او  از  زیر  بار  آنها  به  در  می‌رود  و  آنها  را  نمی‌پذیرد،  همچون  بنی‏اسرائیل،  و  هر کسی  که  خداوند  آیـات  خود  را  بهرۀ  ایشـان  می‌سازد  و  از  زیـر  بار  مشکلات  و  تکالیف  آن  سر  باز  می‌زنند!  ایـن  هـم  صحنه‌ای  است ‌که  ما  را  با  شکلها  و  حرکتها  و  آهنگها  و  پیروی‌ که  دارد  به  یاد  صحنه‌های  سوره  انعام  و  همچنین  فضای  آن  می‌اندازد:
(وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ. وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ. سَاءَ مَثَلاً الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَأَنْفُسَهُمْ كَانُوا يَظْلِمُونَ. مَن يَهْدِ اللّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَن يُضْلِلْ فَأُولئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ. وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَيَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَيُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَيَسْمَعُونَ بِهَا أُولئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ).
(‌ای  پیغمبر)  برای  آنان  بخوان  خبر  آن  کسی  را  که  به  او  (‌علم  و  آگاهی  از)  آیات  خود  را  دادیـم  (‌و  او  را  از  احکام  کتاب  آسمانی  پیغمبر  روزگار  خود  مطّلع  ساختیم‌)  امّـا  او  از  (‌دستور)  آنها  بیرون  رفت  (‌و  بدانها  توجّه  نکرد)  و  شیطان  بر  او  دست  یافت  و  از  زمرۀ  گمراهان  گردید.  امّا  ما  اگر  می‌خواستیم  مقام  او  را  با  این  آیات  بالا  می‌بردیم  و  (‌دانشش  را  مــایۀ  ســعادتش  مـی‌نمودیم‌.  امّـا  اجبار  بر خلاف  سـنّت  مـا  است  و  لذا  او  را  بـه  حـال  خـود  رهـا  ساختیم‌)  لیکن  او  به  زمین  آویخت  (‌و  به  پستی  گرائید  و  به  سوی  آسمان  هدایت  بـالا  نرفت‌)  و  از  هـوا  و  هـوس  خویش  پیروی  کرد.  مَثَل  او  بسان  مَثَل  سگ  است  که  اگر  بر  او  بتازی‌،  زبان  از  دهان  بیرون  می‌آورد،  و  اگر  هم  آن  را  به  حال  خود  واگذ‌اری  زبان  از  دهان  بیرون  می‌آورد. این  داستان  گروهی  است  که  آیات  ما  را  تکذیب  می‌دارند.  (‌چنین  افرادی  بر  اثر  آرزوپرستی  و  دنیاپرستی‌،  دائـماً  در  پی  مال  اندوری  روان  و  نالانند  و  از  ترس  زوال  نعمت  و  هراس  از  مرگ  بـیقرار  و  بـی‌آرامـند)‌.  پس  داسـتان  را  برگو  بلکه  بیندیشند  (‌و  از  کفر  و  ضلال  برگردند)‌.  چه  بد  مَثَلی  دارند  کسانی  که  آیات  ما  را  تکذیب  می‌کنند.  آنان  (‌با  این  انحراف  و  انکار،  به  ما  سـتم  نـمی‌رسانند،  بـلکه‌)  بـه  خود  سـتم  مـی‌کنند  (‌چرا  کـه  خویشتن  را  از  سـعادت  اخروی  محروم  می‌سازند)‌.  هر  کـه  را  خداونـد  (‌بـه  راه  حقّ‌)  هدایت  کند،  حقیقةً  او  راه  یـافته  (‌و  بـه‌ سـعادت  دو  جهان  رسیده‌)  است‌،  و  هر  که  را  (‌به  سبب  سیطرۀ  هوا  و  هوسش‌،  از  این  توفیق  محروم  و  از  راه  حقّ‌)  گمراه  کند،  زیــانکار  ایشـانند.  مـا  بسـیاری  از  جنّیان  و  آدمـیان  را  آفریده  و  (‌در  جهان‌)  پـراکـنده  کـرده‌ایـم  که  مآل  آنـان  دورخ  و  اقامت  در  آن  است‌.  (‌این  بدان  خـاطر  است  کـه‌)  آنان  دلهائی  دارند  که  بدانها  (‌آیات  رهنمون  بـه  کمالات  را)  نمی‌فهمند،  و  چشمهائی  دارند  که  بدانها  (‌نشـانه‌های  خداشـناسی  و  یکتاپرستی  را)  نـمی‌بینند،  و  گـوشهائی  دارند  که  بدانها  (‌مواعظ  و  انـدرزهای  زندگی  سـاز  را)  نمی‌شنوند.  اینان  (‌چون  از  این  اعضاء  چنانکه  باید  سود  نمی‌جویند  و  منافع  و  مـضارّ  خود  را  از  هـم  تشـخیص  نمی‌دهند)  هـمسان  چـهارپایانند  و  بـلکه  سرگشته‌ترند  (‌چرا  که  چهارپایان  از  سنن  فطرت  پا  فراتر  نمی‏‎گذارند،  ولی  اینان  راه  افراط  و  تـفریط  مـی‌پویند)‌.  ایـنان  واقـعاً  بی‌خبر  (‌از  صلاح  دنیا  و  آخرت  خود)  هستند.
