طاعت  از  خدا  و  اطاعت  از  پیغمبر  صلّر الله عليه واله وسلّم  و  یادآوری‌ کردن  ایشان  به  ایـمانی ‌که  دارند،  چـرا که  مناسبت  خوبی  برای  آن  در میان  است‌.  از  مؤمنان  شکل  الهامگرانه‌ای  به  تصویر  می‌زند که  دلها  از  آن  باز  می‌ایستد:
(يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأنْفَالِ قُلِ الأنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (١)إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ (٢)الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ (٣)أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ) (٤)
از  تو  دربارۀ  غنائم  می‌پرسند  (‌و  می‏‎گویند  کـه  غنائم  جنگ  بدر  چگونه  تقسیم  می‏‎گردد  و  به  چه  کسانی  تعلّق  مـی‌گیرد؟‌)  بگـو:  غنائم  از  آن  خـدا  و  پـیغمبر  است  (‌و  پیغمبر  به  فرمان  خدا  تقسیم  آن  را  بـه  عهده  مـی‌گیرد)‌.  پس  از  خدا  بترسید  و  (‌اختلاف  را  کنار  بگذارید  و)  در  میان  خود  صلح  و صفا  به  راه  اندازید،  و  اگر  مسلمانید  از  خدا  و  پیغمبرش  فرمانبرداری  کنید.  مؤمنان  تنها  کسانی  هستند  کـه  هـر  وقت  نـام  خدا  بـرده  شـود،  دلهـایشان  هراسان  می‏‎گردد  (‌و  در  انجام  نیکیها  و  خوبیها  بـیشتر  مـی‌کوشند)  و  هنگامی  کـه  آیـات  او  بـر  آنـان  خوانـده  می‌شود،  بر  ایمانشان  می‌افزاید،  و  بر  پروردگار  خود  تـوکّل  می‌کنند  (‌و  خویشتن  را  در  پناه  او  مـی‌دارند  و  هستی  خویش  را  بدو  می‌سپارند)‌.  آنان  کسانیند  که  نماز  را  چنانکه  بـاید  مـی‌خوانـند  و  از  آنـچه  بـدیشان  عطاء  کرده‌ایـم  (‌مقداری  را  بـه  نیازمندان‌)  مـی‌بخشند.  آنـان  واقعاً  مؤمن  هستند  و  دارای  درجات  عالی‌،  مغفرت  الهی‌،  و  روزی  پــاک  و  فــراوان‌،  در  پیشگاه  خــدای  خود  می‌باشند. (انفال  /  1-4) 
 سپس  ایشان  را  به ‌کار  و  بارشان  تذکّر  مـی‌دهد،  و  بدیشان  اراده  و  خواستشان  را گوشزد  می‌کند،  و  از  اراده  و  خواست  یزدان  نیز  سخن  می‌راند.  آنان  واقعیّت  زمین  را  تا  چه  اندازه  درک  می‌کنند،  و  قدرت  خدا  در  فراسوی  آن  واقعیّت  تا  به‌ کجا  است‌،  ذکر  می‌شود:
(كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ (٥)يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنْظُرُونَ (٦)وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ (٧)لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ) (٨) 
(‌ناخشنودی  بعضی  از  شما  از  چگونگی  تـقسیم  غـنائم  بدر)  همانند  آن  است  که  خداوند  تـو  را  از  خانه‌ات  (‌در  مدینه‌،  به  سوی  میدان  بدر)  به  حقّ  بیرون  فـرستاد،  در  حـالی  کـه  جمعی  از  مؤمنان  (‌چون  آمادگی  جنگ  را  ند‌اشتند،  از  این  امر)  ناخشنود  بودند  (‌ولی  برخلاف  دید  محدود  آنان  دربارۀ  احکام  الهی‌،  سرانجام  بدر  پپروزی  چشمگیری  بود.  