  در  پرتو  این  عقیده  است‌...  ولی  این‌گونه  بررسی‏ها  و  پژوهشها  از  جملۀ  مباحث  فرقه‌ها  و  دسته