مفصّلی  دربارۀ  فرشتگان  جنگ  بدر  نقل  شده  است‌:  شمارۀ  آنان  چه  اندازه  بوده  است‌؟  شیوۀ  مشارکت  ایشان  در کارزار  چگونه  بوده  است‌؟  در  حالی  که  می‌خواستند  مؤمنان  را  ثابت  قدم  و  پایدار  بدارند  بدیشان  چه  می‌گفتند؟  وقتی ‌که  می‌خواستند  مشرکان  را  خوار  و  زبون  نمایند  بدیشان  چه  می‏‎گفتند؟  ...  ما  طبق  روال  خود  در  فی  ظلال  القرآن‌،  دربارۀ  امور  مربوط  به  جهانهای  غیب‌،  به  چیزهائی  بسنده  می‌کنیم ‌که  در  نصوص  معتبر قرآن  و  حدیث  آمده‌اند.  آنچه  در اینجا  در  آیات  قرآن  آمده  است ‌کافی  و  بسنده  است‌:

(إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ) (٩)

 (‌بــه  یــاد  آوریـد)  زمـانی  را  کــه  (‌در  کارزار  بـدر)  از  پروردگار  خود  درخواست  کمک  و  یـاری  مـی‌نمودید  و  او  درخواست  شما  را  پذیرفت  (‌و  گفت‌:‌)  من  شما  را  با  یک  هزار  فرشته  کمک  و  یاری  می‌دهم  کـه  ایـن  گروه  هـزار  نفری  گروههای  متعدّد  دیگری  را  پشت  سر  دارند.

این‌،  تعداد  فرشتگان  بود...

(إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الأعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ) (١٢)

 (‌ای  مؤمنان‌!  به  یاد  آورید)  زمانی  را  که  پروردگار  تو  به  فرشتگان  وحی  کرد  که  من  با  شمایم  (‌و  کمک  و  یاریتان  می‌نمایم‌.  شما  با  الهام  پیروزی  و  بـهروزی‌)  مـؤمنان  را  تقویت  و  ثابت  قدم  بدارید،  (‌و  من  هم‌)  به  دلهای  کـافران  خوف  و  هراس  خواهم  انداخت‌.  (‌به  مؤمنان  الهام  کنید:‌)  سرهای  آنان  را  بزنید  (‌و  از  هم  بشکافید  که  بر  گردنهای  ناپاکشان  سنگینی  می‌کند)  و  دستهای  ایشان  را  ببرید  (‌و  پنجه‌هایشان  را  پی  کنید)‌.

این  هم‌ کار  فرشتگان  بود...  دیگر  نیازی  به  شرح  و  بسط  بیش  از  این  نیست  و  این  مقدار کافی  و  بسنده  است  ...  برای  ما  این  بس که  بدانیم‌ که  یزدان  این‌ گروه  مسلمان  را  در آن  روز تنها  نگذاشته  است  و به  خود  رها  نکرده  است‌،  بدان‌گاه‌ که  آنـان ‌گـروه  انـدکی  و  دشـمنانشان  مردمان  زیادی  بودند.  و  متوجّه  باشیم ‌که  در کار  و  بار  این‌ گروه  مسلمان  و  در کار  و  بار  این  آئین‌،  فرشتگان  جهان  بالا  عملاً  شرکت  داشته‌اند،  بدان‌گونه  که  یـزدان  سبحان  در  فرموده‌های  خود  بیان‌ کرده  است‌.

بخاری  گفته  است‌:

باب  حضور  فرشتگان  در  بدر:  اسحاق  پسر  ابراهیم،  و  جریر،  برای  ما  نقل ‌کرده‌اند  از  بحثی  پسر  سعید،  و  او  از  معاذ  پسر رفاعه  پسر  رافع  زرقی‌،  و  وی  از  پدرش‌ که  از  شرکت‌کنندگان  در  بدر  بوده  است‌،  روایت ‌کرده  است‌:  جبرئیل  به  خدمت  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم آمد  و  عرض ‌کرد:  در  میان  خود  شرکت‌کنندگان  در  جنگ  بدر  را  چگونه  بشمار  می آورید؟  فرمود:
(من أفضل المسلمين ).
از  بهترین  مسلمانان‌.
یا گفته‌ای  همچون  این ‌گفته  را  فرمود:  جبرئیل ‌گفت‌:
(‌فرشتگانی‌ که  در  جنگ  بدر  شرکت  جسـته‌انـد  نـیز  همچنین  هستند).  (‌تنها  بخاری  این  سخن  را  ذکر کرده  است‌)‌.

(إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ (٩)وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلا بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ) (١٠)

(‌ای  مؤمنان‌،  حالا  که  غنائم  را  تقسیم  می‌کنید  و  بـر  سـر  نحوۀ  آن  اختلاف  می‌ورزید،  به  یاد  آورید)  زمانی  را  که  (‌در  میدان  کارزار  بدر  از  شدّت  ناراحتی‌)  از  پروردگار  خـــود  درخـواست  کـمک  و  یــاری  مــی‌نمودید  و  او  درخواست  شما  را  پذیرفت  (‌و  گفت‌:‌)  من  شـما  را  بـا  یک  هزار  فرشته  کمک  و  یاری  می‌دهم  که  ایـن  گروه  هزار  نفری  گروههای  دیگری  را  پشت  سر  دارند.  خداوند  این  (‌امداد  با  فرشتگان‌)  را  تنها  برای  مـژده  دادن  (‌پـیروزی‌)  به  شما  و  آرامش  پیدا  کردن  دل  شما  بدان  کـرد،  وگرنه  پیروزی  جز  از  سوی  خدا  نـیست  (‌و  اراده  و  مشـیّت  او  بالاتر  از  همۀ  این  اسباب  ظاهری  و  باطنی  است‌)‌.  بیگمان  خداونـد  (‌بر  هـر  کـاری‌)  تـوانـا  (‌و  کـارهایش‌)  از  روی  حکمت  است‌.  

پروردگارشان  دعای  ایشان  را  پذیرفت  بدان‌گاه که  او  را  به  کمک  می‌طلبیدند  و  به  فریاد  می‌خواستند.  بـدیشان  خبر  داد  که  ایشان  را  با  هزار  فرشته‌ای  که  دیگران  را  پشت  سر  خود  دارند  و  خویشتن  در  جلو  حرکت  می‌کنند  کمک  می‌کند...  هر  چند کـه  این‌ کـار  بزرگ  است‌،  و  دلالت  بر  ارجمندی  و  والائی  این‌ گروه  مسلمان  است‌،  و  ارزش  سترگ  این  آئین  را  برابر  معیار  یزدان  می‌رساند،  امّا  ایزد  منّان  نمی‌گذارد  مسلمانان  این‌گونه  بفهمند کـه  سببی  در  میان  است  و  آن  سبب  نتیجه‌ای  را  به  وجود  می‌آورد.  بلکه ‌کار  را  بطور کلّی  به  خود  نسبت  می‌دهد  تا  بدین  وسیله  عقیده  و  جهان‌بینی  مسلمان  را  تـصحیح  کند.  چه  این  پذیرش  دعا  و  زاری  و  پـاسخ  به‌ کمک  طلبیدن  و  یاری  خواستن‌،  و  این  مدد  و  یـاری‌،  و  خـبر  دادن  از  دستگیری  و کمک  ایزد  باری‌،  همه  و  همه  جز  مژده‌ای  نبوده  است  که  بدان  دلها  آرامش  پیدا  کند.  امّـا  پیروزی  جز  از  جانب  یزدان  حاصل  نشده  است  و  حاصل  نمی‌گردد...  این  حقیقتی  است ‌که  روند  قرآنی  آن  را  در  اینجا  بیان  می‌دارد،  تا  دل  شخص  مسلمان  به  هیچ  وجـه آ‌ویزۀ  سببی  از  اسباب  نگردد.

برای  مسلمانان  این  بس  بود که  آنچه  در  توان  دارند  بذل  کنند  و  از  هیچ  چیزی  دریغ  نکنند،  و  بر  نخستین  پـیش   لرزۀ  هراسی  چیره  گردند  که  در  رویاروئی  خطر  واقعی  دچار  برخی  از  آنان ‌گشته  بود،  و  راه  اطاعت  از  فـرمان  یزدان  را  بسپرند،  و  به  یـاری  و  پـیروزی  ایـزد  مـنّان  اطمینان  داشته  باشند...  ایشان  را  این  بس  بود  تا  نـقش  خود  را  به  پایان  ببرند،  و  نقش  قدرتی  آغـاز  شـود کـه  امورشان  را  می‌گرداند  و  می‌چرخاند...  سوای  این  هر  چه  بود  مژدۀ  اطمینان  بخشی‌،  و  بر  جای  داشـتن  دلهـا  در  رویاروئی  با  خطر  بود...  آن‌ گروه  مسلمان  را  بس  بود که  احساس‌ کنند که  لشکر  یزدان  با  ایشان  است  تا  دلهایشان  آرام‌ گیرد،  و  درکارزار  استوار  و  پایدار  بمانند.  بعد  از  آن‌،  پیروزی  از  سوی  خداوند  یگانه  در  می‌رسد.  چرا که  پیروزی  تنها  در  دست  خدا  است  و کسی  جز  خـداونـد  یگانه  توان  فرا  رساندن  پیروزی  را  ندارد،  و  او  است‌ که  (‌عزیز)  و  چیره  و  توانا  بر  هر کاری  است‌،  و  او  است‌ که  (‌حکیم‌)  و كار  بجا  است  و  هر  چیزی  را  در  جای  بایستۀ  خود  قرار  می‌دهد  و  هر کاری  را  در  جای  شایستۀ  خود  به  انجام  می‌رساند.    