انها  و  رقّت  و  آمادگی  بخشیدن  به  آن‌،  و  تشویق  و  ترغیب  دل  به  پیوند  با  خدا،  مشارکت  می‌ورزد:

(فاصبر على ما يقولون وسبح بحمد ربك قبل طلوع الشمس وقبل الغروب . ومن الليل فسبحه وأدبار السجود). 

در  برابر  چیزهائی  که  می‌گویند  پایدار  و  شکیبا  باش‌،  و  ستایش  و  سپاس  پروردگارت  را  پیش  از  طلوع  آفتاب  و  قبل  از  غروب  آن  بـجای  آور  (‌چرا  که  عبادت  در  آن  اوقات‌،  بزرگ  و  ارزشمند  است‌)  و  نیز  در  پاره‌ای  از  شب  و  به  دنبال  نمازها،  او  را  بسـتای  و  تسـبیح  و  تـقدیسش  نمای. (ق/39و40)

(ومن آناء الليل فسبح وأطراف النهار لعلك ترضى). 

در اثـناء  شب  و  در  بـخشهائی  از  روز،  بـه  پـرستش  و  ستایش  پروردگارت  مشغول  شو،  تا  (‌پیوندت‌)  بـا  خدا  استوار  گردد  و  آرامش  خاطر  به  تو  دست  دهد،  و  بدانچه  برایت  مقدّر  شده  است‌)  راضی  و  خشنود  شوی‌.(‌طه‌/  130)  

 (واذكر اسم ربك بكرة وأصيلاً . ومن الليل فاسجد له وسبحه ليلاً طويلاً). 

بـــامدادان  و  شامگاهان  نــام  پروردگارت  را  ورد  زبان‌ ساز.  و  شبانگاهان  برای  خدا  سجده  و  کرنش  ببر،  و  در  شب  خیلی  او  را  تسبیح  و  تقدیس  کن‌.  (‌انسان‌/  25و26) 

 هیچ  سببی  ندارد که  ما  بگو‌ئیم  دستور  به  ذکر  و  یاد  خدا  در  چنین  اوقاتی‌،  پیش  از  وجوب  نمازهای  پـنجگانه  و  ادای  آنها  در  اوقات  ویژۀ  خود  بوده  است‌.  اگر  چنین  کاری  را  بپذیریم  اشـاره  بدین  امر  دارد  که  وجوب  نمازهای  پنجگانه  دیگر  ما  را  بی‏نیاز  از  ذکر  و  یاد  خدا  در  بامدادان  و  شامگاهان ‌کرده  است  و  نیازی  به  ذکر  و  یاد  ایزد  سبحان  در  چنین  اوقات  و  اوانی  نـمانده  است‌!  امّا  این  ذکر  و  یاد  یزدان  جهان  در این  اوقات  و  اوان  فراتر  و  فراگیرتر  از  نماز  و  اوقات  مشخّص  نماز  است‌.  اوقات  چنین  ذکر  و  یادی  محدود  به  اوقات  نـمازهای  واجب  پنجگانه  نیست‌.  همچنین  این  چنین  ذکر  و  یادی  چه  بسا  به  شکلهای  دیگری  جدای  از  شکل  نـمازهای  واجب  و  مستحبّ  انجام  پذیرد.  به  شکل  ذکر  و  یادی  در  دل‌،  و  یا  به  شکل  ذکر  و  یادی  در  دل  و  با  زبان،  صورت‌ گیرد  بدون  این‌ که  بقیّه  حرکات  نماز  با  آن  همراه‌ گردد.  بلکه  از  این  شیوه  و  روال  نیز  فراتر  و  برتر  می‌رود  و گشترده‌تر  و  فراگیرتر  می‌شود.  ذکر  و  یاد  خداوند  سبحان  به‌گونۀ  دائم‌،  و  جلالت  و  عظمت  ایزد  منّان  را  همیشه  و  همه  آن  در  مدّ نظر  داشتن‌،  و  او  را  پیوسته  بینا  و  آگاه  دیـدن‌،  و  وی  را  در  پنهان  و  آشکار،  در کارهای ‌کوچک  و  بزرگ،  در  رفتن  و  ایستادن‌،  در  انجام  دادن  و  انجام  ندادن‌،  و  در  

کردار  و  پندار،  حاضر  و  ناظر  دیدن‌...  اگر  ذکر  و  یاد  خدا  در  بامدادان  و  شامگاهان  گفته  آمده  است‌،  بدان  خاطر  است‌ که  در این  اوقات  تأثیرات  ویـژه‌ای  است‌ که  خدا  خود  می‌داند  در  دل  انسانها  چه  عملکردی  دارد،  دلی ‌که  سازنده‌اش  از  سرشت  و  ساختار  ترکیب‌بند  آن  کاملاً  آگاه  است‌.
(وَلا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ ).
از  زمرۀ  غافلان  مباش‌.

