  لا اله‌الّا الله  جنبش  و  یورشی  است  بر  ضدّ  حاکمان  و  فرمانروایانی ‌که  با  شرع  و  شریعتی  جز  شرع  و  شریعت  یزدان  بر  مردمان  فرمان  می‌رانند،  عرب  باشند  یا  غیرعرب‌.  گواهی  لا اله الّا ا‌للهُ‌‌  در  زوایای  حسّ  و  شعور  این  عربها  جدّیّت  و  اثر  ژرف  خود  را  داشت‌.  زیـرا  آنـان  مقاصد  و  مفاهيم  زبان  خود  را  خوب  می‌فهمیدند.  هیچ  یک  از  آنان  برداشتشان  این  چنین  نبود  که  ممکن  است  د‌ر  یک  دل  یا  یک  سرزمین‌،‌ گواهی  لا اله ‌الّا اللهُ،  همراه  با  حکو‌مت  و  فرماندهی  با  غیرشرع  یزدان‌ گرد  آید،  و  خدایانی  همراه  با  خداوندگار  جهان  در  میان  باشند.  هيچ‌کدام  از  عربها  گو‌اهی  لا اله  الّا اللهُ  را  بدانگونه  نـمی‌فهمیدند  که  امروزه  کسـانی  از  آن  می‌فهمند  و  برداشت  می‌کنند.  آن‌ کسانی‌ که  خویشتن  را  (مسلمان‌)  می‌نامند...  فهم  و  برداشتی  که  حیرت‌انگیز  و  بی‌مایه  و  بی‌ارزش  است‌!

اشراف  و  سران  قوم  فرعون‌،  وقتی‌ که  با  فرعون  رایزنی  می‌کردند،  این  چنین‌ گفتند:          

(إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ (١٠٩)يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ) (١١٠)            (‌هنکامی  که  موسی  نشانۀ  بزرگ  خدا  را  بنمود)  اشـراف  قوم  فرعون  (‌از  راه  تملّق  و  چاپلوسی  با  فرعون  همآوا  شدند  و)  گفتند:  واقعاً  این  جادوگر  مـاهری  است‌!  (‌و  کاری  که  می‌کند  معجزۀ  خدائی  نیست‌!)‌.  او  می‌خواهد  شـما  را  از  سرزمینتان  (‌که  مصر  است‌)  بیرون  کند.  چـه  می‌اندیشید  و  چه  نظر  می‌دهید؟  (‌آیا  در  حقّ  او  باید  چه  کرد؟  )‌.

سرانجام  رأی  آنان  بر کاری  قرار  گرفت‌:

(قَالُوا أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَأَرْسِلْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ (١١١)يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ) (١١٢) 

(‌سپس  به  فرعون‌)  گفتند:  (‌عجله  مکن  و  جریان  کار)  او  و  بـرادرش  (‌هـارون‌)  را  بـه  تـأخیر  بـینداز  و  (‌کسـانی  از  لشكریان  خود  را)  بـه  شـهرها  بـفرست  تـا  (‌جـادوگران  مجرّب  را)  جمع  کنند.  و  همۀ  جادوگران  مـاهر  را  (‌به  خدمت  تو)  بیاورند  (‌و  جادوی  موسی  را  باطل  و  کار  او  را  یکسره  سازند  و  دیگر  کسی  گول  او  را  نـخورد  و  بـه  دنبال  او  نرود)‌.

زمین  از کاهنان  در  معبدهای‌ گوناگون  موج  می‌زد.  کاهنان  هم  جادو  و  جنبل  می‌کردند.  در  همۀ  آئـینهای  بت‌پرستی  تقریباً ‌آئین  توأم  و  همراه  با  جادو  و  جنبل  بوده  است‌.  کاهنان  آئینها  و  پرده‌داران  و  حاجبان  خدایـان  به  سحر  و  جادو  دست  می یازیده‌اند!  این  پدیده  است  که  (‌متخصّصان  در  ادیـان‌)  آن  را  جمع‌آوری  می‌کنند،  و  برخی  از  آنان  دربارۀ  سحر  و  جادو  به  عنوان  مرحله‌ای  از  ترقّی  و  دگرگونی  عقیده  صحبت  می‌کنند!  و کافران  ایشان  می‌گویند:  دین  باطل  می‏‎گردد،  همانگونه  که  سحر  و  جادو  باطل‌ گردیده  است‌!  و  دانش  روزگار  دین  را  به  پایان  می‏‎برد،  همان‌گونه ‌که  روزگار  سحر  و  جادو  را  به  پایان  برده  است‌!  و  چیزهای  مزخرف  و  یاوه‌ای  که  نـام  (علم‌)  و  دانش  بدانها  می‌دهند.

رأی  اشراف  و  سران  قوم  فرعون  بر  آن  قرار گرفت ‌که  فرعو‌ن  موسی  را  تا  وقت  دیگری  مهلت  دهد  و  در کار  او  شتاب  نورزد.  کسانی  را  به  نواحی ‌گوناگون  مملکت  بفرستد  تا  برای  او  جادوگران  ماهر  و  ساحران  بزرگ  را  گردآوری ‌کنند،  تا  با  (‌سحر  موسی‌)  پیکار کنند  -  به  گمان  ایشان  -  با  سحری  همچو‌ن  سحر  موسی‌!

