رکت  نکنند  که  مدّعیان  دروغینند  و)  بـه  خدا  و  روز  جزا  ایمان  ندارند  و  دلهایشان  دچار  شکّ  و  تـردید  است  و  در  حــیرت  و  سرگردانی  خود  بسـر می برند. (توبه/43-45)

کدام  گواهی  راست‌تر،  و  کدام  دلیل  روشن‌تر،  از  گواهی  و  دلیل  قرآن  است‌؟  در  این  آیه‌های  سورۀ  برائت،  قرآن  مجید  با  نصّ  صریح  می‌فرماید:‌ کسی ‌که  فریاد  جهاد  را  پاسخ  نگو‌ید،  و  با  مال  و  جان  در  راه  والائـی  فرمودۀ  یزدان‌،  و  پابرجا  داشتن  آئینی  جهاد  نکند  که  آن  را  برای  خود  پسندیده  است‌،  و  در  اسـتحکام  و  اسـتقرار  نـظام  حکو‌متی  نکوشد که  بر  پایه‌های  دین  استوار  است‌،  او  از  زمرۀ ‌کسانی  بشمار  است ‌که  به  خدا  و  روز  قیامت  ایمان  ندارند،  و  دلهایشان  دچار  شکّ  و  تردید  است‌،  و  در  حیرت  و  سرگردانی  خود  بسر  می‏‎برند.

*

شاید  از  آنچه ‌گفتیم  هدف  (Objective)جهاد  در  اسلام  برای  تو  روشن  شده  باشد  و  دانسته  باشی ‌که  هدف  از  جهاد  در  اسلام  ویران  کردن  بنیاد  سیستمها  و  نظامهائی  است‌ که  مخالف  با  ارکان  و  اصول  اسلام  باشد،  و  پابرجا  داشتن  حکومتی  است  که  بر  پایه‌ها  و  بنیادهای  اسـلام  استوار  بوده  و  بجای  آن  سیستمها  و  نظامها  ساخته  و  پرداخته ‌گردد  و  جایگزین  آنها  شود.  این  وظیفه‌،  وظیفۀ  ایجاد  یک  انقلاب  اسلامی  همگانی‌،  منحصر  به ‌کشوری  جدای  از کشور  دیگری  نیست‌.  بلکه  این  کاری  است‌ که  اسلام  آن  را  می‌خواهد  و  آن  را  پیش  چشم  می‌دارد  و  خواستار  این  چنین  انقلاب  فراگیری  در  همۀ  اطراف  و  اکناف  جهان  است‌.  این  هدف  والائی  است‌ که  اسلام  بدان  چشم  می‌دوزد.  مسلمانان  یا  اعضاء  (حزب  اسلامی‌)  چاره‌ای  جز  این  ندارند که  وظیفۀ  خود  را  شروع  بکنند،  و  با  ایجاد  انقلاب  مطلوب  و  تـلاش  برای  دگرگونی  سیستمها  و  سرنگونی  نـظامهای  حکومتی  موجود  در  کشورهائی‌ که  در  آنها  زنـدگی  می‌کنند،‌ کار  خود  را  بیاغازند.  امّا  بالاترین  خواست  و  والاترین  هدف  ایشان  انقلاب  جهانی  فراگیری  (World  Revolution)  است‌ که  همۀ  نواحی  زمین  را  دربرگیرد.  چرا که  یک  انـدیشۀ  انقلابی‌ای  که  نژادگرائی  را  نـمی‌پذیرد،  بلکه  جملگی  مردمان  را  به  سوی  خوشبختی  مردمان  و  رسـتگاری  همگی  ایشان  فرا  می‌خو‌اند،  اصلاً  برای  آن  ممكن  نیست  دائرۀ کار  خود  را  در  کمربند  محدود  ملـّی  یا  مـنطقه‌ای  تنگ ‌گرداند.  بلکه  حقیقت  این  است ‌که  چنین  اند‌یشۀ  انقلابی‌ای  برابر  سرشتی  که  دارد  نـاچار  است  انقلاب  جهانی  را  هدف  خود  قرار  دهد،  هدفی‌ که  پیوسته  آن  را  در  برابر  دیدگان  خویش  آماده  می‏‎یابد  و  بدان  چشـم  می‌دوزد،  و  لحظه‌ای  از  آن  غافل  نمی‏گردد.  زیرا  حقّ‌،  مرزهای  جغرافیائی  را  به  رسمیّت  نمی‌شناسد،  و  راضی  نمی‌گردد  در  داخل  مرزهای  تـنگی  محصور  شود که  علماء  جغرافیا  آنها  را  ترسیم  و  تعیین  می‌کنند  و  مصطلح  و  مقرّر  می‌دارند.  آخر  حقّ  خردهای  پاک  انسانها  را  به  مبارزه  می‏طلبد،  و  از  آنـها  حقّ  خود  را  خواستار  و  بدیشان  می‌گوید:  شما  را  چه  شده  است‌ که  می‌گوئید:  فلان  مسأله  (‌حقّ‌)  است  مثلاً  از  این  سو  و  از  آن‌ کو‌ه  یا  رودخانه‌،  سپس  همین  مسأله  (‌باطل‌)  است  -  به  گمان  شما  -  اگر  چند  متری  از  آن ‌کوه  یا  رودخانه  بگذ‌ریم  و  فراتر  رویم‌؟‌!  حقّ  در  همه  حال  و  در  همه  جا  حقّ  است‌.  مگر کوه‌ها  و  رودخانه‌ها  در  تغییر  حقیقت  معنوی  حقّ  چه  تأثیری  دارند؟‌!  حقّ  دارای  سایۀ  فراگیر  و گسترده  است‌.  خیر  و  خوبی  آن  همگانی  و  در  برگیرنده  است  و  به  محيطی  جدای  از  محیطی  اختصاص  ندارد  و  متعلّق  به  منطقه‌ای  جدای  از  منطقه‌ای  نیست‌.  هر  کجا  (‌انسـان‌)  تحت  قهر  و  زور  یافته  شود،  وظيفۀ  حقّ  است ‌که  او  را  دریابد  و  حقّ  او  را  بگیرد  و  وی  را  یاری  و کمک‌ کند.  و  هر  کجا  (‌بشریّت‌)  در  میان  انسانهای  مستضعف  لطمه  ببيند  و  بلازده‌ گردد  بر  دادگری  و  ارکان  و  اصول  آن‌،  و  بر  بردارندگان  پرچم  آن  واجب  است ‌که  صدای  او  را  بشنوند  و  فریاد  او  را  پاسخ‌ گویند،  و  همۀ  توان  خود  را  برای  پیروزی  این  چنین  انسانهائی  بکار گیرند  تا  ایشان  را  بر  دشمنان  ستمگرشان  پیروز  می‏‎گرداند  و  حقوق  غصب  شده  را  بدانـان  برمی‌گردانـند  که  گردنکشان  زورگو،  ستمگرانه  و  تجاوزکارانه  در  غصب  آن  حقوق  کوشیده‌اند  و  آن  را  بازیچۀ  دست  خود  قرار  داده‌انـد.  

