فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ (١٤٣)قَالَ يَا مُوسَى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالاتِي وَبِكَلامِي فَخُذْ مَا آتَيْتُكَ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ (١٤٤)وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الألْوَاحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً وَتَفْصِيلا لِكُلِّ شَيْءٍ فَخُذْهَا بِقُوَّةٍ وَأْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِهَا سَأُرِيكُمْ دَارَ الْفَاسِقِينَ (١٤٥)سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ (١٤٦)وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاءِ الآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (١٤٧).

ما  با  موسی  وعده  گذاشتیم  (‌که  برای  پـرورش  خـود  و  دریافت  پیام  سهمگین  آسمانی‌)  سی  شب  (‌به  مناجات  و  عبادت  بپردازد.  سپس  برای  پختگی  کامل‌)  ده  شب  بـر  آنها  افزودیم  و  بدین ‌وسیله  مدّت  (‌راز  و  نـیاز  و  سـوز  و  ساز  با)  پروردگارش  چهل  شب  تمام  شد.  موسی  (‌پیش  از  این  که  عازم  عبادت  و  مناجات  خدا  شـود)  بـه  بـرادر  خود  هارون  گفت‌:  در  میان  قوم  من  جانشین  من  باش  و  اصلاحگر  بوده  و  از راه  و  روش  تباهکاران  پیروی  مکن‌.  هنگامی  که  موسی  به  میعادگاه  ما  آمد  و پروردگارش  با  او  سـخن  گفت  (‌و  کلامی  را  شـنید  که  بـه  کـلام  کسـی  نمی‌ماند،  خواست  ذاتی  را  هم  بـبیند  کـه  چـیزی  مـثل  او   نيست.  لذا)  عرض  كرد:  پروردگارا!...  (خويشتن  را)  به   من  بنمای  تا  تو  را  بیینم  (‌و  جمال  والای  تو  را  بنگرم.  تـا  افتخار  گفتار  و  دیدار  نصیبم  گردد.  خدایش  بدو)  گفت‌:  (‌تو  با  این  بنیۀ  آدمی  و  در  این  جهان  مادی  تاب  دیدار  مرا  نداری  و)  مرا  نمی‌بییی‌.  و لیکن  (‌برای  اطمییان  خـاطر  از  این  که  تاب  دیدن  مرا  نداری‌)  به  کوه  (‌که  همچون  تو  ماده  و  بسی  نیرومندتر  از  تو  است‌)  بنگر،  اگر  (‌در  برابر  تجلّی  ذات  من‌)  بر  جای  خود  استوار  ماند،  تو  هم  مرا  خواهی  دید.  اما  هنگامی  که  پروردگارش  خویشتن  به  کوه  نمود،  آن  را  در  هـم  کوبید  و  موسی  بیهوش  و  نـقش  زمین  گردید.  وقتی  کـه  بـه  هـوش  آمـد  گفت‌:  پروردگارا!  تـو  منزّهی  (‌از  آن  که  با  چشمان  سر  قابل  رؤیت  باشی‌.  بلکه  این  چشمان  دل  و  خردند  که  می‌توانند  تو  را  مشــاهده  کنند)‌.  مـن  (‌از  ایـن  پـرسش  پشـیمانم  و)  بـه  سـوی  تـو  برمیگردم  و  من  نخستین  مؤمنان  (‌به  عظمت  و  جلال  یزدان  در  این  زمان‌)  هستم‌.  خدا  گفت‌:  ای  موسی‌!  من  تو  را  بـا  رسـالتهای  خویش  و  بـا  سـخن  گفتنم  (‌بـا  تـو  از  فـراسـوی  حـجاب  و  بـدون  واسـطه‌)  بـر  مـردمان  (‌همعصری  که  مأموریت  تبلیغ  احکام  آسمانی  بدانان  داری‌)  برگزیدم،  پس  آنچه  به  تو  داده‌ام  (‌یعنی  توراتی  را  که  به  دست  تو  سپرده‌ام‌،  مـحکم‌)  برگیر  و  از  زمرۀ  شکـر گزاران  (‌نـعمت  یـزدان‌)  بـاش‌.  