د...  جهان‌بینی  اعتقادی  در  اسلام‌،  یک  کلّی  کاملی  است‌.  آری‌،  یک  کلّی  کاملی  است‌ کـه  دارای  نـقش  در  شکل  واقعیّت  زندگی  است‌،  واقعیّتی‌ که  این  آئین  آن  را  برای  زندگی  مردمان  می‌خواهد.[8]

(الذين يقيمون الصلاة).  

آنان  کسانیند  که  نماز  را  چنانکه  باید  می‌خوانند.

در  اینجا  ایمان  را  در  یک  شکل  جنبشی  نمایان  می‌بینیم  -  پس  از  آن‌ که  ایمان  را  در  صفات  پیشین  به  صورت  احساسات  نهانی  قلبی  دیدیم  -  چه  ایـمان  آن  ایـمانی  است ‌که  در  دل  جایگزین  شود  و  عمل  آن  را  تصدیق ‌کند.  عمل  هم  دلالت  نمایان  ایمان  است  و  بناچار  باید  آشکارا  جلوه‌گر  آ‌ید،  تا  با  وجود  عملی‌،  بر  این  ایمان‌ گواهی  دهد.  اقامۀ  نماز  هم  تنها  خواندن  نـماز  نـیست‌.  بلکه  نـماز  خواندنی  است  که  حقیقت  نماز  را  پیاده  کـند.  خـوانـدن  نماز  به  شکل  کاملی  است  که  شایستۀ  ایستادن  عـبادت  کننده  در  آستانۀ  معبود  سبحان  است‌،  نـه  فـقط  قـرائت  آ‌یات  و  اوراد،  قیام‌،  رکوع‌،  و  سجود  انجام  بگـیرد،  در  حالی‌ که  دل  غافل  باشد.  نماز  اگر  به  صورت‌ کامل  انجام  پذیرد،  عملاً  بر  وجود  ایمان  گواهی  می‌دهد.

(ومما رزقناهم ينفقون).  

و  از  آنــچه  بــدیشان  عــطاء  کـرده‌ایـم  (‌مـقداری  را  بـه  نیازمندان‌)  می‌بخشند.

این  بخشش  چه  زکات  باشد  و  چه  غیر  زکـات  ...  آ‌نــان  می‏‎بخشند  (‌از  آنچه  بدیشان  عـطاء  کـرده‌ایـم‌)‌.  آنـچه  می‏‎بخشند  برخی  از  چیزهائی  است‌ که  خداونـد  روزی  رسان‌،  روزی  ایشان  کرده  است‌.  آیات  قرآنـی  پـیوسته  دارای  سایه‌ها  و  پیامهای  خود  هستند.  آنان  این  اموال  و  دارائی  را  نیافریده‌اند.  بلکه  چیزی  است  که  یزدان  آن  را  بدیشان  داده  است‌،  از  جملۀ  چیزهائی  که  بدیشان  داده  است  چیزهای  فراوانی ‌که  قابل  شمارش  نیست‌.  وقتی ‌که  می‏‎بخشند،  تنها  بخشی  را  می‏‎بخشند،  و  بقیّه  را  نگـاه  می‌دارند.  اصل  این  است‌ که  آنچه  می‏‎بخشند  و  آنچه  را  که  نگاه  می‌دارند  دادۀ  خدا  است  و  بس.

این  صفاتی  است  که  یزدان  در  اینجا  ایـمان  را  بـدانـها  معرّفی  می‌کند  و  می‌شناساند.  این  صفات  شامل‌:  اعتقاد  به  یگانگی  خدا،  پاسخ  درونی  به  یاد  خدا،  تأثّر  قلبی  از  آیات  خدا،  توکّل  بر  خدا  و  بس،  نماز  خواندن  برای  خدا،  و  بخشیدن  بخشی  از  چیزهائی  است ‌که  خدا  به  انسـان  عطاء  فرموده  است‌.

این  آیه  تفصیلات  ایمان  را  بیان  نمی‌کند  -  بدان‌گونه‌ که  در  آیه‌های  دیگری  شـرح  داده  شـده  است  -  بـلکه  بـا  واقعه‌ای  رویاروی  می‌شود.  این  واقعه  اختلاف  بر  سـر  غنائم  است‌.  به  سبب  چنین  اختلافی‌،  پیوند  مسلمانان  تا  اندازه‌ای  تباهی  می‌گیرد  و  مایۀ  رنجش  خاطر  می‌گردد.  بدین  علّت  این  آیه  برخی  از  صفات  مؤمنان  را  یادآوری  می‌کند،  صفاتی‌ که  با  حالت  و  وضعی ‌کـه  پـیش  آمـده  است  مقابله ‌کند.  در  عین  حال  صفاتی  را  بیان  می‌فرماید  که  اگر کسی  بطور کلّی  این  صفات  را  از  دست  دهد،  به  حقیقت  ایمان  عملاً  دسترسی  پیدا  نکرده  است‌،  بگذریم  از  این ‌که  شروط  ایمان  را  کاملاً  در  مدّ  نظر  داشته  است  یا  خیر.  این  برنامۀ  تربیتی  الهی  با  قرآن  است‌ که  دربارۀ  چیزی‌ که  از  این  شرطها  و  رهنمودها  در  رویاروئی  بـا  حالتهای  گوناگون  واقـعیّت  ذکـر  مـی‌شود،  قـضاوت  و  داوری  می‌کند.  برنامۀ  تربیتی  ربّانی  برنامۀ  واقـعی  و  عملی  و  جنبشی  است‌،  نه  برنامۀ  نظری  تعریف  شده‌ای است‌ که  وظیفۀ  آن  (نظریّه‌)  پردازی  و  عرضۀ  نظریّه  محض  نظریّه  است‌!  

