در  سراسر  تاریخ  همچون  ایشان  -  با  این‌ کثرت  و  با  رسیدن  بدان  سطح  - ‌تکرار  نشده  است‌...  مگر  به  صورت  افرادی ‌که  در  طول  تـاریخ  یـافته  می‌شوند  و  جداجدا  پابرجای  پای  آن  نسل  والای  شگفت  می‌گذارند  و گام  به  گام  ایشان  راه  می‌روند.
آنان  مدّت  درازی  از  زمان‌،  مخلصانه  خود  را  در اختیار  این  قرآن  گذاشتند،  و  سخنی  از  سخنان  انسانها  چشـمۀ  زلال  و  زیبای  قرآن  را  نیالود.  تنها  سخنی‌ که  با  قرآن  همراه  می‌گردید  و  در  توضیح  و  تبيین  آن  مـی كو‌شید  سخنان  و  راهنمائیهای  فرستادۀ  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  بود که  آن  هم  از  چشمه‌سار  خود  قرآن  سرچشمه  می‌گرفت‌...  از  اینجا  بود که  آن  نسل  ممتاز  و  یگانه‌،  بدان  پایه  و  مایه  رسیدند  که  رسیدند  و  شدند  آ‌نچه  شدند.
کسانی‌ که  تلاش  می‌کنند  همان  وظیفه‌ای  را  اداء ‌کنند که  ان  نسل  ممتاز  اداء ‌کردند،  سزاوار  است  برنامۀ  ایشان  را  در  پیش  بگیرند  و  بدان  راهی  روند که  آنان  رفتند.  یعنی  همچون  ایشان  مدّت  درازی  از  زمان  با  این  قرآن  زندگی  کنند  و  برای  این  قرآن  زندگی ‌کنند،  و  سخن  دیگری  جز  سخن  قرآن  با  خردها  و  دلهایشان  نیامیزد  تا  همانگونه  شوند که  آن  نسل  ممتاز  شدند.[20]
*
آن  گاه  گردش  تازه‌ای  در  مسأ‌لۀ  توحید  آغاز  مـی‌گردد.  ابتداء  آن  به  شكل  داستان  آغاز  می‌گردد،  تـا گامهای  انحراف  از  توحید  و  حرکت  به  سوی  شرک  درون  را  به  تصویر کشد‌.  انگار  ایـن  داسـتان‌،  قصّۀ  انحراف  آن  مشرکانی  است‌ که  از  آئین  نـیایشان  ابراهیم  مـنحرف  می‌شوند...  سپس  داستان‌،  با  رویاروئی  با  خرافات  و  ســبکسریهائی  پـایان  مـی‌پذیرد  کـه  در  پـرستش  خداگونه‌هایشان  داشتند،  خداگونه‌هائی  که  آنها  را  انباز  خدا  می‌کردند،  و  با  نخستین  نگاه  و کمترین  اندیشه  پیدا  بود که  آنها  پوچ  و  باطل  هسـتند...  داستان  به  پـایان  می‌آید  با  رهنمود کردن  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌به  چالش  و  مبارزه‌طلبی  مشرکان  و  خـداگونه‌هائی  که  بجز  خدا  پرستش  می‌کنند.  همچنین  بدو  دستور  داده  می‌شود  که  پناه  بردن  خود  را  تنها  به  یزدان  یکتا  اعلان  دارد،  یزدانی  که  ولی  و  سرپرست  او،  و  یاور  و  مددکار  او  است‌:
(هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ (١٨٩)فَلَمَّا آتَاهُمَا صَالِحًا جَعَلا لَهُ شُرَكَاءَ فِيمَا آتَاهُمَا فَتَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ (١٩٠)أَيُشْرِكُونَ مَا لا يَخْلُقُ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ (١٩١)وَلا يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًا وَلا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ (١٩٢)وَإِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لا يَتَّبِعُوكُمْ سَوَاءٌ عَلَيْكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنْتُمْ صَامِتُونَ (١٩٣)إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (١٩٤)أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا قُلِ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلا تُنْظِرُونِ (١٩٥)إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ (١٩٦)وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ (١٩٧)وَإِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لا يَسْمَعُوا وَتَرَاهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لا يُبْصِرُونَ) (١٩٨)
