لْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ. وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ. إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ. وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لاَيُقْصِرُونَ. وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلاَ اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَايُوحَى‏ إِلَيَّ مِن رَبِّي هذَا بَصَائِرُ مِن رَبِّكُمْ وَهُدىً وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ. وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ. وَاذْكُر رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ والآصَالِ وَلاَ تَكُن مِنَ الْغَافِلِينَ. إِنَّ الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لاَيَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ). 
گذشت  داشـته  بـاش  و  آسـانگیری  کـن  و  بــه  کـار  نیک  دســتور  بــده  و  از  نــادان  چشــم‌پوشی  کـن‌.  و  اگر  وسوسه‌ای  از  شیطان  به  تو  رسید  (‌و  خواست  شما  را  از  مسیر  منحرف  و  از  هدف  باز  دارد)  به  خدا  پناه  ببر  (‌و  خویشتن  را  بدو  بسپار)‌.  او  شـنوای  دانـا  است  (‌و  هـمه  چیز  را  می‌شنود  و  همه  چیز  را  می‌داند  و  هر  چه  زودتر  به  فریادت  می‌رسد)‌.  پـرهیزگاران  هنگامی  که  گرفتار  وسوسه‌ای  از  شیطان  می‌شوند  به  یاد  (‌عداوت  و  نیرنگ  شیطان‌،  و  عقاب  و  ثواب  یزدان‌)  می‌افتند،  و  (‌در  پرتو  یاد  خـدا  و  بـه  خـاطر  آوردن  دشـمنانگی  اهـریمن‌)  بـینا  می‌گردند  (‌و  آگاه  می‌شوند  که  اشتباه  کرده‌انـد  و  از  راه  حقّ  مـنحرف  شـده‌انـد،  و  لذا  شتابان  بـه  سـوی  حقّ  برمی‌گردند)‌.  و  امّا  شیاطین‌،  بـرادران  (‌اهـریمن  صـفت‌)  خود  (‌یعنی  کافران  و  منافقان  را  وسوسه  می‌کنند  و)  در  گمراهی  کمک  و  یاریشان  می‌دهند  تا  بدانجا  که  دیگر  (‌از  گناه  باز  نمی‌ایستند  و  از  هيچ  جنایتی‌)  کوتاهی  نمی‌کنند.  هنگامی  که  (‌در  نزول  وحی  تأخیر  می‌افتد  و)  آیه‌ای  برای  آنان  نمی‌آوری‌،  می‌گویند:  چرا  آن  را  بـرنمی‌گزینی  و  از  پیش  خود  نمی‌سازی‌؟‌!  بگو:  من  تنها  از  قـرآنــی  پـیروی  می‏‎كنم  که  بـه  مـن  وحی  مـی‌شود.  ایـن  قرآن  بینش  و  هدایت  و  رحمت  پـروردگارتان  است  بـرای  کسـانی  که  مؤمن  باشند  (‌چرا  که  ایشـان  بـرابـر  قوانین  آن  عمل  می‌کنند)‌.  هنگامی  که  قرآن  خوانده  می‌شود،  گوش  فـرا  دهید  و  خاموش  باشید  تا  مشمول  رحمت  خدا  شـوید.
پروردگارت  را  در  دل  خود،  با  فروتنی  (‌در  برابر  خدا)  و  هراس  (‌از  او)  و  آهسته  و  آرام‌،  صبحگاهان  و  شامگاهان  یاد  کن‌،  و  از  زمرۀ  غـافلان  مـباش‌.  بی‏گمان  کسـانی  کـه  مـقرّبان  (‌درگاه‌)  پروردگار  تـو  هستند،  خـویشتن  را  بزرگتر  از  آن  نمی‌دانند  که  به  پرستش  خدا  بپردازنـد،  و  بلکه  بـه  تسبیح  و  تـقدیس  او  مشـغولند  و  در  بـرابـر  او  کرنش  و  سجده  می‌برند.     (اعراف/199-206)
شاید  این  چکیده‌،  و  ایـن  گلچین‌های  فراوان  سوره‌،  سیماهای  ویژۀ  این  سوره  را  به  تصویر  بکشند،  و  ایـن  سوره  را  از  سورۀ  همتای  خود،  یعنی  انعام  در  این  سیماها  و  در  شیوه  و  برنامه  عرضه  داشتن‌،  جدا  و  ممتاز کند.  هر  چند  هم  هر  دو  موضوع  واحدی  را  بیان  می‌دارنـد که  موضوع  عقیده  ا‌ست  ...  ما  هر  نوع  تعبیر  و  تفسیر  آیات  را  و  شرح  و تفصیل  هر گونه  موضوعی  را که  این  سوره  برداشت  آن  را  داشته  باشد،  به  تأخیر  افکنده‌ایـم  و  به  رویاروئی  مفصّل  حواله  داشته‌ایم‌...  پس  با  اسـتمداد  از  یزدان  سبحان  و  در  پرتو  عنایت  ایـزد  منّان  به  پیش  می‌رویم  و  با  حرکت  برکت  را  می‌جوئیم‌...
--------------------------------------------------------------------------------
1- نگا:  فاطر/١٨٠.  (‌مترجم‌)
2- ‌مراجعه  شود  به  مقدمۀ  انعام  تا  شروع  تفسیر  آیات.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:105.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:106.txt">قسمت دوم</a></body></html>سوره‌ي اعراف آيه‌ي 9-1
سورة الأعراف 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
المص (1) كِتَابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ فَلاَ يَكُن فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنذِرَ بِهِ وَذِكْرَى‏ لِلْمُؤْمِنِينَ (2) اتَّبِعُوا مَاأُنْزِلَ إِلَيْكُم مِن رَبِّكُمْ وَلَا تَتَّبِعُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءَ قَلِيلاً مَاتَذَكَّرُونَ (3) وَكَم مِن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا فَجَاءَهَا بَأْسُنَا بَيَاتاً أَوْ هُمْ قَائِلُونَ (4) فَمَا كَانَ دَعْوَاهُمْ إِذْ جَاءَهُم بَأْسُنَا إِلَّا أَن قَالُوا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ (5) فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ (6) فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِمْ بِعِلْمٍ وَمَا كُنَّا غَائِبِينَ (7) وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (8) وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُونَ (9) 

