ا  در  همه  جای ‌کرۀ  زمـین  وحشیانه  درهم  می‌کوبند  و  نابود  می‌کنند،  از  راه  اوضاع  و  احوالی ‌که  در  همۀ  نواحی  زمین  پدید  می‌آورند  و  از  آنها  محافظت  و  پشتیبانی  می‌کنند.  آنان  علماء  حرفه‌ای  مزدور  این  آئین  را  بر  اسلام  چیره  می‌گردانند،  و  سخنان  را  از  موارد  اصلی  دور  و  تحریف  می‌کنند،  و  چیزهائی  را  که  یزدان  حرام‌ کرده  است  حلال  می‌نمایند،  و  قوانین  و  مقرّراتی  را که  یزدان  تعیین  فرموده  است  شل  و  ول  و  آبكی  می‌گردانند،  و  فسق  و  فجور  و  زنا  و گناهان  بزرگ  را  آراسته  و  پیراسته  و  خوب  و  پسندیده  جلوه  می‌دهند،  و  بر بالای  سر آنها  پرچهای  دین  را  برمی‌افرازنـد  و  عنوانهای  آن  را  می‌انگارند!..  ایشـان  گـول‌خوردگان  تـمدّنهای  مـادیگرا  را  می‌لغز‌انـند  و  نقش  زمـین می‌گردانند.  آنان  کسانی  را  بر  سر  فرومی‌انـدازنـد  که  دیدگاه‌های  مادیگری  را  پذیرفته‌اند  و  به  دنبال  اوضاع  و  احوال  مادیگرانه  راه  افتاده‌اند.  چنین  علماء  دنـیاپرستی  تلاش  می‌کنند  با  همگامی  و  همگونی  با  دیـدگاه‌ها  و  شرائط  و  ظروف  مادیگری‌،  و  برافراشتن  پـرچمها  و  پلاکارتهای  مادیگری‌،  و  همچنین  با  اقتباس  از  نظریّات  و  قوانین  و  مقرّرات  و  برنامه‌های  مادیگری‌،  اسلام  را  بلغزانند  و  نقش  زمین‌ گردانند.  آنان  اسلامی  را که  باید  بر  زندگی  حاکم  باشد  یک  رخداد  تاریخی  به  تصویر  می‌زنند،  رخدادی‌ که  در  مدّت  زمانی  به  وقوع  پیوسته  است  و  برچیده  شده  است  و  دیگر  مـمکن  نـیست  برگردانده  شود.  البتّه  نیرنگبازانه  از  عظمت  این  واقعه  تـاری  یـاد  می‌کنند  و  زبان  به  مدح  و  ثـنای  آن  می‌گشایند  تا  احساسات  مسلمانان  را  منگ  و بنگ ‌کنند  و  فرونشانند،  سپس  زیـر  لوای  ایـن  مـنگی  و  بنگی  بدیشان  بگویند:  امروزه  اسلام  باید  در  درون  پیروان  آن  به  صورت  عقیده  و  عبادت  بماند  و  به  صورت  قانون  و  نظام  حکو‌متی  درنیاید.  برای  اسلام  و  پیروانش  تنها  آن  مجد  و  عظمت  تاریخی  دیـرینه  بس  است‌!  اگر  بدین  بسنده  شد  چه  بهتر،  والا  این  آئین  باید  (‌تحوّل  و  ترقّی‌)  کند  و  از  زندگی  عملی  مردمان  پیروی  نماید،  و  هرگونه  جهان‌بینی  و  قانونی  را که  مردمان  بدو  ارائه  دهند  و  پیشنهاد کنند،  آن  را  زیبا  تلقّی ‌کند  و  بیاراید  و  نگارگری  نماید،  تا  بجای  آن  آئین ‌کهنه  و  قدیمی  قرار گیرد!  و  برای  اوضاع  و  احوال‌ کنونی  قرآنی  را  نازل  می‌کنند  تـا  خوانده  شود  و  مطالعه  و  بررسی ‌گردد،  و  بر  جای  آن  قرآن‌ کهنه  و  قدیمی  قرار گیرد!  آنان  می‌كوشند  به  عنوان  واپسـین  وسـیله‌،  سرشت  جامعه‌ها  را  تـغییر  دهند،  همان ‌گونه ‌که  می‌خواهند  سرشت  این  آئین  را  تغییر  دهند،  تا  این  آئین  دلهائی  را  پیدا  نکند که  شایستۀ  هدایت  بدان  باشد.  در  نتیجه  جامعه‌ها  را  به  جماعت  غرق  در  لجنزار  زنبارگی  و  زناکاری  و  فسق  و  فجور  و  بزهكاری،  تبدیل  می‌نمایند،  و کاری  می‌کنند که  مردمان  سرگرم  پیدا کردن  لقمۀ  زندگی  شوند و آن  را هم  جز با  رنـج ‌و سختی ‌و  تلاش  به  دست  نمی‌آورند.  بلی  انسانها  را  سرگرم  پـیدا  کردن  آب  و  نان‌،  و  آمیزش  مردان  و  زنان  می‌سازند،  تا  به  هدایت  آسمان‌ گوش  فرا  ندهند  و  در  سایۀ  دین  نغنوند  و  به  سوی  هیچ  آئینی  نروند!