او  آن  کسـی  است  کــه  شـما  را  از  یک  جنس  آفرید،  و  همسران  شما  را  از  جنس  شما  سـاخت  تـا  شـوهران  در  کنار  همسران  بیاسایند.  ولی  (‌بسیار  اتّفاق  می‌افتد  که‌)  هنگامی  کــه  شـوهران  بـا  هـمسران  آمـیزش  جنسی  می‌کنند،  همسران  بار  سبکی  (‌به  نام  جنین‌)  برمی‌دارند  و  به  آسانی  با  آن  روزگار  را  بسر  می‌برند.  امّا  هنگامی  که  بار  آنان  سنگین  می‌شود،  شوهران  و  همسران  خـود  را  فـریاد  مــی‌دارنـد  و  مــی‌گویند:  اگر  فرزند  سـالم  و  شایسته‌ای  به  ما  عطاء  فرمائی  از  زمـرۀ  سـپاسگزاران  خواهـیم  بـود.  امّـا  وقتی  کـه  خداونـد  فرزند  سـالم  و  شایسته‌ای  بدانان  داد،  در  دادن  آن‌،  چیزهائی  را  از  قبیل‌:  قبور  اولیاء  و  صلحاء‌،  و  اشخاص  و  اصنام‌)  انـباز  خدا  مـی‌سازند،  و  خدا  بس  بـالاتر  از  آن  است  کـه  هـمسان  انـبازهای  ایشــان  شـود.  آیـا  چیزهائی  را  انـباز  خـدا  مـی‌سازند  که  نـمی‌توانـند  چیزی  را  بـیافرینند  و  بـلکه  خـودشان  هـم  آفریده  مـی‌شوند؟  انـبازهای  آنـان  نـه  می‌توانند  ایشان  را  یاری  دهند  و  نه  می‌توانند  خویشتن  را  کمک  نمایند.  (‌ای  بت‌پرستان‌!)  شما  اگر  انبازهای  خود  را  به  فریاد  خوانید  تا  شما  را  هدایت  کنند،  پاسخ  شـما  را  نمی‌توانند  بدهند  و  خواستۀ  شما  را  برآورده  کنند.  برای  شما  یکسان  است‌،  خواه  آنها  را  به  فریاد  خوانید،  و  خواه  خاموش  باشید  (‌و  آنها  را  بـه  یـاری  نـطلبید،  در  هـر  دو  صورت  تکانی  و  کمکی  از  آنها  نمی‌بینید)‌.  بـتهائی  را  که  بجز  خدا  فریاد  می‌دارید  و  می‌پرستید،  بندگانی  همچون  خود  شـما  هسـتند  (‌و  کاری  از  آنـها  سـاخته  نـیست  و  نمی‌توانند  فریادرس  شـما  بـاشند)‌.  آنـها  را  بـه  فریاد  خـوانـید  و  (‌از  ایشــان  اسـتمداد  جوئید)  اگر  راست  میگوئید  (‌که  کاری  از  آنها  ساخته  است‌)  باید  که  به  شما  پاسخ  دهند  (‌و  نیاز  شما  را  برآورده  کنند)‌.  آیا  ایـن  بـتها  دارای  پاهائی  هسـتند  کـه  بـا  آنـها  راه  بـروند؟  یـا  دارای  دستهائی  هستند  كه  با  آبها  چیزی  را  برگیرند  (‌و  دفع  بلا  از  شما  و  خویشتن  کنند؟‌)  یا  چشمهائی  دارند  که  با  آنها  ببینند؟  یا  گوشهائی  دارند  که  با  آنها  بشنوند؟  (‌پس  آنها  نه  تنها  با  شما  برابر  نـیستند،  بـلکه  از  شـما  هـم  کمتر  و  ناتوانترند.  در  ایـن  صورت  چگونه  آنـها  را  انـباز  خدا  می‌کنید  و  آنها  را  می‌پرستید؟‌)‌.  بگو:  ایـن  بـتهائی  را  کـه  شریک  خدا  می‌دانید  فرا  خوانـید  و  سـپس  شـما  و  آنـها  همراه  یکدیگر  در  بارۀ  من  نیرنگ  و  چـاره‌جوئی  کـنید  و  اصلاً  مرا  مهلت  ندهید  (‌و  اگر  می‌توانـید  غضبم  کنید  و  نــابودم  گردانـید...  امّـا  بـدانـید  که  ایـنها  مـوجودات  غیرمؤثّری  هستند  و  کمترین  تـأثیری  در  وضـع  مـن  و  شما  ندارند)‌.  بیگمان  سرپرست  من  خدائی  است  که  این  کتاب  (‌قرآن  را  بر  من‌)  نـازل  کـرده  است‌،  و  او  است  کـه  بندگان  ش