للَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (٦٧)لَوْلا كِتَابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (٦٨)فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالا طَيِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٦٩)يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الأسْرَى إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْرًا يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٧٠)وَإِنْ يُرِيدُوا خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ) (٧١)
هیچ  پیغمبر  حقّ  ندارد  که  اسیران  جنگی  داشـته  بـاشد،  مگر آن  گاه  که  کاملاً  بر  دشمن  پیروز  گردد  و  بر  منطقه  سـیطره  و  قدرت  یـابد  (‌در  غیر  ایـن  صـورت  بـاید  بـا  ضربات  قاطع  و  کوبنده  و  پیاپی،  نیروی  دشمن  را  از  کار  بیندازد.  امّا  به  محض  حصول  اطمینان  از  پیروزی  خود  و  شکست  دشمن  دست  از  کشـتار  بـردارد  و  بـه  اسـیر  کـردن  قناعت  کند.  ای  مـؤمنان‌!)  شـما  (‌تـنها  بـه  فکـر  جـنبه‌های  مــادی  هسـتید  و)  مـتاع  نــاپایدار  دنــیا  را  می‌خواهید،  در  صورتی  که  خداوند  سـرای  (‌جـاویدان‌)  آخرت  (‌و  سعادت  همیشگی‌)  را  (‌برای  شما)  می‌خواهـد،  و  خداوند  عزیز و  حکیم  است  (‌و  این  است  که  کارهایش  سـراسـر  از  روی  حکـمت  و  تـدبیر،  و  مـتوجّه  عزّت  و  پیروزی  است‌)‌.  اگر  حکم  سابق  خدا  نبود  (‌که  بدون  ابلاغ  امّتی  را  کیفر  ندهد،  و  مخطی  در  اجتهاد،  مجازات  نگردد)  عـذاب  بزرگی  در  مـقابل  چیزی  که  (‌بـه  عنوان  فدیۀ  اسیران  گرفته‌اید  و  شـتابی  کـه  ورزیـده‌ایـد)  بـه  شـما  می‌رسید.  اکنون  از  آن  چیزی  که  (‌از  فدیۀ  اسـیران‌)  فرا  چنگ  آورده‌اید  حلال  و  پاکیزه  بخورید  و  (‌دغدغه‌ای  به  خود  راه  ندهید،  و  در  همۀ  کارهایتان‌)  از  خدا  بترسید.  بیگمان  یزدان  (‌سبحان  نسبت  به  بندگانی  که  به  درگاه  او  برگردند)  بسیار  آمرزنده  و  مهربان  است‌.  ای  پیغمبر!  به  اسیرانی  که  در  دست  شما  هستند  بگو:  اگر  خداوند  در  دلهایشان  خیری  (‌همچون  ایمان  و  اخلاص  و  صدق  در  اسلام  آوردنتان‌)  سراغ  یابد  (‌و  بداند  كه  دارای  نيّت  پاک  و  راستینی  هستید،  در  دنیا  و  آخرت‌)  بـهتر  از  آنـچه  از  شما  دریافت  شده  است  به  شما  عطاء  مـی‌کند  و  شـما  را  می‌بخشد  (‌و  شرک  و  سیّئات  شما  را  نادیده  می‌گیرد)  و  خداوند  بسیار  آمـرزنده  و  مهربان  است‌.  (‌ای  پـیغمبر!)  اگر  (‌مشرکان  با  اظهار  ایمان‌)  بخواهند  به  تو  خیانت  کنند  (‌موضوع  تازه‌ای  نیست  و  باکی  نداشته  باش‌،  چـرا  کـه‌)  آنان  پیش  از  این  (‌نیز  با  اتّخاذ  شرکاء  و  انداد  برای  خدا  و  کفران  نعمت  الله‌)  به  خدا  خیانت  کرده‌اند  و  خداونـد  (‌در  قبال  آن  شما  را)  بر  آنان  پیروز  کرده  است  (‌هر  چند  شما  ضعیف  بودید  و  ایشان  نیرومند  بودند)  و  خداوند  آگاه  از  احوال  و  افکار  همگان  است  و)  حکیم  است  (‌و  کارها  را  برابر  حکمت  و  فلسفه‌ای  که  خود  داند  می‌گرداند)‌.(انفال/67-71)
