  ببیند  چگونه  عمل  می‌کنید.
یزدان  سبحان  می‌داند  پیش  از  این ‌که  چیزی  پدید  آید  و  انجام  بگیرد،  آن  چیز  پدید  خواهد  آمد  و انجام  خواهد  پذیرفت‌.  و لیکن  سنّت  یزدان  و  دادگری  خداوند  منّان  بر  این  بوده  است  و  بر  این  رفته  است‌ که  انسانها  را  مورد  حساب  و کتاب  قرار  ندهد  تا  آن  عمل  آشکارا  از  ایشان  سر نزند،  عمل  غیبی‌ که  برای  علم  قدیم  ایزد  دادار  پیدا  و  هویدا  بوده  است  و  پیدا  است‌.[9]
**روند  قرآنی  موسی  و  پیروان  او  را  رها  می‌کند،  و  پرده  را  بر  آنان  فرو  می‌اندازد،  تا  پرده  را  از گوشۀ  دیگری  برای  نمایش  صحنۀ  ششم  بالا  ببرد،  صحنۀ  فرعون  و  پیروان  او.  یزدان  فرعون  و  فرعونیان  را  به  سبب  ظلم  و  طغیان  فرو  می‏‎گیرد،  و  و عده‌ای  را  تحقّق  می‌بخشد که  موسی  به  قوم  خود  داده  بود،  و  امیدی  را  برآورده کند که  موسی  به  خدای  خود  بسته  بود،  و  تـهدید  و  بیمی  را  راست ‌گرداندکه  بر  فضای  سوره  سایه  می‌اندازد،  و  همه  داستان  برای  محقّق  کردن  و  راست  گرداندن  آن  روایت  می‌شود.

صحنه‌،  آرام  آرام  آغاز  می‏‎گردد.  ولی  طوفان  کم‌ کم  به  سوی  آن  می‌وزد  و  می‌خزد.  ناگهان  اند‌کی  پـیش  از  فرو انداختن  پردۀ  نمایش‌،  طوفان  شدیدی  در می‌گیرد  و  همه  چیز  را  درهم  می‌ریزد  و  ویران  می‌کند،  و  همه  چیز  

  را  با  خود  به  آسمان  می‏‎برد،  و  روی  زمین  از  طاغوت  و  دار  و  دستۀ  طاغوت  پاک  و  زدوده  می‌شود.  دانستیم  و  آگاهی  پیدا  کردیم  که  بنی‏اسرائیل  شکیبائی  پیشه  کردند  و  به  پاداش  شکیبائی  خود  به  خوبی  و  خوشی  رسیدند،  و  فرعون  و  فرعونیان  دامن  به ‌گناه  آلودنـد  و به  سزای  گناهان  خود  به  هلاکت  رسیدند،  و  وعده  و  وعید  خدا  راست‌ گردید،  و  سنّت  خدا  جاری  و  ساری  شد.  بدین  معنی ‌که  تکذیب ‌کنندگان  پس  از  آزمون  ضرر  و  زیان  و  نعـمت  و  خوشی‌،  به  هلاکت  رسیدند:

(وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ (١٣٠)فَإِذَا جَاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُوا لَنَا هَذِهِ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسَى وَمَنْ مَعَهُ أَلا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ (١٣١)وَقَالُوا مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ (١٣٢)فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ آيَاتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا مُجْرِمِينَ (١٣٣)وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قَالُوا يَا مُوسَى ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرَائِيلَ (١٣٤)فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلَى أَجَلٍ هُمْ بَالِغُوهُ إِذَا هُمْ يَنْكُثُونَ (١٣٥)فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ (١٣٦)وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُوا وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُوا يَعْرِشُونَ (١٣٧).

