 دوزخ  دارنـد  می‏‎جستند،  انگار  می‌ترسند  کسـانی  در  مسابقه  برای  رسیدن  بدانجا  بر  ایشان  پیشی‌ گیرند  و  بر  سر  دستیابی  بدین  مقام  با  آنان  بجنگند!  ایـن  چنین  مردمانی  هر  بامدادی  و  هر  شامگاهی  بدون‌ کمترین  سستی  و  تنبلی  چیزهائی  را  پیشاپیش  خود  می‌فرستند  تـا  ایـن  چنین  جایگاه  خویش  را  در  دوزخ‌،  پایدار  و  اسـتوار  سـازند!  بدون ‌کمترین  سستی  و  تنبلی  به  دنبال  حرصها  و  آزهای  خویش  زبان  بیرون  می‌آورند  و  له‌له  می‌زنند،  بیرون  کشیدنها  و  له‌له  زدنهائی‌ که  تا  واپسین  رمق  زنـدگی  و  بدرود  حیات  ایشان‌،‌ گسیخته  نمی‌گردد!

پروردگارا!..  ما  را  مصون  و  محفوظ  دار!  گامهایمان  را  بر  جای  و  پایدار  دار!  صبر  و  شکیبائی  به  ما  عطاء  فرما!  ما  را  مسلمان  بمیران‌!

*

در  برابر  ایـن  خبر  و  تعبیر  قرآنی  از  آن‌،  انـدکی  می‌ایستیم‌...  این  خبر،  مثل  علمی  است  که  صاحب  آن  نمی‌تواند  خویشتنداری  و  پرهیزگاری  کند  و  نگذارد  شهوات  و  لذائذ  و  رغائب  بر  او  سنگینی  نماید،  و  وی  را  زمینگیر گرداند  و  به  زمین  بچسباند،  و  دیگر  نتواند  از  زیر  بار  سنگین  زمین‌،  و  از  تأثیر  نیروی  جاذبه  و کشش  آن  برخیزد.  توان  این  را  از  دست  بدهد که  به  دنبال  هوا  و  هوس  راه  نیفتد  و  اهریمن  او  را  تعقیب  نکند  و  همراه  وی  نگردد  و  زمام  هوا  و  هوس  او  را  در  دست  نگرد.

از  آنجا  که  علم  انسان  را  نمی‌پاید،  برنامۀ  قرآنی  برای  ساختن  درونهای  با  ایمان  و  زندگانی  اسلامی‌،  راه  خود  را  در  پیش  می‌گیرد.  علم  تنها  برای  شـناخت  و  آگاهی  نیست  و  بس،  بلکه  علم  باید  تبدیل  به  عقیدۀ ‌گرم  و  ترقّی‌دهنده  و  پیش  برنده  پویائی  شود  تا  مدلول  و  مفهوم  آن  در  جهان  درون  و  همچنين  در  جهان  بیرون  پـیاده  

گردد.

برنامۀ  قرآنی‌،  عقیده  را  به  شکل  (‌نـظریّه‌)  و  دیـدگاهی  برای  بررسی  و  وارسی  تقدیم  نمی‌دارد...  چنین  علمی  تنها  علم  است  و  در  جهان  درون  و  در  جهان  بـیرون  زندگی  چیزی  پدید  نمی‌آورد...  این  چنین  علمی‌،  عـلم  سردی  است  و  انسـان  را  از  هـواهـا  و  هوسها  مـصون  نمی‌دا‌رد،  و  از  زیر  سنگینیهای  لذائذ  و  شهوات  بیرون  نمی‌کشد  و  بالا  نمی‏برد،  و  اهریمن  را  نه  تنها  دور  نمی‌گرداند،  بلکه  چه  بسا  راه  را  برای  او  صاف  و  هموار  سازد.

همچنین  برنامۀ  قرآنی‌،  این  دین  را  به  عنوان  پژوهشهائی  در  قالب  (‌نظام  اسلامی‌)‌،  (‌فقه  اسلامی‌)،  (‌اقتصاد  اسـلامی‌)‌،  (‌عـلوم  گیتی‌)‌،  (‌علوم  روانشـناسی‌)  و  صورتهای  دیگر  پـژوهشهای  مطالعاتی  و  بررسیهای  شناسائی‌،  پیش  نمی‌کشد  و  مطرح  نمی‌سازد.

بلکه  این  دین  را  به  صورت  یک  عقیدۀ  پیشتاز،  جوشان‌،  زنده‌،  بیدارکننده‌،  بالا  برنده،  و  مترقّی‌،  پیش  مـی‌کشد.  همین ‌که  عقیده  در  دل  و  خرد  جای‌ گرفت‌،  برای  پـیاده  کردن  مدلول  عملی  خـود،  دل  و  خرد  را  به  جنبش  و  پویش  می‌انـدازد،  و  زمینهای  بایر  مزرع  را  حیات  می‏بخشد  و  فوراً‌ به  تکان  و  تحرّک  می‌افتد  و  سـر  بر  می‌زند  و  سبز  می‌گردد  و  موج  می‌گیرد  و  به  رقص  مـی‌افـتد.  چـنین  عـقیده‌ا‌ی  دسـتگاه‌های  گیرنده  و  دریافت‌کننده  و  پذیرنده  و  پاسخ‌دهندۀ  فطرت  را  بیدار  می‌کند  و  به‌ کار  می‌اندازد،  و  فطرت  را  به  پیمان  نخستین  خود که  با  خدا  بسته  بود  برمی‌گرداند،  و  تلاشها  و  هدفها  را  والا  می‌سازد  و  بالا  می‏‎برد،  و  دیگـر  جاذبه  گِل  و  کشش  خاک  بر  آن  سنگینی  نمی‌کند  و  برای  همیشه  به  زمین  نمی‌چسبد  و  چنگ  نمی‌زند.

