الجحيم . ربنا وأدخلهم جنات عدن التي وعدتهم , ومن صلح من آبائهم وأزواجهم وذرياتهم , إنك أنت العزيز الحكيم . وقهم السيئات , ومن تق السيئات يومئذ فقد رحمته , وذلك هو الفوز العظيم).(‌غافر/  ٧-  ٩)  

آنان  که  بردارنگان  عرش  خدایند  و  آنان  که  گرداگرد  آنانند  به  سپاس  و  ستایش  پروردگارشان ‌سر گرمند  و  بدو ایمان  دارند  و  برای  مؤمنان  طلب  آمرزش  مـی‌کنند  (‌و  می‌گویند:  پروردگارا!  مهربانی  و  دانش  تو  همه  چیز  را  فراگرفته  است  (‌هم  اعمال  و  اقوالشان  را  کاملاً میدانی  و  هــم  مـرحـمت  و  مهربانیت  مـی‌تواند  ایشـان  را  در  برگیرد)  پس  در  گذر  از  کسانی  که  (‌از  گناهان  دست  مــی‌کشند  و  بــه  طـاعات  و  عبادات  می‌پردازند،  و  از  راههای  انحرافی  دوری  می‌گزینند  و  به  راستای  راهت‌)  برمی‌گردند  و  راه  تو  را  در  پیش  می‏‎گیرند،  و  آنان  را  از  عذاب  دوزخ  مصون  و  محفوظ  فرما.  پروردگارا!  آنان  را  به  باغهای  هـمیشه  ماندگار  بـهشتی  داخل  گردان  که  بــدیشان  (‌توسط  پیغمبران‌)  وعـده  داده‌ای‌،  هـمراه  با  پدران  خوب  و  همسران  شـایسته  و  فرزندان  بـایستۀ  ایشان‌.  قطعاً  تو  (‌بر  هر  چیزی‌)  چیره  و  توانا  و  (‌در  هر  کــاری‌)  دارای  فـلسفه  و  حکـمت  هستی‌.  و  آنـان  را  از  عقوبت  دنیوی  و  کیفر  اخروی‌)  بدیها  نگهدار،  و  تو هر  که را  در  آن  روز  از  کیفر  بدیها  نگاه  داری‌،  واقعاً  بدو  رحـم  کرده‌ای  (‌و  مورد  الطاف  خود  قرار  داده‌ای‌)  و  آن  مسلّماً  رستگاری  بزرگ  و  نیل  به  مقصود  سترگی  است‌.

فرشتگان  همچنین  به  مؤمنان  مژدۀ  بهشت  را  مـی‌دهند،  در  آن  هنگام ‌که  جانشان  را  می‌گیرند.  در  آخرت  نیز  با  مژدۀ  شادی  و  خرّمی  به  استقبال  مـؤمنان  مـی‌آیند  و  بدیشان  تبریک  و  تهنیت  می‌گویند،  و  در  بهشت  بر  آنان  سلام  کنند  و  به  درودشان  می آیند:

 (الذين تتوفاهم الملائكة طيبين , يقولون:سلام عليكم ادخلوا الجنة بما كنتم تعملون). (نحل/‌٣٢)  

(‌پرهیزگاران‌،‌)  همانهائی  که  (‌به  هنگام  مرگ‌)  فـرشتگان  (‌قبض  ارواح‌)  جانشان  را  می‏‎گیرند  در  حالی  که  پاکیزه  (‌از  کفر  و  معاصی‌)  و  شادان  (‌از  رویارويی  سر افرازانـۀ  خـود  بـا  پـروردگار)  هســتند.  (‌فرشتگان  بـدیشان‌)  می‌گویند:  درودتان  باد،  (‌در  امان  خدائید  و  از  امروز  به  ناراحتی  و  بلائی  دچار نمی‌آئید.  و)  به  خاطر  کارهائی  که  می‌کرده‌اید  به  بهشت  در  آئید.

 (... جنات عدن يدخلونها ومن صلح من آبائهم وأزواجهم وذرياتهم , والملائكة يدخلون عليهم من كل باب , سلام عليكم بما صبرتم , فنعم عقبى الدار). 

(‌ایـن  عــاقبت  نـیکو)  بــاغهای  بـهشت  است  که  جـای  ماندگاری  (‌سرمدی  و  زیستن  ابدی  است‌،  و  آنان  همراه  کسانی  از  پدران  و  فـرزندان  و  همسران  خود  بـدانجا  وارد  مـــی‌شوند  کـه  صـالح‌،  (‌یعنی  از  عقائد  و  اعمال  پسندیده‌ای  برخوردار  بوده‌)  باشند  (  و جملگی  در  کنار  هم  جاودانه  و  سـعادتمندانـه  در  آن  بسر  می‌برند)  و  فرشتگان  از  هر  سوئی  بر  آنان  وارد  (‌و  بـه  درودشـان‌)  می‌آیند.  (‌فرشتگان  بدانان  خواهند  گفت‌:‌)  درودتان  باد!  (‌همیشه  به  سلامت  و خوشی  بسر  مـی‌برید)  بـه  سـبب  شکیبائی  (‌بر  اذيّت  و  آزار)  و  استقامتی  که  (‌بر  عقیده  و  ایمان‌)  داشتید.چه  پایان  خوبی  (‌دارید  که  بهشت  یزدان  و  نعمت  جاویدان  است‌)‌. (‌رعد  /  ٢٣و  ٢4) 