به  هرحال‌،  همۀ  چیزهائی‌ که  از  طغیان  و  سرکشی  فرعون  شناخته  شده  است‌،  و  هر  نوع‌ کاری  را که  در  ایـن  راه  انـجام  داده  است‌،  رویـهمرفته  از  طغیان  و  سرکشی  طاغوتهای  بی‌شمار  قرن  بیستم  کـمتر  و  نـاچیزتر  است‌!  طاغوتهای  فراوانی  که  در  این  قرن  با  دعوت  داعیان  به  سوی  ربوبیّت  خداوندگار  جهان  می‌رزمند  و  رودرروی  ایشان  می‌ایستند،  و  با  سلطه  و  قدرت  باطل  و  پوچ  خود  داعیان  این  دعوت  بزرگ  و  مهمّ  را  تهدید  می‌کنند  و  با  خـود  ایـن  دعوت  سترگ  به  نـیرنگ  و کینه‌توزی  می‌پردازند!

*
روند  قرآنی  جریان ‌کـار  فرعون  و  درباریان  او  را  در  میان  جمع  جادوگران  شهرها  متوقّف  می‌سازد  و  صحنۀ  آن  را گردآوری  می‌کند  و  پردۀ  صحنۀ  نخستین  را  فرو  می‌اندازد  تا  برای  نمایش  صحنۀ  دوم  دوباره  آن  پرده  را  بالا  ببرد  و کنار  بزند...  این  کار  از کارهای  زیبای  بیان  داستانهای  قرآنی  است‌.  انگار  داسـتان  هم ‌ایـنک  رخ  می‌دهد  و  مشاهده  می‌گردد،  نه  این ‌که  داستانی  است ‌که  نقل  و  روایت  بشود![3]

(وَجَاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قَالُوا إِنَّ لَنَا لأجْرًا إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ (١١٣)قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ) (١١٤)

جادوگران  نزد  فرعون  آمدند  و  گفتند:  آیا  اگر  ما  پیروز  گردیم  اجر  و  پاداش  مهمّی  خواهیم  داشت‌؟  گفت‌:  آری‌!  و  (‌علاوه  از  آن‌)  شما  از  مقرّبان  (‌درگاه  ما)  خواهید  بود.  آن  جادوگران  حرفه‌ای  بودند...  جادوگری  و  همچنین  غیبگو‌ئی  را  پیشۀ  خود کرده  بودند!  هدف  از  حرفه  و  پیشه‌،  هم  در  این  و  هم  در  آن  به  دست  آوردن  دستمزد  و  پاداش  است‌!  خدمتگذاری  سلطه  و  قدرت  باطل،  و  طاغوت  چیره  بر گردۀ  مردم‌،  وظیفۀ  افراد  حرفه‌ای  از  میان  رهبران  آئینی  است‌!  هر  زمان ‌که  اوضاع  از  اخلاص  بندگی  یزدان  انحراف  پیدا كند،  و  از  انحصار  حاکمیّت  به  خداوند  سبحان  به‌ کنار  رود،  و  سلطه  و  قدرت  طاغوت  بر  جای  شریعت  ایزد  منّان  مستقرّ  شود،  طاغوت  به  این  چنین  افراد  جیره‌خوار  حرفه‌ای  نیاز  پیدا  می‌کند،  و  در  برابر  حرفه‌ای  که  این  مزدوران  انجام  می‌دهند  بدیشان  پاداش  می‌دهد،  و  معامله  میان  طاغوت  و  آنان  صورت  می‌گیرد:  آنان  به  نام  دین‌،  از  سلطه  و  قدرت  طاغوت  پشتیبانی  می‌کنند  و  آن  را  شـرعی  و  قانونی  مـعرّفی  می‌نمایند،  و  طاغوت  نیز  بدیشان  پول  و  دارائی  می‌دهد  و  آنان  را  از  زمرۀ  مقرّبان  خو‌د  می‌کند!

فرعون  به  جادوگران  تأکید  می‌کند که  آنان  در  برابر  کاری  که  می‌کنند  مزد  می‏‎برند  و  پـاداش  می‌گیرند.  بدیشان  وعده  می‌دهد  که  افزون  بر  مزدی  که  دریـافت  می‌دارند،  مقرّب  درگاه  او  نیز  می‌گردند.  وعدۀ  تـقرّب  بدیشان  برای  تشویق  بیشتر  آنان  و  تحریک  ایشان  بر  بذل  نهایت  تلاش  خودشان  است‌...  فرعون  و  جادوگران  نمی‌دانند  که  چنین  موقعیّتی‌،  موقعیّت  مزدوری  و  نشان  دادن  مهارت  و  گمراه‌سازی  نیست‌.  بلکه  اینجا  جایگاه  معجزه  و  رسالت  و  پیوند  با  نیروی  چیره‌ای  است‌ که  جادوگران  برجسته  و  قلدران  زورمند  در  برابر  آن  تـاب  مقاومت  و  ایستادگی  ندارند.

*
جادوگران  درگرفتن  مزد  و  دریـافت  پـاداش  اطـمینان  داشتند،  و  برای  نـزدیکی  و  تـقرّب  به  فرعون‌ گردن  افراشتند،  و  آمادۀ  مسابقه  و  پیکار  شـدند...  ها