  نزول  و  شرائط  و  ظروف  را  به  اندازۀ  توان  پیش  چشم  بداریم.  یار  و  مددکار  خدا  است  و  بس.

*

این  سوره‌،  در  غزوه  بدر  بزرگ  نازل ‌گردیده  است‌.  غزوۀ  بدر  نیز  با  شرائط  و  ظروفی ‌که  داشته  است  و  نتایج  مهمّی‌ که  در  تاریخ  حرکت  اسلامی  و  در  تاریخ  بشری  بطور کلّی  بر  آن  مترتّب  بوده  و  خواهد  بود،  پیوسته  به  عنوان  نشانۀ  سترگی  بر  فـراز  راه  چنان  حـرکتی  و  بر  بلندای  راه  چنین  تاریخی  خواهد  ماند.

خداوند  سبحان  زمان  بدر  بزرگ  را  روز  جدائی  حـقّ  و  باطل  نامیده  است‌:

(يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ ).

روز  جدائی  (‌کفر  از  ایمان‌)‌،  روزی  که  دو  گروه  (‌مؤمنان  وکافران‌)  رویاروی  شدند  (‌و  با  هم  جنگیدند)‌.   (‌انفال‌/  41‌)  

همچنين  يزدان  سبحان  جنگ  بدر  را  دو  راهه  جدائی  مردمان  نه  تنها  در این  زمین‌،  و  در  تاریخ  بشری  بر كرۀ  زمین‌،‌ کرده  است‌،  بلکه  آن  را  دو  راهۀ  جدائی  ایشان  در  آخرت  نیز  نموده  است‌،  و  فرموده  است‌:

 (هذان خصمان اختصموا في ربهم:فالذين كفروا قطعت لهم ثياب من نار , يصب من فوق رؤوسهم الحميم , يصهر به ما في بطونهم والجلود . ولهم مقامع من حديد . كلما أرادوا أن يخرجوا منها - من غم - أعيدوا فيها , وذوقوا عذاب الحريق . . إن الله يدخل الذين آمنوا وعملوا الصالحات جنات تجري من تحتها الأنهار يحلون فيها من أساور من ذهب ولؤلؤاً ولباسهم فيها حرير . وهدوا إلى الطيب من القول وهدوا إلى صراط الحميد . .). 

اینان  که  دو  دستۀ  مقابل  هم  (‌مردمان‌،  به  نام  مـؤمنان  و  كافران‌)  می‌باشند  (‌و  در  آیه‌های  متعدّد  ذکری  از  ایشان  رفـته  است‌)  دربــارۀ  (‌ذات  و  صفات‌)  خدا  بـه  جدال  پرداخته  و  به  کشمکش  نشسته‌اند.  کسانی  کـه  کافرند،  (‌خداوند  برایشان  آتش  دوزخ  را  تهیّه  دیده‌،  و  انگار  آتش  آن‌)  جامه‌هائی  (‌است  که  به  تن  آنان  چسب  بوده  و)  برای  آنان  از  آتش  بریده  (‌و  دوخته‌)  شده  است‌.  (‌علاوه  برآن‌)  از  بالای  سرهایشان  (‌بر  آنان‌)  آب  بسیار  گرم  و  سوزان  ریخته  می‌شود.  (‌این  آب  جوشان  آن  چنان  در  بدنشان  نفوذ  می‌کند  که‌)  آنچه  در  درونشان  است  بدان  گداخته  و  ذوب  می‏‎گردد،  و  هـم  پـوستهایشان‌.  و  تـازیانه‌هائی  از  آهن  برای  (‌زدن  و  سرکوبی‌)  ایشان  (‌آماده  شده‌)  است‌.  هر  زمان  که  دوزخیان  بخواهند  خویشتن  را  از  غـم  و  اندوه  عظیم  آتش  برهانند،  بـدان  برگردانده  شـوند  (‌و  آمرانه  بدیشان  گفته  شـود:‌)  بـچشید  عـذاب  سـوزان  را.  (‌این  حال  گروه  اول‌،  یعنی  کـافران  در  قیامت  است‌.  امّـا  گروه  دوم  کـه  مؤمنانند)  خدا  کسـانی  را  که  ایـمان  آورده‌اند  و  كارهای  شایسته  انجام  داده‌اند،  به  باغهائی  (‌از  بـهشت‌)  داخل  می‏‎گرداند  کـه  در  زیـر  (‌درختان  و  کــــاخهای‌)  آن  رودبـــارها  جـــاری  است‌.  آنــان  با  دسـتبندهائی  از  طـلا  و  مـرواریـد  زینت  مـی‌یابند،  جامه‌هایشان  در  آنـجا  از  حریر  است‌.  آنـان  بـه  سـوی  (‌گفتن‌)  سخنان  زیـبا،  و  راه  (‌انـجام  کـارهای‌)  پسـندیده  رهنمود  می‌کردند. (‌حج‌/  ١٩- 24)

  این  آیات  دربارۀ  دو گروهی  نازل  شده  است ‌که  در  روز  بدر،  یعنی  روز  جدائی  حقّ  و  باطل  و  مؤمن  و کافر...  با  یکدیگر  نبرد  داشته‌اند.  این  جدائی  تنها  مربوط  به  دنیا  نیست  و  بس‌...  نه  تنها  مربوط  است  به  تـاریخ  بشری  روی ‌زمین‌،  بلکه  سر می‌کشد  به  آخرت ‌و جهان  طولانی  سرمدی‌...  این  گواهی  کافی  است  که  بگو‌ئیم  از  سوی  خداوند  بزرگوار  سبحان  ادا‌ء  می‌گردد  دربارۀ  به  تصویر کشیدن  آن  چنان  روزی  و  ارزشمندی  آن  چنان  واقعه‌ای‌...  با  مقداری  از  ارج  و  بهای  این  چنین  روزی  آشنا  خواهیم  شد،  بدان  هنگام ‌که  این  رخداد  و  شرائط  و  ظروف  و  نتائج  آن  را  عرضه  خواهیم‌کرد.