غافلان  از  یاد  خدا،  نه  غافلانی ‌که  با  لبها  و  زبان  غافل  از  خدایند،  بلکه  آ‌ن  غافلانی ‌که  با  دل  و  حان  غافل  از  خدایند...  ذکر  و  یادی  که  دل  از  آن  به  تکان  درمی‌آید،  صاحب  چنین  دلی  راهی  را  نمی‌پیماید که  خدا  در  آن  او  را  بپاید  و  او  شرمندۀ  یزدان  جهان گردد،  و  حرکتی  انجام  دهد که  خدا  او  را  بر  آن  ببیند  و  وی  خجالت‌زده  شود،  و  کار کوچک  یا کار بزرگی  را  انجام  نمی‌دهد  مگر  این ‌که  می‌داند  حساب  و کتاب  آن  را  باید  با  خدا  تصفیه‌ کند  و  قطعاً  خدا  او  را  مورد  بازخواست  قـرار  مـی‌دهد...  ایـن  همان  ذکر  و  یادی  است‌ که  در  اینجا  فرمان  انـجام  آن  صادر  می‌شود.  در  غیر  این  صورت‌،  ذکر  و  یاد،  ذکر  و  یاد  خدا  بشمار  نمی‌آید،  آن  ذکر  و  یادی‌ که  به  طاعت  و  عمل  و رفتار  و  روش  و  پیروی  نینجامد.

پروردگار  خود  را  یاد کن  و  از  ذکر  و  یادش  غافل  مباش.  دل  تو  از  نظارت  و  مراقبت  او  غافل  نگردد.  چه  انسـان  کاملاً نیازمند  این  است‌ که  پیوسته  پیوند  با  خدا  را  بر  جای  و  برپای  بدارد  تا  در  برابر  وسـوسه‌های  اهریمن  نیرومند  شود:

(وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) (٢٠٠)

اگر  وسوسه‌ای  از  شیطان  به  تو  رسید  (‌و  خواست  شما  را  از  مسیر  منحرف  و  از  هدف  باز  دارد)  به  خدا  پناه  ببر  (‌و  خویشتن  را  بدو  بسپار)‌.  او  بسیار  شنوای  دانـا  است  (‌و  همه  چیز  را  می‌شنود  و  همه  چیز  را  می‌داند  و  هر  چه  زودتر  به  فریادت  می‌رسد)‌.  

این  سوره  در  اوائل  خود،  پـیکار  انسـان  با  شیطان  را  نمایش  داد،  و  پیوسته  روند  سـوره‌، ‌کاروان  ا‌یـمان‌،  و  گروه‌های  اهریمنان  جنّ  و  انس  را  نشـان  داده  است‌،  گروه‌های  اهریمنان  جنّ  و  انسی ‌که  دائـماً  راه‌ کاروان  ایمان  را  می‌زنند  و  می‌كوشند  آن  را  سدّ کنند.  همچنین  اهریمن  در  داستان  کسی  ذکر  می‌شود که  یزدان  علم  و  اطّلاع  از  آیات  خود  را  بدو  عطاء‌ کرده  است  و  او  بازپس  کشیده  است  و  بدانها  توجّه  ننموده  است  و  به  ترک  آنها  گفته  است  و  اهریمن  در  پی  او  به  راه  افتاده  است  و  وی  را  دنبال  نـموده  است  و  سرانجام  از  زمرۀ  گمراهان  و سرگشتگان  است‌.  در  اواخـر  سوره  نـیز  از  وسوسۀ  اهریمن  و  پناه  بردن  به  یزدان  شنوا  و  بینای  جهان  برای  رهائی  از  وسوسه  شيطان  سخن  می‌رود.  این  نیز  روند  سوره  است ‌که  آغاز  و  انجام  آن  به  هم  می‌پیوندد،  و  به  ذکر  و  یاد  خاشعانه  و  بیمناکانۀ  خدا،  و  نهی  از  غفلت  و  بیخبری،  منتهی  می‌شود...  این  امر  و  این  نهی  وقتی  به  میان  می‌آید که  یزدان  سبحان  پیغمبر  خود  را  صلّی الله عليه وآله وسلّم  رهنمود  می‌فرماید که  عفو  و گذشت  در  پیش‌ گیرد  و  به  کارهای  خوب  و  پسندیده  دستور  دهد  و  از  جاهلان  و  نادانان  روی  بگرداند  و  صرف‌ نظر  بفرماید...  این  بند  هم  مکمّل  نشانه‌های  راه  کاروان  ایمان‌،  و  ذخیره  و  اندوخته  دادن  به  صاحب  دعوت  با  توشه  و  زادی  است ‌که  با  آن  او  را  در  برابر  مشکلات  و  فرازها  و  نشیب‌های  راه  نیرومند  گرداند  و  تاب  و  توانش  عطاء  فرماید.

آن‌ گاه  یزدان  مثالی  از  فرشتگان  مقرّب  آستانۀ ‌کبریائی  خود  را  ذکر  می‌فرماید.  فرشتگانی‌ که  هیچ‌گونه  اهریمنی  نمی‌تواند  ایشان  را  وسوسه  نماید.  چرا که  ساختار  وجودی  آنان  به ‌گونه‌ای  است‌ که  اهریمنان  محل  نفوذ  و  راه  دستبردی  بدیشان  را  پیدا  نمی‌کنند،  و کم‌ترین  توانی  برای  غلبۀ  بر آنان  را  ندارند.  هوا  و  هوسی  و  جذبه  و  کششی‌،  ایشان  را  بازیچۀ  دست  خود  قـرار  نـمی‌دهد  و  مغلوب  خویش  نمی‌گرداند.  با  وجود  این  پـیوسته  به  تسبیح  و  تقدیس  و  ذکر  و  یاد  یـزدان  سبحان  مشغول  هستند،  و  خود  را  بزرگتر  از  آن  نمی‌دانند که  