هُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (١٧)ذَلِكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكَافِرِينَ (١٨)اِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جَاءَكُمُ الْفَتْحُ وَإِنْ تَنْتَهُوا فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَإِنْ تَعُودُوا نَعُدْ وَلَنْ تُغْنِيَ عَنْكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئًا وَلَوْ كَثُرَتْ وَأَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ (١٩)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (٢٠)وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لا يَسْمَعُونَ (٢١)إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ (٢٢)وَلَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْرًا لأسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَهُمْ مُعْرِضُونَ (٢٣)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (٢٤)وَاتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (٢٥)وَاذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الأرْضِ تَخَافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (٢٦)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (٢٧)وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ (٢٨)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ) (٢٩)

موضوع  این  درس‌،  یعنی  نخستین  درس  سـوره‌،  بـیان  حکم  خدا  دربارۀ  غنائم  است‌،  غنائمی  که  مسـلمانان  در  جهادشان  در  راه  خدا  به  دست  می‌آورند.  این  حکم  به  دنبال  جرّ  و  بحثی  صادر  می‌گردد  که  پـیرامـون  تـقسیم  غنائم‌،  میان  مسلمانان  جنگ  بدر  پیش  آمده  است‌.  خدا  مسلمانان  را  به  مراعات  فرمان  خود  دربارۀ  غنائم  دعوت  می‌فرماید،  و  ایشان  را  به  تقوا  و  پرهیزگاری  و  اطاعت  از  خود  و  اطاعت  از  پیغمبر  خود  فرا  می‌خواند،  و  وجدان  ایـمان  و  تـقوا  را  در  دلهـایشان  بـه  جوش  و  خروش  می‌اندازد.

آن‌ گاه  آنان  را  یادآور  می‌گردد  به  چیزهائی‌ که  برای  خود  خواسته  بودند  که  کاروان  و  غنیمت  آن  بود،  و  چیزهائی  که  خدا  برای  ایشان  خواسته  بود که  پیروزی  و  عزّت  بود.  همچنین  آنان  را  تذکّر  می‌دهد  بدین  که  سرانجام  کارزار  به ‌کجا کشید  و  چگونه  پیروز  شدند  هر  چند که  مسلمانان  گروه  اندکی  بودند  و  ساز  و  برگ  جنگی  و  توشۀ  چندانی  به  همراه  نداشتند،  و  دشمنان  ایشان ‌گروه  زیادی  بودند  و  افراد  و  ادوات  جنگی  و  توشۀ  فراوانی  به  همراه  داشتند.  یادآورشان  می‌سازد  بدین  امر كه  چگونه  ایشـان  را  بـا  یاری  فرشتگان  پایدار کرد،  و  با  بارش  باران  به  کمکشان  شتافت‌،  بارانی‌ که  از  آب  آن  می‌نوشیدند  و  با  آن  خود  را  می‌شستند.  چگونه  باران  زمین  زیر  پاهای  آنان  را  تا  اندازه‌ای  سفت  و  سخت  گرداند  که  پاهایشان  به  شنزارها  فرو  نمی‌رفت  و گل‌آلود  نمی‌شد.  چگونه  چرت  و  خواب  سبكی  آنان  را  فراگـرفت  و  آسـايش  و  آرامش  بهرۀ  ایشان ‌کرد.  خلاصه  چگو‌نه  یزدان  جهان  ترس  و  هـراس  به  دلهای  دشمنانشان  انداخت  و  آنان  را  دچار  خوف  و  وحشت‌ کرد  و  به  عقاب  و عذاب‌ گرفتارشان  نمود.

از  اینجا  است‌ که  یزدان  به  مؤمنان  دستور  می‌دهد که  در  هر  جنگی  پایداری‌ کنند،  هر  چند که  در  آغـاز کارزار  گمان  برند که  دشمنانشان  از  قوّت  و  قدرت  برخوردارند.  چرا که  این  خدا  است ‌که  دشمنان  را  می‌کشد،  و  او  است  کـه  تيراندازی  مـی‌نماید،  و  او  است  کـه  پـیکار  را  می‌گرداند  و  چاره‌سازی  می‌کند.  آنان  جز  پرده‌ای  نیستند  که  خدا  قضا  و  قدر  و  قدرت  و  قوّت  خود  را  بر آن  به  نمایش  درمی‌آورد،  و  هر کاری  را که  بخواهد  در  حقّ  ایشان  انجام  می‌دهد  و  هر  چه  بخواهد  بر  سـرشان  می‌آورد.

پس  از  آن  مشرکانی  را  به  تمسخر می گیرد که  پیش  از  جنگ  (‌بدر  به  پـردۀ ‌کعبه  مـی‌آويختند  و  از  یـزدان‌)  درخواست  می‌کردند که ‌گردونۀ  جنگ  بر  ضدّ کسانی  به  گردش  درآید که  گمراه‌ترین  دو گروه  و  قطع‌کننده‌ترین  صلۀ  رحم  هستند.  بدیشان  می‌فرماید:

(إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جَاءَكُمُ الْفَتْحُ). 

(‌ای  مشـركان  قـریش‌)  شـما  کـه  از  خدا  درخواست  پیروزی  گروه  بر  حقّ  را  داشتید،  و  هم  اینک  مسلمانان  پیروز  شده‌اند  و  حقّ  را  عیان  می‌بینید.[1]

مؤمنان  را  نیز  برحذر  می‌فرماید  از  این‌ که  خویشتن  را  همسان  منافقان ‌کنند.  منافقانی‌ که  می‌شنوند،  اما  ناشنیده  می‌گیرند  و  نـمی‌پذیرند،  چرا که  پـاسخ  مـثبت  بدان  نمی‌دهند.

این  درس  با  ندا  در  دادنـهای  مکرّر  مـؤمنان  پایان  می‌گیرد،  تا  فرمان  خدا  را  بپذیرند،  و  دستور  پیغمبر  او  را  قبول ‌کنند  هنگامی ‌که  ایشان  را  به  چیزی  دعوت ‌کند که  به  آنان  زندگی  بخشد  -  هر  چند گمان  برند که  آن  چیز  مرگ  و کشته  شدن  است  -  و  تا  این ‌که  به  یادشان  آورد  چه  اندازه  اندک  و  ضعیف  بودند  و  مـی‌ترسیدند که  مردمان  ایشان  را  درربایند،  و  چگونه  یـزدان  ایشـان  را  پناه  و یاری  داد  و پیروزی  خود  را  بهرۀ  آنان‌ کرد.  و  تا  این‌ که  ایشان  را  آمادگی  بخشد  اگر  پرهیزگاری‌ کنند  و  از  خدا  بترسند  وسیلۀ  جداسازی  حـقّ  از  باطل  را  در  دلهایشان  و  در  حرکاتشان  قرار  دهد  ...  افزون  بر  اینها،  ایشان  را  متوجّه‌ کند که‌ گناهانشان  زدوده  می‌گردد  و  لغزشهایشان  بخشیده  می‌شود،  و  بـدانـند که  لطف  و  مرحمت  خدا  در  انتظار  ایشان  است‌،  لطف  و  مرحمتی‌ که  غنائم  و  اموال  در  برابر  آ‌ن  بسی  ناچیز  است‌.
*
(يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأنْفَالِ قُلِ الأنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (١)إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ (٢)الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ (٣)أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُون