ا  (‌سرمایۀ  وجود)  خود  را  از  دست  داده‌اند.  در  ترازوی  یزدان‌ که  ظلم  و  ستمی  روا  نمی‌دارد  و  دچار  خطا  و  اشتباه  نمی‌گردد،  اعمال  ایشان  سـبک  گردیده  است‌،  و  وجود  خویشتن  را  باخته‌اند.  پس  بعد  از  این‌،  چه  چیزی  را  بدست  می‌آورند؟  انسان  به  تلاش  و کوشش  می‌پردازد  تـا  برای  خـود  چزی  را گردآوری‌ کند.  هنگامی‌ که  ذات  خود  را  می‌بازد  و  از  دست  می‌دهد،  چه  چیزی  برای  او  باقی  و  برجای  می‌ماند؟

آنان  با  نپذیرفتن  آیه‌های  یـزدان‌،  وجود  خویشتن  را  باخته‌اند  و  خویشتنِ  خویش  را  از  دست  داده‌اند:

(بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُونَ). 

به  سبب  پیوسته  انکار  کردن  آیات  ما.

 ظلم  -  همان‌گونه ‌که  قبلًا گفتیم  -  در  تعبیر  قرآنی‌ گاهي  به  معنی  شرک  یا کفر  بکار  می‌رود:‌[2]

(اِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيْمٌ).

واقعاً  شرک  ظلم  بزرگی  است‌.  (لقمان/١٣)  

در  اینجا  در  بارۀ  سرشت  وزن  و  حقیقت  میزان‌،  بیش  از  این  سخن  نمی‌گوئیم‌،  و  پای  به‌ گسترۀ  ستیز  و  جدالی  نمی‌نهیم‌،  بدان‌گو‌نه  که  جدال  پیشگان  و  ستیزه‌گران‌،  با  خرد  و  فرهنگ  غیراسلامی  در  تاریخ  اندیشۀ  «‌اسلامی‌»  بدین  امر  داخل  شده‌اند  و  خویشتن  را گرفتار  جدال  و  ستیز  نموده‌اند...  زیرا  چگو‌نگی  اعمال  و  افعال  یـزدان‌،  بیرون  از  دائرۀ  همانند  و  همسان  و  شبیه  و  نظیر  است‌.  مگر  نه  این  ا‌ست ‌که  چیزی  همانند  و  همسان  خد‌اوند  سبحان  نیست‌؟‌...  حقیقتی ‌که  روند  قرآنی  بیانگر  آن  است‌،  ما  را  بس  است  و  بیش  از  آن  نمی‌خواهیم‌.  چیزی  که  قرآن  می‌فرماید  این  است‌ که  در  آن  روز  حساب  و  کتاب  از  روی  حقّ  و  حقیقت  و  بگونۀ  صحیح  و  درست  انجام  می‌پذیرد،  و  به  کسی  کوچکترین  ستمی  نمی‌شود  و  به  اندازۀ  ذرّه‌ای  ظلمی  نمی‌رود،  و  هیچ‌گونه  عـملی  نادیده‌ گرفته  نمی‌شود  و  ضایع  و  هدر  نمی‌رود،  و  از  سزا  و  جزای  آن ‌کاسته  نمی‌گردد.
-------------------------------------------------------------------------------
1- ‌مراجعه  شود  به ‌کـتاب‌:  «‌المصطلحات‌ الأربعة  فی  القرآن‌»  فصل  «‌العبادة‌»‌،  تألیف  مسلمان  بزرگوار  جناب  آقـای ‌‌ابوالأعلی‌ مودودی‌،  امیر  الجماعة  الاسلامیة‌. 
2- ظلم  در  اینجا  در  معنی  تکذیب  و  انکار  نیز  بکار  رفته  اسب‌.  (‌مترجم‌)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:108.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:109.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:110.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:111.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:112.txt">قسمت پنجم</a></body></html>سوره‌ي انعام آيه‌ي 25-10

 (وَلَقَدْ مَكَّنّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلاً مَاتَشْكُرُونَ (10) وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكِةِ اسْجُدُوا لآِدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِنَ السَّاجِدِينَ (11) قَالَ مَامَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ (12) قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ (13) قَالَ أَنظِرْنِي إِلَى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ (14) قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ (15) قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ (16) ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ (17) قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُوماً مَدْحُوراً لَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ (18) وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلاَ مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الْظَّالِمِينَ (19) فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا ووُرِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا وَقَالَ مَانَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الخَالِدِينَ (20) وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ (21) فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌ (22) قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِن لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ (23) قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى‏ حِينٍ (24) قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ (25) 

از  اینجا  به  بعد، ‌کو‌چ  بزرگی  آغاز  می‌گردد...  این ‌کوچ  بزرگ  با  دیباچه‌ای  آغاز  می‌شود که  مربوط  به  استقرار  بخشیدن  جنس  انسان  در  این  زمین‌،  توسّط  یزدان  است‌.  این  امر  پیش  از  آغاز  شدن  داستان  بشریّت  بطور  مفصّل  ا‌ست‌:

(وَلَقَدْ مَكَّنّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلاً مَاتَشْكُرُونَ). 

شما  را  در  زمین  مقیم  کردیم  و  قدرت  و  نعمتتان  دادیم‌،  و  وسائل  زندگیتان  را  در  آن  مهیّا  نـمودیم‌،  (‌امّا  شـما  در  برابر  نعمتهای  فراوان‌)  بسیار  کم  سپاسگزاری  می‌کنید.  آفریدگار  زمین  و  آفریدگار  انسـان  است ‌که  شرائط  زندگی  این  جنس  بشری  را  در زمین  فراهم  آورده  است‌.  خدا  است ‌که  در  زمین  ایـن  ویژگیها  و  هـماهنگیهای  فـراوان  را  به  ودیعت  گذاشته  است‌.  ویـژگیها  و  هماهنگیهای  فراوانی ‌که  اجازه  می‌دهند  زندگی  ایـن  جنس  پدیدار گردد  و  پایدار  بماند،  و  در  سایۀ  اسباب  و  علل  روزی  و  زیست ‌که  در  زمین  موجود  است‌،  غذا  و  خوراک  داشته  باشد،  و  چرخ  زندگانی  او  بگردد  و  حیات  وی  ادامه  پیدا  کند.

خدا  است ‌که  زمین  را  محلّ  اسـتقرار  شـایسته‌ای  برای  پیدایش  انسان‌ کرده  است  با  فراهم  آوردن  فضا  و  هوا  و  ترکیب‌بند  و  حجم  و  دوری  مناسب  زمین  از  خورشید  و  ماه‌،  و گردش  زمین  به  دور  خورشید،  و  مـیل  محوری  زمین  نسبت  به  محور  خورشید،  و  سرعت ‌گردش  زمین‌،  و  سائر  هماهنگیهای  دیگری‌ که  اجازه  می‌دهد  زندگی  این  جنس  بر  سطح  زمین  پدیدار  و  پایدار  بماند.

خدا  است ‌که  در  این  زمین‌،  اقوات  و  ارزاق  و  نیروها  و  انرژیهائی  به  ودیعت  نـهاده  است ‌کـه  دست  به  دست  همدیگر  داده  و  اجازه  می‌دهند  این  جنس  و  زندگي  او  پدید  آید،  و  این  زندگی  نشأت ‌گیرد  و  پیشرفت  کند...  خدا  است ‌که  این  جنس  را  آقا  و  سرور 