ما  فرعون  و  فرعونیان  را  به  خشکسالی  و  قحطی  و  تنکی  معیشت  و  کمبود  ثمرات  و  غلاّت  گرفتار  ساختیم  تا  بلکه  مـتذکّر  کـردند  (‌و  از  خـواب  غفلت  بـیدار  شوند  و  از  سرکشی  و  ستم  خود  بکاهند  و  متوجّه  خدا  گردند  و  بـه  بنی‌اسرائیل  بیش  از  این  ظلم  و  جور  روا  نـدارنـد)‌.  ولی  (‌آنان  نه  تـنها  پـند  نگرفتند،  بـلکه‌)  هنگامی  که  نیکی  و  خوشی  بدیشان  دست  می‌داد  (‌-‌که  اغلب  هم  چنین  بود  -‌)  می‌گفتند:  این  به  خاطر  (‌استحقاق  و  امتیازی  است  که  بر  سایر  مردمان  داریم  و  ناشی  از  مـیمنت  و  مـبارکی‌)  مـا  است‌.  امّـا  هنگامی  کـه  بـدی  و  سـختی  بـدیشان  دست  می‌داد،  می‌گفتند:  (‌این  خشکسالیها  و  بلاها  هـمه  نـاشی  از)  نحوست  و  شومی  مـوسی  و  پـیروان  او  است‌!  هـان  (‌ای  مردمان  همۀ  اعصار  و  قرون  بدانـید)  کـه  بـدبیاری  آنان  تنها  از  جانب  خدا  (‌و  بـا  تـقدیر  و  تـدبیر  او  نـه  کس  دیگری‌)  بوده  است‌،  و لیکن  اکبر  آنان  (‌این  حقیقت  ساده  را)  نـمی‌دانسـتند  (‌و  دیگران  نـیز  اغلب  نمی‌دانـند  کـه  خوشی  و  ناخوشی  و  سختی  و  فراخـی  بـرابـر  اراده  و  مشیّت  خدا  به  انسان  دست  می‌دهد.  آنان  به  سبب  این  اندیشۀ  نـادرست‌)  گـفتند:  هـر  انـدازه  بـرای  مـا  مـعجزه  بیاوری  (‌و  هر  نوعی  از  معجزات  بنمائی‌)  تـا  مـا  را  بـدان  جـادو  کـنی‌،  مـا  بــه  تو  ایمان  نمی‌آوریم  (‌و  بـه  تو  نـمی‌گرویم‌)‌.  پس  (‌هـر  زمــان  بــه  مـصیبت  و  نکـبتی  دچارشان  کردیم  و  از  جمله‌:‌)  سیل‌،  ملخ‌،  شته‌،  قورباغه‌،  و  خون  بر  آنان  فرستادیم  كه  هر  یک  معجزۀ  جداگانه  و  روشنی  بود  (‌بر  صدق  موسی‌؛  و  او  پـیشاپیش  دربـارۀ  هر یک  جداگانه  و  مفصّل  سخن  گفته  بود  و  وقوع  هر  یک  را  خبر  داده  بود)  اما  آنان  تکبّر  ورزیدند  (‌و  خویشتن  را  بالاتر  از  آن  دیدند  که  حقّ  را  بپذیرند)  چرا  که  انســانهای  گناهکاری  بودند.  هر  زمـان  کـه  عذابـی  (‌از  عذابـهای  پنجگانۀ  مذکور)  بر  آنان  واقع  می‌شد  (‌از  شدّت  تـأثیر  و  فزونی  تألّم  آن‌)  می‌گفتند:  ای  موسی‌!  برای  مـا  خدای  خود  را  به  فریاد  خوان  و  از  او  درخواست  کـن  کـه  بـه  عهدی  که  با  تو  بسته  است  وفـا  کـند  (‌کـه  عـهد  نـبوّت  و  رســالت  است‌)‌.  اگر  عذاب  را  از  مـا  بـرداری‌،  سوگند  می‌خوریم  که  بـه  تو  ایـمان  بـیاوریم  و  همانگونه  کـه  خواسته‌ای‌)  بنی‌اسـرائـیل  را  هـمراه  تـو  مـی‌فرستیم  (‌و  آنــان  را  آزاد  مــی‌سازیم  تـا  بـه  یگانه ‌پرستی  مشـغول  شوند)‌.  امّا  هنگامی  کـه  عذاب  را  تـا  مـدّتی  کـه  سپری  می‌کردند  از  آنان  برمی‌داشـتیم‌،  ناگهان  پیمان ‌شکنی  مــی‌کردند  و  سوگند  خـود  را  نـقض  مــی‌نمودند.  تـا  (‌سرانجام  کار  بدانجا  رسید  که‌)  از  آنان  انتقام  گرفتیم  و  لذا  ایشان  را  در  دریا  غرق  نمودیم‌،  به  سبب  این  که  آنان  آیات  و  معجزات  ما  را  تکذیب  می‌کردند  و  از  (‌ایمان  و  اقرار  به‌)  آنها  غافل  می‌شدند  (‌و  در  حقّ  آنها  بـی‌توجّهی  می‌نمودند)‌.  و  ما  همۀ  جهات  و  نواحی  پر نعمت  و  بـرکت  سرزمین  (‌مصر  و  شام‌)  را  به  قوم  مستضعف  (‌و  در  بند  زنجیر  ظلم  و  ستم‌،  یعنی  بنی‌اسرائیل‌)  واگذ‌ار  کردیم‌،  و  وعدۀ  نیک  پروردگارت  بر  بنی‌اسرائیل‌،  به  خاطر  صـبر  و  اســتقامتی  که  نشان