ان  را  با  این  تاریخ  رویاروی  می‏‎گرداند  و  در  آن  ایشان  را  ملّتی  معرّفی  می‌کند که  نسلهای  پیاپی  یکدیگر  و  بسان  همدیگرند.  ایشان  را  به  یاد  نافرمانی  قدیم  و  بزهکاری  کهنشان  می‌اندازد،  و  مسخ  دسته‌ای  از  ایشان  را  در  دنیا  برای  آنان  روایت  می‌فرماید،  و بدیشان  همچنین  گوشزد  می‌نماید که  خدا  بر  همۀ  آنان  خواری  و  خشم  همیشگی  واجب  نموده  است‌...  مگر  بر کسانی‌ که  از  پیغمبر  امّی  و  درس  نخوان  متابعت‌ کرده  و  می‌کنند.  از  این  دسته‌،  غل  و  زنـجیر اسارت‌ و  زدگی  و جهالت  را  برمی‏دارد  و  می‌زداید.

یزدان  جهان  نام  آبادی ‌کنار  دریا  را  نیز  بیان  نمی‌فرماید.  چرا که  برای  مخاطبان  این  آیه  معلوم  و  معروف  بوده  است‌.  و  امّا  قـهرمانان  خود  ایـن  واقعه‌،  گروهی  از  بنی‏اسرائیل  بودند که  در  یک  شـهر  سـاحلی  زندگی  می‌کردند...  بنی‏اسرائیل  از  موسی  عليه السّلام  خواستند  یک  روز  را  برایشان  روز  استراحت‌ کند  تا  آن  را  روز  عید  برای  عبادت  گـردانـند،  و  در  آن  به  کـارهای  زندگی  نپردازند.  موسی  روز  شنبه  را  برای  آنان  تعیين ‌کرد...  آزمایش  ایشان  هم  برای  این  بود که  یزدان  جهان  ایشان  را  تربیت‌ کند،  و  بدانان  بیاموزد  چگونه  ارادۀ  ایشان  تقویت  پیدا  می‌کند  و  در  برابر  چیزهای  فریبنده  و  در  مقابل  آزها  پایداری  و  ایستادگی  می‌نماید،  و  بدیشان  

می‌آموزد  هنگام  رویاروئی  با  چنین  چيزهای  فریبنده  و  آزها  چگونه  به  وظایف  خود  عـمل‌ کنند  و  پـیمانهای  خویش  را نگاه  دارند  و  بپایند...  ایـن  امتحان  برای  بنی‏اسرائیل  لازم  و  ضروری  بود،  آن‌ کسـانی‌ که  شخصیّتها  و  هویّتهایشان  و  سـرشتها  و  طبعهایشان  به  سبب  خواری  و  پستی‌ای‌ که  مـدّتهای  طولانی  در  آن  زیسته  و  لولیده  بودند،  متزلزل ‌گشته  و  از  هم  پـاشیده  بود.  قطعاً‌ باید  اراده  پس  از  خواری  و  بندگی  آزاد گردد،  تا  به  پایداری  و  ایستادگی  عادت  کند.  گذشته  از  اینان‌،  آزادی  و  پـایداری  و  ایستادگی  برای  همۀ  کسـانی  ضروری  و  لازم  است‌ که  مسؤولیت  دعوت  را  برعهده  می‏‎گیرند،  و  برای  حمل  امانت  خلافت  در  زمین  تربیت  می‌شوند  و  عهده‌دار  جملگی  امـانت  خلافت  در  زمـین  می‌گردند...  امـتحان  اراده  و  چیره  شد‌ن  بر  فریبائی  چیزهای  فریبنده  و گول  چیزهای ‌گول‌زننده‌،  نخستین  آزمایشی  بود که  پیش  از  هر کسی  آدم  و  حواء  بد‌ان  آزموده  شده  بودند.  امّا  آدم  و  حواء  در  برابر  آن  پایدار  و  استوار  نماندند  و  به  فریب  و گول  اهریمن  برای  خوردن  از  میوۀ  درخت  جاودانگی‌،  و  بهره‏مندی  از  مـلک  و  مملکتی ‌که ‌کهنه  نمی‌شود  و  زوال  نمی‌پذیرد، ‌گوش  فرا  دادند!  پس  از  آن  دو،  این  ا‌متحان  آزمونی ‌گردید که  هر  گروهی  باید  در  آن  شرکت  و  بدان  آزموده  شوند،  پیش  از  آن ‌که  خدا  اجازه  فرماید  امـانت  خلافت  در  زمین  بدیشان  واگذار گردد...  تنها  شکل  و  شیوۀ  امتحان  متغيّر  و  مختلف  است‌،  ولی  محتوی  و  مضمون  تغییر  نمی‌پذیرد  و  اختلاف  حاصل  نمی‌کند.

