 و  جایگاه  رحمت  خود  را  نیز  معرّفی  مـی‌فرماید...  دیگر  عذری  برای  پیروان  سائر  ادیان  پـیشین‌،  پس  از  این  آگاهی  د‌یرین‌،  با  خبری  اطمینان‌بخش  و  یقینی‌،  جای  نمی‌ماند.

این  خبر  یـقینی ‌که  از  سوی  خـداوند  جـهانیان  به  موسی  عليه السّلام  داده  می‌شود،  بدان‌گاه ‌که  او  و  هفتاد  نفر  از  قـوم  او  در  مـیعادگاه  خـداونـد  هستند،  اندازۀ ‌گناه  بنی‏اسرائیل  در  آینده  را  می‌نمایاند  و  نشان  می‌دهد که  چه  عملکرد  و  رفتاری  با  این  پیغمبر  امّی  و  با  دینی‌ که  با  خود  به  ارمغان  می‌آورد  خواهند  داشت‌.  ضمناً تخفیف  مشکلات  و  رفع  دشواریـهای  تکالیف  و  وظائفی  را  دربردارد  که  برعهده  داشتند،  گذشته  از  این‌ که  در  آن  مژدۀ  رستگاری  مؤمنان  است‌.

این ‌گناه  پلشت  را  از  روی  علم  و  آگاهی  و  با  وجود  دلیل  و  برهان  بر  صحّت  آئین  واپسین  مرتکب  خواهند  شد!  گناهی‌ که  از  هیچ‌گونه  پویش  و کوششی  در  آن ‌کوتاهی  نخواهند  کرد...  تاریخ  چنین  نگاشته  است‌ که  بنی‏اسرائیل  پست‌ترین  مردمانی  بو‌ده‌اند که  رویاروی  این  پیغمبر  و  مقابل  دینی  ایستاده‌اند که  با  خود  به  ارمـغان  آورده  است‌...  در  این  پیکار  پست‌،  یهودیان  در  مرتبۀ  نخست‌،  و  مسیحیان  در  مرتبۀ  دوم  بوده‌اند.  جنگی  را که  با  ایـن  پیغمبر  و  آئین  او  و  پیروان  دیـن  او  آغازیدند،  جنگ  زشت  و  نیرنگبازانه  و  پست  و  سختی  بود.  آنان  بر  این  جنگ ‌کثیف  ناجوانمردانه  پافشاری  داشته‌اند  و  آن  را  پیشۀ  همیشگی  خود کـرده‌اند‌،  و  هـمیشه  هـم  بر  آن  پافشاری  می‌کنند  و  پیشۀ  پیوستۀ  خویش  می‌دانند.

کسی ‌که  مراجعه ‌کند  تنها  به  چیزهائی ‌که  قرآن  مجید  دربارۀ  جنگ  اهل ‌کتاب  با  اسلام  و  مسلمانان  - ‌بخشی  از  آن  قبلاً  در  سوره‌های  بقره  و  آل‌عمران  و  مـائده  بیان  گردیده  است  -  پی  خواهد  برد که  اهل‌ کتاب  با کینه‌توزی  پستی‌،  پیکار  دور  و  درازی  را  با  اسلام  و  مسلمانان  به  راه  انداخته‌اند  و  مدّتهای  مدیدی  به  رزم  و  نبرد  نشسته‌اند  و  آتش  جنگ  را  مشتعل  نگاه  داشته‌اند!

گذشته  از  این‌،  کسی ‌که  به  تاریخ  مراجعه  کند،  متوجّه  خواهد  شد  از  آن  روزی‌ که  اسلام  در  مدینه  ظهور کرده  است  تا  به  امروز،  اهل‌ کتاب  پافشارانه  در   برابر  این  آئین  ایستاده‌اند  و  در  جلوگیری  از  پـخش  آن  به  جان  کوشیده‌اند  و  برای  محو  و  نابودی  اسلام  از  صحنۀ  هستی‌،  از  هیچ‌گونه  تلاشی  دریغ  نورزیده‌اند!

صهیونیسم  و  صلیبیگری  در  روزگا‌ر  معاصر،  انواع  جنگها  و  اقسام  نیرنگها  را  به کار گرفته‌اند‌،  جنگها  و  نیرنگهائی‌ که  چندین  برابر  جنگها  و  نیرنگهائی  است ‌که  در  طول  قرنهای  گذشته  به ‌کار گرفته‌اند...  مخصوصاً  در  این  زمان  درصدد  نابودی  این  آئین  بطور کلّی  هستند،  و  گـمان  می‏‎برند  با  ایـن  آئین  به  پیکار  نهانی  سرنوشت‌سازی  درافتاده‌اند  و  آن  را  از  بنیاد  برمی‌کنند...  بدین  سبب  همۀ  شیوه‌هائی  را  به ‌کار  مـی‌گیرند که  در  مدّت  قرون‌ گذشته  آنها  را  آزموده‌انـد،  یـا  به  تازگی  بدانها  دست  یافته‌اند  و  آشنا  گشته‌اند.

