دروغهائی  به  هم  بافند،  ایشان  را  این  چنین  جزا  و  سزا  می‌دهیم‌.

ایـن  است  جـزا  و  سـزای  تـهمت  و بهتان ‌زنندگان  و  ناروا گویندگان  و  دروغ  به  هم  بافندگان‌،  و  تـا  روز  باز پسین  چنین  خواهد  بود...  این‌ کیفری  است ‌که  هر  وقت ‌گناه  افتراء  بر  خدا  تکرار گردد،  آن  نیز  تکرار  می‌گردد،  بزهکار  مفتری  چه  از  میان  بنی‏اسرائیل  باشد،  و  خواه  از  میان  غیر  بنی‌اسرائیل‌. 

وعدۀ  یزدان  درست  است  و  قطعاً‌ روی  می‌دهد.  یـزدان  خشم  و  خواری  بهره  کسانی  کرداند که ‌گوساله ‌پرستی  کردند.  واپسین  چیزی  را که  نصیب  ایشان‌ کرد  این  بود:  تا  روز  باز پسین‌ کسانی  را  بر  آنان  می‌گمارد که  بدترین  عذاب  را  بر  سرشان  بیاورند.  اگر  در  دوره‌ای  از  ادوار  تاریخ  چنین  به  نظر  آید که  در  زمین  طغیان  و  قلدری  می‌کنند،  و  با  نفوذی ‌که  دارند  بر  نمایندگان  سازمان  ملل  آقائی  می‌نمایند  -‌یا  هـان ‌گو‌نه ‌که  در  تلمود  یا  (‌جوییم‌)  راجع  بدیشان  می‌گویند  -‌آنان  سلطه  و  قدرت  مالی‌،  و  سلطه  و  قدرت  ایستگاهها  و  دستگاه‌های  خبر رسانی  و  فـرستنده‌های  رادیــوئی  و  تـلویزیونی  را  به  دست  می‌گیرند،  و  اوضاع  و  احوال  و  رژیمهای  حاکمه  را  تعیین  و  بر  مسند  قدرت  می‌نشانند  و  آنچه  را که  بخواهند  چنین  کار گزاران  مزدوری  انجام  می‌دهند،  و  آنان     برخی  از  بندگان  خدا  را  بر  خاک  مذلّت  می‌نشانند،  و  ایشان  را  خوار  می‌گردانند،  و  وحشـیانه  از  خانه  و کاشانه  و  سرزمین  خود  بیرون  می‌رانند،  و  دولتهای ‌گمراه‌،  ایشان  را  پشتيبانی  و  تأیید  می‌کنند،  و  چیزهای  دیگری‌ که  ما  در  این  زمان  می‏‎بینیم،  اینها  هیچ‌ کدام  وعید  و  تهدید  خدا  نسبت  بدیشان  را  نقض  نمی‌کند،  و  خلاف  چیزی  نیست  که  یزدان  بر  آنان ‌گمارده  است  و  واجب  و  حتمی ‌گردانده  است‌...  آنان  با  این  صفاتی  که  دارند،  و  با  این ‌کارهائی  که  می‌کنند،  در  دلهای  انسانها  انتقام  پدیدار  و  انباشته  می‌دارنـد،  و  اندوخته‌ای  را  آماده  می‌سازند که  با  کینه‌ توزی  و  خشم‌،  ایشان  را  تار  و  مار  می‌گرداند...  آنان  اگر  در  سرزمین  فلسطین  مثلاً  بر  مردم ‌گردن‌ کلفتی  و  گردن‌ افرازی  می‌کنند  و  سینه‌ها  را  جلو  می‌دهند،  بدان  خاطر  است‌ که  مردمان  آئینی  برایشان  نـمانده  است‌!  و  مسلمان  نمانده‌اند)  مردمان  زیر  پرچمهای  ملّی‌گرائی  و  نژاد گرانی  گرد  می‌آیند  و  پراکنده  می‌گردند.  ایشان  زیر  پرچم  عقیدۀ  اسلامی  جمع  نمی‌شوند  وگر‌د  نـمی‌آیند!  آنان  بدین  سبب  است‌ که  نا امید  و  سست  می‌گردند  و  شکست  مـی‌خورند  و  چیره  و  پـیروز  نمی‌شوند،  و  اسرائیل  ایشـان  را  می‌خورد!  امّا  ایـن  حـال  بر  دوام  نـمی‌ماند!  ایـن‌،  دورۀ  غفلت  از  یگانه  سلاح  است‌.  بیخبری  از  یگانه  برنامه  است‌.  فراموشی  یگانه  پرچم  است‌.  اسلحه  و  برنامه  و  پرچمی‌ که  هزار  سال  در  پرتو  آنها  چیره  و  پیروز  شدند  و  با  آنها  دیگر  باره  چیره  و  پیروز  می‌گردند.  و  با  اسلحه  و  برنامه  و  پرچمی  جز  اینها  مغلوب  مـی‌کردند  و  شکست  می‌خورند!  ایـن  دورۀ  بیهوشی  است  با  تأثیر  سمّهائی ‌که  یهود یگری  و  صلیبیگری  به  تن  ملّت  (‌اسلامی‌)  تزریق‌ کرده‌اند،  و  آن  را  با  اوضاع  و  احوال  و  رژیمهائی ‌که  در  سـرزمینهای  (‌اسـلامی‌)  به ‌وجود  آورده‌انـد  و  بر  سر  پـای  نگاه  داشـته‌انـد،  نگهبانی  و  محافظت  می‌کنند...  و لیکن  هیچ ‌یک  از  اینها  بر  پـای  و  جـای  نمی‌ماند  و  دوام  نمی‌آورد...  زمان  بیداری  و  هوشیاری  فرا  خواهد  رسید  و  مسلمانان  از  بیهوشی  به ‌در  خواهند  آمـد...  فـرزندان  مسلمانان  به  سوی  اسلحۀ  پـیشینیان  مسلمان  خود  بر خواهند  گشت‌...  کسی  چه  می‌داند،  چه  بسا  همۀ  انسانها  روزی  و  روزگاری  بیدار  و  هوشیار گشتند  و  بر  ضد  طغیان  و  قلدری  یهودیان  شوریدند  تـا  وعـید  و  تهدید  یزدان  در  حقّ  آنان  پیاده ‌گردد  و  تحقّق  پیداکند،  و  ایشان  را  به  همان  خواری  و  مذلّتی  برگرداند که  یزدان  بر  آنان  واجب  و  حتمی  فرموده  است‌...  تازه  اگر  هم  انسانها  همه  بیدار  و  هوشیار  نشوند  فرزندان  مسلــانان  بیدار  و  هوشیار  خواهند  گشت‌...  بدین ‌کار  یقین  و  اطمینان  داریم  و  بر  این  عقیده  و  باوریم‌.