(اعراف/175-179) 
آن‌گاه  روند  قرآنی  به  پیش  می‌رود  و  از  مسائل  عقیده  مستقیمًا  سخن  می‌گوید.  در  لابلای  رشتۀ  سخن‌،  برخی  از  انگیزه‌های  صحنه‌های  جـهانی  بیان  می‌گردد،  و  از  عذاب  و  عقاب  و  انتقام  یـزدان  از  بزهکاران  بیم  داده  می‌شود.  دلهای  مردمان  نیز  با  پسوده‌هائی  به  تکان  در می‌آید،  و  بیدارباشهائی  تارهای  دلها  را  می‌نوازد  تا  بيندیشند  و  دربارۀ  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم  و  رسالت  او  به  تفکّر  پردازند:
(وَلِلّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنَى‏ فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ. وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ. وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِنْ حَيْثُ لاَيَعْلَمُونَ. وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ. أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِم مِن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ. أَوَلَمْ يَنظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَيْ‏ءٍ وَأَنْ عَسَى‏ أَن يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ. مَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلاَ هَادِيَ لَهُ وَيَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ).
خدا  دارای  زیباترین  نامها  است  (‌که  بر  بهترین  معانی  و  کامل‌ترین  صفات  دلالت  می‌نماید.  پس  به  هنگام  ستایش  یزدان  و  درخواست  حاجات  خویش  از  خدای  سـبحان‌)  او  را  بـدان  نـامها  فریاد  داریـد  و  بـخوانـید،  و  بـه  تـرک  کسانی  بگوئید  کـه  در  نـامهای  خدا  بـه  تـحریف  دست  می‌یازند  (‌و  واژه‌هائی  را  بکار  می‌برند  که  از  نظر  لفظ  یا  معنی‌،  منافی  ذات  یا  صفات  خدا  است‌)‌،  آنـان  کیفر  کار  خود  را  خواهـند  دیـد.  در  مـیان  آفریدگانمان‌،  گروهی  هستند  که  به  (‌سبب  دوست  داشتِ‌)  حقّ  (‌دیگران  را  بـه  ســــوی  حـــقّ‌)  دعـــوت  مـی‌کنند،  و  (‌در  حکـمها  و  داوریهایشان  هم  به  سبب  عشق  به  حق‌ّ)  به  حقّ  دادگری  می‌کنند.  کسانی  که  آیات  (‌قرآنی  و  نشانه‌های  جهانی‌)  ما  را  تکذیب  می‌دارند،  كم کم  گرفتار  و  (‌بـه  عذاب  خود)  دچـارشان  مــی‌سازیم‌،  از  راهـی  و  بــه  گونه‌ای  که  نمی‌دانند.  و  به  آنان  مهلت  می‌دهم  (‌و  در  عقوبت  ایشـان  شتاب  نمی‌ورزم  و  افسار  را  برایشـان  شـل  کـرده  و  در  گمراهی  رهایشان  می‌سازم‌)‌.  بی‏گمان  طرح  و  نـقشۀ  مـن  سخت  اسـتوار  است  (‌و  دائـماً  ایشـان  را  مــی‌پاید  و  نابودشان  می‌نماید)‌.  آیا  آنان  (‌تا  به  حال  دربارۀ  چیزی  که  پـیغمبر  ایشـان  را  بـه  سـوی  آن  دعوت  مـی