(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهَاجِرُوا وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلا عَلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (٧٢)وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ إِلا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الأرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ (٧٣)وَالَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ (٧٤)وَالَّذِينَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا مَعَكُمْ فَأُولَئِكَ مِنْكُمْ وَأُولُو الأرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ) (٧٥)
بیگمان  کسانی  که  ایمان  آورده‌اند  و  (‌از  خانه  و  کاشانۀ  خویش‌)  مهاجرت  کرده‌اند  و  با  جان  و  مال  خود  در  راه  خدا  (‌به  تلاش  ایسـتاده‌انـد  و)  جـهاد  نـموده‌انـد  (‌و  لقب  مهاجرین  را  برازندۀ  خود  گردانده‌انـد)‌،  و  کسـانی  که  (‌مهاجرین  را  در  مـنزل  و  مأوای  خود)  پـناه  داده‌انـد  و  (‌ایشان  را  با  جان  و  مال‌)  یاری  نموده‌اند  (‌و  از  سوی  خدا  و  پیغمبر  لقب  انصار  دریافت  داشته‌اند)  برخـی  از  آنـان  یـاران  بـرخـی  دیگرند  (‌و  مسؤول  و  متعهّد  در  بـرابر  یکـدیگرند)  و  امّـا  کسـانی  که  ایـمان  آورده‌اند  و لیکـن  مهاجرت  ننموده‌اند  (‌و  با  وجـود  توانائی  به  جامعۀ  نوین  شما  در  مدینه  نپیوسته‌اند،  هیچ  گونه  تعـهّد  و  مسؤولیّت  و)  ولایتی  در  برابر  آنان  ندارید  تا  آن  گاه  کـه  مـهاجرت  می‏‎کنند.  اگر  (‌چنین  مؤمنان  غیر  مهاجری  از  دست  ظلم  و  جور  دیگران‌)  به  سبب  دیـنشان  از  شـما  کمک  و  یـاری  خواستند،  کمک  و  یاری  بر  شمـا  واجب  است‌،  مگر  زمـانی  که  مخالفان  آنان  گروهی  باشند  کـه  میان  شما  و  ایشـان  پیمان  (‌تر‌ک  مخاصمه‌)  باشد.  (‌در  این  صـورت  رعـایت  عهد  و  پیمـان‌،  از  رعـایت  حال  چـنین  مـؤمنان  بـی‌حالی  لازم‌تر  است‌.  به  هر  حال‌)  خداونـد  مـی‌بیند  آنـچه  را  کــه  می‌کنید  (‌پس  مواظب  حال  همدیگر  و  حفظ  حدود  و  عهود  باشید)‌.  و  کسانی  که  کافرند،  برخی  یـاران  برخی  دیگرند  (‌و  در  جانبداری  از  باطل  و  بدسگالی  با  مؤمنان  همرأی  و  همسنگرند.  پس  ایشان  را  به  دوستی  نگیرید  و  در  حفظ  عهد  و  پيمان  بکوشید)  که  اگر  چنین  نکنید  فـتنه  و  فسـاد  عظیمی  د‌ر  زمین  روی  می‌دهد.  بیگمان  کسانی  که  ایمان  آورده‌اذـد  و  مـهاجرت  کرده‌اند  و  در  راه  خدا  جهاد  نموده‌اند‌،  و  همچنین  کسانی  که  پناه  داده‌انـد  و  یـاری  کرده‌اند،  (‌هر  دو  گروه‌)  آنان  حقیقتاً  مؤمن  و  باایمانند  (‌و  شایستۀ  واژۀ  مهاجر  و  انصارند  و  تار  و  پود  جاودانـۀ  پرچم  اسلامند  و)  برای  آنان  آمرزش  (‌گناهان  از  سـوی  یزدان  منّان‌)  و  روزی  شـایسته  (‌در  بــهشت  جـاویدان‌)  است‌.  و  کســانی  کــه  از  پس  (‌نـزول  ایـن  آیـات‌)  ایـمان  آورده‌اند  و  مهاجرت  کرده‌اند  و  با  شما  (‌ای  مهاجران  و  انصار)  جهاد  نموده‌اند،  آنان  از  زمرۀ  شما  هستند  و  (‌از  حقوق  و  مدد  و  یاری  شما  بـرخوردار  مـی‌گردند.  ایـن  ولایت  ایمـانی  بود،  و  امّا  ولایت  خویشاوندی  علاوه  بــر  این  میان  افرادی  موجود  است  و)  کسانی  که  بـا  یکدیگر  خویشاوندند  برخی  برای  برخ