برنامۀ  قرآنی‌،  این  دین  را  به  عـنوان  برنامۀ  نگـرش  و  اندیشه  پیش  می‌کشد،  برنامه‌ای  که  ممتاز  و  منحصر  به  فرد  در  میان  همۀ  برنامه‌های  انسـانها  است  که  فقط  کارشان  نگرش  است  و  بس.  چرا که  این  دین  آمده  است  تا  انسانها  را  از  قصور  و  ناتوانی  بـرنامه‌هایشان‌،  و  از  اشتباهات  و  انـحرافـات  بـرنامه‌هایشان  نـجات  دهـد،  اشتباهات  و  انحرافاتی  که  بر  اثر  بازیچه  قرار  دادن  هواها  و  هوسها،  و  سنگینی  پیکرها،  وگمراه‌سازی  اهریمن‌،  حاصل  می‌آید.

برنامۀ  قرآنی‌،  این  دین  را  به  عـنوان  تـرازوی  حقّ  و  حقیقت  مطرح  می‌سازد،  ترازوئی‌ که  خردهای  مردمان  و  شعورهایشان  بدان  نظم  و  نظام  می‌گیرد،  و  رونـدها  و  روشها  و  جنبشها  و  پویشها  و  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌ها  با  این  ترازو  سنجیده  می‌گردد.  هر  چیزی‌ که  از  آنها  با  این  ترازو  درست  بشمار  آید،  درست  خواهد  بود  و  خردها  و  بینشها  می‌تواند  آن  را  بپذیرند  و  در  پیش  بگیرند،  و  هر  چیزی ‌که  از  آنها  با  ایـن  تـرازو  درست  بشمار  نـیاید،  درست  نخواهد  بود  و  باید  از  آن  دوری ‌کـرد  و  دست  کشید.برنامۀ  قرآنی‌،  این  آئین  را  به  عنوان  برنامۀ  حرکت  و  نهضت  و  جنبشی  تقدیم  می‌دارد که  انسانها  را گام  به ‌گام  در  راهی‌ که  به  سوی  بلندای  قلّه  کشـیده  شـده  است‌،  رهنمود  می‌کند،  و  پا  به  پای  خویش‌،  و  برابر  سنجشها  و  اندازه‌گیریهای  خویشتن‌،  آنان  را  راه  می‌برد...  در  اثناء  حرکت  واقعی  و  در  لابلای  جنبش  راستين‌،  ایـن  آئـین  برای  مردمان  نـظم  و  نظام  زندگی  ایشـان  را  تـرتيب  می‌دهد،  و  اصول  و  ارکان  شریعت  آنان  را  می‌سازد،  و  پــایه‌ها  و  ســتونهای  اقـتصادشان  و  اجــتماعشان  و  سیاستشان  را  اسـتوار  می‌گردانـد.  سپس  مردمان  با  خردهائی‌ که  در  پرتو  چنین  برنامه‌ای  نظم  و  نظام‌ گرفته  است  و  سر  و  سامان  پیدا  کرده  است‌،  قوانین  و  مقرّرات  فقهی  خود  را،  و علوم  جهانی ‌و روانی  خود  را، ‌و سائر  چیزهائی  را  می‌سازند که  زندگی  عملی  و  واقعی  ایشان  بدانها  نیازمند  است‌...  آنها  را  می‌سازند،  در  حالی‌ که  در  اندرونهایشان  حرارت  عقیده  و  پویائی  عقیده‌،  و  تازگی  شریعت  و  واقعیّت  آن‌،  و  نیازمندیهای  زندگی  واقعی  و  رهنمونهای  آن  است‌.

این  برنامۀ  قرآنـی‌،  در  سـاختن  انسانهای  مسـلمان  و  زندگی  اسلامی  است‌...  امّا  پژوهشهای  نظری  به  خاطر  خود  پژوهشهای  نظری‌،  این  دانشی  است  که  انسانها  را  از  سنگینی  زمین  و  فشار  هوا  و  هوس  و گمراهسـازی  اهریمن‌،  مصون  و  محفوظ  نمی‌دارد،  و  به  زندگی  بشری  هیچ‌گونه  خیر  و  خوبی  تقدیم  نمی‌کند.[8]

روند  قرآنی  اندکی  می‌ایستد  تـا  پیروی  بر  آن  مـثل  برجسته  در  آن  صحنه  بزند،  مثل  کسی ‌که  یزدان  بدو  آیات  خود  را  داده  است  و  او  خویشتن  را  از  آن  آیـات  بیرون  کشیده  است‌.  پیروی ‌که  می‌زند  ایـن  است ‌که‌:  هدایت‌،  هـدایت  خدا  است  و  بس.  کسی  را که  خدا  هدایت  دهد  و  رهنمود کند،  او  واقعاً  راهیاب  و  راسترو  است‌،  و  کسی  را  که  خدا  گمراه  کند،  او  زیانمندی  است  که  اصلاً  سود  نمی‌برد:

(مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَنْ يُضْلِلْ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَ