ی ، چرا كه تو بهترين آمرزندگانی.و برای ما در اين دنيا و ان دنيا (زندگی) نيكی مقرّر دار (كه سروری و توفيق طاعت در اين سرای ، وسعادت ناشی از رضايت و عنايت تو درآن سرای است) چرا كه ما (توبه نموده ايم و) به سوی تو بازگشت كرده ايم. (خدا بدو) گفت : عذاب خود را به هر كس كه (گناه كند و توبه نكند و خود ) بخواهم می رسانم، و رحمت من هم همه چيز را دربرگرفته و(در اين سرای شامل كافر و مؤمن می گردد ، امّا در آن سرای) آن را برای كسانی مقرّر خواهم داشت كه پرهيزگاری كنند و زكات بدهند و به آيات (كتابهای آسمانی و نشانه های گستردۀ جهانی) ايمان بياورند.(به ويژه رحمت خود را اختصاص می دهم به) كسانی كه پيروی می كنند از فرستادۀ (خدا محمّد مصطفی) پيغمبر امّی كه ( خواندن و نوشتن نمی داند و وصف او را) در تورات و انجيل نگاشته می يابند. او آنان را به كار نيك دستور می دهد و از كار زشت بازمی دارد، و پاكيزه ها را برايشان حلال می نمايد و ناپاكيها را بر آنان حرام می سازد و فرو می اندازدو بند و زنجير(احكام طاقت فرسائی همچون قطع مكان نجاست به منظور طهارت، و خودكشی به عنوان توبه) را از(دست و پاوگردن) ايشان به در می آورد( و غل استعمار و استثمارشان می رهاند). پس كسانی كه به او ايمان بياورند و از او حمايت كنند و وی را ياری دهند، و از نوری پيروی كنند كه (قرآن نام است و همسان نور مايۀ هدايت مردمان است و) به همراه او نازل شده است، بيگمان آنان رستگارند.

روايتها دربارۀ سبب اين وعده و ميعاد مختلف است. چه بسا برای اعلان توبه، و درخواست آمرزش كارهائی باشد كه از بنی اسرائيل سر زده است، از جمله : كفر و فسق و فجور. در سورۀ بقره آمده است : تاوانی كه بر بنی اسرائيل واجب گرديده، اين بوده است كه برخی بعضی را از خود بكشند. بدين معنی كه مطيع آنان سركش ايشان را بكشد. اين كار را كردند تا فرمان يزدان در رسيد كه از اين كار دست بكشند و كفّارۀ  ایشـان  را  پـذیرفت‌.  این  هفتاد  نـفر  از  پـیرمردا‌ن  و  برگزیدگان  نیک  آنان  بودند.  یا  به  عبارت  دیگر:  چکیدۀ  ایشان  و  نمایندگان  آنان  بودند.  چه  عبارت  قرآنی  ایـن  چنین  است‌:

(وَاخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلا... لِمِيقَاتِنَا). 

و  موسی  هفتاد  مرد  را  از  میان  قوم  خود  (‌به  نمایندگی  از  سوی  آنان‌)  برای  میعادگاه  ما  برگزید  (‌و  ایشان  را  بـه  کوه  طور  برد)‌.

اینان  را  برگزید  و  به  جای  همگان  انتخاب ‌کرد.

امّا  با  این  وجود،  از  این  برگزیدگان  چه‌ کاری  رخ  داد؟  زلزله‌ای  ایشان  را  درگرفت‌،  و  آنان  بیهوش  افتادند.  چرا  که  -  همان‌گونه ‌که  در  سورۀ  دیگـری  آمـده  است  -  از  موسی  خواستند  خدا  را  آشکارا  ببینند  تـا  چیزهائی  را  باور  دارند که  با  خود  در  الواح  آورده  است  و  به  فرائض  و  واجبات  داخل  آن  ایمان  بیاورند[2]‌... 

 این  حادثه  گواه  بر  سرشت  بنی‌ا‌سرا‌ئیل  ا‌ست‌،  سرشتی‌ که  خوبان  و  بدا‌ن  ایشان  را  دربرمیگیرد،  و  خوبان  با  بدان  در  این  سرشت  تفاوت  چندانی  ندارند.  شگفت‌انگیزتر  آن ‌که  آنان  چنین  درخواستی  را  می‌نمایند  بدان  گاه ‌که  در  جایگاه  توبه  و  استغفارند!

امّا  موسی عليه السّلام  رو  به  خداوندگار  خود کرد  و  بدو  متوسّل  شد  و  درخواست  آمرزش  و  مهربانی  نمود،  و کرنش  و  فروتنی  خویش  را  اعلان  داشت  و  به  قدرت  یـزدان  اعتراف  و  اقرار کرد:

(فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَإِيَّايَ ).

