 ‌وظیفه  بوده  است‌:

 (ينزل الملائكة بالروح من أمره على من يشاء من عباده:أن أنذروا أنه لا إله إلا أنا فاتقون). (‌نحل  /  ٢)  

خداوند  به  دستور  خود،  فرشتگان  را  هـمراه  بـا  وحـی  (‌آسمانی  که  حیات  بخش  انسانها  است‌)  بـر  هـر  کس  از  بندگانش  (‌به  نام  انبیاء‌)  که  خود  بخواهد  نازل  می‏‎كند  (‌تا  به  مردم  بیاموزند)  كه  جز  مـن  (‌کـه  آفرینندۀ  جـهان  و  جهانیانم‌)  خدائی  نیست‌،  پس  (‌با  انجام  حسنات  و  دوری  از  سيّئات‌)‌،  از  (‌غضب  و  عذاب‌)  من  بپرهیزید.

(قل من كان عدوا لجبريل فإنه نزله على قلبك بإذن الله). (بقره/ ‌97) 

 (‌ای  پیغمبر)  بگو:  کسـی  کـه  دشـمن  جبرئيل  باشد  (‌در  حقيقت  دشمن  خدا  است‌)  زیرا  که  او  به  فرمان  خدا  قرآن  را  بر  قلب  تو  نازل  کرده  است  (‌نه  اینکه  خود سرانه  دست  به  چنین  امری  زده  باشد)‌.

یزدان  سبحان  جبرئیل  را  موصوف  به  نیرومند کرده  است‌.  رسول  خدا صلیّ الله عليه وآله وسّلم ‌ نیز  او  را  دو  دفعه  به  شکل  فرشتگی  دیده  است ‌،‌گذشته  از  این ‌که  در  هنگام  رساندن  پیامهای  پـیاپی  وحی‌،  در  شکلهای‌ گـوناگون  او  را  مشاهده  نموده  است‌:

(والنجم إذا هوى . ما ضل صاحبكم وما غوى . وما ينطق عن الهوى . إن هو إلا وحي يوحى . علمه شديد القوى . ذو مرة فاستوى . وهو بالأفق الأعلى . ثم دنا فتدلى . فكان قاب قوسين أو أدنى . فأوحى إلى عبده ما أوحى . ما كذب الفؤاد ما رأى . أفتمارونه على ما يرى . ولقد رآه نزلة أخرى . عند سدرة المنتهى . عندها جنة المأوى . إذ يغشى السدرة ما يغشى . ما زاغ البصر وما طغى . لقد رأى من آيات ربه الكبرى). (‌نجم‌/  ١  -‌١٨)  

سوگند  به  ستاره  در  آن  زمان  که  دارد  غروب  مـی‌کند.  یار  شما  (‌محمّد)  گمراه  و  منحرف  نشده  است‌،  و  راه  خطا  نپوئیده  است  و  به  کژراهه  نرفته  است‌.  و  از  روی  هوا  و  هوس  سخن  نمی‏‎گوید.  آن  (‌چیزی  کـه  بـا  خـود  آورده  است  و  با  شما  در  میان  نهاده  است‌)  جز  وحی  و  پـیامی  نیست  که  (‌از  سوی  خـدا  بـدو)  وحی  و  پیام  می‏‎گردد.  (‌جبرئیل‌،  فرشتۀ‌)  بس  نیرومند  آن  را  بدو  آموخته  است‌.  همان  کسی  که  دارای  خرد  اسـتوار  و  انـدیشۀ  وارسـته  است  .  سپس  او  (‌به  صورت  فرشتگی  خود  و  با  بالهایی  که  کرانه‌های  آسمان  را  پر  کرده  بود)  راست  ایستاد.  در  حالی  که  او  در  جهت  بلند  (‌آسمان  روبروی  بیننده‌)  قرار  داشت‌.  سـپس  (‌جبرئیل‌)  پائین  آمـد  و  سـر  در  نشـیب  گذاشت.  تا  آن  که  فاصلۀ  او  (‌و  محمّد)  به  اندازه  دو  کمان  یا  کمتر  گردید.  پس  جبرئیل  به  بندۀ  خدا  (‌مـحمّد)  وحـی  کرد  آنچه  می‌بایست  وحی  کند.  دل  (‌محمّد)  تکذیب  نکرد  چیزی  را  که  او  (‌با  چشم  سر)  دیده  بود. آیا  با  او  دربارۀ  چیزی  که  دیده  است‌،  ستیزه  می‌کنید؟  او  کـه  بار  دیگر (‌در  شب  مـعراج‌)  وی  را  دیـده  است‌.  نــزد  سدرة‌المنتهی‌.  بـهشت  کــه  منزل  (‌و  مأوای  مـتّقیان‌)  است  در  کنار  آن  است‌.  در  آن  هنگام،  چیزهائی  سدره  را  فرا گرفته  بود  که  فرا  گرفته  بود  (‌و  چنان  عجائب  و  غرائبی‌،  قابل  توصیف  و  بیان‌،  با  الفبای  زبان  انسان  نیست‌)‌.  چشـم  (‌مـحمّد  در  دیدن  خود  بـه  چپ  و  راست‌)  منحرف  نشـد  و  بـه  خطا  نرفت‌،  و  سرکشی  نکرد  و  (‌تنها  به  همان  چیزی  نگریست  که  می‌بایست  ببیند  و  بنگرد)‌.  او  بخشی  از  نشانه‌های  بزرگ  (‌و  عــجائب  ملکوت‌)  پروردگارش  را (‌در  آنجا)  مشاهده  کرد  از  جمله‌:  سـدرة‌المـنتهی‌،  بیت  المـعمور،  بهشت‌،  دوزخ‌،  و  جبرئیل  را  با  قیافۀ  فرشتگی  خود)‌.

