بات  این  موضوع  هستند که  بگویند  حرکت  و  جـنبش  اسلامی  و  پیشروی  مسلمانان  تنها  جنبۀ  دفاعی  مـحض  داشته  است  و  بس!  قطعاً  در  دوران  معاصر  در  برابر  حرکت  و  جنبش  هجوم  غرب  مبهوت  و  حیران  شده‌انـد.  در  زمانی  خود  را  در  برابر  غرب  باخته‌اند که  هیچ‌گونه  شوکت  و  عظمتی  برای  مسلمانان  بر  جای  نمانده  است‌.  چه  رسد  به  مسلمانان‌،  شکوه  و  جلالی  برای  خود  اسلام  نیز  بر  جای  نمانده  است‌،  مگر کسانی  که  خدا  بدیشان  لطف  فرماید  و  ایشان  را  حفظ  نـماید.  آن  کسـانی‌ کـه  مصرّانه  می‌خواهند  اسلام  را  به  عنوان  اعلان  همگانی  آزاد  کردن  (‌انسان‌)  در  (‌زمین‌)  از  هر  سلطه  و  قدرتی  جز  سلطه  و  قدرت  یزدان‌،  معرّفی  و  پیاده‌ کنند،  تا  اطاعت  و  دیانت  بطور کلّی  از  خدا  و  برای  خدا  باشد  و  بس‌...  آنان‌ کـه  غـرب  را  بدان  شکل  و  مسـلمانان  را  بدین  صورت  می‌بینند  و  خویشتن  را  مـی‌بازند،  به  دنـبال  توجیهات  معنوی‌،  برای  جهاد  در  اسلام  می‌گردند.

حرکت  و  جنبش  اسلامی  و  اوجگیری  و گسترش  اسلام‌،  بیش  از  توجیهاتی  که  آیه‌های  قرآنی  دربردارنـد،  به  توجیهات  معنوی  دیگری  نیازی  ندارد:

(فليقاتل في سبيل الله الذين يشرون الحياة الدنيا بالآخرة . ومن يقاتل في سبيل الله فيقتل أو يغلب فسوف نؤتيه أجراً عظيماً . وما لكم لا تقاتلون في سبيل الله والمستضعفين من الرجال والنساء والولدان الذين يقولون:ربنا أخرجنا من هذه القرية الظالم أهلها , واجعل لنا من لدنك ولياً واجعل لنا من لدنك نصيراً ? الذين آمنوا يقاتلون في سبيل الله , والذين كفروا يقاتلون في سبيل الطاغوت , فقاتلوا أولياء الشيطان , إن كيد الشيطان كان ضعيفاً).   

باید  در  راه  خدا  کسانی  جنگ  کنند  که  زندگی  دنـیا  را  بـه  آخرت  می‌فروشند  (‌و  فانی  را  با  باقی  معاوضه  می‌کنند)‌.  و  هر کس  در  راه  خدا  بجنگد  و  کشته  شود  و  یـا  ایـن  که  پیروز  گردد،  (‌در  هر  دو  صورت  در  آخرت‌)  پـاداش  بزرگی  بدو  مـی‌دهیم‌.  چرا  بـاید  در  راه  خدا  و  (‌نـجات‌)  مردان  و  زنان  و  کودکان  درمانده  و  بیچاره‌ای  نـجنگید  که  (‌فریاد  برمی‌آورند  و)  می‌گویند:  پروردگارا!  مـا  را  از  این  شهر  و  دیاری  که  ساکنان  آن  ستمکارند  (‌و  بر  مـا  بیچارگان  ستم  روا  می‌دارند)  خارج  ساز،  و  از  جانب  خود  سرپرست  و  حمایتگری  بـرای  مـا  پـدید  آور،  و  از  سوی  خود  یاوری  برایمان  قرار  بده  (‌تا  ما  را  یاری  کند  و  از  دست  ظالمان  برهاند)‌.  کسانی  که  ایمان  آورده‌اند،  در  راه  یزدان  می‏‎جنگند،  و  کسانی  که  کفر  پیشه‌انـد،  در  راه  شیطان  می‏‎جنگند.  پس  با  یاران  شیطان  بجنگید.  بیگمان  نیرنگ  شیطان  همیشه  ضعیف  بوده  است‌.  (‌نساء  /  74-76) 

(قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ مَا قَدْ سَلَفَ وَإِنْ يَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّةُ الأوَّلِينَ (٣٨)

وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (٣٩)

وَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ) (٤٠)

