هم  نـمی‌شنوند  و  نـمی‌بینند...  همچون‌:  میهن‌،  نژاد،  تولید،  ابزار کار،  جبر  تاریخ‌،  و  سائر  خداگونه‌ها  و  معبودهای  جدیدی  که  در  جاهلیّت  نـوین  بت  و  معبود  شده‌اند!  و  همچنین  خداگونه‌نامیده‌هائی ‌که  می‏بینند  و  می‌شنوند!  آن  کسانی  که  انسـانها  بدیشان  ویـژگیهای  الوهـیّت  داده‌انـد  و  از  پـیش  خودشان  قانونگذاری  می‌کنند  و  فرمانروائی  می‌نمایند.  اینان  نیز  در  حقیقت  نمی‌شنوند  و  نمی‌بینند...  این  چنین  معبودها  و  خداگونه‌هائی  همان  کسانی  هستند  که  خدا  دربارۀ  ایشان  می‌فرماید:
(وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالإنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ) (١٧٩)
ما  بسیاری  از  جنّیان  و  آدمیان  را  آفریده  و  (‌در  جـهان‌)  پراکنده  کرده‌ایـم  کـه  مآل  آنـان  دوزخ  و  اقـامت  در  آن  است‌.  (‌این  بدان  خاطر  است  که‌)  آنان  دلهائی  دارنـد  کـه  بـدانــها  (‌نشــانه‌های  خـداشـناسی  و  یکـتاپرستی  را)  نـمی‌بینند،  و  گوشهائی  دارنـد  کـه  بـدانـها  (‌مـواعظ  و  اندرزهای  زندگی‌ساز  را)  نمی‌شنوند.  اینان  (‌چون  از  این  اعضاء  چنانکه  باید  سود  نمی‌جویند  و  مـنافع  و  مـضارّ  خود  را  از  هم  تشخیص  نمی‌دهند)  هـمسان  چـهارپایان  هستند  و  بلکه  سرگشته‌ترند  (‌چرا  که  چهارپایان  از  سنن  فطرت  پا  فراتر  نمی‏‎گذارند،  ولی  اینان  راه  افراط  و  تفریط  می‌پویند)‌.  اینان  واقعاً  بی‌خبر  از  (‌صلاح  دنـیا  و  آخرت  خود)  هستند.  (‌اعراف/  179)  
دعوت‌کنندۀ  مردمان  به  سوی  یزدان‌،  تنها  و  تنها  با  یک  حالت  از  جاهلیّتهای  بی‌شمار  رویاروی  می‌شود...  و  تنها  و  تنها  باید  همان  چیزی  را  بگوید که  خداوند  سبحان  به  پیغمبر  خود  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌دستور  می‌دهد که  آن  را  بگوید  و  بس:
(قُلِ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلا تُنْظِرُونِ (١٩٥)إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ (١٩٦)وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ (١٩٧)وَإِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لا يَسْمَعُوا وَتَرَاهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لا يُبْصِرُونَ) (١٩٨)
بگو:  این  بتهائی  را  که  شریک  خدا  می‌دانید  فرا  خوانید  و  سپس  شما  و  آنها  همراه  یکدیگر  در  بـارۀ  مـن  نیرنگ  و  چـاره‌جوئی  کنید  و  اصــلاً  مـرا  مـهلت  نـدهید  (‌و  اگر  می‌توانید  غضبم  کنید  و  نابودم  گردانید...  اما  بدانید  کـه  اینها  موجودات  غیرمؤثّری  هستند  و  کمترین  تأثیری  در  وضع  من  و  شما  ندارند)‌.  بیگمان  سرپرست  من  خدائـی  است  که  این  کتاب  (‌قرآن  را  بر  من‌)  نازل  کرده  است‌،  و  او  است  که  بندگان  شایسته  را  یاری  و  سرپرستی  می‌کند.  چـیزهائی  را  کــه  شـما  بـجز  خدا  فریاد  مـی‌داریـد  و  مـی‌پرستید  نه  مـی‌توانند  شما  را  یاری  دهند  و  نه  می‌توانند  خویشتن  را  کمک  کنند.  و  اگر  از  آنها  رهنمود  بخواهید،  درخواست  شما  را  نمی‌شنوند  (‌چـه  رسـد  بـه  این  که  شـما  را  ارشـاد  و  راهـنمائی  کنند.  و  بـه  ظـاهر،  پیکرۀ‌)  آنها  را  می‌بینید  که  (‌انگار  بـا  چشـمان  خود)  بـه  شما  می‏نگرند،  و لیکن  چیزی  را  نمی‌بینند.
بت‌پرستان  در  هر  زمان  و  در  هر مکان  همان  بت‌پرستان  هستند!!!
--------------------------------------------------------------------------------
[1] برای  اطّلاع  بيشتر  مراجعه  شود  به  كتاب:  (التصوير  الفنّیّ  فی  القرآن).   
[2]  مراجعه  شود  به  کتاب‌:  (‌خـصائص  التـصور  الاسلامی  و  مقوّماته‌)  جــلد  دوم‌،  فصل‌:  (‌حقیقه  الألوهیة‌)‌.   
[3] مراجعه  شود  به  کتاب‌:  (‌خصائص  التصور  الاسلامی  و  مقوماته‌)  فصل‌:  (حقیقه  الانسان‌)‌.   
