  هر  چیزی  و  رهنمود  آن  در  مسیر  مشـخص  خود،  به  تـمام  و کمال  هویدا  است‌.  قالب  وحدت  و  همسوئی  نیز  در  قوانین  و  آثار  مترتّب  بر  آن‌،  ظـاهر  و  نمایان  است‌،  و  پژوهش  و  اندیشه  پـرده  از  روی  آنـها  برمی‏دارد،  اگر  پژوهش  و  اندیشه  طبق  برنامۀ  درست  و  شیوۀ  صحیح  انجام  پـذیرد.  از  همۀ ایـن  امور  غافل  نمی‌مانند،  و  از  همۀ  این  امور  رو گردان  نمی‌شوند،  مگر  بی‏‏‏خردان  و  نادانان‌،  هر  چند  هم  ادعای  (‌علم‌)  و  دانش  کنند،  همان ‌گونه ‌که  بسیاری  ادّعای  آن  را  دارند.

موسی عليه السّلام  به  پیش  می‌رود  و  برای  پیروان  خود  پرده  از  فرجام  بدی  برمی‏دارد  که  حاصل  درخواست  ایشـان  است‌.  این  فرجام  بد  را  با  نشان  دادن  سرانجام  مردمانی  به  تصویر  مـی‌زند که  ایشـان  را  در  حال  بت‌پرستی  دیده‌اند  و  خواسته‌اند  از  ایشان  تقلید  کنند:

(إِنَّ هَؤُلاءِ مُتَبَّرٌ مَا هُمْ فِيهِ وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ).

 اینان  (‌را  که  می‌بینید  به  بت‌پرستی  مشـغولند)  کارشان  (‌مایۀ‌)  هـلاک  و  نـابودی  (‌خودشان  و  مـعبودهایشان‌)  است‌،  و  آنچه  می‌سازند  و  می‏‎کنند  پوچ  و  نادرست  است‌.  شرکی ‌که  می‌ورزند،  و  مراسم  عبادی  و  پـرستشی‌ که  برای  معبودهایشان  می‌کنند،  و  زیستنی ‌که  بر  این  شرک  استوار  می‌گردد،  و  اربابان  و  خداوندگاران  متعدّدی  در  آن  سهیم  می‌شوند،  و  برده‌داران  و کاهنانی  که  در  پشت  سر  معبودها  و  خداوندگارها  جای  می‌گیرند،  و  حکمرانان  و  فرماندهانی ‌که  از  این  آمیزه  سلطه  و  قدرت  خود  را  دریافت  می‌دارند،  و  دیگر  چیزهائی  که  پیرو  انحراف  از  الوهیّت  یگانه  است‌،  همچون  فساد  و  تباهی  جهان‌بینیها  و  فرو پاشی  اندیشه‌ها  در  زندگی،  اینها  همه  و  همه  نابود  و  پوچ  هستند  و  بر  باد  می‌روند.  آنچه  در  انتظار  هر گونه  باطلی  است  از  هلاک  و  نابودی  در  نهایت ‌گشت  و گذار  و  برو  و  بیای ‌کار،  در  انتظار  این  چیز  باطل  نیز  هست‌! آن  گـاه  نـغمۀ  غـیرت  و  جانبداری  موسی عليه السّلام   از  خداوندگار  خود،  و  خشمگین  شدن  برای  رضای  یـزدان  سبحان،  و  شگفت  نـمودن  از  ایـن‌ که  پـیروانش  نـعمت  خدای  را  بر  خویشتن  فراموش  می‌نمایند،  در  حالی  که  نعمت  یزدان  هنوز  حاضر  و  آماده  در  برابر  دیـدگانشان  است‌،  بلندتر  و  بلندتر  می‌گردد:

(قَالَ أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِيكُمْ إِلَهًا وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ؟).

 گفت‌:  آیـا  جز  خدا  (‌کـه  آفریدگار  هـمۀ  کـائنات  است‌)  معبودی  برای  شما  جستجو  کنم‌؟‌!  و  حال  آن‌ که  او  است  کــه  شـما  را  (‌بــا  دادن  نــعمت  فـراوان‌)  بـر  مـردمان  

(  همعصرتان‌)  برتری  داده  است‌؟‌.

برتری  دادن  بنی‌اسرائیل  بر  جهانیان  روزگار  خود  بـدان  خاطر  است  که  از  میان  مشرکان‌،  آنان  رسالت  توحید  و  یگانه ‌پرستی  ر.ا  پذیرفته‌اند  و  گردن  نهاده‌اند.  بـرتری  و  والائی  در  چیز  دیگری  جز  این  نبوده  است  و  نیست‌.  با  چــنین  بـرتری  و  والائـی‌،  چـیزی  هـمطراز  و  هـمسان  نمی‌گردد.  از  دیگر  سو  خدا  ایشان  را  برگزیده  است  تـا  سرزمین  مقدّس‌[1]  را  بدیشان  واگذارد،  سرزمینی‌ که  در  آن  روزگار  در  دست  مشرکان  بود.  پس  بعد  از  همۀ  اینها  چگونه  از  پیغمبر  خود  درخواست  می‌کنند  معبودی  جز  خدا  را  برای  اینان  جستجو کند،  در  حالی  که  آنـان  در  نعمت  و  لطف  خدا  غوطه‌ور  هستند؟‌!