این  گروه  مؤمنان‌)  با  تـو  دربـارۀ  حـقّ  (‌یعنی  بیرون  رفتن  جـهت  جـنگ  بـا  مشــرکان‌)  مجادلـه  می‌کنند،  پس  از  آن  کـه  روشـن  شـده  است  (‌کـه  بـرابر  (‌وعده‌ای  که  بدیشان  داده‌ای  در  جنگ  پیروز  می‌شوند)‌.  ا‌نگار  که  به  سوی  مرگ  رانده  می‌شوند  و  (‌صحنۀ  مرگ  خویشتن  را  با  چشمان  خود)  می‏نگرند.  (‌ای  مؤمنـان  بــه  یاد  آورید)  آن  گاه  را  كه  خداوند  پیروزی  بر  یکی  از  دو  دسته  را  به  شما  وعده  داد.  (‌پیـروزی  بر  کاروان  تجاری  قــریش  بـه  سـرپرستی  ابـوسفیان‌،  و  یــا  پـیروزی  بـر  لشکری  که  از  مکّه  تدارک  شـده  بـود  و  بـه  ســرپرستی  ابوجهل  برای  نجات  کــاروان  آمـده  بـود)‌.  شـما  دوست  می‌داشتید  دستـه‌ای  نصیب  شـما  گـردد  کـه  از  قـدرت  و  قوّت  چندانی  برخوردار  نیست  (‌کـه  کاروان  بـود)‌.  ولی  خدا  می‌خواست  حقّ  را  با  سخنان  خود  (‌که  بیانگر  اراده  و  قدرت  یزدانند،  برای  مردم‌)  ظاهر  و  استوار  گردانــد  و  کافران  را  (‌از  سرزمین  عرب  با  پیروزی  مؤمنان‌)  ریشه  کن  کند  (‌لذا  شما  را  با  لشکر  قریش  درگیر  کرد)‌.  تا  بدین  وسیله  حقّ  را  (‌کـه  اسـلام  است‌)  پـاپرجا  و  بــاطل  را  (‌کـه  شرک  است‌)  تباه  گرداند،  هر  چند  کـه  بزهکاران  (‌کـافر  و  طغیانگر،  آن  را)  نپسندند.(‌انفال  /  5-8)  
آن گاه  ایشان  را  به  یاری  و کمکی  تذکّر  می‌دهد که  آنان  را  بدان  مـدد  فـرموده  است‌،  و  پـیروزی  و  غلبه‌ای  را  یادآور  می‌گردد  که  برای  آنان  میسّر  نموده  است‌،  و  اجر  و  پاداشی  را  متذکّر  می‌شود که  در  پرتو  لطف  و  مرحمت  خود  بدیشان  عطاء  کرده  است‌:
(إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ (٩)وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلا بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (١٠)إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الأقْدَامَ (١١)إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الأعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ (١٢)ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَنْ يُشَاقِقِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (١٣)ذَلِكُمْ فَذُوقُوهُ وَأَنَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابَ النَّارِ) (١٤)
 (‌ای  مؤمنان‌،  حالا  که  غنائـم  را  تقسیم  می‌کنید  و  بـر  سـر  نحوۀ  آن  اختلاف  مـی‌ورزید،  به  یاد  آورید)  زمانی  را  که  (‌در  میدان  کارزار  بدر  از  شدّت  ناراحتی‌)  از  پـروردگار  خود  درخـواست  کــمک  و  یــاری  مــی‌نمودید  و  او  درخواست  شما  را  پذیرفت  (‌و  گفت‌:‌)  من  شـما  را  بـا  یک  هزار  فرشته  کمک  و  یاری  می‌دهـم  کـه  ایـن  گروه  هـزار  نـــفری  گروههای  مـتعدّد  دیـگری  را  پشت  سـر  دارنـد.  خداوند  این  (‌امـداد  با  فرشتگان‌)  را  تنـها  برای  مژده  دادن  (‌پیروزی‌)  به  شما  و  آرامش  پـیدا  کـر