و  بـرای  او  در  الواح  (‌تورات‌)  از  هر  چیز  (‌که  مورد نیاز  بنی‌اسرائیل  از  نصائح  و  حکّم  و  احکام  حلال  و  حرام  بود)  نوشتیم‌،  تـا  پند  و  اندرز  (‌زندگی‌)  و  روشنگر  همه  چیز  (‌در  امـر  تکـالیف  دینی  و  وظائف  شرعی  ایشان‌)  باشد.  (‌بدو  گفتیم‌:  ایـن‌)  الواح  را  با  تاب  و  توان  برگیر  (‌و  با  نشاط  فراوان  و  تلاش  بی‌امان‌،  مانند  دیگر  پپغمبران  اولوالعزم‌،  در  تبلیغ  آنـها  دامـن  هـمّت  بــه  کــمر  بـزن‌)  و  بـه  قوم  خود  (‌یـعنی  بنی‌اسرائیل‌)  فرمان  بده  نیکوترین  آنها  را  به  کار  بندند.  (‌مثلاً  عفو  را  بر  قصاص‌،  صبر  کردن  را  بر  پیروز  شدن‌،  آسان  گرفتن  را  بر  سخت  گرفتن،  و  بالأخره  آنچه  را کـه  دارای  اجر  بیشتر  است  بر  چیزی  تـرجیح  دهـند  کـه  از  ثـواب  کمتری  بـرخوردار  است‌)‌.  بـه  زودی  سـرزمین  گنهكاران  (نافرمان  و  خارج  شدگان  از  دستور  يزدان،  از قبیل‌:  عاد  و ثمود  و  قوم  لوط‌)  را  به  شما  نشان  مـی‌دهیم  (‌تا  بنگرید  و  عبرت  گیرید  و  بدانید  که  اگر  چون  ایشان  شوید،  سرانجام  تأسف ‌انگیزی  همچون  آنـان  خواهید  داشت  و  به  شما  هم  همان  می‌رسد  که  بدیشان  رسیده  است‌)‌.  از  (‌اندیشیدن  دربارۀ  نشانه‌های  موجود  در  آفاق  و  انـفس  و  از  فـهم  کردن‌)  آیـات  خود  کسـانی  را  باز  می‌داریم  که  در  زمین  بـه  نـاحق  تکبّر  می‌ورزند  (‌و  خویشتن  را  بالاتر  از آن  می‌دانند  که  آیات  ما  را  بپذیرند  و  راه  انبیاء  را  در  پیش  گیرند)‌،  و  اگر  هر  نوع  آیه‌ای  (‌از  کتاب  آسمانی  و  هر گونه  مـعجزه‌ای  از  پیغمبران  و  هر  قسم  نشانه‌ای  از  نشانه‌های  جهانی‌)  را  ببینند  بدان  ایمان  نمی‌آورند،  و  اگر  راه  هدایت  (‌و  رستگاری‌)  را  ببینند  آن  را  راه  خود  نمی‏‎گیرند،  و  چنانکه  راه  گمراهی  را  ببینند  آن  را  راه  خود  می‏‎گیرند.  ایـن  (‌انـحراف  از  جـادۀ  شـریعت  خدا)  هم  بدان  سبب  است  که  آیات  ما  را  تکذیب  کرده  و  از  آنها  غافل  و  بی‌خبر  گشته‌اند.  کسـانی  کـه  آیـات  (‌کـتاب  خواندنی  آسمانی  و  دیدنی  جهانی‌)  مـا  را  تکذیب  می  دارند  و  به  ملاقات  (‌خدا  در  قیامت  و  به  زنده  شدن  بعد  از  مرگ  و  حساب  و  کتاب‌)  آخرت  ایمان  نمی‌آورند،  اعمال  (‌نیکی  که  انجام  داده‌اند  بر  باد  می‌رود  و  باطل  و)  بیهوده  می‌شود.  مگر  چنین  کسانی  جز  در  برابـر  کـارهائی  کـه  کرده‌اند  (‌و  معاصی  و  کفری  که  ورزیده‌اند)  پاداش  داده  می‌شوند؟‌.سوره‌ي انعام آيه‌ي 3-1 
سوره  انعام
بسم الله الرحمن الرحيم
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ (١) هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ (٢) وَهُوَ اللَّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الأرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهْرَكُمْ وَيَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ(3)

پسوده‌های  گسترده‌ا‌ی  از  حقیقت  سترگی‌،  و  از  آواهای  بلندی،  در  سر  آغـاز  سوره  است‌.  ایـن  پسوده‌های  گسترده‌،  قاعدۀ کلّی  موضوع  سوره‌،  و  حقیقت  عقیده  را  به  تصویر  می‌کشد:

(الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ). 

ستایش  خداوندی  را  سزا  است  که  آسـمانها