ده  است‌:

(وسبح بحمد ربك قبل طلوع الشمس وقبل الغروب ).

ستایش  و سپاس  پروردگارت  را  پيش  از طلوع  آفتاب  و  قبل  از  غـروب  آن  بـجای  آور  (‌چرا  که  عبادت  در  آن  اوقات‌،  بزرگ  و  ارزشمند  است‌)‌.  (‌ق‌/  39) 

 این  امر،  پیش  از  واجب  شدن  نمازهای  پنجگانۀ  روزانه  در  شب  معراج  است‌.  ایـن  آیه  مکّی  است‌.  در  اینجا  فرموده  است:  (‌بِالْغُدُوّ )‌.در  بامدادان‌.  بامدادان  هم  به سرآغاز  روز گفته  می‌شود:  و  (‌الْآصالِ ): ‌شامگاهان‌.  این  واژه  جمع  اصیل  است‌،  همان‌گونه ‌که  (‌أيْمان) جمع  یـمین‌[7]است‌.  امّـا  فـرمودۀ  خـدا:  (‌تَضَرُّ‌عاً‌ وَ خيفَةً )  .فروتنانه  و  بیمناکانه‌...  با  فروتنی  و  هـراس‌.  یعنی  پروردگارت  را  در دل  خود  با  علاقه  و  رغبت  و  با  بیم  و  هراس‌،  و  همچنین  با  زبان  و گفتار  یاد کن‌،  نه  آشکارا.  بدین  لحـاظ  است ‌که  فرموده  است‌:  (‌وَ دُونَ ‌الْجَهْرِ مِنَ‌الْقَوْل )  .بدون  بلند  گرداندن  صدا.  مستحبّ  است  کـه  یاد  خدا  این  چنین  باشد.  به  شکل  داد  و  بیداد  و  نعره  و  فـریاد  نباشد.  لذا  وقتی ‌که  از  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  پرسیدند:  آیا  پروردگارمان  نزدیک  است‌؟  اگر  چنین است  نهان  و  پنهان  با  او  راز  و  نیاز  می‌کنیم‌.  یا  این ‌که  پروردگارمان  دور  است‌؟  اگر  چنین  است  داد  می‌زنیم  و  او  را  فریاد  می‌داریم‌.  خداوند  این  آیه  را  نازل  فرمود:

(وإذا سألك عبادي عني فإني قريب أجيب دعوة الداع إذا دعان). 

هنگامی  که  بندگانم  از  تو  دربارۀ  مـن  بـپرسند  (‌که  مـن  نزدیکم  یا  دور  بگو:‌)  من  نـزدیکم  و  دعـای  دعـاکـننده  را  هنگامی  که  مرا  می‌خواند،  پـاسخ  میگویم  (‌و  نـیاز  او  را  برآورده  می‌سازم‌.(‌بقر‌ه‌/  186) 
 در  صحیح  مسلم  و  بخاری  از  ابوموسی  اشـعری  رضی الله عنهُ  روایت  شده  است  که‌ گفته  است‌:  مردمان  در یکی  از  سـفرها  صداهای  خود  را  در  دعا  بلند  گردانـدند.  

پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  بدیشان  فرمود:

(يا أيها الناس أربعوا على أنفسكم , فإنكم لا تدعون أصم ولا غائباً , إن الذي تدعونه سميع قريب , أقرب إلى أحدكم من عنق راحلته " ).

ای  مردمان  آرام  باشید  و  بر  خود  سخت  نگیرید.  چه  شما  کر  را  و  غائب  را  فریاد  نمـی‌دارید  و  به  دعا  نمی‌خوانـید.  کسـی  را  که  فریاد  می‌دارید  و  به  دعا  می‌خوانید  شنوای  نزدیک  است‌،  به  یکایک  شما  نزدیکتر  از  گردن  مرکب  او  است‌.

ابـن‌کثیر  سـخن  ابن  جریر  را  نـپذیرفته  است‌،  ولی  عبدالرحمن  پسر  زید  پسر  اسلم  آن  را  پـذیرفته  است  و  گفته  است‌:  مراد  این  آیه  دستور  دادن  به  شنونده  است ‌که  به  قرآن ‌گوش  فرا  دهد  بدان‌گاه ‌که  بدین  شکل  و  شیوه  به  یاد  خدا  است‌...  و گفته  است‌:  (‌چیزی  را که  ابن‌کثیر  و  ابن  جریر گفته‌اند  خودشان  هم  بر  آن  نرفته‌اند.  بلکه  تنها  مراد  تشویق  بندگان  به  ذکر  و  یـاد  فراوان  یـزدان  در  بامدادان  و  شامگاهان  است  تا  از  زمرۀ  غافلان  نگردند.  با  توجّه  بدین  امر  است‌ که  یزدان  جهان  فرشتگانی  را  می‌ستاید که  شب  و  روز  به  تسبیح  و  تقدیس  مشغول  هستند  و  سستی  نمی‌شناسند:

(إن الذين عند ربك لا يستكبرون عن عبادته). 

بیگمان  کسانی  که  مقرّبان  (‌درگاه‌)  پروردگار  تو  هستند،  خویشتن  را  بزرگتر  از  آن  نمی‌دانند  که  به  پرستش  خدا  بپردازند. (‌اعر‌اف/  ‌206)  

خداوند  فرشتگان  را  بدین  خصال  ستوده  است  تـا  در  کثرت  طاعات  و  عبادات  از  آنان  پیروی‌ گردد)‌.