 فرشتگان  -  همان ‌گونه ‌که ‌گفتیم  -  در  دوزخ  با  توبیخ  و تهدید  پذیرۀ کافران  می‌گردند،  و در جنگهای  حقّ  و  باطل  نیز  باکافران  می‌جنگند.  فر‌شتگان  با  شکنجه  و  آزار  و  تنبیه  و  خواری‌،  ارواح‌ کافران  را  از  بدنهایشان  بیرون  می‌آورند:

(ولو ترى إذ الظالمون في غمرات الموت والملائكة باسطوا أيديهم:أخرجوا أنفسكم , اليوم تجزون عذاب الهون بما كنتم تقولون على الله غير الحق وكنتم عن آياته تستكبرون). (‌انعام/  93)  

اگر  (‌حال‌)  ستمکاران  را  ببینی  (‌و  بدانی  که  چه  وضـع  نابهنجار  و  دور  از  گفتاری  دارند)  در  آن  هنگام  که  در  شدائد  مرگ  فرو  رفته‌اند  و  فرشتگان  دستهای  خود  را  (‌به  سوی  آنان‌)  دراز  کرده‌اند  (‌و  بر  بنا گوششان  تپانچه  و  بر  پشتشان  تازیانه  می‌زنند  و  بدیشان  می‌گویند:  اگر  می‌توانید  از  این  عذاب  الهی‌)  خویشتن  را  برهانید.  این  زمان  به  سبب  دروغهائی  که  بر  خـدا  مـی‌بستید  و  از  (‌پذیرش‌)  آیات  او  سرپیچی  می‌کردید،  عذاب  خوار کننده‌ای  می‌بینید.

 (فكيف إذا توفتهم الملائكة يضربون وجوههم وأدبارهم !).(‌محمّد  /  27)  

حال  آنان  چگونه  خواهد  بود  بدان  هنگام  که  فرشتگان  مأمور قبـض  ارواح  به  سراغشان ‌مـی‌آیند  و  چهره‌ها  و  پشتها  (‌و سائر  اندامهای‌)  ایشان  را به  زیر ضربات خود می‌گیرند؟‌!.(كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ (٥)يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنْظُرُونَ (٦)وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ (٧)لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ) (٨)

 (‌ناخشنودی  بعضی  از  شما  از  چگونگی  تـقسیم  غـنائم  بدر)  همانند  آن  است  که  خداوند  تـو  را  از  خـانه‌ات  (‌در  مدینه‌،  به  سوی  میدان  بدر)  به  حقّ  بـیرون  فرستاد،  در  حالی  که  جمعی  از  مـؤمنان  (‌چون  آمادگی  جنگ  را  نداشتند،  از  این  امر)  ناخشنود  بودند  (‌ولی  برخلاف  دید  محدود  آنان  دربارۀ  احکام  الهی‌،  سرانجام  بدر  پیروزی  چشمگیری  بود.  این  گروه  از  مؤمنان‌)  با  تو  دربارۀ  حقّ  (‌یعنی  بیرون  رفتن  جـهت  جنگ  بـا  مشـرکان‌)  مـجادله  مـی‌کنند،  پس  از  آن  که  روشـن  شـده  است  (‌کـه  بـرابـر  وعده‌ای  که  بدیشان  داده‌ای  در  جنگ  پیروز  می‌شوند)‌.  انگار  که  به  سوی  مرگ  رانده  می‌شوند  و  (‌صحنۀ  مرگ  خویشتن  را  با  چشمان  خود)  می‏نگرند.  (‌ای  مؤمنان  بـه  یاد  آورید)  آنگاه  را  که  خداوند  پیروزی  بـر  یکـی  از  دو  دسته  را  به  شما  وعده  داد.  (‌پیروزی  بر  کاروان  تجاری  قـریش  بــه  سـرپرستی  ابـوسفیان‌،  و  یـا  پـیروزی  بـر  لشکری  که  از  مکّه  تـدارک  شـده  بـود  و  بـه  سـرپرستی  ابوجهل  برای  نجات  کـاروان  آمـده  بـود)‌.  شما  دوست  می‌داشتید  دسته‌ای  نصیب  شـما  گردد  کـه  از  قدرت  و  قوّت  چندانی  برخودار  نیست  (‌که  کاروان  بود)  ولی  خدا  می‌خواست  حـقّ  را  با  سخنان  خود  (‌که  بیانگر  اراده  و  قدرت  یزدانند،  برای  مردم‌)  ظـاهر  و  اسـتوار  گرداند  و  کافران  را  (‌از  سرزمین  عرب  با  پیروزی  مؤمنان‌)  ریشه  کن  کند  (‌ل