(المص). 
الف‌...  لام‌...  میم‌...  صاد.

این  سراغاز  فرا‌هـم  آمده  است  از  حروف  مقطّعه  ...  دربارۀ  حروف  مقطّعۀ  همسان  اینها  در  سرآغاز  سورۀ  بقره  و  سوره  آل‌عمران  سخن ‌گفتیم‌،  و  ایـن  نظریّه  را  پذیرفتیم ‌که  می‌گوید:  حروف  مقطّعه  اشاره  دارد  به  این  که  چنین  قرآنی  ساخته  شده  است  از  نوع  همین  حروف  عربی‌ای ‌که  مردمان  آنـها  را به  کار  می‏‎برند،  امّـا  نمی‌توانند  از  آنها  سخنی  همچون  این  قرآن  را  بسازند.  این  امر  به  تنهائی  دلیل  و  برهانی  است  بر  این ‌که  ایـن  قرآن  دستینه  و  ساختار  انسان  نیست‌.  مردمان‌ که  حروف  و  واژه‌هائی  را  در  دسترس  داشته‌اند که  قران  ا‌ز  آنها  ساخته  و  پرداخته  شده  است‌،  ولی  نتوانسته‌انـد  از  ایـن  حروف  و  واژه‌ها  قرآنی  همچون  این  قرآن  را  فراهم ‌کنند  و  تهیّه  ببينند.  پس  به  ناچار  باید  راز  دیگری  در  فراسوی  این  حروف  و کلمات  باشد،  رازی  والاتر  از  نماد  آنها...  این  دیدگاهی  است  که  آن  را  ترجیح  می‌دهیم‌،  نه  اين كه  قاطعانه  بر  آن  تکیه  ورزیم‌،  و  بر  آن  عزم  را  جزم ‌کنیم  ...  یزدان  به  مراد  و  مقصود  خویش  از  هر کسی  داناتر  و  آگاه‌تر  است‌.

در  پرتو  چنین  سخنی  درست  است‌ که  بگوئیـم‌:  «‌المص‌»  مبتدا  است  و  خبر  آن‌:  (كِتَابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ)  است‌...  بدین  معنی‌:  این  حروف  مقطّعه  و  چیزی ‌که  از  آنـها  سـاخته  و  پرداخته  شـده  است‌،  واقعًا  ‌کـتاب  است‌...  همچنین  درست  است‌ گفته  شود:  «‌المص‌»  اشاره  به  بیدار  باش  و  هوشیار  باش  دارد.  آن  نیز  معنائی  است ‌که  آن  را  ترجیح  داده‌ایم‌.  و  (‌کِتَابٌ)  خبر  