گهان  یزدان  تکذیب  کنندگان  را  گرفتار  عذاب  خود  فرموده  است‌.  ایشان  هم  در  آن  حال ‌که  عذاب  خدا  را  دیده‌اند  اعتراف  کرده‌اند  که  آنان  ظالم  و  سـتمکار  بوده‌اند.  حقّ  و  حقیقت  بی‌پرده  جلوه‌گر  آمد‌ه  است  و  ایشان  آن  را  شناخته‌اند،  ولیکن  در  زمانی ‌که  شناختن  و  اعتراف‌ کردن  سودی  نمی‏‎بخشد،  و  پشـیمانی  و  توبه  عذاب  خدا  را  از  ایشـان  بدور  نـمی‌دارد.  چه   وقت  پشیمانی  از  دست  رفته  است‌،  و  با  حصول  عذاب  راه  توبه  قطع  و گسیخته  است‌.

بدان  هنگام ‌که  در  این  جـهان  صحنه  بدیشان  نموده  می‌شود،  ناگهان  روند  قرآن  به  چیز  دیگـری  مـنتقل  می‌گردد،  و  با  خود  شنوندگان  را  نـیز  فورًا  به  مـیدان  آخرت  و گسترۀ  قیامت  منتقل  مي‌سازد،  بدون  هرگونه  ایستادن  و  فاصله‌ای‌.  چه   نواری  که  نمایش  داده  می‌شود  دارای  صحنه‌های  متّصل  و  پیاپی  است‌.  کوچي  که  در  پیش  است  از  زمان  و  مکان  فراتر  می‌رود،  و  دنیا  را  به  آخرت  می‌پیوندد،  و  عذاب  دنیا  را  به  عذاب  آخرت  متّصل  می‌گرداند.  ناگهان  جایگاه  و  موقعیّت  آنـجا  در  لحظۀ ‌گذرائی  پیدا  و  نموده  می‌شود:

(فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ. فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِمْ بِعِلْمٍ وَمَا كُنَّا غَائِبِينَ. وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُونَ).

(در  روز  قیامت‌)  بطور  قطع  از  کسانی  که  پیغمبران  به  سوی  آنان  روانه  شده‌اند  می‌پرسیم  (‌که  آیا  پیام  آسمانی  بــه  شما  رســانده  شـده  است  یـا  خیر  و  چگونه  بـدان  پـاسخ  داده‌اید؟‌)  و  حتماً  از  پیغمبران  هم  می‌پرسیم  (‌که  آیا  پیام  آسمانی  را  رسـانیده‌ایـد  و  از  مـردمان  در  قـبال  فرمان  یزدان  چه  شنیده  و  دیده‌اید؟‌)‌.  مسلّماً  (‌اعمال  همه  را  مو  به  مو)  آگاهانه  برای  آنان  شرح  می‌دهیـم‌،  چرا  که  مـا  از  آنان  بدور  نشده‌ایم  (‌و  همه  جا  حاضر  و  ناظر  کـردار  و  رفتارشان  بوده‌ایم‌)‌.  سنجش  درست  (‌و  دقیق  اعمال‌)  در  آن  روز  انـجام  می‏‎گیرد.  پس  هـر  کـه  (‌کفۀ  حسـنات‌)  ترازوی  او  سنگین  شود  (‌و  بر  کفۀ  سیّئات  او  رجـحان  پذیرد)  این  چنین  کسانی  رستگارند.  و  کسـی  که  (‌کفۀ  حسنات  او  از  کفۀ  سیّئات‌)  ترازوی  او  سبک  شـود،  ایـن  چنین  کسانی  به  سبب  پیوسته  انکـار  کـردن  آیات  مـا  (‌سرمایۀ  وجود)  خود  را  از  دست  داده‌اند.

تعبیری  بدین  نحو  و  بر  این  منوال ‌که  به  تصویر  زننده  و  الهامگر  است‌،  یک  ویژگی  از  ویژگیهای  قرآن  است‌...  کوچ  زمینی  در  چشم  به  هم  زدنی  انـجام  مـی‌پذیرد  و  سراسر  آن  در  لحظه‌ای  طی  می‌شود،  و  در  سطری  از  کتابی  می‌گنجد  و  نمودار  می‌گردد،  تا  دنیا  با  آخـرت  جوش  بخورد،  و  آغاز  با  انجام  پیوند  یابد!

زمانی‌ که  ناگهان  کسانی  را که  دچار  عذاب  خدا  در  این  کرۀ  زمین  شده‌اند  نگاه  داشته‌اند،  بدان  شکل  که  در  آخرت  ایشان  را  برای  پرسش  و  حساب  و  سـزا  و  جـزا  نگاه  می‌دارند،  تنها  اعتران  ایشان ‌کافی  خواهد  بود که  هنگام  رویاروئی  با  عذاب  یزدان  بگو‌یند:

(إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ). 

قطعا  ما  ستمگرانی  بیش  نبوده‌ایم‌.

