ر  و مراسم  عبادت  چنان  که  باید،  دو  ابزار  و  وسیلۀ  اصلاح  هستند،  اصلاحی‌ که  خداوند  پاداش  آن  را  از  اصلاحگران  ضائع  نمی‌گرداند  و  هدر  نمی‌دهد.

زندگی  بطور کلّی  تباه  نمی‌شود،  مگر  با  ترک  دو طرف  این  برنامۀ  الهی‌...  ترک  چنگ  زدن  مجدّانه  به ‌کتاب  و  فرمانروا کردن  آن  در زندگی  مردمان‌،  و  ترک  عبادتی‌ که  دلها  بدان  اصلاح  و  روبراه  می‌گردند  و  قوانین  شریعت  را  پیاده  می‌کنند  بدون  این‌ که  با  نصوص  و  متون  آسمانی  حیله‌گری  و  نیرنگبازی ‌کنند،  همچون  کسـانی  از  اهل  کتاب ‌که  چنین  می‌کردند،  و  همچون ‌کسانی  از  پیروان  هر  کتاب  آسمانی‌ که  چنین  می‌کنند،  هر  زمان‌ که  دلها  برای  انجام  عبادت  سست  می‌گردند  و  سپس  از  ترس  و  هراس  از  خدا  نیز  سست  می‌شوند.

برنامۀ  اسلام  برنامۀ  کاملی  است‌.

برنامۀ  اسلام  برنامۀ ‌کاملی  است‌.  حکم  و  فرمان  را  بر اساس  و  پایۀ ‌کتاب  اجراء  می‌کند،  و  دل  را  بر اساس  و  پایۀ  عبادت  مستقرّ  می‌گرداند...  بدین  سبب  دلها  به  تمام  و کمال  با کتاب  همآوا  و  همراه  می‌گردند.  تعیين  لحاظ  دلها  اصلاح  می‌شوند،  و  زندگی  نیز  روبراه  می‏‎گردد.  این  برنامه،  برنامۀ  یزدان  است‌.  از  این  برنامه‌ کناره‌گیری  نمی‌کنند،  و  این  برنامه  را  با  برنامۀ  دیگری  عوض  نمی‌گردانند،  مگر کسانی ‌که  بدبختی  بر  آنان  نوشته  شده  باشد  و  عذاب  برای  ایشان  مقدّر گردیده  باشد.

*
در  پایان  حلقه‌های  زنجیرۀ  داستان  در  این  سوره‌،  بیان  می‌شود که  یزدان  جهان  چگونه  از  بنی‏اسرائیل  پـیمان  گرفته  است‌:
(وَإِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَظَنُّوا أَنَّهُ وَاقِعٌ بِهِمْ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ) (١٧١)

و  (‌نیز  به  خاطر  بنی‌اسرائئل  بیاور)  هنگامی  را  که  کوه  (‌طور)  را  بر  فراز  سر  آنان  نگاه  داشتیم‌.  آن  چنان  که  انگار  سایبانی  (‌یا  تکّه‌ای  ابر)  است‌،  و ايشان  گمان  بردند  که  بر  سرشان  فرومی‌افتد.  (‌در این  وقت  خوف  و هراس‌،  بدیشان  گفتیم‌:‌)  آنچه  را  (‌از  تورات‌)  به  شما  دادیم  محکم  برگیرید  و  در  عمل  بدان  کوشا  باشید  و  آنـچه  را  در  آن  است  بررسی  کـنید  و  در  مـدّ  نـظر  گیرید  تـا  پـرهیزگار  شوید  (‌و  خویشتن  را  با  مواظبت  احکـام  و  دسـتورهای  آن‌،  از  عذاب  بدور  دارید)‌.  

این  پیمان،  پیمان  فراموش  ناشدنی  است‌...  چه  در  جائی  گرفته  شده  است‌ که  فراموش  نمی‌گردد.  وقتی  این  پیمان  گرفته  شده  است‌ که ‌کوه  همچون  سایبانی  بالای  سرشان  ایستاده  است‌.  گمان  برده‌اند  که  کوه  بر  سرشان  فرو  مـی‌افـتد.  در  هـمان  روز  از  پذیرش  پـیمان  واپس  می‌کشیدند  و  سر  باز  می‌زدند.  این  پیمان  با  ایشان  در  پرتو  چنان  معجزۀ  نیرومند  و  خوفناکی  بسته  شد که  سزاوار  است  هرگز  از  یاد  ایشان  نرود  و  فراموش  نشود،  و  بعد  از  آن  پیمان‌شکنی  از  آنان  مشـاهده  نگردد.  در  پرتو  این  معجزۀ  نیرومند  بدیشان  دستور  داده  شد ‌که  پیمان  خود  را  با  توان  و  تلاش  هر  چه  بیشتر  مـراعات  دارند،  و  با  شدّت  و  قاطعیّت  بدان  چنگ  زنـند  و  آن  را  نپایند  و  بدان  عمل  نمایند،  و  سستی  و  خواری  نشـان  ندهند  و  از  پیمان  استوار  خویش  برنگردند،  و  چیزهائی  را  پیوسته  به  یاد  داشته  باشندکه  در  آن  پیمان  است‌،  تا  دلهایشان  تواضـع  پـیشه ‌کند  و  پرهیزگاری  ورزد،  و  همیشه  با  خدا  پـیوند  داشـته  باشد  و  او  را  فراموش  نکند.