[4]  مراجعه  شود  به  کتاب‌:  (خصائص  التصوّر  الأسلامی‌)  جلد  دوم‌،  فصل‌:  (‌حقیقه  الکون‌)‌.   
[5]مراجعه  شود  به  فرمودۀ  خداوند  بزرگوار:  (رُسُلاً مُبَشّرینَ وَ مُنْذرینَ لئلا یَکُونَ لِلنّاس  عَلی ‌الله حُجّةٌ  بَعْدَ الّرسُل  )  (‌نسـاء‌/  ١٦5)  در  جزء  ششـم  در  کتاب  فی  ظلال  القرآن‌. 
[6]  مراجعه  شود  به  کتاب‌: (‌خصائص  التصوّر  الاسلامی  و  مـقوّماته‌) فـصل‌:(‌ألوهیّة  و  عبودیّة‌)  و  (‌حقیقة  الانسان‌)‌.
[7]‌مراجعه  شود  به‌ کتاب ‌:  (‌التـصویر  الفنیّ  فی القـرآن‌)  فصل‌:  (‌طـریقة  القرآن‌)‌. 
[8] مراجعه  شود  به  آشنائی  با  سورۀ  انعام  در  جزء  هفتم‌.   
[9] مراجعه شود به کتاب‌:  (خصائص  ‌التّصور الاسلامی و مقوماته‌)  جلد  او‌ل  فصلهای‌:  (‌التوازن‌)  و (الشمو‌ل‌)‌.  همین ‌کتاب  جلد  دو‌م‌،  فصلهای‌:  ‌(حقيقة  الألوهیّة‌)  و  (‌حقیقة  الاحسان)‌. 
[10] ‌مراد  این  قاعدۀ  اصول  فقه  است‌:  مورد  خاص‌،  مفهوم  عام‌...  (‌مترجم‌)  
 [11] مراجعه  شود  به  جزء  ششم‌،  تفسیر  آیات  174  و  ١٧5  سورۀ  نساء‌.
[12] مراجعه  شود  به  جزء  بیست ‌و  نهم‌،  تفسیر  آیۀ  ٢٤  سورۀ  مدّثّر  در  فی  ظلال  القرآن‌.
 [13] ‌مراجعه  شود  به  مطالبی ‌کـه  دربارۀ  رفتار  (‌پیغمبر)  و  رابطۀ  آن  با  دیوانگی  در  جاهلیّتهای  مختلف‌.  در  فی ‌ظلال  القرآن‌.  جزء  هفتم‌.  تفسیر  آیات  50 و  51  سورۀ  انعام‌.
 [14]  مراجعه  شود  به  کتاب‌:  (خصائص  التصوّر  الاسلامی  و  مقوماته‌)  جلد  دوم‌،  فصلهای‌:  (‌حقیقة  الکون‌)  و  (‌حقیقة  الحیاه‌)‌.
 [15] مـراجعه  شود  به  کـتاب‌:  (‌خصائص  التصوّر  الاسلامی  و  مقوماته‌)  فصلهای‌:  (‌الوهیّه  و  عبودیه‌)  و  (‌حقیقه  الانسان‌)‌.
 [16] مراجعه  شود به  :  فی  ظلال  القرآن‌،  جزء  هفتم،  تفسیر  سوره  انعام‌،  آیات  29-‌32  همچنین ‌کتاب‌:  (‌مشاهد  القیامه‌).
 [17] ‌از  قصیده‌ای  از  ابن‌ رومی  است‌.  
[18] مراجعه  شود  به  تفسیر:  (‌و  عندَهُ ‌مفاتِحُ  الْغَیْب  لایَعْلَمُها الّاهُوَ  )‌.  (‌انعام‌/  5٩)
 [19] ‌مراجعه  شود به  چیزهائی ‌که  دربارۀ  سرشت  رسالت‌ و  حقیقت  پیغمبر در  جزء  هفتم  هنگام  تفسیر  آیات  4٢  تا  4٨  سورۀ  انعام  ذکر  شده  است‌.
 [20] مراجعه  شود  به‌ کتاب‌:  (‌معالم  فی  الطریق‌)  فصل‌:  (‌جیل  متفرّد).  
 [21]  (‌نَفْس واحدَة )‌: مراد  نسل  و  نوع  انسانها  است  (‌نگا:  روم‌/  ٢١)‌.  به  عبارت  دیگر،  در  ایـنجا  واحـد  نـوعی  مورد نظر  است‌،  نـه  واحـد  شـخصی‌.  (‌مترجم‌)
 [22] مراجعه  شود  به  کتاب  (‌الاسلام  و  مشکلات  الحـضاره‌)  بخـش  (‌المـرأة  و  علاقات  الجنسین‌)  در  فـصل‌:  (‌تـخبط  و  اضـطراب‌)‌...  و  جـلد  دوم  کـتاب‌:  (‌خصائص  التصور  الاسلامی  و  مقوماته‌)  فصل‌:  (‌‌حقیقه‌الانسان‌)‌.
 [23] در  واژه‌های‌:  یُخلَقُون‌، و لا یَستطيعُون‌،‌و یَنْصُرونَ‌، دالّ  بر جمع مذکّر سالم هستند و بر  انسان  دلالت  می‌کند.  (‌متر