با  وجود  عظمت  این  جنگ‌،  ارزش  حقیقی  همۀ  جوانب  و  زوایای  آن  روشن  و  پدیدار  نمی‌گردد،  مگر  زمانی‌ که  با  سرشت  این  جنگ  آشنا  شویم‌،  و  آ‌ن  را  زنجیره‌ا‌ی  از  زنجیره‌های  (‌جهاد  در  اسلام‌)  ببینیم،  و  انگیزه‌های  ایـن  جهاد  و  اهداف  آن  را  درک  و  فهم ‌کنیم‌.  همچنین  مـا  سرشت  (‌جهاد  در  اسلام‌)  و  انگـیزه‌ها  و  اهداف  آن  را  نخواهیم  شناخت  پیش  از  این‌ که  سرشت  خود  اين  آئین  را  بشناسیم.

امام  ابن  القیّم  رونـد  جهاد  در  اسلام  را  در کتاب‌:  (‌زادالمعاد)  خلاصه  کرده  است  و  در  فصلی  از  آن  بیان  داشته  است‌،  تـحت  عـنوان‌:  (‌فصلی  در  ترتیب  روال  رهنمود  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  و  شـیوۀ  رفـتارش  بـا کافرا‌ن  و  منافقان‌،  از  آن  زمان‌ که  مبعوث  شده  است  تا  آن  زمان  که  وفات  فرموده  است  و  به  پـیشگاه  خدای  بزرگوار  رسیده  است‌).  نخستین  چیزی  که  پروردگار  بزرگوارش  بدو  وحی  فرمود  این  بود:  به  نام  پروردگارش  بخواند،  پروردگاری  که  جهان  را  آفریده  است‌.  ایـن‌،  سرآغاز  نبوّت  وی  بود.  یزدان  جهان  بدو  دستور  داد که  برای  خود  بخواند،  و  بدان  هنگام  بدو  دستور  نـداد کـه  آن  را  بـه  دیگران  برساند  و كار  تبلیغ  را  بیاغارد.  سپس  بر  او  نازل  فرمود:       

(يا أيها المدثر . قم فأنذر).

ای  جامه  بر  سر  کشـیده  (‌و  در  بستر  خواب  آرمـیده‌)‌،  برخیز  و  (‌مردمان  را  از  عذاب  یزدان‌)  بترسان‌.  (‌المدّثّر/  ١و2 )  

او  را  با  (‌اقْرَأ)‌.  بخوان‌.  با  خبر كرد،  و  با  (یـا ايُّها الْمُدّثّرُ )‌.  ای  جامه  بر  سر  کشیده  روانه  گرداند.  سپس  بدو  دستور  داد  نزدیکان  قوم  و  خاندا‌ن  خود  را  بیم  دهد.  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  اول  قوم  خود  را  بیم  داد.  سپس  زنهای  دور  و  بر  خویش  را  ترساند.  بعد  همۀ  عربها،  و  بعد  از  آن  همۀ  جهانیان  را  از  خشم  و  عذاب  یزدان  برحذر  داشت‌.  حدود  ده  سال  پس  از  نبوّت  خویش  تنها  به‌ کار  دعوت  و  بیم  دادن  پرداخت  بدون  این‌ که  جنگی  و  جـزیه‌ای  در  میان  باشد.  در  این  مدّت  بدو  دستور  داده  مـی‌شود که  خویشتنداری  و  شکیبائی  و گذشت  داشته  باشد  و  به  جنگ  دست  نیازد.  آنگاه  بدو  اجازه  داده  می شود  هجرت  کند  و  بجنگد.  بعد  از  آن  خدا  بدو  فرمان  می‌دهد که  با  کسانی  بجنگد که  با  او  می‌جنگند،  و  رها کند کسانی  را  که  او  را  رها کرده‌اند  و  با  او  نـمی‌جنگند.  سـپس  بدو  فرمان  می‌دهد که  با  مشرکان  بجنگد  تا  آئین  خدا  حاکم  شود  و  تنها  از  خدا  اطاعت ‌گردد  و  بس‌... کافران  در  قبال  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  از  لحاظ  جهاد  سه‌ گروه  بودند:  اهل  صلح  و  صفا،  و  اهل  جنگ‌،  و  اهل  ذمّه‌...  خدا  بدو  دستور  داد  با  اهل  صلح  و  صفائی‌ که  با  وی  عهد  و  پیمان  داشتند،  عهد  و  پیمان  را  مراعات  دارد  و  به  سر  ببرد،  و  تا  زمانی ‌که  وفادا‌ر  به  عهد  و  پیمان  بمانند،  وفادار  به  عهد  و  پیمان  بماند،  و  اگر  خوف  و  هراس  از  خیانت  ایشان  به  میان  آید،  عهد  و پیمانش