دق  و  ژرفا  و  فراگیری  و  زیبائی  موجود  در  آیات  فراوان  و  رهنمودهای  زیادی  که  وجود  دارد.

من  هیچ  وقت  برای  یک  بار  هم  هنگام  رویاروئی  با  این  موضوعات  اساسی‌،  خویشتن  را  نیازمند  متن  خارج  ا‌ز  این  قرآن  ندیده‌ام  -  مگر  فرموده‌های  پیغمبر صلّی الله عليه وآله و سلّم   ‌که  آن  فرموده‌ها  هم  از  آثار  این  قرآن  است  -‌ بلکه  هرگونه  سخن  دیگر‌ی  -‌حتّی  اگر  درست  هم  باشد  - ‌در  برابر  چیزهائی‌ که  پژوهشگر  در  این‌ کتاب  شگـفت  می‏‎یابد  ناچیز  می‌نماید.

این  سخنان  را  از  روی  بررسیهای  عملی‌،  و  انس  فراوان  با  قرآن‌،  و  مدّتها  زیستن  در  سـایۀ  نـیازهای  دیدن  و  پژوهش  کردن  و  نگریستن  بدین  موضوعها،  می‌گو‌یم‌...  من ‌کجا  و  تعریف  این‌ کتاب ‌کجا!  من  چه ‌کسی  هستم ‌که  این‌ کتاب  را  تعریف‌ کنم‌؟  من  چه‌ کسـی  هسـتم  و  همۀ  ا‌نسانها  چه ‌کسانی  هستند که  با  تعریف  و  تمجید  از  این  کتاب  بتوانند  چیزی  بر  این‌ کتاب  بیفزایند؟‌!

این‌ کتاب‌،  چشـمۀ  دانش  و  آگاهی  و  پـرورش  و  رهنمود،  و  یگانه  وسیلۀ  تشکیل  نسل  منحصر  به  فردی  از  انسانها  بوده  است‌...  نسلی‌ که  در  طول  تاریخ  -  چه  پیش  از  خود  و  چه  بعد  از  خود  -‌ تکرار  نشده  است‌،  نسل  صحابۀ  گرامی  که  در  تاریخ  انسانها  رخد‌ادی  بزرگ  و  ژرف  و  درازی  را  آفریدند،  رخدادی‌ که  تاکنون  چنانکه  باید  بررسی  و  وارسی  نشده  است‌.

این  سرچشمه  بود که  -‌با  مشیّت  و  اراده  و  قضا  و  قدر  یزدان  -  این  معجزۀ  مجسّم  را  در  جهان  انسـانها  پـدید  آورد،  معجزه‌ای  که  تمام  معجزه‌ها  و  خـارق ‌العاده‌های  رسالتهای  انبیاء  در  برابر  آن  نمی‌تواند گردن  بیفرازد  و  با  آن  همبر  و  همطراز گردد...  ایـن  معجزه‌،  یک  مـعجزۀ  واقعی  و  مشهود  بوده  است‌...  آ‌ن  نسل  یگانۀ  منحصر  به  فرد،  یک  پدیدۀ  نادر  تاریخی  بوده  است‌.[4]

جامعه‌ا‌ی‌ که  از  آن  نسل  نخستین  بار  تشکیل ‌گردید،  و  بیش  از  هزار  سال  امتداد  پیدا کرد،  شریعتی  بر  آن  فرمان  می‌راند که  این‌ کتاب  با  خود  به  ارمغان  آورده  بود،  و  این  جامعه  بر  پایۀ  ارزشها  و  معیارها  و  رهنمودها  و  اشاره‌ها  و  الهامهای  این‌ کتاب‌،  استوار  و  پا بر جا گردیده  بود.  این  جامعه  نیز  معجزۀ  دیگری  در  تاریخ  انسانها  بود.  هنگامی  که  شکلهای  جامعه‌های  دیگر  بشری،  جامعه‌هائی  که  از  لحاظ  ا‌مکانات  مادی  برتر  از  جامعۀ  اسلامی  است  -  به  سبب  رشد  تجربۀ  بشری  در  جهان  ماده  -‌ بـا  جامعۀ  اسلامی  سنجیده  شود،  هر  چند که  از  لحاظ  پـیشرفت  مادی  فراتر  و  والاتر  باشند،  امّا  از  نظر  (‌تمدّن  انسانی‌)  نمی‌توانند  به جامعۀ  اسلامی  برسند  و  بر  آن ‌گردن  افرازند  و  برتری  گیرند.[5]

امروزه  مردمان  -‌ در  جاهلیّت  نوین  -‌ نیازهای  درونی  و  جامعه‌ها  و  زندگی  خود  را  از  خارج  از  ایـن  قرآ‌ن  می‌خواهند،  همان ‌گونه  که  مردمان  در  جاهلیّت  عربی  معجـزات  و  خوارق  عـاداتی  را  جدای  از  ایـن  قرآن  می‌خواستند!  جاهلیّت  ساده‌،  و  هـمچنین  جاهلیّت  ژرف  مردمان  دورۀ  جاهلیّت  عربی  از  یک  سو،  و  هواها  و  هوسها  و  مصلحت‌جوئیها  و  سود طلبیهای  ایشان  از  دیگر  سو،  مانع  از  آن  می‌گردید که  مردمان  آن  زمان  معجزۀ  بزرگ  هستی  را  در  این‌ کتاب  شگفت  و  شگرف  ببینند!  و  امّا  چیزی  که  مردمان  جاهلیّت  ایـن  زمـان  را  از  دیـدن  معجزۀ  سترگ  قرآن  باز می‌دارد  و  مـیان  ایشـان  و  ایـن  کتاب  آسمانی  حائل  و  مانع  می‌گردد،  غـرور  (‌علم  بشری‌)  است‌،  علمی  که  یزدان  راهگشای  آنان  در  جهان  ماده  شده  است‌؛  همچنین  غرور  تنظیمات  و  تشکیلات  پیچیده‌ای  است ‌که  بر  اثر  زندگی  پیچیدۀ  مردمان  در  این  عصر و  زمان‌،  و  رشد  و  نموّ  و  پختگی  زندگی  از  نظر  سر  و  سامان  و  نظم  و  نظامی  است ‌که  پیدا کرده  است‌.  این  هم  یک  امر  طبیعی  است ‌که  همراه  با  امتداد  زنـدگی  و  تراکم  تجارب  و  پیدایش  نیازمندیهای  تازه  و  پیچیدگی  خواستها  به  وجود  آید!  همچنین  چیز  دیگری ‌که  مردمان  را  در  این  عصر  و  زمان  از  قرآن  باز داشته  است‌،  مکر  و  نیرنگ  چهارده  قرن ‌کینه‌توزی  و  دشمنانگی  یهودیان  و  مسـيحیان  است‌!  آنان  یک  لحظه  هم  از  جنگ  با  این  دین  و  با کتاب  راستین  آن  دست  نکشیده‌اند،  و  از  تـلاش  و  کوشش  در  راه  غافل‌ کردن  پیروان  اسلام  از  قرآن  و  دور  کردن  ایشان  از  رهنمودهای  مستقیم  و  بلا واسطه  آن  باز  نایستاده‌اند  و  درنگ  نکرده‌اند،  از  آن  زمان  که  یهودیان  و  مسیحیان  بر اثر  طول  تجارب  خود  متوجّه  شده‌اند که‌:  آنان  تاب  و  توان  ایستادگی  در  برابر  پیروان  این  آئین  را  ندارند،  مادام  که  مسلمانان  با  این ‌کتاب  بمانند  و  بدین  کتاب  چنگ  بزنند،  همان ‌گونه ‌که  نسل  نخستین  با  ایـن  کتاب  ماندند  و  بدین ‌کتاب  چنگ  زدند،  نه  این‌ که  آیات  آن  را  به  آواز  بخوانند  و  زمزمه ‌گردانند،  در  حالی‌ که  زندگی  آنان  بطور کلّی  از  رهنمودهای  قرآن  دور  باشد!  نیرنگ  یهودیان  و  مسیحیان‌،  نیرنگ  مستمرّ  و  پست  و  پلشتی  است  و  دائماً  بر  آن  پافشاری  مـی‌کنند...  نـتیـجۀ  این  مکر  و کید  ایشان  هم  احوال  و  اوضاعی  می‌شود که  مردمانی  در  آن  زندگی  مـی‌کنند که  امروزه  خود  را  مسلمان  می‌نامند  -‌ ولی  مسلمان  نخواهند  بود  تا  این ‌که  شریعت  این  آئین  را  در  زندگی  خویش  حاکم  و  فرمانروا  نگردانند  -  و  ثمرۀ  این  دغلکاری  و  حقّه‌بازی‌،  تـلاشها  و کوششهای  دیگری  است ‌که  در  همه  جا  انجام  می‌پذیرد  برای  برچیدن  این  آئین  و  زدودن  آثار  آن‌،  و  بررسی  و  وارسی  قرآنی  جدای  از  قرآن  این  دین‌!  قرآنی ‌که  بجای  قرآن  یزدان  در  همۀ  شؤون  و  امور  زندگی  مردمان  بدان  مراجعه  شود!  و  همۀ  اختلافات  در  پرتو  رجوع  به  آن  حلّ  و  فصل ‌گردد!  و  در  همۀ  کشمکشهای  قانونگذاریـها  و  آئین ‌نامه‌ها  و  بخشنامه‌های  زنـدگانی  مـرجـع  همگان  باشد!  درست  بدانگونه  که  مسلمانان  به ‌کتاب  یزدان  در  این  شؤون  و  امور  مراجعه  می‌كردند!!!

این  قرآن  یزدان  است ‌که  امروزه  پـیروان  قرآن  آن  را  نمی‌شناسند.  زیرا  آن  را  جز  به  عنوان  نغمه‌ها  و  زمزمه‌ها  و  دعاها،  و  مایۀ  سرتکان  دادنهای  ناشی  از  چرت ‌زدنها  نمی‌شناسند!  این  اوضاع  و  احوال  وقتی  پیدا  شده  است  که  قرنها  نیرنگ  پست‌،  نادانی  خوارکننده‌،  تـعلیمات  فریبکارانه‌،  و  فساد  فراگیری  انـجام  پـذیرفته  است ‌که  اندیشه  و  دل  و  واقعیّت  بد  و  پست  محیط  زندگی  را  دربرگرفته  است‌.

این  قرآن  همان  قرآنی  است ‌که  اهالی  جاهلی  پـیشین‌،  مردمان  را  با  درخواست  مـعجزات  مـادی  و  خوارق  عادات  مـحسوس  از  آن  مـنصرف  مـی‌کردند،  و  هـمان  قرآنی  است‌ که  اهالی  جاهلی  نوین‌،  با  قرآن  نوینی ‌که  از  پیش  خود  می‌سازند،  و  با  وسـائل‌ گوناگون  ارتباط  جمعی،  و  دستگاه‌