فرشتگان  به  پیش  مؤمنان  در  نبردهای  بزرگ  ایشان  با  باطلگرایان  و  طاغوتیان  می‌آیند  و  آنان  را  ثابت  قدم  می‌دارند  و  یاری  و کمکشان  می‌نمایند:

(إن الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة ألا تخافوا ولا تحزنوا وأبشروا بالجنة التي كنتم توعدونَ). (فصّلت‌/  ٣٠)  

کسانی  که  مـی‌گویند:  پروردگار  مـا  تنها  خدا  است‌،  و  سپس  (‌بر  این  گفتۀ  خود  کـه  اقرار  بـه  وحدانـیّت  است  می‌ایستند،  و  آن  را  با  انجام  قوانین  شریعت  عملاً  نشان  می‌دهند،  و  بر  ایـن  راستای  خدا پـرستی  تـا  زنـده‌انـد)  پا بر جا  و  ماندگار  می‌مانند  (‌در  هنگام  آخـرین  لحظات  زندگی‌)  فرشتگان  به  پیش  ایشان  می‌آیند  (‌و  بدانان  مژده  می‌دهند)  که  نترسید  و  غمگین  نباشید  و  شما  را  بشارت  باد  به  بهشتی  که  (‌توّسط  پیغمبران‌)  به  شـما  (  مـؤمنان‌)  وعده  داده  می‌شد.

(إذ تقول للمؤمنين:ألن يكفيكم أن يمدكم ربكم بثلاثة آلاف من الملائكة منزلين . بلى إن تصبروا وتتقوا ويأتوكم من فورهم هذا يمددكم ربكم بخمسة آلاف من الملائكة مسومين . وما جعله الله إلا بشرى لكم ولتطمئن قلوبكم به , وما النصر إلا من عند الله العزيز الحكيم). (‌‌آل‌عمران/‌1٢٤ - ‌١٢٦)  

بدان  هنگام  که  تو  به  مؤمنان  می‌گفتی‌:  آیا  شما را بسـنده  نیست  که  پروردگارتان  با  سه ‌هزار  فرشتگان  فرستاده  (  از  سوی  خویش  برای  آرامش  خاطرتان‌)  یاریتان  کـرد؟  آری  (  شما  را  بسنده  است‌.  و  علاوه  از  آن‌)  اگر  بردباری  (‌در  کــارزار)  داشـته  بـاشید  و  پرهیزگاری  کـنید  (‌از  مـعصیت  خدا  و  مـخالفت  بـا  پـیغمبر)‌،  و آنان ‌(  یـعنی  دشــمنان  مشـرک‌)  هــم  ایـنک  بـر  شـما  تـاخت  آرنـد،  پروردگارتان  (‌بر  تعداد  فرشتگان  بیفزاید  و)  با  پنج‌ هزار  فـرشتۀ  یـورشگر  و  نشـانگذار،  شما  را  یـاری  کند.  و  خداوند  آن‌ (‌یـاری  بـا  فرشتگان‌)  را  جز  مـژده‌ای  بـرای  (‌پیروزی‌)  شما  نساخت‌،  و  برای  آن  کرد  که  دلهای  شما  بدان  آرام  گیرد،  و  پيروزی  جز  از  جانب  خداوند  توانای  دانا  نیست‌.

 (إذ يوحي ربك إلى الملائكة:أني معكم فثبتوا الذين آمنوا , سألقي في قلوب الذين كفروا الرعب , فاضربوا فوق الأعناق واضربوا منهم كل بنان).(‌انفال/ 12)  

(‌ای  مؤمنان‌!  به  یاد  آورید)  زمانی  را  كه  پروردگار  تو  به  فرشتگان  وحی  کرد  که  من  با  شمایم  (‌و  کمک  و  یاریتان  می‌نمایم‌.  شما  با  الهام  پیروزی  و  بهروزی‌)  مـؤمنان  را  تقویت  و  ثابت  قدم  بدارید،  (‌و  من  هم‌)  به  دلهای  کافران  خوف  و  هراس  خواهم انداخت‌.  (‌به  مؤمنان  الهام  کنید:‌)  سرهای  آنان  را  بزنید  (‌و  از  هم  بشکافید  که  بر  گردنهای  ناپاکشان  سنگینی  می‌کند)  و  دستهای  ایشان  را  ببرید  (  و  پنجه‌هایشان  را  پی  کنید.

فرشتگان  امور مؤمنان  را  اداره  می‌کنند.  به  تسبیح  و  تـقدیس  پـروردگارشان مـی‌پردازنـد.  برای  مؤمنان  آمرزش  گناهانشان  را  در  خواست  می‌کنند.  برای  ایشان  دعا  می کنند  و  خدای  را  به  فریاد  می طلبند،  بسان  دعای  دوستان  مهربان  دلسوزی‌ کـه  سرگرم  انـجام‌ کارهای  کسانی  باشند  که  دوستشان  می‌دارند:

(الذين يحملون العرش ومن حوله يسبحون بحمد ربهم ويؤمنون به , ويستغفرون للذين آمنوا , ربنا وسعت كل شيء رحمة وعلما , فاغفر للذين تابوا واتبعوا سبيلك , وقهم عذاب 