ا  چیزهانی  هستند که  آن  سرشت  سست  و  فرو پاشیده  و کجروی  را  به  تصویر  می‌زنند که  عقیده  و  شریعتی  به  بهبودی  و  اصلاح  آن  می‌پردازد که  موسی عليه السّلام   با  خود  به  ارمغان  آورده  است‌،  و  از  جانب  یزدان  سبحان  با  این  شدّت  و  حدّت  بدو  سخت  دستور  داده  می‌شود که  آن  را  با  قدرت  و  توان  هر  چه  بیشتر  دریافت  دارد،  و  به  قوم  خود  فرمان  دهد  تکالیف  و  وظائف  سخت  و  دشوار  آن  را  بپذیرند  و  در  راه  آن  چابک  و کوشا  باشند.

در  پایان  صحنه  و  در  آخر  سخن‌ گفتن  یزدان  با  موسی‌،  از  سرانجام ‌کسانی  صحبت  می‌شود که  در  زمین  به  ناحقّ  تکبّر  می‌کنند،  و  از  آیـه‌های  یزدان  و  رهنمودهای  او  دوری  می‌گزینند  و  بدانها  پشت  می‌کنند.  این  بخش  از  صحنه  و گفت‌،  متضمّن  تصویر  دقیقی  از  سرشت  ایـن  نوع  مردمان  است‌.  تصویری  است  روشن  و  زیـبا،  به  روشنی  و  زیبائی  تصویر  شگرف  قرآنـی  از  شـیوه‌های  سرشتها  و  نمونه‌های  درونها:

(سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ (١٤٦)وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاءِ الآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (١٤٧).

  از  (‌انـدیشیدن  دربـارۀ  نشـانه‌های  مـوجود  در  آفـاق  و انفس  و  از  فهم  كردن)  آيات  خود  كسانی را  باز  می‌دارم که  در  زمین  بـه  نـاحقّ  تکـبّر  مـی‌ورزند  (‌و  خویشتن  را  بالاتر  ازآن  می‌دانند  که  آیات  ما  را  بپذیرند  و  راه  انبیاء  را  در  پیش  گیرند)  و  اگر  هر  نوع  آیه‌ای  (‌از  کتاب  آسمانی  و  هر گونه  معجزه‌ای  از  پیغمبران  و  هر  قسـم  نشـانه‌ای  از  نشانه‌های  جهانی‌)  را  ببینند  بدان  ایمان  نمی‌آورند،  و  اگر  راه  هــدایت  (‌و  رسـتگاری‌)  را  بـبینند  آن  را  راه  خـود  نمی‏‎گیرند،  و  چنانکه  راه  گمراهی  را  ببینند  آن  را  راه  خود  می‏‎گیرند.  این  (‌انحراف  از  جادۀ  شریعت  خدا)  هـم  بدان  سبب  است  که  آیات  ما  را  تکذیب  کرده  و  از  آنها  غافل  و  بی‌خبر  گشته‌اند.  کسـانی  کـه  آیـات  (‌کـتاب  خوانـدنی  آسمانی  و  دیدنی  جهانی‌)  ما  را تکـذیب  مـی  دارند  و  بـه  ملاقات  (‌خدا  در  قیامت  و  به  زنده  شدن  بـعد  از  مرگ  و  حساب  و  کتاب‌)  آخرت  ایمان  نمی‌آورند،  اعمال  (‌نـیکی  که  انـجام  داده‌انـد  بـر  بـاد  مـی‌رود  و  بـاطل  و)  بـیهوده  می‌شود.  مگر  چنین  کسانی  جز  در  برابـر  کـارهائی  کـه  کرده‌اند  (‌و  معاصی  و  کفری  که  ورزیده‌اند)  پاداش  داده  می‌شوند؟‌.خداوند  بزرگ  مشیّت  و  ارادۀ  خود  را  دربارۀ کسانی  اعلان  می‌دارد که  به  ناحقّ  در  زمین  تکبّر  می‌کنند،  و  اگر  هر  نوع  آیه  و  معجزه‌ای  ببینند  بدان  ایمان  نمی‌آورند،  و  اگر  راه  هدایت  را  مشاهده‌ کنند  آن  را  در  پیش  نمی‌گیرند  و  بدان  راه  نمی‌روند،  و  اگر راه‌ گمراهی  را  مشاهده ‌کنند  آن  را  در  پیش  می‌گیرند  و  بدان  راه  مـی‌روند...  خدا  ایشان  را  از  آیات  خود  منصرف  و  رویگردان  می‌فرماید  و  دیگر  از  آنها  بهره‌مند  نمی‌گردند  و  بدانها  پاسخ  مثبت  نمی‌دهند  و  آنها  را  نمی‌پذیرند...  یعنی  آیات  او  را  در  کتاب  منظور جهان‌،  و  آیات  ا‌و  را  در کتابهای  نازل  شده  بر  انبیاء‌ گردن  نمی‌نهند...  این  بدان  سبب  است‌ که  آیات  خداوند  سبحان  را  تکذیب  می‌دارند  و  از  آنها  غافل  و  بی‏خبر  می‌مانند.