این‌،  در  وقتی  است ‌که  برخی  از کسانی ‌که  خویشتن  را  به  اسلام  نسبت  مـی‌دهند،  ساده‌لوحانه  و  سـبکسرانه  مسلمانان  را  به  همکاری  با  پیروان  سـائر  ادیـان  برای  مبارزه  با  مادیگرایان  و  بی‌دینان‌،  و  جلوگیری  از  مادیگرائی  و  بی‌دینی  دعوت  مـی‌کنند!  مسلمانان  را  دعوت  به  تعاون  و  همیاری  با  پیروان  سائر  ادیان  می‌نمایند،  پیروانی‌ که  در  همه  جا  مسلمانان  را  سر  ببرند،  و  در  اندلس  بر  مسـلمانان  مـی‌تازند،  از  راه  دستگاه‌ها  و  سازمانهای  مستقیم  و  بلاواسطه  خود  در  مسـتعمره‌های  آسیا  و  آفـریقا،  و  یا  از  راه  اوضاع  و  احوالی که  آنـها  را  پدید  می‌آورند  و  بر  سـر کار  می‌آورند،  و  در کشورهای  (‌مستقلّ‌!)  پابرجا  و  برقرار  می دارند  تا  عقائد  و  مکاتب  علمگرا  را  جایگزین  اسلام  کنند،  عقائد  و  مکاتبی  که  (‌غیبگرائی‌)  را  نمی‌پذیرند  چون  خودشان  را  (علمگر‌ا)  می‌دانند،  و  یـا  از  راه  (تحوّل‌)  و  ترقّی  اخلاق‌!  اخلاق  به‌ گونه‌ای  تحوّل  پیدا  کند که  به  اخلاق  چهارپایان  تبدیل‌ گردد،  چهارپایانی‌ که  یکـی  بر  دیگـری  (‌آزادانه‌)  می‌پرد  و  می‌جهد  و  (‌مترقّیانه‌)  سوار  می‌شود.  فقه  اسلامی  را  نـیز گرفتار  همین  موضوع  علمگرائی  و  دگرگونی  مـی‌کنند  و  برای  این‌ کار  سمینارها  و کنگره‌های  خاورشناسان  را  تشکیل  می‌دهند،  تا  فقه  اسلامی  را  متحوّل  و  پیشرفته  سازند  و  بدین ‌وسیله  ربا  و  آمـیزش  جنسی  و  سائر  محرّمات  اسلامی  حلال‌ گردد!!!

این‌،  پیکار  وحشیانه  و  درّنده‌خویانه‌ای  است ‌که  اهل  کتاب  با  ایـن  آئـین  می‌آغازند  و  سـخت  بدان  فرو   می‌روند،  آئینی ‌که  به  آن  و  به  پیغمبر  آن  در  روزگاران  پیشین  از  دیرباز  مژده  داده  شده‌اند.  ولی  آنان  این ‌گونه  پست  و  ناپاک  و کینه‌توزانه  به  پـیشواز  آن  رفتند  و  پذیرۀ  آن  شدند!

*
پیش  از  این ‌که  روند  قرآنی  به  سوی  صحنۀ  تازه‌ا‌ی  از  صحنه‌های  داسـتان  رود،  در کنار  ایـن  تبلیغ  زودرس  می‌ایستد.  پیغمبر  امّی عليه السّلام  ‌را  مخاطب  قرار  می ‌دهد  و  بدو  دستور  می‌دهد که  دعوت  را  به  همۀ  مردمان  اعلان  کند،  تا  وعدۀ  قدیم  خدا  تصدیق ‌گردد:

(قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ) (١٥٨)

 (‌ای  پیغمبر!  به  مردم‌)  بگو:  من  فرستادۀ  خدا  بـه  سوی  جملگی  شما  (‌اعم  از  عرب  و  عجم  و سیاه  و  سفید  و  زرد  و  سرخ‌)  هستم‌.  خدائی  که  آسمانها  و  زمین  از  آن  او  است‌.  جز  او  معبودی  نیست‌.  او  است  کـه  مـی‌میرانـد  و  زنـده  می‏‎گرداند.  پس  ایـمان  بــیاورید  بـه  خدا  و  فرستاده‌اش‌،  آن  پیغمبر  درس  نخوانده‌ای  که  ایمان  بـه  خدا  و  به  سخنهایش  دارد.  از  او  پیروی  کنید  تا  هـدایت  یابید.

این  رسالت‌،  واپسین  رسالت  ا‌ست‌.  رسالت  فراگیری  است ‌که  به  قومی  یا  زمینی  و  یا  نسلی  اختصاص  ندارد...  رسالتهای  پیشین،  رسالتهای  محلّی  و  قومی  و  محدود  به  دوره‌ای  از  زمان  بودند  - ‌فاصلۀ  زمانی  دو  پیغمبر  -‌ و  انسـانها  در  پرتو  هدایت  چنین  رسالتهائی‌ گامهای  محدودی  به  جلو  برمی‌داشتند  تا  برای  رسالت  واپسـین  آمادگی  پیدا کنند.  هر  رسالتی  در  شریعت‌،  سخنانی  و  تعدیلهائی  داشت که  مـناسب  با  پیشرفت  تـدریجی  انسانها  بود.  تا  واپسین  رسالت  شرف  نزول  پیدا کرد،  با  اصول ‌کاملی ‌که  دارد،  و  با  فروع  متجدّد  و  قابل  ت