ولی  منش  بنی‏اسرائیل  همان  منش  بنی‏اسرائیل  است‌!  آنان  پیمان  را  شکستند،  و  در  منجلاب  نافرمانی  و گناه  غوطه‌ور  شدند،  تا  بدانجا که  مستحقّ  خشم  خدا  و  نفرین  شـدند،  و  فـرمان  بدان  مبنی  بر  عذاب  ایشـان  صادر گردید.  این  امر  بعد  از  این  بود که  خدا  آنان  را  بر  مردمان  زمان  خودشان  ترجیح  و  ایشان  را  برگزیده  بود،  و  عطاهای  خود  را  بدیشان  ارزانی  فرموده  بود.  آنـان  شکر  نعمتهای  خدا  را  بجای  نـیاوردند،  و  پـیمان  را  مراعات  ننمودند،  و  عهد  خود  را  از  یاد  بردند...  و گرنه  خداوند  جـهان‌ کمترین  سـتمی  به  بندگان  خود  روا  نمی‌دارد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ‌نگا:  مائده/  ٢١‌...  سرزمین  مقدس  از  عريش  تا  فرات  را  در‌بردارد.  آنجا  را  سرز‌مین  پاک  از  آن  نظر  می‌گویند که  انبیاء  بیشماری  در  آن  مبعوث  شده‌اند  ،  از  لوث  بت‌پرستـی  زدو‌ده  شده  است‌.  (‌مترجم‌)
[2] در  اینجا  نصّی  نداریم ‌که  نسب  زلزله  را  بیان  دارد. امّا  در  زمینۀ  همین  موضوع  قصّه  در  سورۀ  بقره  آمده  است‌:(وَ اذ قُلتُمْ  یا مُوسی  لَنْ  نُؤمنَ لَکَ  حَتّی نَری ‌اللهَ  جَهرَة‌. فأخَذَتَکُمُ الصّاعِقةٌ وَ انْتُمْ  تنْظرُو‌ن‌.  ثُمْ  بَعَثْناكُمْ  مّنْ  بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلّكُمْ تَشْکُرُو‌نَ )‌.  (‌بقره‌/  55،  5٦)(‌به  یاد  آورید)  آن‌ گاه  را ‌که ‌گفتید:  ا‌ی  موسی‌!  هرگز  به ‌تو  ایمان  نخوا‌هیم  آو‌رد،‌ مگر آن ‌که  خدا  را  آشکار‌ا  ببینیم‌. پس  صاعقۀ  آسمانی  شما  را فراگرفت‌،  در حالی ‌که  میدیدید  (که  به  سبب  سرکشی  و  درخواست  ناروا،  به  چه  مصیبت  بزرگی  دچار  آمده‌اید)‌.  سپس  بعد  از  مرگ  (‌نفس  سرکش‌،‌)  شما  را  برانگیختیم  (‌و  بیداری  بخشیدیم‌)  تا  این ‌که  سپاسگزاری  کنید. از  رو‌ند قر‌آن  برمی‌آید كه  این  داستان‌،  همان  داستان  است‌‌،  و رخداد  دیگری  در  تاریخ  بنی‌اسرائیل  با موسی  نیست‌. (‌مؤلف‌) 
[3] مراجعه  شود  به  چیزی ‌که  در  جزء  هفتم  فی‌ ظلال  القرآن  راجع  بدین  امر گفته  شده‌ است‌،  هنگام‌ تفسیر این ‌فرمودۀ  خداوند  بزرگوار:  (‌وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ ‌الْغَیْب لایعْلَمُها  الّا  هَوَ )‌.
 [4]  واژۀ  (‌أمّة‌)  به  معنی ‌گروهی  از  مردمان  بکار  رفته  است‌،  مثل  این  فرمودۀ  خدا‌وند  بزرگوار:(وَ لَمّا  وَ‌َردَ  ماءَ  مَدْیَنَ  ‌وَجَدَ عَلَيْه أمّةً مِنَ ‌الْنّاسِ  یَسْقُونَ )‌.و  هنگامی‏‎ که  به  (‌چاه‌)  آب  مدین  رسيد،  مردمان  زیادی  را  دید که  بر  آن ‌گرد  آمده اند  و  چهارپایان  خود  را  سيراب  می‌كنند.  (‌قصص‌/  ٢٣)گاهی  هم  واژۀ  (‌أمّه‌)  در  معنی  رهبری  و  پیشوائی  بکار  می‌رو‌د.  همچو‌ن  این فرمودۀ  خداوند  بزرگوار:(انّ ابْراهیمَ ‌کانَ  اُ‌مّةً  قانتاً ‌لله  حَنیفاً)‌.ابراهیم  پیشوائی  بود  (‌جامع  همۀ  فضائل  اخلاقی‌) و مطيع  (‌فرمان  الهی‌) و حقّگرای  (‌بيزار  از  باطل و كناره گیر از  بدیها.  (‌نحل‌/  ١٢٠)(‌امّه‌)  در  ایـنجا  به  معنی ‌گـروه  واحدی  است‌...گرچه اینها  در مدلول  اصطلاحی  اسلامی  واژۀ  (‌امّة‌) ‌که  به ‌گرو‌هی  از  مردمان گفته  می‌شود که  دار‌ای  عقیدۀ  و‌احدی ‌و  جهان‌بینی  واحدی  باشند،  تأثیری  ندار‌د.  
 [5] ‌مراجعه  شود  به  مطالبی‌ کـه  دربارۀ  ایمان  به  آخرت  در  جزء  هفتم  فی ‌ظلال  القرآن  