با  توجّه  به  خود  قانون  مـذکور،  واپسـین  پـیرو  ذکر  می‌شود:

(أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ) (٤)

آنان  واقعاً  مؤمن  هستند  و  دارای  درجات  عالی‌،  مغفرت  الهی‌،  و  روزی  پاک  و  فراوان‌،  در  پیشگاه  خدای  خود  می‌باشند.  

تنها  مؤمن  راستین‌،  این  صفات  را  در  درون  خود  و  در  عمل  خود  می‏‎یابد  و  بس‌. کسی‌ که  همۀ  این  صفات  را  نیابد،  صفت  ایمان  را  پیدا  نکرده  است‌.  این  آیه  در  عین  حال  با  حالتی  روبرو  می‌گردد که  آیاتی  دربارۀ  آ‌ن  نازل  گردیده  است‌...  بدین  خاطر  است  با  حرص  و  آزی  روبرو  می‌شود که  مؤمنان  با  قهرمانی  و  هنرنمائی  برای  اخذ  گواهی  از  حضرت  باری  از  خود  نشـان  می‌دهند.  عنوان  این  گواهی  چنین  است‌:  کسانی‌ که  این  صفات  را  پـیدا  کنند  (‌دارای  درجات  عالی  و  والا  در  پیشگاه  خداوندگار  خود  هستند).  این  آیه  با  سوء  اخلاقی‌ که  میان  آنان  پدیدار گشته  است  -  همان‌گونه‌ که  عبّاده  پسر  صامت ‌گفته  است  -  این  چنین  روبرو  می‌گردد:  کسانی  که  این  صفات  را  داشته  باشند  برای  ا‌یشان  در  پـیشگاه  پروردگارشان  (مغفرت‌)  و  آمرزش  است‌.  با  کشمکشی  که  بر  سر  غنائم  پیش  آمـده  بود،  ایـن  چنین  روبرو  می‌گردد:  کسانی‌ که  این  صفات  را  فـراهم  آورند‌،  در  پیشگاه ‌کردارگارشان  برای  ایشان  (‌رزق  پاک  و  فراوان‌)  است‌...  لذا  حالتی  را که  پیش  آمده  است‌،  و  احساسات  و  موضعگیریهائی  را  که  برانگخته  است  و  پـدیدار کرده  است‌،  به  تمام  و کمال  به  تصویر  می‌کشد  و  پیش  چشم  می‌دارد.  در  عین  حال  یک  حقیقت  مـوضوعی  را  بیان  می‌کند،  و  آن  این‌ که‌:  اینها  صفات  مؤمنین  است‌،  هر که  آنها  را  یکسره  نداشته  باشد،  به  حقیقت  ایمان  دسترسی  پیدا  نکرده  است‌.

(أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا ).

آنان  واقعاً  مؤمن  هستند.

گروه  مسلمانان  صدر  اسلام  بدیشان  آموخته  می‌شد که  ایمان  دارای  حقیقتی  است  و  باید  انسان  آن  را  در  خود  بیابد.  و  این ‌که  ایمان  ادّعاء  نیست‌،  و  واژگان  زبان  نـیز  نیست‌،  و  با  آرزو  هم  به  دست  نمی‌آید...  حافظ  طبرانی  گفته  است  :  محمّد  پسر  عبدالله  خضرمی‌،  ابوکریب‌،  زید  پسر  حباب‌،  ابن  لهیعه‌،  برای  ما  از  خالد  پسر  سکسی‌،  و  او  از  سعید  پسر  ابوهلال‌،  و  وی  از  محمّد  پسر  ابوجهم‌،  و  او  نیز  از  حارث  پسر  مالک  انـصاری‌،  روایت  کرده  است‌:  حارث  پسر  مالک  انصاری  از کنار  پـیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌گذر کرد.  بدو  فرمود:

(كيف أصبحت يا حارث ? ).

ای  حارث  چگونه  شده‌ای‌؟‌.

عرض  کرد:  مؤمن  راستین  شده‌ام‌.  فرمود:

(انظر ما تقول , فإن لكل شيء حقيقة , فما حقيقة إيمانك ?).

بنگر  چه  می‏گوئی،  چه  هر  چیزی  دارای  حقیقتی  است‌،  حقیقت  ایمان  تو  چیست‌؟‌.

عرض  کرد:  خویشتن  را  از  دنیا کنار گرفته‌ام‌.  شبم  را  با  شب  زنـده‌داری  سپری  می‌کنم‌،  و  در  روزم  تشنگی  می‌کشم‌،  و  انگار  من  عرش  خدایم  را  آشکارا  می‌نگرم‌،  و  انگار  به  ساکنان  بهشت  می‌نگرم‌ که  به  همدیگر  سر  می‌زنند  و  از  یکدیگر  دید  و  بازدید  می‌کنند،  و  انگار  من  به  ساکنان  دوزخ  می‌نگرم‌ که  