هنگامی  که  زمین  لرزه  آنان  را  فرا  گرفت،  مـوسی  گفت‌:  پروردگارا  اگر  می‌خواسـتی  می‌توانسـتی  آنـان  و  مـرا  پیش  از  این  نیز  هلاک  کنی  (‌تا  بنی‌اسرائیل  هلاک  آنان  را  خود  می‌دیدند)‌.

این‌،  تسلیم  مطلق  است  در  برابر  قدرت  مطلق  درگذشته  و  حال  و  آینده‌.  موسی  این  چنین  تسلیمی  را  دیباچۀ  دعا  و  زاری  خود  در  پیشگاه  پروردگار  خویش  می‌گرداند،  و  در  دعا  و  زاریش  از  خداوندگارش  عاجزانه  درخواست  می‌کند که  خشم  خود  را  از  قوم  او  فروگیرد،  و  بلای  خویشتن  را  از  ایشان  بگرداند،  و  در  برابر کار  نادانان  و  بی‏‏‏خردان  آنان‌،  ایشان  را  هلاک  و  نابود  نفرماید:

(أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ ).

آیا  ما  را  به  سبب  کاری  که  بی‌خردان  ما  کرده‌اند  هـلاک  می‌سازی‌؟  (‌خداوندا!  ما  را  به  گناه  آنان  مگیر)‌.

درخواست  لطف  و کـرم  با  سـاختار  ا‌ستفهامی  انجام  پذیرفته  است  تا  بیانگر  این  باشد که  دور  از  رحمت  و  مهر  یزدان  است ‌که  ایشان  را  به ‌کردار  بی‏‏‏خردان  بگیرد  و  آنان  را  هلاک  و  نابود  گرداند.  یعنی‌:  خداوندا!  دور  از  رحمت  تو  است ‌که  ما  را  به ‌کردار  بی‏‏‏خردان  ما  بگیری  و  نیست  و  نابودمان  فرمائی‌.

(إِنْ هِيَ إِلا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَنْ تَشَاءُ وَتَهْدِي مَنْ تَشَاءُ ).

این  (‌درخواست  نابجای  رؤیت‌،  یا  وقوع  زلزله‌،  یـا  کار  گوساله‌پرستی‌)  جز  آزمایش  تو  چیز  دیگری  نیست  كه  به  سبب  آن  (‌برابر  قوانین  و  سنن  یزدان  و  گسترده  در  پهنۀ  جهان‌)  هر  کس  را  بخواهی  (‌و  مستحقّ  بدانی‌)  گمراه  می‌سازی‌،  و  هر  کس  را  بخواهی  (‌و  شایسته  بدانی‌)  هدایت  می‌کنی‌..

موسی‌ عليه السّلام برداشت  خود  از  سرشت  چیزی  را  اعلان  می‌دارد که  روی  می‌دهد.  شناخت  او  این  است‌ که  چنین رخدادی  بلا  و  آزمايش  است.  موسی  از  مشيّت  وخواست  خدای  خود  و  از  رفـتار  و کردار  او،  همچون  بیخبران  بی‏خبر  نیست‌...  این  حال  و  وضع  موجود  در  هر  مصیبت  و  بلائی  است‌:  خدا  با  رخداد  مصیبت  و  بلا  کسانی  را  هدایت  می‌دهد  و  رهنمود  می‌کند که  سرشت  ایـن  مصیبت  و  بلا  را  درک  و  فهم  می‌نمایند  و  برداشتشان  از  آن  چنین  است‌ که  مصیبت  و  بلا  آزمایشی  از  سوی  خدای  ایشان  است  و  بیدار  و  آگاه  باید  ایـن  آزمایش  را  بدهند  و  از  آن  سربلند  و  موفّق  به ‌در آیند.  و  خدا  با  رخداد  مصیبت  و  بلا کسانی  را گمراه  می‌سازد که  این  حقیقت  را  درک  و  فهم  نمی‌کنند  و  غافل  و  ناآگاه  در  آزمایش  الهی  شرکت  می‌کنند  و  سرگشته  و  ویلان  از  آن  بیرون  می‌آیند...  موسی  عليه السّلام  این  اصل  را  پیش  درآمـد  طلب  مـدد  و  یـاری  از  خداونـد  باری  تـعالی  برای  رستگاری  از  بلا  می‌کند:

(أَنْتَ وَلِيُّنَا). تو  سرپرست  ما  هستی‌.

پس  یاری  و  مددکاری  خود  را  به  ما  ببخش  تا  در  سایۀ  آن  از  بلای  تو  رهائی  یابیم،  و  به  آمرزش  و  مهربانی  تو  دست  یابیم‌:

(فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ) (١٥٥)

پس  بر ما  ببخشای  و  به  مـا  رحـم  فرمای‌،  چرا  کـه  تو  بهترین  آمرزندگانی‌.

(وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ ).

و  برای  مـا  در  ایـن  دنـیا  (‌زنـدگی‌)  نـیکی  مـقرّر  دار  (‌کـه  سروری  و  توفیق  طاعت  در  این  سرای‌،  و  سعادت  ناشی  از  رضایت  