زبان  وحی  بیانگر  این  معنی  است‌،  آنـجا که  در  قرآن  آمده  است‌:

(وما لكم لا تقاتلون في سبيل الله والمستضعفين من الرجال والنساء والولدان , الذين يقولون:ربنا أخرجنا من هذه القرية الظالم أهلها). 

چرا  باید  در  راه  خدا  و  (‌نجات‌)  مردان  و  زنان  و  کودکان  درمانده  و  بیچاره‌ای  نجنگید  که  (‌فریاد  برمی‌آورند  و)  می‌گویند:  پروردگارا!  مـا  را  از  ایـن  شـهر  و  دیــاری  کـه  ساکنان  آن  ستمکارند  (‌و  بـر  مـا  بیچارگان  سـتم  روا  می‌دارند)  خارج  ساز.  (‌نساء  /  75) 

 افزون  بر  اینها،  روابط  بشری  و  پیوندهای  انسانی  -  هر  چند که  اختلافات  نژادی  و  میهنی  در  آنها  تأثیر گذاشته  باشد  و کششهای  پراکنده  و گوناگونی  را  در  آنها  پدید  آورده  باشد  -‌ گاهی  دربرگیرندۀ  سـازش  و  هماهنگی  فراگیری  و  همسوئی  و  همآوائی  همه  جانبه‌ای  مـیان  اعـضاء  و  افراد  آن  است‌،  ولی  چه  بسا  همگامی  و  همراهی  کشوری  در  منطقۀ  معیّنی  با  آن  برابر  ارکان  و  اصولی ‌که  دارد  و  پروژه‌ها  و  خطّ  سیرهای  روشنی ‌که  برای  خو‌د  مشخّص  داشته  است  مشکل‌ گردد،  مادام‌ که  کشورهای  همسایۀ  آن  در  ارکان  و  اصول  و  پروژه‌ها  و  خطّ  سیرها  با  آن  موافق  نباشند،  و  نپسندند که  بـرابـر  طرحها  و  برنامه‌های  خود  حرکت ‌کند  و  به  پیش  رود.[14] بدین  خاطر  بر  حزب  مسلمان‌،  برای  حفظ  هستی  خود  و  جستن  راه  اصلاح  مطلوب،  واحب  است‌ که  به  اسـتوار  داشتن  سیستم  و  نظام  حکو‌متی  در  منطقۀ  ویژه‌ای  بسنده  نکند.  بلکه  از  جملۀ  وظیفۀ  او  است  و  در  هیچ  حالی  از  احوال  چاره‌ای  از  آن  ندارد که  باید  از  هیچ‌گونه  تلاشی  در  راه  توسعۀ ‌کمربند  این  سیستم  و  نظام  باز  نایستد،  و  در گسترش  دامنۀ  نفوذ  آن  در  نواحی گوناگون  زمـین  تکاپو کند.  بدین‌گونه ‌که  از  یک  سـو  حـزب  اسـلامی  برای  پخش  اندیشۀ  اسلامی‌،  و  همه  جـائی  و  هـمگانی  کردن  نظریه‌های‌ کامل  اندیشۀ  اسلامی  در  نزدیکترین  و  دورترین  نقاط  جهان  به  تلاش  پردازد،  و  ساکـنان  کـرۀ  زمین  را  با  وجود  اختلاف  مناطق  و گوناگونی  نژادها  و  جوراجوری  طبقات  ایشان  به  پـذیرش  ایـن  دعـوت‌،  و  دینداری  برابر  برنامه‌ای  فراخـوانـد  کـه  خـوشبختی  دو  جهان  آنان  را  دربردارد.  و  از  دیگر  سو  دامن  همّت  به  کمر  زند  و  به  تلاش  ایستد،  و  اگر  بتواند  با  همۀ  سیستمها  و  نظامهای  ستم  پیشه‌ای  بجن