*
روند  قرآن  با  داستان  پیش  می‌رود،  و ناگهان  خود  را  در  برابر  صحنۀ  دوازدهم  می‌یابیم‌،  صحنۀ  تازه‌ای  که  موسی  با  هفتاد  نفر  از  قوم  برگزیده  خویش  به  ملاقات  یزدان جهان  می روند :

(وَاخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلا لِمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَإِيَّايَ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا إِنْ هِيَ إِلا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَنْ تَشَاءُ وَتَهْدِي مَنْ تَشَاءُ أَنْتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ (١٥٥)وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ (١٥٦)الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأغْلالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (١٥٧)

( سپس  خداوند  به موسی دستور  داد برای معذرت خواهی و توبه از  كردار گوساله پرستان  قوم ، همراه  گروهی از بنی اسرائيل  به ميعادگاه او  بيايند) و موسی هفتاد  مرد  را از ميان قوم  خود ( به نمايندگی از سوی آنان) برای ميعادگاه ما برگزيد ( وايشان را به كوه طور برد. در آنجا زمين لرزه ای درگرفت ). هنگامی كه زمين لرزه آنان را فراگرفت، موسی گفت : پروردگارا اگر می خواستی می توانستی آنان و مرا پيش از اين نيز هلاك كنی ( تا بنی اسرائيل هلاك آنان را خود می ديدند. ولی اينك مرا به قتل ايشان متّهم می سازند). آيا ما را به سبب كاری كه بی خردان ما كرده اند هلاك می سازی؟ ( خداوندا!ما را به گناه آنان مگير). اين ( درخواست نابجای رؤيت ، يا وقوع زلزله ، يا كار گوساله پرستی ) جز آزمايش تو چيز ديگری نيست كه به سبب آن (برابر قوانين و سنن يزدان و گسترده در گسترۀ جهان) هر كس را بخواهی ( و شايسته بدانی) هدايت می كنی. تو سرپرست ما هستی، پس برما رحم فرما