دسته‌ای  از  بنی‏اسرائیل  این  بار  در  برابر  امتحانی‌ که  یزدان  برایشان  مقرّر  فرموده  بود  به  سـبب ‌گناهان  و  انحرافاتی‌ که  قبل  از  آن  داشتند،  پایدار  و  برقرار  نماندند  و  تاب  ایستادگی  نیاوردند...  مـاهیها  در  روز  شنبه  در  ساحل  جلو  چشمانشان  پیدا  و جلوه‌گر  می‌آمدند.  خیلی  بدیشان  نـزدیک  مـی‌شدند  و  در  دسـترسشان  قرار  می‌گرفتند.  سهل  و  سـاده  شکار  مـی‌شدند.  به  سبب  حرمت  روز شنبه ‌که  خودشان  آن  را  خواسته  بو‌دند  و  بر  خویشتن‌ گرفته  بودند،  ماهیها  از  دستشان  مـی‌رفتند  و  می‌گریختند.  هنگامی که  شنبه  سپری  می‌شد  و  روزهای  حلال  و  آزاد  بودن  شکار  ماهیها  فرا  می‌رسید،  ماهیها  را  نزدیک  و نمایان  نمی‌یافتند،  بدانگونه  که  در  روزهای  حرام  و  قدغن  بودن  آنها  را  می‌دیدند  و  می‌یافتند!  ایـن  چیزی  است‌ که  به  فرستادۀ  خدا صلّی الله عليه وآله وسلّم دسـتور  داده  می‌شود آن  را  بدیشان  تذکّر  دهـد  و  برایشان  یادآور  شود،  و  بدیشان‌ گوشزد کند که  چه ‌کار کردند  و  چه  چیز  دیدند  و  نتیجه  چه  شد:

(وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لا يَسْبِتُونَ لا تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ) (١٦٣)

از  آنان  دربارۀ  (‌سرگذشت  اهـالی‌)  شهر  (‌ایـله‌)  که  در  ساحل  دریا  بود  بپرس‌.  (‌به  یاد  بیاورند)  هنگامی  را  که  آنان  (‌در  روز  شنبه  از  حدود  و  مقرّرات  خدا)  تجاوز  می‌کردند.  همان  هنگام  که  مـاهیهایشان  روز  شنبه  بـه  سویشان  می‌آمدند  (‌روی  آب‌)  و  خودنمائی  مـی‌کردند،  امّا  در  غیر  روز  شنبه  به  سویشان  نمی‌آمدند  (‌و  این  هم  آزمایشی  از  سوی  خدا  بود)‌.  بـه  همین  مـنوال  آنـان  را  پیوسته  به  سبب  فسق  و  فجور  دائمی  و  مستمرشان  (‌با  آزمونهای  گوناگون‌)  می‌آزمودیم  (‌تـا  نیکوکاران  پـاک  سیرت  از  بدکاران  بدطینت  جدا  و  مشخّص  شوند)‌.و  امّا  این‌ کار  برای  ایشـان  چگونه  رخ  داده  است‌،  و  چگونه  ماهیها  با  ایشان  بدین  نحو گفتگو  می‌کردند،  و  چگونه  با  آنان  مانور  می‌رفتند  و  ایشـان  را  دست  می‌انداختند،  این  چیز  معجزه‌ای  است ‌که  با  اجازۀ  خدا  هر  وقت  او  بخواهد  روی  می‌دهد...کسانی‌ که  نادانند  منکر  این  هستند که  مشیّت  خدا  جز  برابر  چیزهائی  جاری  و  ساری‌ گردد که  آنها  را  (‌قوانین  طبیعت)  می‌نامند!  امّا  کار  در  جهان‌بینی  اسلامی  و  در  واقعیّت  جهان‌،  بدين  نحو  و  بر  این  روال  نیست‌...  این  خداوند  سبحان  است  که  این  جهان  را  آفریده  است‌،  و قوانـینی  را  در آن  به  ودیعت  نهاده  است‌ که  جهان  برابر آن  قوانین  با  مشـیّت  آزاد  یزدان  حرکت  می‌کند  و  می‌چرخد.  این  مشیّت  هـم  زندانی  چنین  قوانینی  نیست  تا  نتواند  جز  در  پـرتو  آن  قوانین  جاری  و  ساری  بگردد...  مشـیّت  یـزدان  پس  از  این  قوانین  آزاد  ماند،  همان‌گونه ‌که  پیش  از  این  قوانین  آزاد  بود...  این  چیزی  است  که  نـادانـان  از  آن  بی‏خبر  می‌مانند...  وقتی‌ که  حکمت  یزدان  و  مرحمت  او  در  حقّ  بندگان  مخلوق  خود،  مقتضی  ثبات  و  خواهان  دوام  این  قوانین  بوده  است‌،  معنی  این  سخن  این  نیست ‌که  مشیّت  خدا مقیّد گردد  و  در  داخل  دائرۀ  این  قوانـین  محبوس  شود...  هر  زمان  حکمت  یزدان  مقتضی  انجام  پـذیرفتن  کاری  از کارها  بوده‌ که  با  این  قوانین  ثابت  مخالف  باشد،  مشیّت  ایزد  دادار  آزادانه  این  کار  را  به  انجام  می‌رساند.  گذشته  از  این‌،  این  قوانین  ثابت  هم  هر  بار كه  روی  می‌دهد،  در  همین  یک  بار  نیز  با  قضا  و  قدر  ویژۀ  یزدان  انجام  می‌پذیرد.  این  قوانین  جریا