این  نمونه  از  مردمان‌،  در  لابلای  واژه‌های  قرآنـی  به  تصویر کشیده  می‌شوند،  بدان ‌گونه  که  انگار  لبخندها  و  جنشهای  آنان  را  می‏‎بینیم!

(الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ).

 کسانی  که  در  زمین  به  ناحقّ  تکبّر  می‌ورزند.

هرگز  بنده‌ای  از  بندگان  یزدان  در  زمین  او  به  حقّ  تکبّر  نمی‌ورزد.  چرا که ‌کبریاء  و  بزرگی  صفت  یزدان  یگانه  است  و  بس.  یزدان  جهان  در  آن  شـریکی  و  انبازی  را  نـمی‌پذیرد.  هر کجا  انسـانی  در  زمـین  تکبّر  ورزد  و  خود بزرگ بینی‌ کند،  آن  تکبّر  و  خود بزرگ ‌بینی  به  ناحقّ  است‌!  بدترین  تکبّر  و  خود بزرگ ‌بینی  خود  ادّعای  حقِ  ربوبیّت  در  زمین  بر  بندگان  یزدان  است ‌که  نمودار  در  به  دست ‌گرفتن  این  حقّ  با  قانونگذاری  برای  ا‌یشان  بجای  یزدان‌،  و  بنده‌ کردن  آنان  در  برابر  این  قانونگذاری  باطل  و پوح  است‌.  از  این  تکبّر  است ‌که  هـمۀ  انـواع  و  الوان  تكبّرهای  دیگر  نشأت  می‌گیرند.  این  نوع  تکبّر  پـایه  و  مایۀ  همۀ  بدیها  و  شرّها  و  سرچشمۀ  آنها  است‌.  بدین  خاطر  است‌ که  بقیّۀ  سیماها  و  نماها  به  میان  می‌آید:

(وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلا).

 و  اگر  راه  هدایت  (‌و  رستگاری‌)  را  ببینند  آن  را  راه  خـود  نمی‏‎گیرند،  و  چنانکه  راه  گمراهی  را  ببینند  آن  را  راه  خود  می‏‎گیرند.

این  سرشتی  است  که  از  راه  هدایت‌ کناره ‌گیری  می‌کند،  هر کجا  آن  را  ببیند،  و  به  راه‌ کج  می‌گراید،  هر کجا  برای  او  جلوه‌گر  آید.  انگار  ابزاری  در  ترکیب ‌بند  وجود  ایـن  سرشت  کار گذاشته‌اند که  جز  بدین  راه  نمی‌رود  و  جز  بدین  شیوه‌ کار  نمی‌کند!  این  سیمائی  و  نمائی  است‌ که  تعبیر  سخن  آن  را  ترسیم  می‌نماید،  و  با  چنین  سیما  و  نمائی  این  نمونه  متکبّر  را  قالب‌ریزی  و  صـورتگر‌ی  می‌کند،  نمومۀ  متکبّری‌ که  مشیّت  و  ارادۀ  خدا  خوا‌سـته  است  در  برابر  تکذیب  آیـات  الهی  و  غـفلت  از  آنـها،  ایشان  را با  منصرف  کردن  و  رویگردانی  از  ایـن  آیـات  برای  هـیشه‌،  به‌ کیفر  برساند  و  مجازات ‌گرداند.

انسان  با  این  نوع  آدمیان  برخورد  می‌کند،  آدمیانی ‌که  دارای  همین  صفات و  همین  نشـانه‌ها  و  همین  سـیماها  هستند.  آنان  را  می‌بیند  انگار که  از  هدایت‌ کناره‌ گیری می‌كنند  و  به  دنبال  گمراهی  می‌روند  بدون  اين  كه خودشان‌ کوشش  و  تلاشی  نشان  دهند،  و  بدون  این ‌که  اندیشه  و نظری  دا‌شته  باشند!  آنان  از  دیدن  راه  هدایت  کورند  و  از  آن  دوری  می‌گزینند،  و  از  راه ‌گمراهی  شادمان  و  خوشحال  می‌گردند  و  آن  را  دنبال  می‌کنند.  در  ضمن  از  آیـات  یزدان  مـنصرف  مـی‌شوند  و  آنها  را  نمی‏بینند  و دربارۀ آنـها  نـمی‌اند‌یشند  و  دستگاه‌های  پیکر آنان  الهامها  و  اشاره‌ها  و  آهنگها  و  نواهای  آیات  را  دریافت  نمی‌دارند  و  امواج  آنها  را  نمی‌گیرند.

سبحان‌الله‌!  از  لابلای  پسوده‌های  سریعی  که  در  عبارت  شگفت  