بلکه  پرسش  تازه‌ای  می‌شود،  و  ایشان  را  رسوا  می‌کنند  در  میان  جمع  و  در  جلو  همۀ  انسـانها  و  در  آن  روز  بزرگ ‌که  همه  چیز  دیـده  می‌شود  و  رازها  آشکار  می‌گردد:

(فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ. فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِمْ بِعِلْمٍ وَمَا كُنَّا غَائِبِينَ).

(‌در  روز  قیامت‌)  بطور  قطع  از  کسانی  کـه  پـیغمبران  بـه  سـوی  آنــان  روانـه  شـده‌انـد  مـی‌پرسیم  (‌کـه  آیــا  پـیام  آسمانی  به  شما  رسانده  شده  است  یـا  خیر  و  چگونه  بدان  پاسخ  داده‌اید؟‌)  و  حتماً  از  پیغمبران  هم  می‌پرسیم  (‌که  آیا  پیام  آسمانی  را  رسانیده‌اید  و  از  مردمان  در  قبال  فرمان  یزدان  چه  شنیده  و  دیده‌اید؟‌)‌.  مسـلّماً  (‌اعمال  همه  را  مو  به  مو)  آگاهانه  برای  آنان  شرح  می‌دهیم‌؛  چرا  که  ما  از  آنان  بدور  نشـده‌ایـم  (‌و  هـمه  جـا  حـاضر  و  نـاظر  کردار  و  رفتارشان  بوده‌ایم‌).

این‌،  پرسش  بسنده‌ای  است‌.  هم  شامل  کسانی  است  که  پیغمبران  به  سویشان  روانه  شده‌اند،  و  هم  متوجّه  خود  پیغمبران  است‌...  داستان  نیز  در  میان  همگان  و  جملگي  مردمان ‌گرد  آمده  در  پیشگاه  یزدان‌،  سر  داده  می‌شود  و  در  آن  همۀ  نهانیها  و  پنهانیها  و  دقـائق  و  حقائق‌ گفته  می‌شود.  از  مـردمانی ‌که  پیغمبران  به  پـیش  ایشـان  آمده‌اند  پرسش  می‌شود  و  آنان  هم  اعتراف  می‌کنند.  از  پیغمبران  پرسش  می‌گردد  و  ایشان  هم  پاسخ  می‏‎گویند.  سپس  یزدان  دانـا  و  آگاه‌،  همۀ  چیزهائی  را که  او  سرشماری‌ کرده  است  و  به  حساب  ایشان‌ گرفته  است  و  آنان  آنها  را  فراموش  کرده‌اند،  برایشان  نقل  و  روایت  می‌فرماید!  آنها  را  با  آگاهی  و  دانش  عظیم  و  فراگیری  نقل  و  روایت  می‌کند.  یزدان  حاضر  و  ناظر  هر  چیزی  بوده  است‌،  و  از  چیزی  دور  نگشته  است  و  بی‏خبر  نشده  است‌...  حضور  یزدان  و  آگاهی  او  از  همه  چیز  در  همه  جا  و  همه  آن‌،  پسوده‌ای  است‌ که  دارای  تأثیر  ژرف‌،  و  پند  و  اندرز  عمیق‌،  و  برحذر  داشتن  شگفتی  است‌!

(وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ). 

سـنجش  درست  (‌و  دقـیق  اعـمال‌)  در  آن  روز  انـجام  می‏‎گیرد.

در  اینجا  جای  به  اشتباه  انداختن  و  سکندری  دادن  دربارۀ  وزن  و  سنجش  نیست‌.  در  حکم  صادره  جای  نیرنگبازی  و  غلط  ا‌ندا‌زی  نیست‌.  جای  جدال  و  ستیزی  هم  نیست  که  صحّت  احکام  و  درستی  مقیاسها  و  معیارها  را  خدشه‌دار گرداند.

(فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ). 

پس  هر  که  (‌کفۀ  حسنات‌)  ترازوی  او  سنگین  شود  (‌و  بر  کـفۀ  سـیّئات  او  رجـحان  پـذیرد)  ایـن  چنین  کسـانی  رستگارند.

در  تـرازوی  یـزدان ‌که  همه  چیز  را  دقـیق  و  درست  می‌سنجد،  اعمال  او  سنگین  و  ارزشمند  بوده  است‌،  پس  پاداش  ا‌عما‌لش  در  این  صورت  نـجات  و  رستگاری  است‌...  کدام  نجات  و  رستگاری  است  که  به  پای  نجات  و  رستگاری  از  دورخ  برسد،  و  همطراز  با  برگشتن  به  بهشت  باشد؟  برگشتن  به  بهشت  در  پایان ‌کوچ  دور  و  دراز،  و  در  خاتمۀ  گشت  و گذار  طولانی  در کرۀ  زمین!  

(وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُونَ). 

و  کسی  که  (‌کفۀ  حسنات  او  از  کفۀ  سـیّئات‌)  تـرازوی  او  سبک  شود،  این  چنین  کسانی  بــه  سـبب  پـیوسته  انکار  کردن  آیات  م