 (‌ای  پیغمبر!..)  به  کافران  بگو:  (‌درگاه  توبه  هـمیشه  بـاز  است‌)  و  اگر  (‌از  کفر  و  عناد)  دست  بـردارند،  گذشتۀ  اعمالشان  بخشوده  می‌شود،  و  اگر  هم  (‌به  کفر  و  ضلال  خود)  برگردند  (‌و  به  جنگ  و  ستیزتان  برخیزند)  قـانون  خدا  در  بارۀ  پیشینیان  از  مدّنظر  گذشته  است  (‌و  هـمان  قانون  هم  دربـارۀ  آنـان  اجراء  می‏‎گردد.  یـعنی  سـزای  مشرکان  و  معاندان  و  مکذّبان  نابودی  است  و  ایشان  هم  نابود  می‌شوند)‌.  و  با  آنان  پیکار  کـنید  تـا  فتنه‌ای  بـاقی  نماند  (‌و  نیروئی  نداشته  باشند  که  با  آن  بتوانند  شـما  را  از  دینتان  برگردانند)  و  دین  خالصانه  از  آن  خدا  گردد  (‌و  مؤمنان  جز  از  خدا  نترسند  و  آزادانـه  بـه  دسـتور  آئـین  خویش  زیست  کنند)‌.  پس  اگر  (‌از  روش  نادرست  خود)  دست  برداشـتند  (‌و  اسـلام  را  پذیرفتند،  دست  از  آنـان  بدارید،  چرا  که‌)  خدا  می‌بیند  چیزهائی  را  که  مـی‌کنند  (‌و  کیفرشان  می‌دهد)‌.  و  اگر  پشت  کردند  (‌و  به  روی‌گردانی  خود  از  حقّ  و  آزار  مؤمنان  ادامه  دادند)  بدانید  که  (‌شما  تحت  سرپرستی  خدا  قرار  دارید  و)  خداوند  سـرپرست  شـما  است  و  او  بـهترین  سـرپرست  و  بـهترین  یـاور  و  مددکار  است‌.(انفال  /  ٣٨-40) 

(قاتلوا الذين لا يؤمنون بالله ولا باليوم الآخر , ولا يحرمون ما حرم الله ورسوله , ولا يدينون دين الحق من الذين أوتوا الكتاب حتى يعطوا الجزية عن يد وهم صاغرون . وقالت اليهود عزير ابن الله , وقالت النصارى:المسيح ابن الله . ذلك قولهم بأفواههم يضاهئون قول الذين كفروا من قبل , قاتلهم الله أنى يؤفكون ! اتخذوا أحبارهم ورهبانهم أرباباً من دون الله والمسيح ابن مريم , وما أمروا إلا ليعبدوا إلهاً واحداً , لا إله إلّا هو , سبحانه عما يشركون . يريدون أن يطفئوا نور الله بأفواههم , ويأبى الله إلا أن يتم نوره ; ولو كره الكافرون). 

با  کسانی  از  اهل  کتاب  که  نه  به  خدا،  و  نـه  بـه  روز  جزا  (‌چنان  که  شاید  و  باید)  ایمان  دارند،  و  نـه  چیزی  را  که  خدا  (‌در  قرآن‌)  و  فرستاده‌اش  (‌در  سـنّت  خود)  تـحریم  کرده‌اند  حرام  می‌دانند،  و  نـه  آئـین  حقّ  را  مـی‌پذیرند،  پـیکار  و  کـارزار  کـنید  تـا  زمـانی  کـه  (‌اسـلام  را  گردن  می‌نهند،  و  یا  این  که‌)  خاضعانه  به  اندازۀ  توانائی‌،  جزیه  را  می‌پردازنـد  (‌کـه  یک  نـوع  مـالیات  سـرانـه  است  و  از  اقلیّتهای  مذهبی  بـه  خـاطر  مـعاف  بـودن  از  شـرکت  در  جهاد،  و  تأمین  امنیت  جان  و  مال  آنان  گرفته  مـی‌شود)‌.  یهودیان  می‌گویند:  عزیر  پسر  خدا  است  (‌چرا  که  آنان  را  بعد  از  یک  قرن  خواری  و  مذلّت  از  بند  اسارت  رهانید  و  تورات  را  که  از  حفظ  داشت  دوباره  برای  ایشان  نگاشت  و  در  دســترسشان  گـذاشت‌)‌،  و  تـرسایان  مـی‌گویند:  مسیح  پسر  خدا  است  (‌چرا  که  او  بی‌پدر  از  مـادر  بـزاد)‌.  این  سخنی  است  که  آنان  به  زبان  می‌گویند  (‌و  ادّعـائی  بیش  نیست  و  مبنی  بر  دلیل  و  برهانی  نمی‌باشد.  نه  هیچ  پیغمبری  آن  را  گفته  است  و  نه  در  هیچ  کتاب  آسمانی  از  سوی  خدا  آمده  است‌.  این  گفتار)  آنان  به  گفتار  کافرانی  می‌ماند  که  پیش  از  آنان  همچنین  می‏‎گفتند  (‌و  مثلاً  معتقد  به  حلول  خدا  در  برخی  از  مخلوقات  بودند  و  یا  ایـن  کـه  فرشتگان  را  دختران  خدا  می  دانستند)‌.  خداوند  کافران  را  نفرین  و  نابود  کند  چگونه  (‌دروغ  می‏‎گویند  و  چگونه  از  حقّ  با  وجود  این  همه  روشنی  بـه  دور  مـی‌گردند  و)  بازداشـته  مـی‌شوند؟‌!  یـهودیان  و  تـرسایان  عـلاوه  از  خدا،  علماء  دیـنی  و  پـارسایان  خود  را  هـم  بـه  خدائـی  پذیرفته‌اند  (‌چرا  که  عل