ما  در  پرتو  چیزهای  زیادی‌ که  ابن‌کثیر  ذکر کرده  است  و  مناسبتها  و  احادیث  نبوی  فراوانی  را که  برشمرده  است‌،  گسترۀ  فراخی  را  می‌نگر‌یم‌ که  این  قرآن  و  تربیت  نبوی  دلها  و  درونهای  عربها  را  بدانجا کوچانده  است  و  به  پهن  دشت  آشنائی  با  حقیقت  پروردگارشان  رسـانده  است  و  از  حقیقت  هستی  پیرامونشان  بسی  آگاهشان  کرده  است‌.  همچنین  از  پـرسشها  و  پـاسخهای  اصحاب  کرام  پـی  می‏بریم  به ‌گسترۀ  وسیعی‌ که  این  آئین  ایشان  را  بدانجا  کشانده  است‌،  و  در  پرتو  رهنمو‌دهای  این  قرآن  بزرگوار،  و  رهنمودهای  نبوی  ارزشمند  و  استوار،  آنان  را  تا  چه  اندازه‌ای  اوج  بخشیده  است‌.

گذشته  از  اینها،  همان‌گونه  که  ایـن  آیـات  رهنمود  می‌فرمایند،  ذکر  خدا  تنها  زمزمه‌های  لبان  و  اوراد  زبان  نیست  و  بس.  بلکه  ذکر  خدا  در  اصل  با  دل  و  جان  است‌.  چون  اگر  ذکر  خدا  وجدان  از  آن  به  تکان  نیفتد،  دل  از  آن  نلرزد،  جان  از  آن  نتپد  و  نجنبد،  و  گریه  و  زاری  و کرنش  و  خواری  و  بیم  و  هراس‌،  با  آن  همراه  نگردد،  ذکر  نخواهد  بود...  نه  تنها  ذکر  نخواهد  بود،  بلکه  بی‌ادبی  نسبت  به  یزدان  سبحان  است‌!  ذکر  آن  ذکری  است ‌که  انسان  خاشعانه  و  خاضعانه  و  بیمناکانه  و  پرهیزگارانه  رو  به  خدایند.  جلالت  و  عظمت  یزدان  را  پیش  چشم  دارد.  هراس  از  خشم  و  بیم  از  عذاب  ایزد  را  در نظر  خود  آماده  سازد.  امید  به  خدا  داشته  باشد  و  بدو  پناه  ببرد.  تا گوهر  روحی  در  انسان  پاک  شود،  و  انسـان  در  پرتو  آن  با  سرچشمۀ  زلال  و  صاف  و  تابان  و  رخشان  ربّانی  پیوند  پیدا  کند.

هنگامی‌ که  زبان  همراه  دل  به  تکان  درآید،  و  هنگامی ‌که  لبها  با  جان  به  جنبش  بیفتد،  باید که  به‌ گونه‌ای  این  تکان  و  جنبش  صورت  پذیرد که  با  خشوع  و  خضوع  تـناقض  نداشته  باشد،  و  باید که  سوز  درون  و  زمـزمۀ  بیرون فریاد  و  غوغا  و  واویلا،  و  صوت ‌کشیدن  و کف  زدن‌،  و  آواز  و  نغمه‌پردازی‌،  بیان  شود:

(وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ ).

پروردگارت  را  در  دل  خود،  با  فروتنی  (‌در  برابر  خدا)  و  هراس  (‌از  او)  و  آهسته  و  آرام  یاد  کن‌.

(بالْغُدُوّ وَ الْآصا‌لِ )  .در  بامدادان  و  شامگاهان.  در  سرآغاز  روز  و  در  پایان  روز،  خدا  را  یاد کن‌،  چه  دل  در  ابتداء  و  انتهای  روز  با  خدا  پیوند  دارد.  البتّه  یاد  خدا  محدود  به  این  اوقات  نیست‌.  باید  دل  در  هر  لحظه  و  آنی  به  یاد  خدا  باشد،  و  همیشه  دل  خدا  را  نـاظر  و  حاضر  ببیند.  ولی  انسان  در  بامدادان  و  شـامگاهان  در  پـهنۀ  مکان  و  زمان  هستی‌،  دگرگونی  روشـن  و  آشکاری  را  مشاهده  می‌کند...  شب  به  روز،  و  روز  به  شب  تبدیل  می‌گردد.  در  این  دو  وقت  دل  با  هستی  پـیرامون  خود  تماس  می‏‎یابد،  و  دست  خدا  را  می‌بیند که  شب  و  روز  را  می‌چرخاند  و  می‌غلتاند،  و  سیماها  و  نمادها  و  اوضاع  و  احوال  را  دگرگون  می‌سازد.  یزدان  سبحان  می‌داند  که  دل  انسان  در  ایـن  دو  زمـان  بیشتر  از  هر  وقت  ديگری  آمادگی  پذیرش  و کنش  و  شنیدن  و  پاسخگوئی  را  دارد.  در  قرآن  زیاد  آمده  است  رهنمود  به  ذکر  یزدان‌،  و  یـاد  خداوند  سبحان،  و  تسـبیح  و  تقدیس  ایـزد  مـنّان‌،  در  اوقاتی ‌که  انگار  سراسر  هستی  در  آنها  در  تأثیر  بر  دل  انس