ن‌ که  قبلاً  بدیشان  رسیده  است‌.  به‌ گونه‌ای  که  آغاز  و  انجامی  برای  آن  به  نظر  نمی‌رسد!  موسی  بدیشان  امـیدواری  خود  را  اعلان  می‌کند،  امیدواریش  به  الطاف  آفـریدگار  در  نابود کردن  دشمنانشان‌،  و  این‌ که  یزدان  جهان آنان  را  جانشینان  دشمنانشان  در  زمین  گرداند  تا  خدا  ایشان  را  در  امانت  جانشینی  بیازماید:
(قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُوا إِنَّ الأرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ (١٢٨)قَالُوا أُوذِينَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنَا وَمِنْ بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الأرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ (١٢٩).
موسی  به  قوم  خود  گفت‌:  از  خدا  یاری  جوئید  و  شکیبائی  کنید  (‌و  بدانید  که  فرعون  بندۀ  نـاتوانـی  بـیش  نـیست  و  فرمانروای  مطلق‌،  خدا  است  و)  بی‏گمان  خدا  زمین  را  بـه  کسانی  از  بندگان  خود  واگذار  می‌کند  که  خود  بخواهد،  و  سرانجام  (‌نیک  و  پسندیده  درگیر  و  دار  جـهان‌)  از  آن  پرهیزگاران  است  (‌آن  کسانی  که  مراعات  سنن  و  اسباب  می‌دارند.  از  قبیل‌:  اتّحاد  و  اتـّفاق  و  اعتصام  بـه  حقّ  و  اقامت  عدل  و  صبر  در  برابر  شدائد)‌.  گفتند:  پـیش  از آن  که  به  پیش  ما  بیائی  (‌گرفتار  شکنجۀ  فرعون  بوده‌ایم‌)  و  پس  از  آمدنت  (‌هم  از  سوی  او)  اذیّت  و   آزار  شده‌ایـم  (‌و  هم ‌اکنون  نیز  دچار  رنج  و  محنت  و  در  معرض  عذاب  و  عقاب  هستیم‌.  موسی‌)  گفت‌:  امید  است  که  پروردگارتان  دشمنتان  را  هلاک  سازد  و  شـما  را  در  زمـین  جایگزین  (‌او)  گرداند  تا  ببینید  چگونه  عمل  می‌کنید.  (‌آیا  راه  صلاح  یا  فساد  در  پیش  می‏گیرید؟  دادگری  یا  ستم  می‌ورزید؟  شکر  نعمت  بجای  می‌آورید  یا  کفران  نعمت  می‌کنید؟‌)‌.  این  دیدگاه  (‌پیغمبر)  دربارۀ  حقیقت  الوهیّت  و  تابش  آن  در  دل  او  است‌.  این  بینش  پیغمبر  دربارۀ  حقیقت  واقعیّت  جــــهان  هســتی  و  نـيروهائی  است  در  آن  دست‌ انـدر کارند.  هـمچنین  ایـن  نـظر  او  است  دربـارۀ  حقیقت  سنّت  الهی  و  آنچه  شکیبایان  بدان  امیدوارند  و  آن  را  می‌جویند.
برای  دعوت‌ کنندگان  به  سوی  خداوندگار  جهانیان  جز  پناهگاه  یکتائی  نیست‌.  این  پناهگاه  یگا،  پناهگاه  محکم  و  امـینی  است‌.  برای  آنـان  جز  سـرپرست  و  سـرور  یگانه‌ای  نیست‌،  و  او  سرپرست  و  سـرور  نـیرومند  و  توانائی  است‌.  بر  ایشان  واجب  است  شکيبائی  بکنند  و  استقامت  داشته  باشند  تا  این  سرپرست  و  سرور  یگانه‌،  اجازۀ  پیروزی  دهد  در  زمانی‌ که  در  پرتو  حکمت  و  علم  خود  آن  را  مقدّر  و  مقدور  می‌فرماید.  آنان  نباید  شتاب  کنند،  چرا که  ایشان  از  غیب  آگاه  نیستند  و  خیر  و  صلاح  را  نمی‌دانند.
زمین  از  آن  یزدان  است‌.  فرعون  و  قوم  او  جز  مهمانانی  در  آن  نیستند.  خدا  آن  را  به  هر کس  از  بندگانش  بخواهد  -‌برابر  سنّت  و  مطابق  حکمت  خود  -‌به  ارث  می‌رساند.  دیگر  دعوت ‌کنندگان  به  سوی  خداوندگار  جهانیان  نباید  به  چیزی  توجّه‌کنند  و  اهمّیّت  دهند که  به  ظاهر  چنین  به  بینندگان  نشان  می‌دهد  که  طاغوت  محکم  و  استوار  در  زمین  ایستاده  است  و  اصلاً  متزلزل  نمی‌گردد  و  از  جای  خود  برکنده  نمی‌شود  و  به ‌کنار  نمی‌رود...  زیرا  صاحب  و  مالک  زمین  است‌ که  مقرّر  و  معیّن  می‌دارد که  چه  وقت  طاغوتها  را  می‌راند  و  می‌میراند!
