ِنَ الْغَافِلِينَ (٢٠٥)إِنَّ الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ) (٢٠٦)

هنگامی  که  قرآن  خوانـده  مـی‌شود،  گوش  فرا  دهـید  و  خـاموش  بــاشید  تـا  مشـمول  رحـمت  خـدا  شـوید.  پروردگارت  را  در  دل  خود،  با  فروتنی  (‌در  برابر  خدا)  و  هراس  (‌از  او)  و  آهسته  و  آرام‌،  صبحگاهان  و  شامگاهان  یاد  کن‌،  و  از  زمرۀ  غـافلان  مـباش‌.  بیگمان  کسانی  کـه  مـقرّبان  (‌درگـاه‌)  پروردگار  تـو  هسـتند،  خویشتن  را  بزرگتر  از  آن  نمی‌دانند  که  به  پرستش  خدا  بپردازنـد،  و  بلکه  بـه  تسبیح  و  تقدیس  او  مشـغولند  و  در  بـرابـر  او  کرنش  و  سجده  می‌برند.

*  
(خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ (١٩٩)وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (٢٠٠)إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ) (٢٠١)

گذشت  داشـته  بـاش  و  آسـانگیری  کـن  و  بـه  کـار  نـیک  دسـتور  بده  و  از  نــادانـان  چشـم‌پوشی  کن‌.  و  اگر  وسوسه‌ای  از  شیطان  به  تو  رسید  (‌و  خواست  شما  را  از  مسیر  منحرف  و  از  هدف  باز  دارد)  به  خدا  پناه  بـبر  (‌و  خویشتن  را  بدو  بسپار)‌.  او  بسیار  شنوای  دانـا  است  (‌و  همه  چیز  را  می‌شنود  و  همه  چیز  را  مـی‌دانـد  و  هـر  چـه  زودتر  به  فریادت  مـی‌رسد)‌.  پـرهیزگاران  هنگامی  کـه  گرفتار  وسوسه‌ای  از  شیطان  می‌شوند  به  یاد  (‌عداوت  و  نیرنگ  شیطان‌،  و  عقاب  و  عذاب  یزدان‌)  می‌افتند،  و  (‌در  پرتو  یاد  خدا  و  به  خاطر  آوردن  دشمنانگی  اهریمن‌)  بینا  می‌گردند  (‌و  آگاه  می‌شوند  که  اشتباه  کرده‌انـد  و  از  راه  حـقّ  مـنحرف  شـده‌انـد،  و  لذا  شـتابان  به  سوی  حقّ  برمی‌گردند)‌.

از  اخلاق  مردمان  در  معاشرت  و  همدمی  با  ایشان  آنچه  ساده  و  آسان  برای  آنان  است  بخواه  و  برگیر،  و  از  ایشان  انتظار کمال  نداشته  باش،  و  آنان  را  به  اخلاق  و  خصال  سخت  و  دشوار  وادار  مساز،  و  از  اشتباهات  و  ضعف  و  نقص  ایشان  چشم‌پوشی  کن‌...  البتّه  این  امور  در کارهای  شخصی  است‌،  نه  در  عقیدۀ  دیـنی‌،  و  نـه  در  واجبات  شرعی‌.  چه  در  عقیدۀ  اسـلام  و  در  شـریعت  یـزدان‌،  هیچ‌گونه  چشم‌پوشی  و گذشت  نـمودنی  نـیست‌.  بلکه  چشم‌پوشی  و گذشت‌،  تـنها  در گرفتن  و  بخشیدن  و  همدمی  و  همراهـی  و  همسایگی  است‌.  بد‌ین ‌وسیله  زندگی،  سهل  و  ساده  و  با  آرامش  سپری  می‌شود.  اصلاً  چشم‌پوشی ‌کردن  از  ضعف  انسانها،  و  مهر  و  عطوفت  داشتن  با  همنوعان‌،  و  بزرگواری  با  ایشان  و گذشت  از  آنان‌،  وظیفۀ  بزرگان  توانا  در  قبال‌ کوچکان  ناتوان  است‌.  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  سرپرست  و  راهنما  و  معلّم  و  مـربّی  است‌.  پس  او  از  همگان  سزاوارتر  است‌ که  بزرگواری  و  گذشت  و  چشم‌پوشی ‌کند  و  بر  مردمان  سخت  نگيرد  و  بلکه  آسان  بگیرد...  پـیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  هرگز  برای  خود  خشـمگین  نگردید.  هنگامی  هم  در  راه  دین  خدا  خشمگین  شده  است  به  خاطر  خشـم  او  زیـانی  مـتوجّه  کسی  نشده  است‌...  همۀ  دعوت‌کنندگان  مردمان  به  سوی  یزدان  جهان‌،  مأمور  و  موظّفند  بدان  چیزی  عمل‌ کنند که  پیغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم  به  انجام  آن  فرمان  داده  شده  است‌.  چه  همزیستی  مسالمت‌آمیز  با  مردمان  برای  هدایت  ایشـان  مقتضی  سعۀ  صدر،  بزرگواری  طبع،  رفتار  ساده  و  آسان‌،  تندخوئی  و  درشتی  نکردن‌،  و  سخت  نگرفتن  بر  دیگران  است‌،  بدون  این‌ که  در  دین  خدا  سستی  و کوتاهی  شود.  
(وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ ).
به  کار  نیک  دستور  بده‌.
مراد  خیر  و  خوبی  روشن  و  واضحی  است ‌که  نیازی  به  کشمکش  و  ستیز  ندارد،  و  چـیزی  است‌ کـه  فـطرتهای  سالم  و  درونهای  درست  بر  آن  متّحد  و  متّفق  هستند...  نفس  انسان  وقتی‌ که  با  این  چنین ‌کارهای  خیر  و  خوبی  عادت ‌گرفت‌،  بعد  از  آن  رام  می‌گردد  و  مشتاقانه  و  بدون  هر گونه  رنج  و  زحمتی  تـن  به  انواع  خوبیها  و  نیکیها  می‌دهد.  هیچ  چیزی  بسان  پیچیدگی  و  دشواری  و  سختی  نخستین  روزهای  آشنائی  نـفس  با  تکالیف  و  وظائف‌،  نفس  را  از  انجام  خوبیها  و  نیکیها  باز  نمی‌دارد!  تمرین  دادن  و  خوگر کردن  نفسها  مقتضی  این  است‌ که  در  نخستین ‌گامهای  راه  با  تکالیف  و  وظائف  خوب  سهل  و  ساده  نفسها  را  آشنا کرد  تا  این‌ که  رام  شوند  و کم‌کم  به  انجام  کارهای  پسندیده  اقدام  کنند  و  خودشان  عادت  بگیرند  تکالیف  و  وظائف  بالاتر  از  آن  تکالیف  و  وظائف  سهل  و  ساده  را  انجام  بدهند  و  آسان  و  آرام  و مشتاقانه  به  پیش  روند.

(وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ ).
از  نادانان  چشم‌پوشی  کن‌.

(جاهلین‌)  از  جهالت  ضدّ  رشد  و  هدایت‌،  و  از  جهالت  ضدّ  علم  و  دانش  است‌.  هر  دوی  ایـنها  نـیز  بسی  به  یکدیگر  نزدیکند...  (‌اعراض‌)  با  رهـا  کردن  و  نـاچیز  گرفتن‌،  حقیر  شمردن ‌کردارها  و گفتارهائی  است ‌که  جاهلان  بدان  وسیله  جـهالت  خود  را  نشـان  می‌دهند،  همچون  بزرگان  از کنار  جهالت  ایشان  محترمانه‌ گذشتن  و  چشم‌پوشی‌ کردن‌،  با  آنان  به  جدال  و  مرافعه  نپرداختن  و  به  ستیز  و کشمکشی  ننشستن‌ که  سـرانـجام  جز  به  تاختن  بر  همدیگر  و  به  سوی  خویش ‌کشیدن  یکدیگر  نـمی‌انـجامد،  و  هدر  دادن  وقت  و  تلاش‌...  صورت  مـی‌پذیرد.  گـاهی  خاموشی  پـاسخ  ایشـان  است‌،  و  خاموشی  و  چشم‌پوشی  از  آنان‌،  نفسهای  ایشان  را  خوار  و  رام  می‌گرداند،  و  بجای  دشنام  بدیشان  و  ستیزه‌گری  و  سرکشی  با  ایشان  می‌نشیند.  اگر  هم  به  چنین  نـتیجه‌ای  منتهی  نشود،  دست‌ کم  شرّ  ایشان  را  از  سر کسانی  دور  می‌گرداند که  در  دلها  و  درونهایشان  خیر  و  خوبی  نهفته  است‌.  چه  ایـن  افراد  خیرخواه  و  نیکو  می‌بینند که  دعوت‌کنندۀ  به  سوی  یزدان  از  سخنان  پوچ  و کردارهای  بیهوده  روی  می‌گرداند  و دشنامها  و  فحاشیهای  جاهلان  را  تحمّل  می‌نماید،  و  می‏بینند  که  این  اشخاص  نـادان  حماقت  نشان  می‌دهند  و  جهالت  می‌ورزند،  در  نتیجه  از  چشمشان  می‌افتند  و  بی‌ارزش  می‌گردند،  و  از  ایشـان  کناره‌گیری  می‌کنند.

سزاوار  دعوت‌کنندۀ  به  سوی  یزدان  این  است  که  از  این  رهنمود  ربّانی  پیروی‌ کند،  رهنمود  خدائی‌ که  از  رازها  و  رمزهای  درونها  کاملاً  آگاه  است‌.

ولی  رسول  خدا صلّی الله عليه وآله وسلّم  انسان  است‌.  گاهی  بر  جهالت  جاهلان  و  بر  سفاهت  سفیهان  و  بر  حماقت  احمقان  مـی‌شورد  و  خشـمگین  می‌گردد...  اگر  چه  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم   بر  نفس  خود  چیره  و  پیروز گردد،  چه  بسا  پس  از  او  دعوت‌کنندگان  به  سوی  یزدان  بر  نفس  خویش  چیره 