همان‌ گونه  که  شیوۀ  قرآن  مجید  است  آنچه  را که  از  زبان  دوستان  خدا  روایت  می‌کند  با  کلام  یزدان  پیوند  دهد،  روند  سخن‌،  کلام  موسی عليه السّلام  را  با  خطابی  از  یـزدان  سبحان  پیوند  می‌دهد که  دیگر  باره  متوجّه  قوم  موسی  است‌:

(وَإِذْ أَنْجَيْنَاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ يُقَتِّلُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ وَفِي ذَلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ).

 به  خاطر  بیاورید  زمانی  را  که  از  (‌دست  جور  فرعون  و)  فرعونیان  شما  را  نجات  دادیم‌.  آنان  که  به  شما  بـدترین  عذاب  را  می رساندند،  (‌و  شما  را  به  کارهای  طاقت فرسا  مــی‌گماشتند  و  هـمچون  حـیوانـتان  مــی‌انگـاشتند)‌.  پسـرانـتان  را  می‌كشتند  (‌تـا  نسل  شـما  کـم  شـود)  و  دخـترانـتان  را  (‌بـرای  خدمتکاری  خود)  زنـده  نگـاه  می‌داشتند.  در  این  (‌شکنجه  و  آزار  فرعون  و  فرعونیان‌،  و  نجات  بخشیدنتان  از  آن‌)  آزمایش  بزرگی  برایـتان  از  جانب  پروردگارتان  بود.

در  این  چنین  پیوندی‌ که  در  قرآن  مجید  میان  کلام  یزدان  سبحان  و  میان  کلامی  است ‌که  از  زبـان  دوسـتان  ایـزد  منّان  روایت  می‌گردد،  بزرگداشت  بس  شگفت  دوستان  یزدان  است  و  جای ‌کمترین  شکّی  در  آن  نیست‌. این  بزرگواری  و  تفضّلی  که  یزدان  در  حقّ  بنی‌اسرائیل  -  در  این  مورد  -  روا  می‌دارد،  در  اذهان  و  اعصاب  ایشان  بایگانی  و  آماده  بود.  هـمین  بـزرگواری  و  تـفضّل  بـه  تنهائی  بس  بود که  آنان  را  بر  آن  دارد  یادآور  شوند  و  ســپاسگزاری  کــنند...  خـداونـد  سـبحان  و  والا مـقام  دلهایشان  را  به  عبرت  و  پندی  رهنمود  می‌فرماید که  در  چنان  امتحان  و  آزمونی  نهفته  است‌...  امتحان  و  آزمون  عذاب‌،  و  امتحان  و  آزمون  نجات‌...  امتحان  و  آزمون  با  سختیها  و  دشواریها،  و  امتحان  و  آزمون  با  خـوشیها  و  برخورداری  از  نعمتها...

(وَفِي ذَلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ).

 در  این‌،  آزمایش  بزرگی  برایتان  از  جانب  پروردگارتان  بود.  

هیچ  یک  از  همۀ  اینها  گزاف  و  نـاسنجیده  نـبود.  بـلکه  آزمایشی  برای  پند  گرفتن  و  یـادآور  شدن‌،  و  تمرین  دادن  و  تربیت  کردن‌،  و  سره ‌سازی  و  آمـاده ‌سازی‌،  و  معذرت  مقدّم  برگرفتار کردن  و  به ‌گناه  گرفتن  بود...  آن،  هم  وقتی  صورت  می‌گرفت ‌که  امـتحان  و  آزمون  در  اصلاح  دلها  تأثیر  نمی‌کرد  و  سودمند  نمی‌افتاد.

*
این  صحنۀ  میان  موسی  و  پیروانش  پایان  می‌گیرد،  تـا  صحنۀ  هشتم  آغاز گردد،  صحنه‌ای  که  به  دنـبال  آن  می‌آید...  صحنه‌ای  است ‌که  موسی  عليه السّلام   در  آن  خویشتن  را  برای  دیدار  خداوندگار  بزرگوارش  آماده  مـی‌سازد.  خود  را  آماده  می‌کند  برای  ایستادن  در  حضور  با عظمت  باری  تعالی  در  همین  دنیا!  و  سفارشی‌ کـه  مـوسی  بـه  برادرش  هارون عليه السّلام   پیش  از  رفتن  به  این  ملاقات  عظیم  می‌کند:

(وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لأخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ).

 ما  با  موسی  وعده  گذاشتیم  (‌که  برای  پـرورش  خود  و  دریافت  پیام  سهمگین  آسمانی‌)  سی  شب  (‌به  مناجات  و  عبادت  بپردازد.  سپس  بر