پيكار  درّنده خويانه ای با اين آئين و با ملّتی در ميان است كه در پرتو احكام اين آئین  می‌خواهد  راهیاب  و  رهنمود  شود،  و  با  قوانین  این  آئین  می‌خواهد  دادگـری  کند...  پیکار  سخت  و  بی‌امانی  است ‌که  در  آن  همۀ  سلاحها  بدون  هرگونه  ملاحظه‌ای  بکار گرفته  می‌شود.  همۀ  ادوات  و  وسائل  بدون  هیچگونه  حساب  و کتابی  در  آن  بکار  برده  می‌شود.  پـیکاری  که  تـمام  نـیروها  و  دارائـیها  و  رادیـوها  و  تـلویزیونها  و  دسـتگاههای  مخابراتی  و  خبرگزاریها  و  مطبوعات  جهانی‌،  برای  چنین  جنگی  بسیج  می‏‎گردد،  و  تـمام  ادارات  و  سـازمانهای  دولتی  در اختیار  آ‌ن  قرار  داده  می‌شود،  و  اوضـاع  و  احوالی  از  آن  پشتيبانی  می‌کنند  و در  حفظ  آن  می‌كوشند  که  اگر  چنین  پشتيبانیها  و  جانبداریها  نباشد  حتّی  یک  روز  هم  دوام  نمی‌آورد  و  برجای  نمی‌ماند.

امّا  با  این  وجو‌د،  سرشت  روشن  و  توانای  این  آئین  به  گـونه‌ای  است  کـه  پیوسته  در  برابر  ایـن  پـیکار  درّنده‌خویانه  ایستادگی  و  پایداری  می‌کند.  و  ملّت  مسلمانی ‌که  پای‌بند  به  این  حقّ  و  استوار  بر  ایـن  حقّ  است  -  با  وجود  کمی  اشخاص  و  افراد،  و  توشه  و  ابزار  انـدک  -  پیوسته  در  برابر  ایـن  عـملیّات  نابودکننده  درّند‌ه‌خویانه‌،  پـایدار  و  اسـتوار  می‌ماند  و  مقاومت  می‌کند  و  می‌رزمد.

(والله غالب على أمره ).

خدا  بر  کار  خود  چیره  و  مسلّط  است‌. (‌یوسف‌/  ٢١) 

(وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ (١٨٢)وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ) (١٨٣)

کسانی  که  آیات  (‌قرآنی  و  نشـانه‌های  جهانی‌)  مـا  را  تکـذیب  مـی‌دارنـد،  کـم‌کم  گرفتار  و  (‌بـه  عذاب  خود)  دچـارشان  مــی‌سازیم‌،  از  راهـی  و  بــه  گونه‌ای  کـه  نمی‌دانند.  و  به  آنان  مهلت  می‌دهم  (‌و  در  عقوبت  ایشـان   شتاب  نمی‌ورزم  و  افسار  را  برایشـان  شـل  کرده  و  در  گمراهی  رهایشان  می‌سازم‌)‌.  بی‏گمان  طرح  و  نـقشۀ  مـن  ســخت  اسـتوار  است  (‌و  دائـماً  ایشــان  را  مـی‌پاید  و  نابودشان  می‌نماید)‌.

این‌،  نیروئی  است‌ که  حسابی  برای  آن  باز  نـمی‌کنند،  در آن  حال ‌که  این  پیکار  درّنده‌خویانه  را  بر  ضدّ  این  دین  و  این  ملّت  معتقد  و  متمسّک  بدان  و گردآینده  بر  آن  و  جمع‌شونده  بر  پـیوند  خویشاوندی  آن‌،  مـی‌آغازند  و  می‌تازند...  این‌،  نیروئی  است  که  تکذیب‌کنندگان  آیات  یزدان  از  آن  غافلند...  آنان  هرگز  تـصوّر  نـمی‌کنند  که  یزدان  به  گونه‌ای  و  از  راهی  در  ایـن  پـیکار  ایشـان  را  گرفتار  استدراج  می‌فرماید  و  آنان  را  غـافل  و  بی‏خبر  پلّه‌پلّه  رهسپار  دوزخ  می‌نماید که  متوجّه  آن  نمی‌گردند.  آنان  نمی‌دانند که  این  مهلت  دادن  یزدان  بدیشان  است  تا  مدّت  زمانی ‌که  خدا  می‌خواهد...  ایشان  ایمان  به  ایـن  ندارند  که  طرح  و نقشۀ  خدا  استوار  است‌...  آنان  برخی  بتی  را  به  دوستی  می‌گیرند،  و  نیروی  دوستان  را  در  زمین  چیره  و  برجسته  می‏بینند،  و  قدرت  بزرگتر  از  همۀ  قدرتها  را  فراموش  می‌کنند...  این  سنّت  و  پیشۀ  خدا  با  تکذیب‌کنندگان  است‌...  افسار  ایشان  را  شل  می‌کند،  و  برای  عصیان  و  طغیان  بدیشان  مهلت  و  فرصت  می‌دهد،  تا  پلّه  پلّه  و گام  به ‌گام  در  راه  هلاک  به  پیش  روند،  و  سرانجام  گرفتار  دام  چاره‌جوئی  خدا  شوند!  چه  کسی  ایشان  را  چاره‌جوئی  و گرفتار  می‌کند؟  خدای  توا‌نا  و  دارای  نیروی 