مدنتان بر آنان و افكندن هراس به دلهايشان) ايشان را كشت. و ( ای پيغمبر! بدان گاه كه مشتی خاك به طرف آنان پرتاب كردی و خاك به چشم ايشان فرو رفت. در اصل) اين تو نبودی كه ( خاك را به سوی آنان) پرتاب كردی (چرا كه مشتی خاك از حيث كميّت و كيفيت آن توانائی را ندارد) بلكه خداوند ( آن خاك را تكثير و به سوی ايشان  پرتاب كرد (و به چشمان آنان رساند) تا بدين وسيله مؤمنان را خوب بيازمايد ( و با اعطاء خوبيها آزمايششان نمايد). (انفال/17) 
د – در كار ثابت قدمی و پايداری در جنگ ، به آن اندازه حياتی كه خدا برای آنان در جنگ بخواهد، و به قدرت يزدان بر سدّ و مانع شدن ميان ايشان و ميان دلهايشان، و به تضمين خدا برای پيروزمند گرداندن كسانی كه بر او تكيّه می كنند ، حواله می گردند:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ) (٢٤)
ای مؤمنان ! فرمان خدا را بپذيريد، و دستور پيغمبر او را قبول كنيد هنگامی كه شما را به چيزی دعوت كند كه به شما زندگی ( مادی و معنوی و دنيوی و اخروی) بخشد. و بدانيد كه خداوند ميان انسان و دل او جدائی می اندازد (و می تواند انسان را از رسيدن به خواستها و آرزوهای دل باز دارد و او را بميراند و نگذارد عمر طولانی داشته باشد كه مهم ّ ترين آرزوی دل هر انسانی است ). و بدانيد كه همگان در پيشگاه خدای سبحان گردآورده می شويد(و به حساب و كتابتان رسيدگی می گردد).(انفال/24) 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ) (٤٥)
ای مؤمنان ! هنگامی كه با گروهی (از دشمنان در ميدان كارزار) روبرو شديد، پايداری نمائيد ( و فرار نكنيد) و بسيار خدا را ياد كنيد ( و قدرت و عظمت و وفای به عهد او را پيش چشم داريد و به تضرّع و زاريش بخوانيد) تا (در دنيا) پيروز و ( در آخرت) رستگار شويد. (انفال/45)
ه – در بارۀ هدف از كارزار و نتيجۀ پيكار مقرّر می گردد :
(وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ).
و با آنان پيكار كنيد تا فتنه ای نماند ( و نيروئی نداشته باشند كه با آن بتوانند شما را از دينتان برگردانند) و دين خالصانه از آن خدا گردد ( و مؤمنان جز از خدا نترسند و آزادانه به دستور آئين خويش زيست كنند).(انفال/39)
(مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأرْضِ).
هيچ پيغمبری حقّ ندارد كه اسيران جنگی داشته باشد. مگر آن گاه كه كاملاً پيروز گردد و بر منطقه سيطره و قدرت يابد ( در غير اين صورت بايد با ضربات قاطع و كوبنده و پياپی ، نيروی دشمن را از كار بيندازد. امّا به محض حصول اطمينان از پيروزی خود و شكست دشمن دست از كشتار بردارد و به اسير كردن قناعت كند). (انفال/67)
(وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ (٧)لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ) (٨)
(ای مؤمنان به ياد آوريد) آن گاه را كه خداوند پيروزی بر يكی از دو دسته را به شما وعده داد. (پيروزی بر كاروان تجاری قريش به سرپرستی ابوسفيان ، و يا پيروزی بر لشكری كه از مكّه تدارك شده بود و به سرپرستی ابوجهل برای نجات كاروان آمده بود). شما دوست می داشتيد دسته ای نصيب شما گردد كه از قدرت و قوّت چندانی برخوردار نيست (كه كاروان بود). ولی خدا می خواست حقّ را با سخنان خود (كه بيانگر اراده و قدرت يزدانند ، برای مردم) ظاهر و استوار گرداند و كافران را (از سرزمين عرب با پيروزی مؤمنان) ريشه كن كند ( لذا شما را با لشكر قریش  درگیر  کرد)  تا  بـدین  وسـیله  حــقّ  را  (‌کـه  اسـلام  است‌)  پابرجا  و  باطل  را  (‌که  شرک  است‌)  تباه  گرداند،  هر  چــــند  کــــه  بــــزهکاران  (‌کـــافر  و  طــغیانگر،  آن  را)  نپسندند.(انفال/7و8)
  و  -  در  تنظيم  رو‌ابـط  در  ميان  جـامعۀ  مسـلمان‌،  و  ارتباطات  جامعۀ  مسلمان  با  سائر  جوامع  دیگر،  عـقیده  است  که  پایۀ  گردهمائی  یا  مـایۀ  جـدائـی  مـی‌گردد،  و  ارزشهای  عقیدتی  است  که  انسان  را  به  جلو  می‌برد  و  یا  به  عقب  می‌کشد:
(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهَاجِرُوا وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلا عَلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (٧٢)وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ إِلا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الأرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ (٧٣)وَالَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ (٧٤)وَالَّذِينَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا مَعَكُمْ فَأُولَئِكَ مِنْكُمْ وَأُولُو الأرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ) (٧٥)
بیگمان  کسانی  که  ایمان  آورده‌اند  و  (‌از  خانه  و  کاشانۀ  خویش‌)  مهاجرت  کرده‌اند  و  با  جان  و  مال  خـود  در  راه  خدا  (‌به  تلاش  ایسـتاده‌انـد  و)  جهاد  نــموده‌انــد  (‌و  لقب  مهاجرین  را  برازندۀ  خـود  گردانـده‌انـد)  و  کسـانی  کـه  (‌مـهاجرین  را  در  مـنزل  و  مآوای  خـود)  پـناه  داده‌انـد  و  (‌ایشان  را  با  جان  و  مال‌)  یاری  نموده‌اند  (‌و  از  سوی  خدا  و  پیغمبر  لقب  انصـار  دریافت  داشته‌اند)  برخـی  از  آنـان  یـاران  بـرخـی  دیگرند  (‌و  مسؤول  و  مـتعهّد  در  بـرابـر  یکــدیگرند)  و  امّـا  کسـانی  کــه  ایمان  آورده‌انـد  و لیكن  مهاجرت  ننموده‌اند  (‌و  با  وجود  توانائـی  به  جامعۀ  نوین  شما  در  مدینه  نپیوسته‌اند،  هیچ  گونه  تعهّد  و  مسؤولیّت  و)  ولایتی  در  برابر  آنان  ندارید  تا  آن  گاه  کــه  مــهاجرت  می‌کنند.  اگر  (‌چنین  مؤمنان  غیر  مهاجری  از  دست  ظلم  و  جور  دیگران‌)  به  سبب  دینشان  از  شـما  کمک  و  یـاری  خواستند،  کمک  و  یـاری  بر  شما  واجب  است‌،  مگر  زمانی  که  مـخالفان  آنان  گروهی  باشند  که  میان  شما  و  ایشـان  پیمان  (‌ترک  مخاصمه‌)  باشد.  (‌در  این  صـورت  رعـایت  عهد  و  پیمان‌،  از  رعـایت  حــال  چنین  مـؤمنان  بـی‌حالی  لازم‌تر  است‌.  به  هر  حال‌)  خداوند  مـی‌بیند  آنـ