عاقبت  کار،  از  آن  پرهیزگاران  است‌...  زمـان  به  طول  بینجامد  یا کوتاه  بشود...  دیگر  به  دل  دعوت‌ کنندگان  به  سوی  خداوندگار  جهانیان  نباید  اضطراب  و  پـریشانی  دربارۀ  سرانجام  و  سرنوشت  راه  پیدا  کند  و  بگذرد،  و  نباید گمان  برند که  کافران  همیشه  در  شهرها  و کشورها  در گشت  و گذار  خواهند  بود  و  زمام  قدرت  را  به‌دست  می‌گیرند  و  زوال  نمی‌پذیرند.
این  نگاه  و  نگرش  (پیغمبر)  دربارۀ  حقایق  جهان  سترگ  هستی  است‌...  و  امّا  بنی‏اسرائیل،  بنی‌اسرائیل  است‌ا
(قَالُوا أُوذِينَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنَا وَمِنْ بَعْدِ مَا جِئْتَنَا).
 گفتند:  پیش  از  آن  که  به  پیش  ما  بیایی  (‌گرفتار  شکنجۀ  فرعون  بوده‌ایم‌)  و  پس  از  آمدنت  (‌هم  از  سوی  او)  اذیّت و  آزار  شده‌ایم  (‌و  هم ‌اکنون  نیز  دچار  رنج  و  محنت  و  در  معرض  عذاب  و  عقاب  هستیم‌)‌.
این  کلمات‌،  واژه‌هائی  هستند  که  پـرتو  ویـژه  و  معنی  خاصّ  خود  را  دارند.  این  واژه‌ها  اشاره  به  دلتنگی  و  نگرانی  دارند.  پیش  از  آمدنت  اذیّت  و  آزار  شده‌ایم  و  با  آمدنت  چیزی  تغییر  نکرده  است‌.  این  شکنجه  و  آزار  تا  بدانجا  به  درازا  کشیده  است  که  انگار  پایانی  ندارد!
  پیغمبر  بزرگوار  به  روال  خویش  به  پیش  می‌رود  و  به  شیوۀ  خود  عمل  می‌کند.  ایشان  را  به  یاد  خدا  می‌اندازد،  و  آنان  را  به  خدا  امیدوار  می‌کند،  و  بد‌یشان  امـید  می‌دهد که  چه  بسا  دشمنانشان  هلاک  و  نابود  گردند  و  آنان  در  زمین  جایگزین  ایشان  شوند.  ضمناً  بدیشان  آزمون  جایگزینی  را گوشزد  می‌کند:
(قَالَ عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الأرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ).
 گفت‌:  امـید  است  کـه  پـروردگارتان  دشمنتان  را  هـلاک  سازد  و  شما  را  در  زمین  جایگزین  (‌او)  گرداند  تا  ببیند  چگونه  عمل  می‌کنید.  (‌آیا  راه  صلاح  یـا  فسـاد  در  پیش  می‏گیرید؟  دادگری  یا  ستمگری  می‌ورزید؟  شکر  نعمت  بجای  می‌آورید  یا  کفران  نعمت  می‌کنید؟‌)‌.
او  با  دل  پیغمبر  می‏نگرد  و  سنّت  خدا  را  می‏‎بیند،  سنّتی  که  برابر  وعدۀ  او  به  شکیبایان  و کافران‌،  ساری  و  جاری  می‏‎گردد.  از  لابلای  سنّت  خدا،  هلاک  و  نابودی  طاغوت  و طـاغوتیان  را  می‏‎بیند،  و  جایگزینی  شکیبایانی  را  می‌نگرد که  از  یزدان  یگانه  جهان  مدد  و  یاری  می‏‎طلبند.  در  نتیجه  قوم  خود  را  تشویق  و  ترغیب  می‌کند که  راه  را  بسپرند  تا  سنّت  یزدان  ایشان  را  رو  به  چیزی  حرکت  دهد  که  خود  می‌خواهد...  از  هــان  آغاز  هم  بدیشان  می‌آموزد  که  خدا  ایشـان  را  جایگزین  طاغوت  و  طاغوتیان  می‌سازد  تا  آنـان  را  بیازماید  و  جایگزینی  ایشان  را  وسیلۀ  امتحانشان  نماید.  کاملاً  باید  بدانند  که  آنان  فرزندان  خدا  و  عزیزان  یزدان  نیستند  -  همان‌ گو‌نه  که‌ گمان  می‏‎برند  -  و  می‌گویند که  ایزد  متعال  در  برابر  گناهانشان  ایشان  را  عذاب  و کیفر  نمی‌دهد.  باید  بدانند  که  جهان  ناسنجیده  و  خود سرانه  نمی‏گردد،  و  بدون  هدف  به  پیش  نمی‌رود.  جهان  هستی  همچنین  جاودانه  نیست  و  دارای  زمان  محدودی  است‌.  زندگی  جانشین  شدن  این  یکی  به  جای  آن  یکی‌،  و  جایگزینی  این‌ گروه  به  جای  آن‌ گروه  است  و  بس!
(فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ).
 تا